انسجام در تحلیل مفهومی در برابر انسجام در ترجمه

بررسی های انسجامی که در این فصل مورد بحث قرار گرفت تفاوت بین مراحل تحلیل مفهومی و ترجمه در نمایه سازی را تیره و تار میکنند. به هرحال، پړشل (۱۹۷۲) تلاش کرد این دو مرحله را از یکدیگر جدا نماید تا بتواند تعیین کند که آیا نمایه سازان در مرحله تحلیل مفهومی بیشتر با هم توافق دارند یا در مرحله ترجمه مفاهیم به اصطلاحات نمایه ای. نتایج بررسی او نشان داد که نمایه سازان بیشتر بر انچه که باید نمایه شود (تحلیل مفهومی) توافق دارند نه بر چگونگی توصیف مفاهیم (ترجمه). به هرحال، باید اذعان داشت که نمایه سازان حاضر در این بررسی از واژگان کترل شده استفاده نکردند اما برای موضوعات، خود، برچسب های شفاهی ساختند. در این مطالعه، نتایج کاملاً متفاوتی که ممکن بود به دست آید

تاثیری همسان با عادی سازی یک واژگان کنترل شده را ارائه داد. شکل های ۲۸ تا ۳۱ مثالهایی از مجموعه های اصطلاحات نمایه ای را نشان میدهند که دو نمایه ساز مختلف به مقالات اختصاص داده اند. در همهٔ نمونه ها، واژگان مورد استفاده از اصطلاحنامه توصیفگرهای اریک اخذ شده اند. این نمونه ها، همه، مثال های واقعی از روش های جایگزین در نمایه سازی هستند. دانشجویان مدرسه علوم کتابداری اطلاع رسانی در دانشگاه الینویز” این نمایه سازی ها را به عنوان یک تکلیف درسی انجام دادند. نگارنده، مثال ها را از میان مجموعهٔ عظیمی از منابع و در طول چندین سال گزینش کرده بود. دانشجویان می توانستند هر مقاله ای که موردعلاقه آنها بود را برای نمایه سازی انتخاب کنند و کاملاً این احتمال وجود داشت که چند دانشجو مقاله مشابهی را برای نمایه سازی برگزینند.

تکثیر چند باره برخی از مقالات به این دلیل بود که آنها میتوانستند برخی از مشکلات موجود در دستیابی به توافق در بین نمایه سازان را نشان دهند. شکل ۲۸ حد اعلای یک مثال است: از ۱۶ اصطلاح اختصاص داده شده، فقط یک اصطلاح مشترک وجود دارد. مقاله در رابطه با ممانعت افراد از پادرمیانی در زمانی است که جرمی را مرتکب می شوند. توجه کنید که دو نمایه ساز چگونه از دیدگاه هایی متفاوت – نمایه ساز با

1

شکل ۲۸. دو روش برای نمایه سازی مقالهای با عنوان چه هنگام تماشاچی میایستد

بیشتر از منظر اجتماعی و قانونی و نمایه ساز “الف” بیشتر با دیدگاهی روانشناسی – به مقاله نگریسته اند.

مثال موجود در شکل ۲۹ نیز وضعیت چندان مناسب تری ندارد. در بین اصطلاحات اصلی، نمایهسازان فقط بر روی یک اصطلاح توافق داشتهاند. مقاله دربارهٔ برنامهای است که یک کتابخانه عمومی تدارک دیده بود تا بتواند متون مربوط به بچه های پیش دبستانی را به والدین آنان آموزش دهد. نمایهساز با موضوع آموزش پیش دبستانی را مورد توجه قرار داده است درحالی که این والدین هستند، نه بچه ها، که باید آموزش ببینند؛ نمایه ساز “الف” (که احتمالاً دقیق تر عمل کرده است) موضوع آموزش والدین را برای مقاله درنظر گرفته است. نمایه ساز “ب” که یک دانشجوی علوم کتابداری نیز هست، در بیان اینکه این برنامه در کتابخانه اجراشده کوتاهی کرده است. از سوی دیگر، نمایهساز “الف” مشخص نکرده است که محتوای برنامه مربوط به خردسالان است. توجه داشته باشید که دو نمایهساز از اصطلاحاتی استفاده کردهاند که با یکدیگر رابطه بسیار نزدیکی دارند: علایق مطالعاتی در برابر گرایشات مطالعاتی،ارزیابی متون در برابر نقد متون، منابع خواندنی در برابر گزینش منابع خواندنی

2

شکل ۲۹. دو روش برای نمایه سازی مقالهای با عنوان دوره آموزشی متون مربوط به خردسالان برای بزرگسالان

این مثال، مشکلاتی را نشان می دهد که در استفاده از واژگان کنترل شده وجود دارد؛ یعنی در واژگان کنترل شده اصطلاحاتی وجود دارند که بسیار به یکدیگر نزدیک هستند یا بخشی از واژگان با یکدیگر همپوشانی دارند. این مشکل، به ویژه زمانی که نمایه سازان کاملاً با حوزه موردنظر این اصطلاحات آشنایی ندارند، حادتر میشود.شکل ۳۰ با نگاهی دقیق تر، دو اصطلاح اصلی را مورد توجه قرار داده است. باوجود این، دراینجا نیز شواهدی از تفاوتهای ترجمهای مشاهده می شود. نمایه ساز “الف” با استفاده از اصطلاحات مدارس آموزشی و آموزش عالی، مفهوم مدارس عالی آموزشی را بیان کرده است درحالی که نمایه ساز اب ، اصطلاحات مدارس آموزشی و مطالعه دانشگاهی را

3

شکل ۳۰. دو روش برای نمایه سازی مقالهای با عنوان مشاوره در مدارس عالی آموزشی

انتخاب کرده است. همچنین، جایی که نمایه ساز “آب” از اصطلاح نگرش معلمین استفاده کرده، نمایه ساز “الف” اصطلاح نظرات، و جایی که نمایه ساز با اصطلاح رابطه شاگرد- معلم را مورد استفاده قرار داده، نمایه ساز “الف از اصطلاحات ارتباطات بین حرفه ای و مشاوران دانشکده ای استفاده کرده است.

باور کردن نتایج نمایه سازی ارائه شده در شکل ۳۱ دشوار است. در دوازده اصطلاح انتخاب شده، هیچ اصطلاح مشترکی وجود ندارد. در اینجا نیز مشکلات مربوط به استفاده از اصطلاحات مرتبط و / یا همپوشان به وضوح نشان داده شده است: از پنج اصطلاح در زمینهٔ مطالعه استفاده شده است اما همهٔ آنها با یکدیگر تفاوت دارند. به هرحال، در این مثال باید نمایه سازی نمایه ساز “الف” را نسبتاً ضعیف درنظر گرفت: سطح آموزشی مشخص نشده ومدرک با اصطلاح عام آموزش مواد سمعی و بصری نمایه شده است درحالی که مدرک اختصاصاً دربارهٔ تلوزیون است. در هنگام نمایه سازی این مدرک، اصطلاح تلویزیون مداربسته در اصطلاحنامه وجود نداشت.

هشت دانشجوی ناشناسی که کار آنها در شکل ۳۱- ۲۸ مورد بررسی قرار گرفت، گرچه  

4

شکلی ۳۱. دو روش برای نمایه سازی مقالهای با عنوان تلویزیون مداربسته: ابزاری جدید برای آموزش فنون مطالعه

دانشجویانی باهوش، علاقمند و با انگیزه بودند، اما نمایه سازان بسیار باتجربه ای به حساب نمی آمدند. این برنامه درست شبیه به این بود که نمایه سازانی با تجربه فراوان – بهویژه با تجربهٔ بیشتری درزمینه استفاده از اصطلاحنامه – میخواهند کار متجانسی را ارائه دهند. با این حال، این مثالها میتوانند برخی از موانع موجود برای انجام یک نمایه سازی متجانس را

5

شکل ۳۲ چیزی کاملاً متفاوت است. دراینجا دو دانشجو پیش از آنکه مفاهیم را به اصطلاحات کنترل شده ترجمه کنند، لغات و عباراتی را ثبت کردند که می توانست تحلیل موضوعی آنان از مقاله را ارائه دهد. این مقایسه بسیار آموزنده است. جدای از این حقیقت که هر دو مجموعهٔ اصطلاحات به رمانهای هارل کویین تعلق دارند، اما آنها نمایهسازان] نقطه اشتراک کمی داشتند. تفسیر نمایه ساز “الف”، “لطیف و خیالپردازانه است، درحالی که باید گفت تفاسیر نمایه ساز با زمخت و خشن به نظر میرسد. نمایهساز “الف” فقط از سه اصطلاح  منفی (تضاد، استیلا، رنجشی) استفاده کرده درحالی که نمایه ساز “ب” اصطلاحات افراطی زیادی را به کار گرفته است. چنین  تفاسیر اساسا متفاوتی  از معنای یک برای  استفاده در نمایه سازی به عنوان یک ابزار روان تحلیلی قابل بحث وبررسی است

گرچه ممکن است دو یا چند نفر برروی اصطلاحاتی که برروی یک مدرک اختصاص دهندباهم کاملا توافق نداشته باشندامااین مسله در نمایه سازی مسله عجیب وغریبی نیست  ساراسویک و دیگران (۹۸۸ ۱) دریافتند که اصطلاحات مورد استفادهٔ کاوشگران مختلف برای درخواستی مشابه،با یکدیگر همپوشانی کمی دارند. بعلاوه، مدارکی که کاوشگران مختلف بازیابی کرده بودند با یکدیگر همپوشانی کمی داشتند و هر کاوشکر تمایل داشت که تعدادی مدرک مرتبط بیابد نه مدارکی که سایرین بازیابی کرده بودند. ساراساسویک، نیاز به چندین کاوش برای یک درخواست واحد از طریق افراد مختلف و با نتایج رتبه بندی شده — نتایج مشترک در کاوش اغلب کاوشگران در صدر و نتایجی که تنها یک کاوشگر جستجو کرده در ذیل رتبه بندی قرار گیرد – را پیشنهاد کرده است. یک روش مناسب برای نمایه سازی مستلزم تلاشی گروهی است؛ تلاشی که در آن دراثر بحث در بین گروه نمایه ساز، دربارهٔ هر مدرک به توافقی دست می یابند. اگرچه انجام این شیوه از نمایه سازی در محیط هایی کمتر تخصصی (مثل نظام های تخصصی موجود در اداره پروانه ثبت اختراع و علائم تجاری آمریکا) امکان پذیر است، اما بسیار پرهزینه است. براون و دیگران (۱۹۹۶) برای نمایه سازی تصاویر روشی مردم سالارانه” را ارائه داده اند که در آن بهره گیران از پایگاه تصویری، اصطلاح مورد نظر خود را به سیستم وارد میکنند.

بیتس (۱۹۸۶) میگوید که نمایه سازی نامعین و احتمالی است، و این مسئلهٔ اجتناب ناپذیر، کم و بیش در طبیعت ذهن انسان ریشه دارد. به جای نگرانی برای این حقیقت که در نمایه سازی، هیچ گاه سطح بالایی از انسجام – لااقل تا وقتی که نمایه سازهای انسانی نمایه سازی میکنند – به دست نمیاید، باید تلاش کرد تا این معضل را در فرایند پایانی کاوش ان نمود. در کاوش نباید بر انطباق دقیق اصطلاحات تاکید کرد بلکه باید بر روش هاییتکیه نمود که در آن از طریق درجهٔ همخوانی اصطلاح با نوعی از گزاره های کاوشی، مدارک را رتبه بندی میکنند.

باید راهنماهای مختلفی وجود داشته باشد تا به یک کاوشگر اجازه دهد که برای ایجاد ترکیبات نحوی در بین اصطلاحات، روش های متفاوتی را برگزیند.  هرچند در طول سالها، تحقیقات زیادی درباره انسجام انجام شده است اما درخصوص این موضوع که چرا نمایه سازان مختلف اصطلاحات متفاوتی را برمیگزینند پژوهش های اندکی وجود دارد. دیوید و دیگران (۱۹۹۵) و برتراند -گاستالدی” در دو مقاله مرتبط به این معضل اشاره کرده اند، اما نتایج حاصل مبهم و آشفته است.نمایه سازی متجانس ضرورتاً شبیه به نمایه سازی با کیفیت نیست. در فصل بعد، که انسجام و کیفیت را نیز با یکدیگر مقایسه می کند، کیفیت نمایه سازی مورد بحث قرار خواهد گرفت.