جزء نگری در واژگان

شکل ۵، یک تحلیل مفهومی که برای یک مقاله مجله انجام شده و نیز ترجمه این تحلیل مفهومی به سه نوع واژگان مختلف را نشان مید هد. مقاله دربارهٔ استفاده از آدمک های

1

شکل ۵ تحلیل مفهومی که به سه واژگان کنترل شده ترجمه شده است 

 

مصنوعی در صنعت، به ویژه استفاده آنها در تولید و جابجایی مواد است. همچنین دربارهٔ استفاده از فنون هوش مصنوعی در طراحی و تولید ادامکهای مصنوعی و نیز مشکلاتی که در حرکت این آدمک ها وجود دارد (یعنی قدرت جابجایی) نیز بحث شده است.

تحلیل مفهومی، از هر نظر می تواند به طور مؤثر به هر یک از واژگان کنترل شده ترجمه شود. باید یادآور شد که گروه های اصطلاحاتی که در زیر هر یک از سه واژگان کنترل شده فهرست شده اند، ایده های موجود در همهٔ تحلیل های مفهومی شکل ۵ را زیر پوشش میگیرند. مثلاً سه شماره رده بندی دیویی کاملاً و به وضوح محتوای موضوعی این مقاله را زیر پوشش می گیرند هرچند بین عناصر منفرد تحلیل موضوعی و اصطلاحات دیویی، هیچ ارتباط یک به یکی وجود ندارد. ویرایشهای قبلی رده بندی دیویی اجازه نمی داد تا مفاهیم زیادی با یکدیگر ترکیب (یعنی شماره سازی) شوند اما در ویرایش های جدید چنین امکانی هرچه بیشتر فرآهم آمده است. بنابراین، با افزودن شمارههای ۰۰۶ – ۰۰۴ به شماره ۴۲۷۲/ ۶۷۰، یعنی آدمواره ها در عملیات کارخانه ای، میتوان بر آن تقسیم فرعی افزود. چون شماره ۰۰۶/۳ بیانگر هوش مصنوعی است، بنابراین می توان شماره ها را ترکیب کرد و شماره بسیار اخص ۶۷۰/۴۲۷۲۶۳ را به دست آورد.

اگر همهٔ گروه های اصطلاحات (در شکل ۵) را مورد توجه قرار دهیم مشاهده خواهیم کرد که هر یک از واژگان کنترل شده، به صورت برابر، همهٔ تحلیل های مفهومی شکل ۵ را کاملاً و به طور دقیق می پوشانند. البته در سطح تک واژه، تفاوت هایی وجود دارد. اگر بخواهیم فقط یک اصطلاح به این مقاله اختصاص دهیم، ردهبندی دیویی از سایر واژگان کنترل شده بهتر است چراکه برای بیان بخش اعظمی از محتوای موضوعی مقاله فقط باید یک رده اختصاص دهیم. این مثال به دو نکته مهم اشاره دارد. اول، نوع واژگان کنترل شده (طرح های رده بندی سرعنوان های موضوعی، اصطلاح نامه ها) مهمترین عاملی نیست که بر مرحله ترجمه در نمایه سازی تاثیر می گذارد. حوزه (دامنه پوشش) و جزء نگری واژگان از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این تمرین نمایه سازی، هر سه واژگان به خوبی موضوع را – هرچند با اندکی تفاوت در روش ها – زیر پوشش داشتند. دوم، هرچند جزء نگری ویژگی بسیار مهمی در واژگان کنترل شده است اما در واژگان مختلف، این جزء نگری به روش هایی متفاوت حاصل می آید. به ویژه آنکه توجه به مزایای ترکیب اصطلاحات نمایه ای از توجه به مزایای اصطلاحات منفرد با اهمیت تر است.

برای مثال، مقاله ای را در نظر بگیرید که درباره مراکز بهداشت روانی است. واژگان کنترل شده “الف” توصیفگر خاص مراکز بهداشت روانی را دربر دارد، در صورتی که واژگان کنترل شده “ب” اصطلاح خدمات بهداشتی، و نه اصطلاحی اخص تر، را ارائه میدهد. باوجود این، واژگان “ب” اصطلاح بهداشت روانی را نیز دربر دارد طوری که در نمایه سازی و با اصطلاحات مراکز بهداشتی و بهداشت روانی می توان موضوع مراکز بهداشت روانی را پوشش داد. بنابراین، باتوجه به این موضوع، جزء نگری واژگان کنترل شده “ب” به اندازه جزء نگری واژگان کنترل شده “الف” است. واژگان کنترل شده “ج” و “د” جزء نگری کمتری دارند: واژگان کنترل شده “ج” اصطلاح بهداشت روانی را دربر دارد اما اصطلاحی برای مراکز بهداشتی ندارد در صورتی که واژگان کنترل شده د اصطلاح مراکز بهداشتی را شامل می شود “د” اصطلاح بهداشت روانی را در بر ندارد. بنابراین، هیچ یک نمی توانند به طور اخص موضوع مراکز بهداشت روانی را بیان کنند. وقتی بخواهیم در سیستم هایی جستجو کنیم که واژگان کنترل شده متفاوتی دارند، دستیابی به نتایج در واژگان کنترل شده “الف” و “ب”کارآمدتر خواهد بود اما محدود کردن کاوش به واژگان کنترل شده “ج” و” د” ناممکن است – چراکه صرفاً مدارکی یا درباره بهداشت روانی و یا درباره مراکز بهداشتی بازیابی خواهند شد.

در این فصل به طور خلاصه دربارهٔ اصول نمایه سازی بحث کردیم اما هیچ مرکز اطلاع رسانی واحدی را به عنوان الگو درنظر نگرفتیم. مراکز اطلاع رسانی بزرگ احتمالاً راهنماهای نمایه سازی خاص خود را تهیه می کنند. بررسی روش استفاده این مراکز از قوانین نمایه سازی در بافت هایی خاص خالی از فایده نخواهد بود. دستنامه نمایه سازی / چکیده نویسی برای نظام های بین المللی اطلاع رسانی هسته ای (بورک و دیگران، ۱۹۹۶) نمونه مناسبی برای مطالعه است.