به منظور برنامه ریزي استراتژیک می توان از مدل هایی مانند مدل برایسون، گلوئک، فـراي و اسـتونر و کـارت امتیـازي متوازن استفاده نمود. در اوائل دههي ۱۹۹۰ میلادي رابرت کاپلان و دیوید نورتن مدل کـارت امتیـازي متـوازن را بـه منظـور برنامه ریزي، اجرا و ارزیابی استراتژیک سازمانها ارائه دادند این مدل به علت توجـه بـه دارایـی هـاي نامشـهود سـازمان ماننـد مشتري، فرآیندهاي داخلی و رشد و یادگیري علاوه بر شاخص هاي مالی، در سالهاي اخیـر مـورد توجـه بسـیاري از سـازمانها مختلف قرار گرفته است. در این تحقیق به تدوین استراتژي پتروشیمی مبین با رویکرد کارت امتیازي متوازن پرداخته شـده و استراتژي هاي پتروشیمی مبین در زمینه مالی، مشتري، فرآیندهاي داخلی و رشد و یادگیري شناسایی می شوند.

تاریخچه و مفهوم استراتژي:

سابقه کاربرد مفهوم استراتژي ، در حقیقت به زمانی باز می گردد که نظریه پردازان سازمان به عنوان یک سیستم طبیعـی شکل گرفتند. این نظریه پردازان براي اولین بار عامل محیط را در مطالعه سازمانها وارد کردند، عاملی که در حقیقت براي نیـل به اهداف باید در چارچوب آن فعالیت کرد و استراتژي تعیین کنندة چگونگی و جهت این فعالیتها است. »سـلزنیک« از اولـین نظریه پردازان تئوریهاي سازمان است که مفاهیم مربوط به حوزه استراتژي را بدون به کار بردن واژة استراتژي در سـال ۱۹۵۷

در کتاب »رهبري در اداره« مطرح ساخت . او به مواردي مانند قابلیتهاي ممتاز کننده سازمان و ایجاد همـاهنگی بـین وضـعیت درونی و انتظارات بیرونی سازمان اشاره کرد و بطور تلویحی موضوع اجراي استراتژي را مطرح ساخت . اما بـراي اولـین بـار واژه استراتژي توسط »آلفرد چندلر« در سال ۱۹۶۲ در کتاب »استراتژي وساختار« بکار رفـت . وي تاریخچـه دههـا شـرکت بـزرگ تجاري آمریکا را مورد مطالعه قرار داد که در نتیجه مفهوم استراتژي در درك رفتار و به ویژه رشد سازمانهاي تجاري هویدا شد.

علاوه بر این ، موضوع مهم ارتباط بین استراتژي شرکت و ساختار آن پدیدار گشت. »چندلر« که براي اولین بار واژة استراتژي را بکار برد، خود آن را به این صورت تعریف کرد: »استراتژي به معناي تعیین هدفهاي بلند مدت یک سازمان و گزینش مجموعـهاقدامات و تخصیص منابع لازم براي دستیابی به این هدفهاست« وي براي اولین بـار نیـز تفـاوت بـین اسـتراتژي و تاکتیـک را درقالب تعریف تصمیم هاي استراتژیک (که با سلامت بلند مدت سازمان سروکار دارند) و تصمیمهـايتـاکتیکی (کـه بیشـتر بـه فعالیتهاي روزمره مربوط میشوند) مطرح کرد .