روش تحقیق حاضر، کیفی و به شیوه اسنادی است و پژوهشگر سعی دارد تا با اسـتفاده از منـابع کتابخانـه ای معتبـر نگـاهی بـه نظریات خانواده در حیطه جامعه شناسی اندازد و به جمع بندی در این زمینه بپردازد.

برای جمع بندی مطالب ذکر شده به نظریه تافلر اشاره می شود. همانطور که آلوین تـافلر در کتـاب مـوج  سـوم مطـرح مـی کنـد  خانواده گسترده شکل رایج خانواده در موج اول ”مرحله کشاورزی یا پیش از انقلاب صنعتی“ بود و خـانواده هسـته ای شـکل رایـج  خانواده در موج دوم ”عصر مدرن و بعد از انقلاب صنعتی“ بوده است و در موج سوم نظر تافلر این است که دیگر خـانواده هسـته ای  شکل رایج نخواهد بود بلکه یک تنوع و گستردگی اشکال خانواده است که در عصر موج سوم ”انقلاب اطلاعاتی و ارتباطـاتی“ وجـود  دارد؟

در موج سوم تافلر نظام خانواده، افراد اجباراً  در یک شکل واحد خانوادگی جای نخواهد داد بلکه به گونه ای است کـه افـراد شیوه ی زندگی خانوادگی خاصی را انتخاب یا حتی خلق می کنند. به نظر تافلر حفظ خانواده ی  هسـته ای امـری اسـت کـه تنهـا  نگهداشتن تاریخ و جلوگیری از پیشرفت می تواند آن را حفظ کند”امری غیر ممکن است)“تافلر،   .(۱۳۶۶ خانواده گسترده نهاد اجتماعی بوده که نقش اساسی در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ؟؟؟داشت و یک بنیان مهم  در سازماندهی اجتماع و جامعه فراهم می کرده است ؟با گذشت زمان و انتقال از خانواده گسترده به خانواده هسته ای از کارکردهای  آن کاسته شده و برخی دیگر از کارکردها کمرنگ تر شده است و به نهادهای تخصصی واگذار شده است ؟

این سیر، بـه رانـده شـدن  خانواده از مرکز به نیمه پیرامون انجامید ؟در این وضعیت نیمه پیرامونی، خانواده تاحدودی کارکردهـای مهمـی را هنـوز در دسـت  داشت اما در طی زمان باز هم به حاشیه رانده شده است که  در این مقاله به آن  وضعیت پیرامونی اطلاق می شود. اهمیت خانواده با کارکردهایش همبستگی مستقیم دارد. در مرحله ای که خانواده پیرامونی می شود دیگر نمی توان خانواده را  نهاد   خواند و عنوان گروه اجتماعی بیشتر بیان گر آن است چرا که در این مرحله با نقش های شناور اعضای خانواده سروکار داریم و ایـن  در اشکال متنوع و متفاوت خانواده زمان حاضر وجود دارد. در اینجا خانواده آن جایگاه کانونی خود را در دوره های قبل از دست داده  است.

بر اساس این مقاله دوره اول به طور تقریبی تا قرن نوزده را شامل می شود؛ دوره دوم را اوایل قرن بیستم نهایتاًو   دوره سـوم زمـان حاضر است. جامعه شناسان خانواده در دوره های اولغالباً  خانواده را بـه عنـوان یـک نهـاد در نظـر مـی گرفتنـد و درصـدد یـافتن کارکردهای آن در جامعه مدرن بودند، بنابراین رابطه خانواده با جامعه مورد بررسی قرار می گرفت اما  جامعه شناسان اخیر خانواده را  به عنوان یک گروه در نظر می گیرند و تمرکز آنها بر روابط درونی خانواده و اشکال گوناگون آنهاست؟

جامعه شناسـان اولیـه پدیـده  های نوظهور مربوط به خانواده را با نگاهی آسیب شناسانه بررسی می کردند و  در پی راه حل هایی بـرای حفـظ خـانواده بودنـد امـا  جامعه شناسان اخیر این پدیده ها را به عنوان شکل های جدید می پذیرند مرور متون مربوط به جامعه شناسی خانواده در طول چند دهه اخیر نشان می دهد که هر چه بیش تر به طرف انتقادی شدن حرکت  کرده است ؟موضوع این انتقادهاغالباً  مفاهیم سنتی خانواده و مسلم دانسته شدن آن از سوی جامعه شناسان اولیه است؟ شاید مهم ترین نکته ای که در جمع بندی آثار جامعه شناسان خانواده می توان اشاره کرد این است که متفکران جدیـد بـه میـزان زیادی از مسیر اصلی و مسئله اساسی جامعه شناسی خانواده(بررسی مسائل حانواده و سعی بـر ارائـه راه حـل مناسـب بـرای رفـع مشکلات) منحرف شده اند و مسئله اصلی را گم کرده اند.