بررسی سایر جنبه های ارزیابی نمایه و چکیده 

سایر جنبه های ارزیابی

برای بررسی کارایی و سودمندی نمایه های چاپی، از روش های متنوع دیگری استفاده شده است. تور و دیگران (۱۹۶۶) چهار روش را توضیح دادهاند که می تواند برای بررسي استفاده کنندگان از نمایه ها مورد استفاده قرار گیرد: ۱) به بهره گیران گفته شود که فرآیندهای ذهنی و راهبردهای کاوش خود در انجام یک جستجو را بنویسند؛ ۲) بهره گیران برای ثبت فرآیندهای ذهنی و راهبردهای کاوش از ضبط صوت استفاده کنند؛ ۳) یک شاهد بر عملیات کاوشگر نظارت کند ۴) از ترکیبی از مشاهده انسانی و دوربین برای مطالعهٔ شیوه بهره گیری از نمایه استفاده شود. این محققین و نیز هال” (۱۹۷۲) دریافتند که جلب مشارکت بهره گیران واقعی برای همکاری در این تحقیقات دشوار است.

بعضی از محققین دیگر از جمله هال (۱۹۷۲a,b)، کین (۱۹۷۶)، دریج” (۱۹۶۹) و کلولی ” (۱۹۶۸) از روش مصاحبه یا پرسشنامه برای گردآوری نظریات بهره گیران دربارهٔ انواع خدماتی نمایه سازی / چکیده نویسی استفاده کرده اند.

در این فصل برای توجه به قابلیت بازیابی، بیشتر بر خدمات نمایهسازی / چکیده نویسی چایی، و کمتر بر بازیابی از پایگاه های اطلاعات الکترونیکی تاکید کردیم. این مسئله تاحدی کانون توجه کتاب حاضر را نشان میدهد: ترجیح نمایه سازی و چکیده نویسی بر جنبه های بازیابی اطلاعات. بی تردید الگوهای مورد استفاده در بررسی دامنهٔ پوشش، پیش بینی پذیری و به موقع بودن را می توان در همهٔ انواع پایگاه های اطلاعاتی چاپی یا الکترونیکی مورد استفاده قرار داد.

بررسی های دامنهٔ پوششی و به موقع بودن کاملاً ذهنی هستند و مطالعات پیش بینی پذیری نیز تاحدودی ذهنی است. بررسی های قابلیت بازیابی نیز ذاتاً ذهنی هستند زیرا به تصمیم گیری انسانی دربارهٔ اینکه کدام مدرک مرتبط است و کدام مرتبط نیست نیاز دارند. در مطالعهٔ “کارایی بازیابی، به استفاده از یک مقیاس اندازه گیری برای مشخص کردن بخشی از مدارک مرتبطی که در جستجو بازیابی شدهاند (نسبت جامعیت) و نیز به ابزاری برای سنجشی هزینهٔ بازیابی این مدارک مرتبط نیاز داریم. نسبت مانعیت عموماً به عنوان یک ابزار سنج های غیرمستقیم برای اندازه گیری هزینه مورد استفاده قرار میگیرد و نیز تعداد مدارکی را مشخص میکند که یک بهرهگیر برای شناسایی n تعداد مدارک مفید باید به نوعی به آنها توجه کند. همانطور که کوپر (۱۹۶۸) توضیح داده است، زمان کاوش مورد انتظار، یکی دیگر از ابزارها برای سنجش هزینه است. البته، از طریق برآورد نمودن همهٔ هزینه های یک جستجو ازجمله زمان کاوشگر و هزینه های دسترسی به پایگاه، میتوان هزینه ها را به طور مستقیم محاسبه کرد (مثلاً به ال چسن، ۱۹۷۸ نگاه کنید). درنتیجه می توان هزینهٔ کاوش را بر تعداد مدارک بازیابی شده مرتبط (یا مفید یا جدید یا مناسب) تقسیم کرد؛ پرداخت هزینه برای ارجاعات بازیابی شده مرتبط ابزاری مناسب برای اندازه گیری صرفه اقتصادی یک کاوش است.

در مطالعات مربوط به بازیابی از انواع پایگاه های اطلاعاتی چاپی یا الکترونیکی، استفاده از مقیاس های کارایی مثل جامعیت و مانعیت (یا سایر مقیاسهایی که مثلاً روبرتسون، ۱۹۷۸، شرح داده است) بسیار مفید خواهد بود. به هرحال، در هنگام مطالعهٔ کارایي بازیابی، تفکیکی اثرات نمایه سازی / چکیده نویسی از عوامل دیگری چون واژگان پایگاه، راهبرد کاوشی مورد استفاده و تعامل بهره گیر / نظام بسیار دشوار است. این موضوع در فصل ۶ مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی مفصل تر این روش ها (اندازه گیری مانعیت، برآورد جامعیت، تحلیل تشخیصی برای تعیین علل دقیق ناموفق بودن جامعیت و مانعیت) از حوزه بحث این کتاب خارج است. این موضوعات به طور مفصل در کتاب لنکستر و وارنر (۱۹۹۳) مورد بحث قرار گرفته اند.

آزگالدوف (۱۹۶۹) چند معیار را شناسایی کرده است که میتواند برای تعیین کیفیت نمایه های چاپی مورد استفاده قرار گیرد. این معیارهاارزیابی چکیده  عبارتند از: بسندگی” (که تعداد زیادی از ویژگی ها از جمله دامنهٔ پوششی، خصوصیات واژگان مورد استفاده در نمایه سازی و عوامل نمایه ای مانند جامع نگری و انسجام را دربر میگیرد)، شمول” (که اصولاً به تنوع کاوش هایی که می توان انجام داد اشاره دارد)، کارپژوهی ” (سهولت استفاده)، روزآمدی (میزان روزآمد بودن یک ابزار) و هزینه. او به درستی اشاره می کند که:   کارآمدترین نمایه های چاپی نیز در مواجهه با بهره گیران مشکل خواهند داشت اگر عامل سهولت (یعنی روزآمدی و کارپژوهی) آنان پایین باشد و بر عکسی، نمایه  ای که برای استفاده ساده و راحت است محبوبیت زیادی کسب خواهد کرد حتی اگر کارآیی بازیابی آن نیز بسیار بالا نباشد ( ص. ۲۸۱).