پس واضح است که با استفاده از معماري بومي در همراهي با اکوتوريسم هم جنبه هاي زيست محيطي و هم جنبه هاي اجتماعي، هويتي واقتصادي مورد توجه قرار گرفته و حداقل صدمات به پيکر زيست بوم وارد خواهد شد. شايان ذکر است که تمام موارد فوق زماني تحقق خواهند يافت که گردشگران و افراد محلي تحت آموزش مناسب قرار گرفته و درصدد رعايت کليه اصول زيست محيطي و اجتماعي باشند.

در اين صورت است که معماري بومي مي تواند پل ارتباطي مناسب براي انسان و طبيعت باشد. به عنوان مثال ، اخيرا، يک شرکا بزرگ بين المللي يک اقامتگاه طبيعي را درکشور مکزيک احداث کرد که در ساخت وطراحي تأسيسات آن فقط از علف وساير محصولات بومي منطقه استفاده نموده است .علاوه برآن ،در طرح مذکور هيچ گونه برنامه تفسيري خاصي وجود ندارد که در مورد جاذبه هاي طبيعي منطقه اطلاعاتي رادر اختيار گردشگران قرار دهد ومطالبي را به آنها بياموزد.اين نوع پروژه ها وطرح هاي توسعه فقط داراي ظاهري زيبا وفريبنده مي باشندودر اغلب مواد قاقد دو ويژگي اصلي قابليت آموزشي وپايداري مي باشند.درحالي که ، اين دو گزينه براي پروژه هاي توسعه طبيعت گردي يا توسعه اقامتگاه ها حائز اهميت مي باشند[٢].

اقامتگاه طبيعي :درچندسال ، اخير مقالات وگزارش هاي متعددي ارائه گرديد که مساله “توسعه اقامتگاه طبيعي وتسهيلات طبيعت گردي بر اساس اصول قابليت پايداري” رامورد تجزيه وتحليل قرار داد. اپلروود١ بيان مي دارد که درمورد ابعاد واندازه توسعه اقامتگاه هاي طبيعي اتفاق نظري وجود ندارد وتا زماني که واژه ” اقامتگاه طبيعي ٢” به طور صحيح تعريف نگردد،صنعت طبيعت گردي نمي تواند تعبير درستي از اين مفهوم ارائه دهد.

راسل وهمکارنش (١٩٩٥) واژه “اقامتگاه طبيعي”را بدين صورت تعريف نموده اند: يک اقامتگاه گردشگري وابسته به طبيعت که با اصول فلسفه طبيعت گردي مطابقت دارد. البته ، آن ها از نقطه نظر مسائل آموزشي وتجربي نيز براهميت مفهوم اقامتگاه طبيعي تاکيد نموده ودرهمين رابطه بيان مي دارند که اصول اقامتگاه هاي طبيعي با حساسيت هاي اکولوژيکي محدود کننده اين فعاليت ها برابر مي  باشد. جامعه طبيعت گردي نيز با تاکيد بر اهميت اکولوژيکي مسئله بيان مي دارد که اقامتگاه طبيعي مي توانند ضمن توسعه فعاليت هاي آموزشي ومشارکتي، مطابق با محيط زيست محلي مورد نظر توسعه داده شده واداره گردند[٢].