توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات نظام برنامه ریزي درسی را به دو صورت تحت تأثیر قرار داده است :

-۱ به عنوان یک برنامه درسی، فرصت هایی براي یادگیري چگونه زندگی کردن را در جامعه اطلاعاتی فراهم کرده است .

-۲ با ایجاد محیط هاي مجازي ، امکان تولید محیط هاي یادگیري بسیار متنوع را به وجود آورده است.

-۳ حل یک تناقض ، انتخاب این یا آن؟

فالان(۱۹۹۴) ۱ در پاسخ به این پرسش که چرا راهبرد »تمرکزگرایی« و »تمرکززدایی« هر دو، مهم هستند، مینویسد: شواهد نشان میدهد که نه استراتژي بالا به پایین و نه پایین به بالا، هیچ کدام به تنهایی اثربخش نیستند. از این رو ضرورت دارد با طرح این پرسش که چرا هر یک از دو راهبرد ، به تنهایی، مؤثر عمل نمیکنند، بررسی عمیقتري را انجام دهیم. به نظر فالان، استراتژي بالا به پایین مسأله آفرین است. زیرا فرایندهاي پیچیده را با دستورات از بالا به پایین مشکل میتوان تغییر داد. او از قول سنج(۱۹۹۰) ۲ میگوید: این تلقی که از مرکز میتوان امور را به صورت سلسله مراتبی کنترل کرد، مبتنی بر توهم است.

این که شخص میتواند از بالا برپیچیدگی و پویایی سازمان تسلط داشته باشد، امري خیالی است. بدیهی است استراتژي کنترل نمیتواند درست عمل کند. زیرا امور خیلی زیادي هستند که غیر قابل پیش بینی اند و نمی توانند مورد کنترل قرار گیرند. حتی رهبري قوي و تغییر بینش هدایت شده، نیز به شدت داراي نقطه ضعف اند. زیرا امور داماًی در حال تغییرند . بنابراین ما نیازمند مجموعه افکاري براي مدیریت مبتنی بر موقعیت هستیم که بتواند در اکثر از موارد مسأله را حل کند

(همان) .