یکی از مزایای عمده در نمایه سازی ادبیات داستانی با چنین روش بسیار ساخت یافته ای آن است که اجازه میدهد تا براساس الگویابی ” جستجو کنیم. این شیوه می تواند خوانندگانی را راضی نگه دارد که میخواهند کتابی شبیه به آنچه که اخیراً مطالعه کردهاند را بازیابی نمایند. معیارهایی که بهره گیران کتابخانه با آنها آثار تخیلی را جستجو می کنند ممکن است بسیار شخصی تر و غیرمتعارف تر از معیارها و ویژگی هایی باشد که عموماً در جستجوهای موضوعی در پایگاه هاي مقالات مجلات وجود داشته و به کار میروند. گرچه این مسئله برای طراحان نظام های بازیابی چالش های قابل توجهی ایجاد می کند اما برای حل مشکل بازیابی روش هایی ابتکاری نیز ارائه می دهد. فرد می تواند یک پایگاه در کتابخانه عمومی را تصور کند که اطلاعاتی دربارهٔ آثاری داستانی را دربر دارد و هر عضو کتاب خانه می تواند آنها را مرور نماید. بنابراین، میتوان برنامه هایی را طراحی کرد که ناظر بر گروه هایی از اعضا هستند که به کتاب های مشترکی علاقمندند.

با استفاده از این اطلاعات می توان برای بهره گیران از کتاب خانه فهرست های مطالعاتی تهیه کرد. مثلاً اگر بهره گیر الف مدارک ۱، ۲، ۳. ۴ و ۵، و بهره گیر ب مدارک ا، ۴، ۵ و ۶ را امانت گرفته باشند، شاید بهره گیر الف بخواهد دربارهٔ مدرک ۶ و بهره گیر ب دربارهٔ مدارک ۲ و ۳ چیزهایی بدانند. نظام پیج تربین اجازه  میدهد تا بتوان براساس کتاب الگو” – یعنی یافتن یک کتاب داستان شبیه به کتاب داستانی که قبلاً جالب تشخیص داده شده بود – جستجو کرد. در زمینه هایی چون مجموعه، طرح اصلی داستان، دیدگاه نویسنده، تجربیات احساسی و غیره می تواند شباهت وجود داشته باشد. بگ تول (۱۹۹۴) که تاحدودی طرح نمایه سازی پیج ترین را نقد کرده است، ادعا دارد که با روشی جایگزین و طبقه بندی بسیار قدیمی (واکر، ۱۹۵۸)، که به تحلیل مفصل یک داستان وابسته است و از روش طبقه بندی چهریزهای استفاده می کند، نتایج بهتری حاصل می آید. انتشارات انجمن کتابداران امریکا دربارهٔ نمایه سازی اثار تخیلی (راهنمای دستیابی موضوعی، ۱۹۹۰) بیش از آنکه یک راهنما باشد یک واژگان از نوع اصطلاحنامه است که براساس سرعنوان موضوعی کتابخانه کنگره بنیان نهاده شده است.

نقد نمایه سازی پیج ترین این واژگان فقط انواع آثار (مثل شعرهای تاریخی، فیلم های ترسناک، داستان های بلند سلطنتی) را زیر پوشش دارد؛ برای استاندارد کردن نام های شخصیت ها، مکان ها و سایر نقاط دسترسی، بهره گیران را به سایر منابع ارجاع میدهد. راهنماهایی که در مجموعهٔ انتشارات انجمن کتابداران امریکا تهیه شده اند کمی نادقیق هستند. راهنماها، علاوه بر اینکه اصطلاحات شکلی ” هستند، اجازه میدهند تا اصطلاحات را به شخصیت ها، زمینه و موضوعات داستان اختصاص دهیم. زمینه به مکان و دوره، هر دو ارتباط مییابد و از تقسیم فرعی شکلی ” استفاده می شود (مثل پاریس (فرانسه) – شعر). راهنما تصریح میکند که از اسامی شخصیتهای خیالی و افسانه ای (در مقابل اسامی افراد حقیقی) و مکانهای خیالی فقط زمانی باید استفاده شود که حداقل در سه اثر مختلف از انها استفاده شده باشد . گرچه یک نمایهساز فرهیخته احتمالاً میداند که شرلوک هولمزه و نارنیا در بسیاری از آثار ظاهر شدهاند، اما فرد چگونه باید بداند که یک کارآگاه یا مکان کمتر شناخته شده حداقل در سه اثر ظاهر شده است مگر آنکه چند تا از این آثار را به طور همزمان در دست نمایه سازی داشته باشد و اصلاً چه نکته خاصی در سه اثر وجود دارد؟