استانداردهای ارزیابی نمایه و چکیده های منتشر شده

استانداردها

از دیدگاه نظری، مقایسه نمایه ها و چکیده ها با استانداردهای منتشر شده، بهترین راه برای ارزیابی آنها است. تا سال ۱۹۹۷، استانداردهای مرتبط برای کشورهای انگلیسی زبان عبارت بودند از:

رهنمودهایی برای چکیده نویسی ۱۹۹۷ – ANSI/NISOZ39.14

معیارهای پایه برای نمایه ها ۱۹۸۴ – ANSI/Z39.4

رهنمودهایی برای محتوی، ساماندهی و ارائه نمایه ها ۱۹۹۶ : ۹۹۹ ISO

الگوهایی برای بررسی مدارک، تعیین موضوعات آنها و انتخاب اصطلاحات نمایه ای ۱۹۸۵ ,۵۹۶۳ ISO

تهیه نمایه های کتاب ها، ادواری ها و سایر مدارک ۱۹۸۸ : ۳۷۰۰ BS

بررسی مدارک، تعیین موضوعات آنها و انتخاب اصطلاحات نمایه ای ۱۹۸۴ : ۶۵۲۹ BS

توجه داشته باشید که این استانداردها بیشتر بر تولید، و نه بر فرآیند، تاکید دارند: نمایه ها وچکیده ها و نه نمایه سازی و چکیده نویسی، فقط استانداردهای ۵۹۶۳ ISO و ۶۵۲۹ BS بر فرآیند اشاره دارند. از آنجا که این استانداردها بر دشوارترین جنبهٔ نمایه سازی نظر دارند، تصمیم گیری درباره اینکه واقعاً محتوای قابل نمایه یک مدرک چیست دشوار است؛ آنها از جهاتی سودمندترین استانداردهایی هستند که با تحلیل محتوایی مدارک سروکار دارند.  

درحقیقت، اگرچه این انتشارات مختلف را مؤسسات استاندارد منتشر کرده اند، اما به دشواری می توان آنها را به عنوان استانداردهای واقعی در نظر گرفت. یک استاندارد واقعی باید دقیق (مثل استاندارد برای ترکیبات یک آلیاژ) و قابل اجرا باشد(مثل استانداردی که مشخص میکند خاصی از فولاد باید x مقدار مقاومت داشته باشد). بدیهی است که نمایه سازی و چکیده نویسی فعالیت هایی هستند که (جز در شرایط بسیار خاصی که ویرایشگران یک مجلهٔ بخصوص وضع و تحمیل می کنند) نه دقیق هستند و نه قابل اجرا غیردقیق بودن و ذهنی بودن آشکار نمایه سازی را می توان در این حقیقت مشاهده کرد که کمیته گسترش استانداردها، وابسته به سازمان ملی استاندارد اطلاع رسانی آمریکا، با بازنگری استاندارد ANSIZ۳۹/۴ نتوانست بر یک استاندارد واحد توافقی را به دست آورد ودر نتیجه به انتشار یک گزارش بسنده کرد که بتواند به عنوان یک منبع جدید در زمینه نمایه سازی (یعنی رهنمودهایی برای نمایه ها، ۱۹۷۷) عمل نماید.

در نتیجه، این گزارش فقط یک شماره گزارش گرفت، نه شماره رسمی علایم استانداردهای Z۳۹ را تا زمانی که نتوان (و احتمالاً نمیتوان) استانداردهای واقعی را برای فعالیت های فکری وضع کرد، دشوار است که بتوان چنین موشکافی هایی را دریافت، و بیشتر “استانداردها باید خود را چیز دیگری (رهنمودها” یا معیارها’) بنامند. این استانداردها، آنها را هر چه که می خواهید بنامید، به اندازهای دقیق نیستند که بتوان در ارزیابی نمایه ها یا چکیدهها یا نمایه سازی و چکیده نویسی – جز در موارد بسیار سطحی – از آنها استفاده کرد. بعلاوه، استانداردهای نمایه سازی اصولاً بر نمایه های چاپی و نمایه های انتهای کتاب تکیه دارند.