مسائل مربوط به سازگاری در مقاله نویسی  

چهل سال پیش، تنها دلیل برای نوشتن چکیده ها تهیهٔ بازنمودی از یک مدرک برای مطالعهٔ افراد بود. به هرحال، اکنون چکیده ها برای هدف دیگری تهیهٔ می شوند: تهیه بازنمودی که بتواند از طریق رایانه قابل جستجو باشد. متاسفانه این دو هدف کاملاً با یکدیگر همخوان نیستند. در تهیه چکیده برای اهداف بازیابی، ارائه مطالب اضافی مناسب است. یعنی، بهتر است که یک موضوع به بیش از یک روش توصیف شود. مثلاً در بعضی از چکیده ها افزودن اصطلاحات مترادفی سه بالا” و “مثلث بالا احتمال بازیابی مدرک را افزایش میدهد؛ فردی ممکن است از اصطلاح “مثلث بالا و دیگری از اصطلاح سه بالا برای جستجو استفاده کند. از سوی دیگر برای خوانندهٔ انسانی، اهمیت انسجام بیش از افزونگی و مطالب اضافی است. بعلاوه، اگر در چکیده مفاهیم را به روش های مختلف بیان کنیم ممکن است بهره گیر سردرگم شود. برای اهداف بازیابی، هرچه چکیده طولانی تر باشد بهتر است. حداقل اینکه، هرچه چکیده طولانی تر باشد. نقاط بازیابی بیشتری فرآهم می آید و هرچه نقاط بازیابی بیشتر باشد توان بالقوه برای جامعیت بیشتر افزایش مییابد. به طور همزمان ممکن است به نظر آید که مانعیت بازیابی کاهش یافته است: هرچه چکیده طولانی تر باشد ممکن است جنبه های کم اهمیت تر مدرک نیز ارائه شده و در نتیجه احتمال پیوند غلط افزایش یابد (به فصل های ۶، ۱۱ و ۱۴ نگاه کنید). البته برای خوانندگان انسانی، اختصار مناسب تر است. همچنین، هرچه چکیده ها طولانی تر باشند، هزینه های انتشار برای مشترکین منابع چاپی نیز افزایش مییابد.

سازگاری در مقاله نویسی برای خوانندگان، ارجاعات منفی مناسب است: عبارت ملاحضات مالی را نادیده بگیر به خواننده میگوید که چه چیزی را نباید از یک مدرک انتظار داشته باشد. البته، افزودن کلمهٔ “هزینه” به نمایه باعث خواهد شد که مدرک در جستجوهایی که هزینه عامل مهمی به شمار میاید بازیابی شود و در جایی که نباید، بازیابی نشود.

همچنین از نظر بازیابی بهتر است که برخی از کلمات حذف شوند. افزودن کلمه مشترکی “aids [کمک ها] در بسیاری از پایگاه ها مشکل ساز است چراکه باعث میشود تا مدارکی دربارهٔ بیماری AIDS ایدز نیز بازیابی شوند. بنابراین، برای کارایی بیشتر بازیابی و پرهیز از مشکلاتی از این دست، چکیده نویسان باید از کلمات مشترک و عمومی استفاده نکنند. حتی قواعدی نقطه گذاری و نحو که برای خواننده انسانی معنادار است، ممکن است برای رایانه مشکل آفرین باشد. مثلاً عبارتی را درنظر بگیرید که کلمهٔ پایانی آن باران” است و بلافاصله بعد از آن عبارتی با کلمهٔ “اسیدی آغاز می شود. در هنگام جستجو با اصطلاح “باران اسیدی در بسیاری از نظامهای بازیابی، این مدرک بازیابی خواهد شد، هرچند مدرک بازیابی شده به هیچ وجه ربطی با این موضوع ندارد.

چکیده های کوتاو لیونین (۱۹۶۷) (به فصل قبل مراجعه کنید)، برخلاف چکیده های معمول، اصولاً برای تسهیل بازیابی از طریق رایانه طراحی شده اند. گرچه بهره گیران زیرک و باهوش میتوانند این چکیده ها را تفسیر کنند، اما خواندن و درک آنها یقیناً دشوار است و نمی توان باور داشت که گزاره هایی اینچنین بتوانند موردعلاقه بهره گیران از یک نظام بازیابی قرار گیرند.

همه موارد یادشده به این حقیقت اشاره دارند که یک چکیده، که برای خواننده انسانی مناسبترین است، ممکن است برای جستجوی رایانه ای مناسبترین نباشد. به هرحال، در آینده ای قابل پیشبینی، چکیده ها طوری نوشته خواهند شد که برای هر دو هدف یادشده مناسب باشند. حتی اگر اهمیت خدمات چاپی کاهش یابد، چکیده ها هنوز به عنوان یک خروجی واسط در کاوشهای رایانه مبنا مورد نیاز خواهند بود. یکی از ضروریات تحقق این مسئله آن است که ناشران خدمات اطلاعاتي ردیف دوم باید در دستورالعمل های خود بازنگری کنند طوری که چکیده نویسان به تهیهٔ چکیده هایی گرایش یابند که، تاحد ممکن، نمایند و مناسبی برای کاوش و مطالعه – هر دو – باشند.

فیدل (۱۹۸۶) با تحلیل و بررسی دستورالعمل های چکیده نویسي ۳۶ تولیدکنندهٔ پایگاه اطلاعاتی خدمت بزرگی ارائه داد. خلاصه ای از دستورالعمل او که با ویژگی های بازیابي چکیده ها مرتبط به نظر میرسند در شکل ۵۲ ارائه شده است. خلاصه دستورالعمل او، بیش  ازهمه، دیدگاههای مختلفی را ارائه میدهد: استفاده کردن از زبان نویسنده، استفاده نکردن از زبان نویسنده، استفاده از زبانی شبیه به زبان مورد استفاده در اصطلاحات نمایه ای، استفاده از زبانی که اصطلاحات اختصاص یافته را تکمیل میکند و غیره، شاید مهمترین اصل قابل مشاهده آن باشد که تعیین می کند چکیده باید اصطلاحات مرتبطی را در بر داشته باشد که در توصیفگرها و عنوان مدرک وجود ندارند. این اصطلاحات، بارها، از اصطلاحات واژگان کنترل شده خاص تر خواهند بود.