در اصطلاح اداری امروز به معنی و مفهوم واژه حکم نزدیک شده است. بدون تردید این واژه از کفایت لازم برخوردار نیست. زیرا در عرف اداری بین دستور و حکم تفاوت هایی وجود .دارد دستور به طور معمول به وسیله مقام مسئول در ذیل نامه، عمل احاله و ارجاع آن را به قسمتهای مختلف و یا کارکنان جهت اجرای کار منعکس میگردد. در صورتی که حکم در عرف اداری به منظور تعیین سمت و یا ارجاع وظایف جدید برای مسئولین و یا کارکنان است. در برخی از احکام همانند حکم مأموریت، دستور و نحوه انجام کار مشخص می شود. در این صورت مفهوم واژه های دستور و حکم به یکدیگر نزدیک می شوند اما . .به هیچ وجه نمی توان معنی یکسان را از آن استنباط نمود

تفاوت حکم  و دستور قدر مسلم حکم و دستور از ویژگی یکسانی برخوردارند و آن ویژگی، عمل تشکیل دهنده هر کدام می باشد. در هر کدام یک مقام صاحب اختیار در یک طرف به عنوان امضاکننده و در طرف دیگر یک نفر دریافت کننده به عنوان مجری قرار دارد. بدون شک در هر کدام هدفی دنبال می شود که به عنوان موضوع حکم و دستور در جای خود قابلی امعان نظر است.

عمل: عمل در لغت به معنی کار و کردار، مهیا شدن، ساخته شدن (به عمل آمده، جاافتاده) اجرا کردن، به اجرا در آوردن و … است. ساختن، کار کردن، کار،…، کردار و …. ” عمل واژهای عربی است که در اصطلاح همان معنی لغوی خود را نیز حفظ نموده .است دستورالعمل از ترکیب دو واژه و آن هم به شیوه ای نادرست (به خصوصی در العمل که جای تأمل است) به وجود آمده و رایج گردیده است. رواج این کلمه سابقه تاریخی دارد

که بعد از حمله عرب به ایران و به دنبال قبول دین مبین اسلام به وسیله ایران، مقداری از واژه های عربی داخل زبان فارسی گردید و گاهی ترکیبی با برخی از آنان پیدا نمود.