منطقه گرایی در معماري

ویژگی منطقه اي ، خاصیت ضروري هر معماري معتبر است . از آنجا که تمام ساختمانها بخشی از اینجاي متعین را شکل می دهند ، نمی توانند همه جا مانند هم باشند ، بلکه باید ویژگی هاي خاص مکان معینی را در بر داشته باشند . از زمانهاي دیرین این ویژگی بعنوان حال و هوا شناخته شده است و ساختمانهاي تاریخی ، گرچه به سبکی عام تعلق داشته اند اما معمولا داراي حال و هواي محلی مشخص بوده اند . بنابراین معماري به انسان کمک می کرد که خود را با ” روحیه مکان ” یکی بداند و به او حسی از تعلق و ایمنی می داد . ( شولتز ، ۱۴۷ ، ( ۱۳۸۶

منطقه گرایی ، یکی از رویکردهاي معماري است که در تعامل با فرهنگ و بستر فرهنگی قرار داشته و بر لزوم توجه به ویژگی هاي فرهنگی ، جغرافیایی و اقلیمی یک منطقه خاص تاکید می کند . ( ۱۴۷ ، ۲۰۰۷ ، ) ( Colquhoun این خصوصیات در نهایت ، به معماري ” حال و هوا ” بخشیده و حس مکان را در مواجهه با فضاها تقویت می کنند ( شولتز ، ۱۴۹ ، . ( ۱۳۸۶ منطقه گرایی ، معنایی فراتر از توجه کالبدي به ویژگی هاي بارز مکانی دارد ( مامفورد ، . ( ۱۳۸۵

طرح تضادهاي دوگانه اي نظیر پایبندي – واکنش ، تقلید – ابداع و سنت – مدرنیته ، به همراه پرسش هایی از تاریخ گرایی ، رمانتیسیسم ملی گرایانه ، عرصه بیرونی نظریه و حرفه و مفهوم اصالت ، نشان از چالش نهفته در بطن معناي منطقه گرایی دارد . ( ۲۰۰۷ ،(  Canizaro بررسی هاي تاریخی معماري معاصر نشان از آن دارد که این رویکرد ، متناسب با ساختارهاي تفکر حاکم ، با پسوندهاي مکملی همراه گشته که رویه ي علمی آن را مشخص نموده است . توجه به مکان به یک رخداد تاریخی– اجتماعی ، توجه به انسان و توجه به فن آوري به عنوان سازواره اي اجتماعی ، اساس بحث هاي منطقه گرایی را تشکیل می دهند . ( عینی فر ، دیبا ، . ( ۱۳۸۸