لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت دیگر مکاتب بررسی ادبیات از دیدگاه زبانشناسی توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت دیگر مکاتب بررسی ادبیات از دیدگاه زبانشناسی قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

مکتب پراگ

  • به اعضای مکتب پراگ هم فرمالیست میگویند که درسالهای بیست قرن بیستم(۱۹۲۶)به وجود آمد.این مکتب انجمن زبانشناسانی از قبیل رومان یاکوبسون،ویلهلم ماته سیوس،موکاروفسکی،رنه ولک،یان ریپکا و غیره اند که خود را ساختگرا میخواندند.
  • ماته سیوس با توجه به آرای فردینان سوسور در مورد فرق زبان و گفتار مباحثی را در ادبیات و سبک شناسی مطرح کرد که بسیار حائز اهمیت است.او به سه نوع زبان روزمره،علمی و ادبی معتقد بود.هر کدام از این انواع نقش و وظیفه ای دارند.

اسلاید ۲ :

نقش اصلی زبان روزمره تفهیم وتفاهم یا گفتگوست.با زبان فنی و علمی انتقال معلومات و اطلاعات صورت میگرد.زبان ادبی برای بیان مطالب متعالی و توصیف زیبایی است و باآن بیان احساسات وعواطف میشود.نقش زبان شعری،ویرانی زبان عادی است.سبک ادبی همان عدول و انحراف از زبان گفتگو است.

یان موکاروفسکی  یکی از مقالات مهم اورا گاروین تحت عنوانstandard language and poetic language (زبان معیار و زبان ادبی)به انگلیسی ترجمه کرده است.موکاروفسکی میگفت آن دسته ازآثارهنری مهم اند که ساخت دوران قدیم را تغییر میدهند و اگر تغییری ندهند ارزشی ندارند.این نظر او در دوران ما مورد انتقاد برخی از هرمونتیک ها قرار گرفت زیرا به نظر آنان این تغییر یک طرفه نیست.بین گذشته و حال مکالمه است.اثرهنری گذشته را تغییر میدهد و خود از گذشته تغییر می یابد.

اسلاید ۳ :

به نظر موکاروفسکی فرقی بین شعرونثر نیست جز اینکه در شعر انسجام و سازمان یافتگی و درهم تنیدگی و بافت قوی تر از نثر است.

این مکتب درخشان که در۱۹۲۶ به ریاست یاکوبسون شکل گرفته بود بر اثر تسلط کمونیست ها و کودتای پراگ و جنگ جهانی دوم ازهم پاشید و اعضای آن از هم پراکندند و لذا تحقیقات آنان ادامه نیافت.

اسلاید ۴ :

   نئوفرمالیسم

  • رومان یاکوبسون مشهورترین چهره فرمالیسم و حلقه پراگ پیشرو جریان نئوفرمالیسم در غرب است.یاکوبسون پس از ترک شوروی و اقامت چند ساله در پراگ سرانجام به آمریکا رفت و درآنجا عقاید فرمالیست ها که نوعا برای غریبان تازه بود به نحوگسترده ای انتشار داد.به مکتب او و همفکرانش هرچنددراساس همان آرای فرمالیستهاست،نئوفرمالسیم میگویند.
  • حرف نئوفرمالیستها این است که اگر نقدادبی میخواهد علمی باشد باید شگردها و شیوه ها و به اصطلاح صناعات ادبی را که درکد زبانی است به صورت سیستماتیکی بررسی کند و از طرح و بررسی مسائلی چون احساس و عاطفه و اندیشه و روانشناسی شخصیتها که درنقدادبی سنتی مرسوم است چشم بپوشد زیرا این امور از دایرۀ ادبیات پژوهی علمی خارج است.پس برای تجزیه وتحلیل پیام شعری باید منحصرا به ابزارادبی

اسلاید ۵ :

که ماهیت زبانی دارند توجه زبانشناسانه یعنی علمی داشت.مثلا روش خود یاکوبسون این است که کلمات را به اجزای کوچکتر یعنی مورفیم ها تجزیه میکند وبدین ترتیب ابیات درنظراو یک بافت و رشتۀ زبانی است که منحصرا از آواها بوجود آمده است.بدین لحاظ نئوفرمالیسم یک نوع مطالعه و بررسی مورفولوژیکال است زیرا تکیه بر بررسی مورفیم ها دارد.به همین لحاظ آنها علاقۀ شدیدی به مطالعه عروض زبانهای گوناگون داشتند.آنان همچنین به استعاره علاقه زیادی داشتند.یاکوبسون استعاره را بی نظمی و اغتشاش و اشتباه در زبان بر مبنای مشابهت و مجاز را بی نظمی خلاف قاعده وهنجار زبانی برمبنای مجاورت میداند.

بطور کلی سخن این مکتب درمورد زبان ادبی این است که این زبان به دوطریق شکل میگیرد:

۱_انحراف از زبان پیش پا افتاده و مبتذل یعنی زبان روزمره.

۲_استفاده ازآزادی های هنری.

ازاین رو شعر به لحاظ آنان مسألۀ ساختن است نه سرودن.

اسلاید ۶ :

فوتوریسم

حوزه فرهنگی این مکتب بسیار شبیه به فرمالیسم  است.بنای کار فوتوریستها هم مثل نئوفرمالیستها،مورفولوژیکال است.یعنی در مطالعات خود زبان را به اجزای کوچک که همان مورفیم باشد تجزیه میکنند.

آرای فوتوریستها این است که تازگی و اصالت درادبیات مربوط به محتوا نیست و همه مسائل درفرم است.لذا با جدیت تمام به سیستماتیک کردن ابزارهای آوایی ازقبیل وزن و قافیه پرداختند.فرق عمده آنان با فرمالیستها دراین است که فرمالیستها بعضا میکوشیدند بین فرم ومحتوا رابطه ای علمی ایجاد کنند اما فوتوریستها بحث محتوا را به کلی از مطالعات خود حذف کردند.

اسلاید ۷ :

 درباره مکاتب زبانشناسانۀ نقدادبی

فرمالیست ها معتقد به مطالعه ی خود اثر ادبی بودند نه مسائل تاریخی و اجتماعی و روانشناسی مربوط به متن . اهتمام اصلی آنان به فرم اثر بود نه به معنی آن حتی المقدور می کوشیدند بحث را به فرم ومحتوا تقسیم نکنند اما گاهی که این مسئله پیش می آمد می گفتند فرم بیان محتوا نیست بلکه این محتواست که فرم را ایجاد می کنند روش فرمالیست ها بعدا منجر به مکتب دیگری به نام ساخت گرایی شد .یا کوبسون در این انتقال سهم اصلی را دارد ساختار گرایان هممانند فرمالیست ها مطالعه در  زمینه های اجتماعی و….را چندان مهم نمی دانند و عمدتا فقط متن را مهمی دانند و نه مؤلف را .

اسلاید ۸ :

پسا ساختار گرایان (ساختار گرایان جدید)

بارت می گوید تولد خواننده مصادف با مرگ مؤلف است و به نویسندگان کتب تاریخ ادبیات حمله می کند که چرا به جای نوشتن تاریخ اثار ادبی،به بررسی زندگی شاعر ان و نویسندگان پرداخته اند.به نظر او همه کاره خواننده است، اوست که هر طور بخواهد میفهمد و لذت می برد .این جریانات بعدا به هرمونتیک مربوط می شود که در فصول بعدی کتاب توضیح داده می شود .

میشل فوکو نیز می گوید امروزه دیگر کار منتقد این نیست که واسطه بین مؤلف و اثر باشد بلکه نقد توضیح ساختار اثر هنری و روشن کردن ارتباط  عناصر و اجزای متشکله آن با هم است .