سرعت رشد صنایع در دهه های اخیر حاکی از آن است که کشورمان درحال گذر از یک اقتصاد نیمه صنعتی به یک اقتصاد صنعتی است. توجه به تولید و بهره ور بودن آن می تواند ضمن سرعت بخشیدن بـه رشـد و توسـعه صـنعتی آن را در مسـیری صحیح و اصولی هدایت کند. از این رو به آشنایی شرکتها با مفاهیم بهره وری و راهکارهای افزایش آن تاکید می شود. بنـابراین،می توان گفت درجه توسعه یافتگی صنایع به میزان قابل توجهی به بهره گیری مطلوب و بهینه  از منابع و امکانات تولید بستگی دارد. از این رو بهره وری و افزایش مستمر آن در شرکتها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به این ترتیب مشخص می شود کـه برای رشد و توسعه صنایع می بایست به بهره وری و افزایش مستمرآن در شرکتها توجه و اهمیت بیشـتری داده شـود. بررسـی شرکتها نشان می دهد که توجه به بهره وری در شرکتهای مختلف به شکلهای متفاوتی صورت گرفته و می گیرد. البته باتوجـه به شرایط شرکتها و سیاستهای مدیریتی طبیعی است که به راههای مختلف و متناسب با وضعیت موجود می بایست اقدام کرد. به همین خاطر در این مقاله سعی بر آن شـــده است تا ضمن اشاره به مفاهیم اصـلی بهـره وری، بـه رویکردهـا و راهکارهـای مختلف افزایش بهره وری پرداخته شود. مهمترین رویکردهای ارتقا بهره وری در زیر به اختصار تشریح شده اند:

مهندسی ارزش: اگر سازمان ها بخواهند در عرصه خواسته های متغیر و انتظارات متنوع مشتریان به همراه محـیط متحـول امروز، به حیات خود ادامه دهند؛ چاره ای جز این ندارند، که برای مشتریان و جامعه مرتبط با آن به دنبال ارزش آفرینی باشند. مهندسی ارزش یکی از ابزارهای خلق و بهبود ارزش برای محصولات و خدمات بوده، که علاوه بر اینکه در زمینه هـای متفـاوتی اعم از صنعت، خدمات، کشاورزی، آموزش و پرورش، حمل و نقل، راه و ساختمان و پـروژه هـای عمرانـی کـاربرد دارد، در اخـذ تصمیمات کارآمد توسط مدیران، در حوزه های دولتی و غیر دولتی نیز موثر خواهد بود. مایلز در کتاب خود در مورد مهندسـی ارزش، تعریفی به شرح زیر ارائه نموده است:

تحلیل و مهندسی ارزش رویکردی سـازمان یافتـه و خـلاق اسـت کـه هـدف آن تعیین دقیق و کارآمد هزینه های غیرضروری است، هزینه هایی که صرف آن هیچ یک از جنبه های کیفی، کـاربردی، مشـتری مداری و ظاهری را بهبود نمی دهد.[۳] « ثابت شده است که در هر نقطه از زمانبراساس دانش، تجربه و اطلاعات فنی برای یک محصول جدید، قابلیت بهبود % ۲۵ در هزینه ها وجود داشته و اگر محصول با عجله به منظور استفاده وارد بازار شده باشد، این میزان تا % ۵۰ نیز قابل افزایش است .[۴] از آنجایی که بهبود در اقلام ارزش ساز محصول و بویژه هزینـه، بـرای حفـظ حیـات، رشد و موفقیت یک ضرورت است، مهندسی ارزش بر نواحی پرهزینه تمرکز دارد. در نمودار (۱) پتانسیل صرفه جویی در هزینه یا بهبود و ارزش آفرینی، در هر مرحله از دوره عمر محصول و یا پروژه، به تصویر کشیده شده است .[۵]