می توان ویژگیها و اوصافی را برای هر نوشته  خوب برشمرد، که وجود آنها برای هر نوشته، امتیاز محسوب می شود. این ویژگیها عبارت است از:

۱- سادگی و کوتاهی جملات

جملات طولانی، خسته کننده است و گاهی مطلب و پیام نوشته را نامفهوم میسازد. تعبیرات دشوار جمالات سنگین اصطلاحات نامأنوس و دور از ذهن هم همان اشکال راد اردو (نقضری غرضں) میں شود. با این حساب، روشن است که کوتاهی و سادگی جملات، بر جاذبه ولطف نوشته می افزاید. در برخی از آثار جلال آلآحمد (مثلاً خسی در میقات) این ویژگی دیده می شود.

۲- درستی و صحت

ستور زبان، عهدهدار درست نویسی است. شناخت قواعداد جمله سازی و ترکیب کلمات و به کار بردن آنها، آبروی هر نوشته است. پس نویسنده باید با قواعد دستوری هم آشنا باشد و درست بنویسد؛ مثلاً مباحثی همچون: نهاد و گزاره، حروف ربط، تناسب فعل و فاعل، ضمایر و اشارات، جملات شرطی و استفهامی و خبری، پسوندها و پیشوندها، ترکیبها و اضافات و زمان ….. آنچه در اصلاح یک متن به اسم «ویرایش» یا تصحیح انجام میگیرد ناظر به ضعفهای عبارتی، غلطهای املایی، کاربرد علایم نگارشی، غلطهای دستوری یا رسمالخطی و کاربردی در واژه هاست. در کتابهای تفصیلی به بیان انواع این غلطها پرداختهاند. و در

۳- مشخص بودن پیام و موضوع

هدف و مقصود نویسنده باید واضح باشد تا خواننده به نوایی برسد. سردرگمی و ابهام و پیچیدگی مفاهیم مطرح شده، ضعف نوشته است و بیان ثقیل و پیچیده، در «گفتار» هم عیب به شمار میآید.

۴- محتوای زیاد و حجم کم گزارشات، فرمایشات و…)

۲ – جمع بستن کلمات فارسی به این » (داوطبین، بازرسین)

۳- صفت مؤنث برای کلمات غیر عربی (آستانه  مقدسه، نامه  واصله، مسؤول مربوطه،

بخش مربوطه، پرونده  متشکله، تلگرافات واصله، آزمایشات عدیده)

۴- ساختن مصادر جعلی با ایست » در کلمات غیرعربی (ایرانیت، زنیت، رهبریت، منیت، دوائیت)

۵- افزودن تنوین به کلمات غیر عربی (دوما، سوما، جاناً، تلفناً، گاها)قليل الخرد)

۶- افزودن «لا» و «ابلا» بر سر کلمات غیر عربی (بلادرنگ، بالاجان، بلا انگیزه)

۷- اقلا و اکثرا توضیح: صفت تفضیلی تنوین قبول نمیکند چون غیر منصرف است.

۸- ترکیبهای مزجی عربی که معادل فارسی دارد (علی القاعده، علیهذا، فیالفور، رود. (در این زمینه ها از جمله رد که: اغلط ننویسیم »، ابوالحسین نجفی

– جدا کردن توضیحات مربوط به نشان پستی یا منبع یک نقل (خیابان ری، کوچه  خورشید …)یا (تاریخ ایران، ج ۲، ص ۱۶) ۴ – نقطه ویرگول (؛ ) آنجا که جمله از نظر دستوری کامل است ولی از نظر معنی ارتباطی با بعد دارد. مثل (نویسندگی ضرورت تبلیغ است؛ پس آن را بیاموزیم).