صرف نظر از ماهیت ذینفعان که میتواند به صورت کارمندان، مشتریان، سهامداران، سازمانهای غیر دولتی NGO و . . . در نظر گرفته شود، تمام مسائلی که به ذینفعان مربوط میشود، بایستی توسط شرکتها مورد توجه قرار گیرد (کوچیس، .(۲۰۰۶ دونالدسون۴ و پرستون(۱۹۹۵) ۵ بیان می-کنند که تئوری ذینفعان توسط محققان مختلف، به چند شیوه ارائه شده و مورد استفاده قرار گرفته است، که از هم مجزا بوده، و شامل متدولوژیها، شواهد و تجربیات، و معیارهای ارزیابی بسیار متفاوتی میباشند. آنها بر این اساس، تئوری ذینفعان را به سه جنبهی توصیفی، ابزاری) ۶ یا کاربردی)، و هنجاری طبقه بندی میکنند (شکل.(۲ جنبهی توصیفی به سادگی نشان میدهد که شرکت دارای ذینفعانی است. جنبهی ابزاری نشاندهندهی چگونگی در نظر گرفتن ذینفعان سازمان در طراحی استراتژیهای موفق میباشد. در نهایت، جنبه ی هنجاری، چرایی توجه شرکت به ذینفعانش را نشان میدهد (دونالدسون و پرستون، ۱۹۹۵؛ و فریمن، .(۲۰۰۴

در واقع این نظریه، گاهی برای توصیف و یا توضیح ویژگیها و رفتارهای خاص شرکتها، به عنوان مثال ماهیت شرکت؛ چگونگی تفکر اعضای هیئت مدیره در مورد منافع حوزههای شرکت؛ چگونگی مدیریت برخی شرکتهای بزرگ، و شناسایی وجود یا عدم وجود ارتباط بین مدیریت ذینفعان و دستیابی به اهداف سنتی شرکتها (سوددهی و رشد) توسط محققان مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین، در بسیاری از مطالعات کاربردی در زمینهی مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی، مرجعی صریح یا ضمنی برای در نظر گرفتن ذینفعان بوده، و در این مطالعات، از روشهای آماری متعارف، مشاهدهی مستقیم و مصاحبه استفاده شده است. در برخی مطالعات نیز، برای تفسیر عملکرد شرکت، شامل شناسایی دستورالعملهای اخلاقی یا فلسفی برای عملیات و مدیریت شرکت مورد استفاده قرار گرفته است (دونالدسون و پرستون، .(۱۹۹۵ پس از دونالدسون و پرستون، فریمن (۲۰۰۴) در مطالعه-ی خود سهم مطالعات دانشگاهی در رابطه با تئوری ذینفعان را از سال ۱۹۸۴ رو به رشد و گسترش بیان کرده و پژوهشهای انجام شده در این زمینه را در چهار حوزهی تئوریهای هنجاری کسب و کار، ادارهی امور شرکتی و تئوریهای سازمانی، مسئولیت پذیری و عملکرد اجتماعی شرکتی و مدیریت استراتژیک دسته بندی میکند.