طبقاتی که بر مبنای ارتباطات استنادی شکل می گیرند بر طبقاتی که از طریق نمایه سازی موضوعي مرسوم ایجاد میشوند برتری هایی دارند. آنها مستقل از زبان و تغییرات اصطلاح شناختی عمل میکنند. ممکن است نام یک بیماری، در طول زمان، بیش از یک بار تغییر کند؛ این مسئله نمی تواند مانعی برای جستجو درباره این بیماری از طریق نمایه استنادی باشد، به ویژه اگر اولین مقاله ای که بیماری را شناسایی کرده برای کاوشگر معلوم باشد و آن مقاله هنوز هم کراراً مورد استناد قرار میگیرد.

البته، از اصول پیوند کتاب شناختی میتوان برای ایجاد رابطه بین مقالاتی به زبانهای کاملاً متفاوت استفاده کرد؛ مثلاً شناسایی مقالاتی به زبان روسی و چینی که شدیداً به یک مقاله انگلیسی مرتبط هستند. همچنین، یک طبقه از مقالات هم استناد می توانند مدارکی به چندین زبان را دربر داشته باشند. نکته مهم تر آنکه با گذشت زمان و با مشاهده روابط تازهای در بین نتایج تحقیقات از سوی محققین بعدی، طبقاتی که از طریق هم استنادی شکل میگیرند نیز تغییر خواهند کرد. با بازگشت به شکل ۱۰۸، نویسندگان مدارک آن و ها رابطه ای را در بین مدارک “الف، ب و جا مشاهده می کنند اما ممکن است سال های زیادی این رابطه ناشناخته مانده باشد. مدارک “الف” ، “ب” و “ج” برای اولین بار در سال ۱۹۸۹ طبقه ای از مدارک را شکل می دهند زیرا در سال ۱۹۸۹ بود که هر دو مدرک ن” و “ه” منتشر شدند،

اما ممکن است مدرک “الف” در دهه ۱۹۳۰، مدرک ご「 ۵در دهه ۱۹۵۰ و مدرک آب در دهه ۱۹۷۰ منتشر شده باشند. تاریخچهٔ تحقیقاتی که طبقه های حاصل از نمایه سازی موضوعی مرسوم را با طبقه های حاصل از ارتباطات استنادی مقایسه کردهاند به سی سال قبل بازمیگردد (کسلر، ۱۹۶۵). پائو (۱۹۸۸)، پائو و وورسین” (۱۹۸۹) و شاو (b ۱۹۹۰) جدیدترین تحقیقات مقایسه ای در این زمینه را انجام دادهاند. انجام یک جستجو بر مبنای ارتباطات استنادی (استناد مستقیم، پیوند کتابشناختی یا هم استنادی) ممکن است مدارکی را ارائه کند که از طریق جستجوهای معمول موضوعی در نمایه های چاپی یا پایگاه های درون خطی حاصل نیایند،

اما روشهای معمول جستجو نیز احتمالاً مدارکی را بازیابی میکنند که ارتباطات استنادی نمی توانند آنها را ارائه دهند. این دو روش، به جای رقیب بودن، بیشتر مکمل یکدیگرند. ووک (۱۹۸۵a,b) به این حقیقت اشاره می کند که از ارتباطات ارجاعی / استنادی در بازیابی اطلاعات میتوان برای ایجاد مجموعه ای بهبود یافته ” از مدارک بازیابی شده استفاده کرد. یعنی، وقتی یک راهبرد کاوش، به روشی طبیعی و با استفاده از کلمات متن یا اصطلاحات کنترل شده بر یک پایگاه اعمال شد، می توان مجموعه مدارک بازیابی شده را به مدارکی افزود که ازطریق استنادات کتابشناختی به آنها مرتبط هستند. او پیشنهاد میکند که مجموعهٔ مدارک وابسته به مدارکی بازیابی شده را باید از طریق افزودن مدارکی که استناد کرده اند بهبود بخشید. این اصطلاحات جدید میتوانند اصطلاحاتی نمایه ای باشند که به مدارکی استناد شده اختصاصی یافتهاند یا می توانند اصطلاحات متنی باشند که از چکیده ها یا عناوین استخراج شده اند.

او پیشنهاد میکند که بهبود بخشی از طریق استخراج اصطلاحات از عناوین مدارکی استناد شده عملی تر است. سالتون و زانگ (۱۹۸۶) ازطریق افزودن کلمات عنوان که از عناوین مدارکی از نظر کتاب شناختی مرتبط استخراج شده بودند، ارزش بهبود بخشی مجموعه ای از اصطلاحات وابسته به اصطلاحات بازیابی شده را مورد بررسی قرار دادند.

کلمات عنوان از

الف) مدارکی که مدارکی بازیابی شده به آنها استناد کرده بودند،

ب) مدارکی که مدارک بازیابی شده را مورد استناد قرار داده بودند و

ج) مدارک هم استنادی استخراج شده بودند. آنها نتیجه گیری کردند که اگرچه به این روش می توان بسیاری از کلمات محتوایی مفید را استخراج کرد اما کلماتی با ارزشي نیز استخراج خواهند شد،

و اینکه این فرایند به اندازه ای معتبر نیست که بتواند واردشدن در عملیات سیستم های بازیابی را توجیه کند. بدیهی است که روابط ضمنی یا تلویحی در بین مدارکی موجود در یک شبکهٔ ابرمتن یا ابررسانه، به اتصالات استنادی که دراینجا به آن اشاره شد بسیار شباهت دارند. در فصل ۱۶ مفاهیم نمایه سازي اتصالات ابرمتن  ابررسانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. کتابی که آگوستی” و اسمیتن (۱۹۹۶) ویرایش کردهاند، منبع مناسبی برای تحقیقات جدیدی است که دربارهٔ استفاده از اتصالات ابرمتن در بازیابی اطلاعات انجام شده اند.