لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت دعا ونیایش توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت دعا ونیایش قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

درس تفسیر موضوعی را می توانید در وبلاگ های زیر مطالعه کنید

—Uitafsir.mihanblog.ir

—T-m-g.blogfa.com

—ساعت های مشاوره وراهنمایی

— شنبه        ۱۲ – ۱۰/۵۰

—سه شنبه  ۱۲ – ۵۰ /۱۰

—مکان :گروه معارف دانشگاه اصفهان

اسلاید ۲ :

سخنان آلکسیس کارل در باره دعا

—

—آلكسيس كارل جرّاح و فيزيولوژيست معروف فرانسوى كه بعدها مقيم امريكا شده، همان شخصى كه كتاب انسان موجود ناشناخته را كه بسيار جالب و عميق است نوشته و يك بار هم برنده جايزه نوبل شده، راجع به حقيقت دعا كتابى دارد به نام نيايش كه ترجمه هم شده است. او مى‏گويد:

— «دعا عالى‏ترين حالت مذهبى در انسان است و حقيقت آن پرواز روح بشر است به سوى خدا.» «۳»

—هم او مى‏گويد:

— «در وجدان انسان شعله فروزانى است كه گاه و بيگاه انسان را متوجّه خطاهاى خويش مى‏كند، متوجّه گمراهيها و كج فكرى‏هايش مى‏سازد. همين شعله فروزان است كه انسان را از راه كجى كه مى‏رود باز مى‏دارد.» «۴»

—                       مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏۳    ۳۹۴

—حقیقت دعا ارتباط قلبی و روحی است و زبا ن ترجمان قلب است ع غ

اسلاید ۳ :

—وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ

—فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ( بقره ۱۸۶  )

—

—ترجمه :و هر گاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزديكم دعاى نيايشگر را آن گاه كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گويم. پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه به رشد رسند.

—شان نزول:

—كسى از پيامبر ص پرسيد: آيا خداى ما نزديك است تا آهسته با او مناجات كنيم؟ يا دور است تا با صداى بلند او را بخوانيم؟ آيه فوق نازل شد و (به آنها پاسخ داد كه خدا به بندگانش نزديك است) «۱». (۱) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.

— منبع :تفسير نمونه، ج‏۱، ص: ۶۳۷

 

اسلاید ۴ :

—جالب اينكه در اين آيه كوتاه خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده و هفت بار به بندگان! و از اين راه نهايت پيوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!.

—وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ.

—أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ.

— فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي.

— وَ لْيُؤْمِنُوا بِي.

— لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.

— تفسير نمونه، ج‏۱، ص: ۶۳۸

اسلاید ۵ :

—

—وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (ق  ۱۶ )

— ترجمه :ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم‏

—فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (۸۳) وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ (۸۴) وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ ( ۸۵ واقعه ۸۳-۸۵)

— پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مى‏رسد (توانايى بازگرداندن آن را نداريد)؟! ۸۴- و شما در اين حال نظاره مى‏كنيد (و كارى از دستتان ساخته نيست).و ما به او نزديكتريم از شما ولى نمى‏بينيد.

—در جزوه نیست

—من مثل شما بی وفا نیستم شما رها می کنید و می روید دنبال زندگی خویش و بعدا فراموش می کنید اما من همیشه در کنار مرده و دیگران هستم . من هستم در کنار انسان محتضر ولی  شما نمی بینید و… 

اسلاید ۶ :

—۱-خواند ن ،مناجات‏با خدا ،نيايش دعا های از صحیفه سجادیه و دعای عرفات نوشته شود

—۲- سئول كردن و در خواست داشتن

—۳- عبادت كردن

—-جريان حضرت ابراهيم و مقايسه آن با حضرت يعقوب

—-داستان حضرت زكريا كه در خواست بود نه مناجات

اسلاید ۷ :

—وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى‏ عَلى‏ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ ( یوسف۸۴)

—يعقوب از فرزندان روى گرداند(بعد از اینکه بنیامین در مصر ماند و انها بر گشتند) و گفت: اى دريغا بر يوسف، پس اندوه خود را فرو مى‏خورد (تا آنكه) دو چشمش از اندوه سفيد (و نابينا) شد.

—قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ ( یوسف۸۵ )

— (فرزندان يعقوب به پدرشان) گفتند: به خدا سوگند تو پيوسته يوسف را ياد مى‏كنى، تا آنكه بيمار و لاغر شوى و (يا مشرف به مرگ و) از بين بروى.

—قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( یوسف ۸۶)

— (يعقوب) گفت: من ناله (آشكار) و حزن (پنهان) خود را فقط به خدا شكايت مى‏برم و از (عنايت و لطف) خداوند چيزى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.

—درست است که حضرت یعقوب ع بی تابی می کرد و لی امیدش به خدا بود ونه به دیگران 

اسلاید ۸ :

—قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ (۶۸) قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ (انبياء ۶۹)

— گفتند: او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است.۶۹- (سرانجام او را به درياى آتش افكندند ولى ما) گفتيم: اى آتش سرد و سالم بر ابراهيم باش.

—سلطه‏گران زورگو براى تحريك توده‏هاى ناآگاه، معمولا از نقطه‏هاى ضعف روانيشان استفاده مى‏كنند، چرا كه آنها روانشناسند و بر كار خود مسلط! همانگونه كه در اين ماجرا كردند و شعارهايى دادند كه به اصطلاح به رگ غيرت آنها بخورد گفتند: اينها خدايان شما هستند، مقدساتتان به خطر افتاده، سنت نياكانتان زير پا گذاشته شده، غيرت و حميت شما كجا است؟ چرا اين قدر ضعيف و زبون هستيد چرا خدايانتان را يارى نمى‏دهيد، ابراهيم را بسوزانيد و خدايانتان را يارى بدهيد اگر كارى از شما ساخته است و توانى در تن و قدرتى در جان داريد.ببينيد همه مردم از مقدساتشان دفاع مى‏كنند، شما كه همه چيزتان به خطر افتاده است.

اسلاید ۹ :

—خلاصه امثال اين لاطائلات بسيار گفتند و مردم را بر ضد ابراهيم شوراندند آن چنان كه بجاى چند بار هيزم كه براى سوزاندن چندين نفر كافى است هزاران بار بر روى هم ريختند و كوهى از هيزم، و به دنبال آن دريايى از آتش به وجود آوردند، تا با اين عمل هم انتقام خود را بهتر گرفته باشند، و هم ابهت و عظمت پندارى بتها كه سخت با برنامه ابراهيم آسيب ديده بود تا حدى تامين شود،

—تاريخ نويسان در اينجا مطالب بسيارى نوشته‏اند كه هيچگونه بعيد به نظر نمى‏رسد:

—از جمله اينكه مى‏گويند: چهل روز مردم براى جمع‏آورى هيزم كوشيدند و از هر سو هيزمهاى خشك فراوانى جمع‏آورى كردند، كار به جايى رسيد كه حتى زنانى كه كارشان در خانه پشم‏ريسى بود از درآمد آن پشته هيزمى تهيه كرده بر آن مى‏افزودند، و بيماران نزديك به مرگ از مال خود مبلغى براى خريدارى هيزم وصيت مى‏نمودند و حاجتمندان براى برآمدن حاجاتشان نذر مى‏كردند كه اگر به مقصود خود برسند فلان مقدار هيزم بر آن بيفزايند. به همين جهت هنگامى كه آتش از جوانب مختلف در هيزمها افكندند به اندازه‏اى شعله‏اش عظيم بود كه پرندگان قادر نبودند از آن منطقه بگذرند.

—بديهى است به چنين آتش گسترده‏اى نمى‏توان نزديك شد تا چه رسد به اينكه بخواهند ابراهيم را در آن بيفكنند، ناچار از” منجنيق” استفاده كردند، ابراهيم را بر لاى آن نهاده و با يك حركت سريع به درون آن درياى آتش پرتاب نمودند «۱».

اسلاید ۱۰ :

—هنگامى كه ابراهيم را بالاى منجنيق گذاشتند و مى‏خواستند در آتش بيفكنند، آسمان و زمين و فرشتگان فرياد بركشيدند، و از پيشگاه خداوند تقاضا كردند كه اين قهرمان توحيد و رهبر آزاد مردان را حفظ كند.

—و نيز نقل كرده‏اند: جبرئيل به ملاقات ابراهيم آمد و به او گفت: ا لك حاجة؟

—” آيا نيازى دارى تا به تو كمك كنم”؟

—ابراهيم ع در يك عبارت كوتاه گفت: اما اليك فلا: اما به تو، نه”! (به آن كسى نياز دارم كه از همگان بى‏نياز و بر همه مشفق است).