البته آنچه که ما عملاً درباره آن بحث میکنیم رابطه ای است که بین یک اثر و اصطلاحاتی نمایه ای وجود دارد که برای بازنمود آن مدرک مورد استفاده قرار گرفته اند. وقتی یک اصطلاح نمایه ای را به یک کتاب یا مقاله اختصاص میدهیم، تقریباً در همهٔ موارد، تلویحاً بیان می کنیم که آن اثر در بردارنده اطلاعاتی دربارهٔ موضوع ارائه شده توسط آن اصطلاح است. از سوی دیگر، در یک اثر تخیلی، ما موارد زیر را ارائه میکنیم:

۱. درونمایه یا درونمایه های اصلی

۲. آنچه که ممکن است به طور تلویحی ارائه دهد

۳. شرایط محیطی آن.

البته، دو مورد اول با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند. تنها تفاوت، به گسترهای مربوط است که در آن گستره به موضوع پرداخته شده است.

اصطلاحاتی نمایه ای محیط فیلم ممکن است از ابعاد مختلفی چون فضا، زمان و شخصیت تشکیل شده باشد. بعد فضا ممکن است کاملاً دقیق – دانمارک، پاریس یا فرانسه – یا نادقیق یا نامعین (مثل قرن نوزده یا قبل از میلاد مسیح) باشد. بعد شخصیت به شرایطی بازمیگردد که انواع شخصیت ها ارائه می دهند. این حقیقت که یک شخصیت اصلی داستانی در یک فیلم یا داستان ممکن است یک پرستار باشد باعث نمی شود که فیلم دربارهٔ پرستاری یا حتی دربارهٔ پرستاران باشد. در فیلم دکتر ژیواگو، لارا بارها در نقش یک دانشجو، یک پرستار و یک کتابدار ظاهر می شود. با این وجود، فیلم دربارهٔ هیچ یک از این نقش های متنوع نیست چراکه به دشواری می توان تصور کرد که فیلم دربارهٔ این موضوعات اطلاعاتی را ارائه دهد. از سوی  دیگر، از بعضی جهات میتوان آن را دربارهٔ معلمین و تدریس در نظر گرفت زیرا در طرح اثر ارتباط استاد – شاگرد در نقطه کانونی قرار دارد. تدریس صرفاً یک پوشش یا تظاهرمحیطی نیست.

از دیدگاهی واقع گرایانه باید گفت که هیچ یک از اینها واقعاً مهم نیستند. پرسش اصلی این نیست که آیا یک اثر دربارهٔ پرستاری است، پرستاری را به تصویر میکشد یا از پرستاری به عنوان زمینه استفاده می کند، بلکه پرسش آن ست که آیا باید از اصطلاح نمایه ای پرستاری استفاده کرد یا خیر. یک تفاوت اصلی بین نمایهسازی آثار تخیلی و نمایه سازی سایر انواع منابع آن است که احتمالاً آثار تخیلی، ذهنی تر و تفسیری تر از سایر آثار هستند. تحقیقات دربارهٔ انسجام نمایه سازی نشان دادهاند که بعید است نمایه سازان – حتی در جایی که محتوای موضوعی مورد بحث نسبتاً ملموس هستند – بر روی اصطلاحاتی که باید به یک مدرک خاص اختصاص دهند با هم کاملاً توافق داشته باشند. احتمالاً در آثار تخیلی شانسی توافق بسیار کمتر است. در جایی که اثر تخیلی اساساً با احساس – مثل حسادت، جاهطلبی یا طمع – یا کیفیت سروکار دارد، این مسئله مصداق بیشتری مییابد.

آثار تخیلی یک ویژگی مهم دیگر نیز دارند که باعث می شود تا نمایه سازی موضوعی پیچیده شود: حوزه آنها نامحدود است. یعنی، هیچ حدود واقعی وجود ندارد که در آن حد بتوان آنها را توصیف کرد. از این نظر، نمایهسازی آثار تخیلی با فهرست نویسی موضوعی برای یک کتابخانه عمومی بزرگ یا نمایه سازی یک روزنامه همگامی نقطه مشترکی دارد. حداقل، نقطه اشتراک نمایهسازی آثار تخیلی با این حالت، بیشتر از نمایه سازی در حالتی است که مادر حوزه موضوعی محدودتری – مثل نمایه سازی یک مجموعه از آثار در حوزه کشاورزی یا آموزش و پرورش – نمایه سازی میکنیم. واژگان مورد استفاده در نمایه سازی نیز باید نامحدود باشند زیرا فیلم ها و داستانهایی تولید خواهند شد که با شخصیت ها، حوادث و موقعیت هایی سروکار خواهند داشت که در این رسانه ها مطرح نبوده است