معماری دوره کهن کرمانشاه، بطور کلی تفاوت عمده ای با معماری مناطق مرکزی ایران در همان دوره ندارد. سازماندهی فضایی به دلایل متعدد فرهنگی، اقلیمی و عملکردی در همه گونه های معماری این دوره رایج بود. تحقیقات نشان می دهد که معماری بومی شهرهای سنتی منطبق با ویژگی های زیست محیطی سرزمین خود بوده اند. همچنین هدف دیگر طراحی شهری در این مناطق، ارتقای کیفی آسایش اقلیمی و حداقل مصرف انرژی بوده است که این امر با تقلیل سطوح ابنیه و ایجاد فشردگی میسر می گردد. [۷]

استخوان بندی فضای همگانی:

همانطور که پیش تر گفته شد جهت گیری، سازمان کالبدی و شکل شهر در گذشته بیشتر تحت تاثیر عوامل جغرافیایی و شبکه های ارتباطی قرارداشته است. شبکه راه ها همانند سایر مناطق کشور دارای نظمی ارگانیک و سلسله مراتبی که متاثر از عوامل محیطی مانند جهت باد و توپوگرافی، امنیت، مذهب، همگرایی فعالیت های همنوع و هماهنگ، واگرایی فعالیت های ناسازگار ، تعاملات اجتماعی راه ها و کنترل ورودی و خروجی ها شکل گرفته بود.[۸]

شکل معابر در بافت قدیم کم عرض، باریک و دارای نظمی ارگانیک بوده و راه های اصلی مانند کوچه های درون بافت قدیم در حد نیاز وسایل نقلیه آن روز پهنا داشته اند. در قسمت های مختلف شهر، کوچه ها از زیر ساختمان ها رد شده و نوعی ساباط خلق می نموده که از نظر بصری با سایه روشن های مختلف و از لحاظ اقلیمی، دمای هوا در فضاهای محصور این معابر معتدل تر از فضاهای روباز است ( تصویر.(۳ وجود کوچه بن بست، کوچه های کم عرض که دارای محصوریت بالایی هستند در تابستان ایجاد سایه و در زمستان در برابر باد محافظت می کند. همچنین تراکم و فشردگی اقلیمی ابنیه باعث می شود که ساختمان ها دارای شرایط آسایش بیشتر باشند و به جای بهره گیری از سیستم های گرمایش و سرمایش و صرف انرژی بیشتر، خود ساختمان ها با رعایت اصول معماری منطبق با اقلیم از اتلاف انرژی کاسته و شرایط آسایش را فراهم کنند.