هماهنگی با شرایط اقلیمی، با بهره گیري از فناوري هاي امروزي منجر به استفاده از عناصري می شود که در مجموع به تعریف هویت منطقه اي بنا کمک می کنند.

دستیابی به سایه با استفاده از عناصري به نام مشربیه۱ و سقف هاي چادري (موزه ملی بحرین، وزارت خارجه عربستان) بهره گیري از رنگ هاي روشن در احجام خارجی (مجلس ملی کویت) استفاده از فضاهایی نظیر دالان و رواق، حیاط، باغچه و عناصري نظیر حوض آب براي استفاده از سایه و کروان هوا (وزارت امور خارجه عربستان) پوشش هاي گیاهی منطقه اي براي احیاء مفهوم آبادي (قصر طویق) ، استفاده از مصالح بوم آورد (قصر طویق) ، استفاده از عناصر تهویه طبیعی نظیر بادگیر (دانشگاه فطر اثر الکفراوي) از روش هاي پاسخ به شرایط محیطی است که منجر به ظهور دستور زبانی تازه براي تعامل میان فناوري و سنت شده اند. (شایان،

برگرفته از الگوهاي فرهنگی (Cultural Patterns)

در جایی که مسئله مورد توجه همانا سرپناه اولیه بود، حساسیت هاي منطقه گرایی احتمالاً می بایست امري تجملی و دور از دسترس به نظر رسد، اما هنوز این مکان وجود داشت که بتوان با طبقه متوسط یا اقدامات نهادي، به عنوان آزمایشگاه کشف ایده هایی که می توانستند در آینده کاربرد وسیع تري داشته باشند، برخورد گردد.

مانند همیشه، ارزش ها معماري سنتزهاي قانع کننده عملی، زیبایی سناختی و نمادین، و همچنین در خلق وحدت در هماهنگی با زمان و مکان نهفته است. ساختارهاي بومی می توانند سرنخ هایی براي دستیابی به این اهداف، با نشان دادن الگوهاي عصر قدیم یاجنبه انطباق پذیري آن ها، فراهم کنند. اما این نیتمعمولاً نمی توانستصرفاً نوعی معماري “محلی” به وجود آورد. با این نیت ترجیح این بود که با توجه به جریان هاي ضروري در پیشرفت جهان معاصر طراحی کرد و آن ها را با شرایط ویژه تطبیق داد.

معماران در کشورهاي روبه توسعه، در دهه هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ، گاه وجه تشابهاتی را بین اصول بومی و ایده هاي مدرن با ویژگی باستانی یا بدوي جست و جو می کردند.

کارهاي معماران هنري، نظیر چالز کوره آ، بالکر شینا دوشی، آچیون کان وینده، یا راج دیوال، معماري دو رگه اي از این نوع را نشان می دهند.