و او معدوله :

۳۴- کلماتی را که دارای واو معدو له « واوی که اکنون تلفظ نمی شود» است از قبیل خواب و خورد و خویش و تنخواه، بنا به اصل تطابق ملفوظ ومکتوب همی بایست

ی واو خاب خرد خیش ، تنخاه بنویسیم − لیکن بدوسبب باقی گذاردن و اودر کتابت اولی  است یکی اینکه این و او نمایندهٔ تلفظی مخصوص است که وقتی رایج     و معمول بوده    و شاید هنوز نزد برخ از طوایف فارسی زبان زبان معمول باشد و اص رعایت اصل مقتضی است که آنها را با واو بنویسیم دیگر آنکه بیشتر این کلمات بدو وجه با واو خواب » به معنی نوم خاب ، به معنی باز « خوار » ذليل ، اسان ، « خار» شوك ناز ، کرشمه ، سنك خار «خوازه » «طاق نصرت خازہ » برشته و خمیر کرده

« خواستن » اراده « خاستن» قیام « خوال » خوردنى ، دوده « خال » خالو ، خال معروف «خوان » مائده خواننده « خان » خانه و کاروانسرای« آبخوست » جز بره « آبخست » میوهٔ اب انداخته و تباه شده و خویش » خود ، قریب « خیش » گاو آهن خورد» فعل ماضی از خوردن « خرد » کوچات ، ریزخورده » صفت مفعولی از خوردن « خرده » کوچک بادخوان» هرزه گوی « بادخان » باد گیر معدودی کلمات  به هر دو وجه امده و در فرهنگها ضبط شده است لیکن به يك – معنی مشهورترا نہا : اخور خیافی لا نام ولایتی از خراسان »خواگینه نشخوارجب است که ) اخر خو اف * خاگینه، نشخار ضبط کرده اند نوشتن این کلمات اصلی ترجیح اشر را باید پیروی کرد بصورتی که معمول مهد اول است بايد نوشت ۲- اما تلفظ خاع که پیش .۳ واو معدو له است