لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت مطالعات انتقادی در ارتباطات توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت مطالعات انتقادی در ارتباطات قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

—یورگن هابرماس اندیشمند معاصر آلمانی و در ردیف جامعه شناسان انتقادی است. این جامعه شناس متاخر منتقد بیشتر در سنت جامعه شناسی مارکسیستی کارکرده است. با این تفاوت که همانند همفکران خود(در موسسه مطالعات اجتماعی فرانکفورت)کسانی چون مارکوزه، آدرنو و … بیشتر توجه خود را صرف روبنای فرهنگی کرده است.

—کارهای هابرماس همسو با نظریه مارکسیستی است، چرا که مارکس برای تحلیل جامعه سرمایه داری تاکید بیشتر بر زیر بنای اقتصادی که مشخصه آن کار یعنی کنش انسان با طبیعت است دارد ولی هابرماس در تحلیل خود به کنش ارتباطی یعنی کنش انسان با انسان پرداخته است. مارکس بر کار خلاقه یعنی پراکسی تاکید دارد ولی هابرماس بر کنش ارتباطی و زبان در ساختن کنش ها تاکید دارد.

اسلاید ۲ :

فهرست:

—زندگي نامه

—آثار

—انديشه هاي هابرماس

—نقدهايي از جامعه مدرن

—نقد پوزيتيويسم

—مباني معرفت شناسي

—بحران جامعه سرمايه داري

—نظريه كنش ارتباطي

—زیست جهان و نظام اجتماعي

—حوزه عمومي

اسلاید ۳ :

—تولد در سال ۱۹۲۹ در شهر دوسلدورف آلمان در خانواده ای روشنفکر و مذهبی

—در سال ۱۹۴۹ در سن ۲۰ سالگی در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبیات آلمانی شروع به تحصیل در دانشگاه های گوتینگن، زوریخ و بن.

—در سال های دهۀ ۱۹۵۰ مطالعۀ آثار لوکاچ به ویژه کتاب “تاریخ و آگاهی طبقاتی”

—در سال ۱۹۵۴ رسالۀ دکترا با عنوان “مطلق و تاریخ: در بررسی تضاد بین مطلق و تاریخ در اندیشه شلینگ”

—از سال ۱۹۵۴ با سمت استادی در دانشگاه هایلدبرگ تدریس فلسفه

—در سال ۱۹۵۶ در دانشگاه فرانکفورت دستیار آدورنو

—از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴در دانشگاه هایدلبرگ تدریس فلسفه و ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۱ تدریس جامعه شناسی و فلسفه در دانشگاه فرانکفورت

—سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۲ با سمت ریاست انستیتو ماکس پلانک پژوهش در زمینه تاثیر دانش و فن بر زندگی اجتماعی

—سال ۱۹۸۲ انتشار اثر “نظریه کنش ارتباطی” در دو جلد

—از سال ۱۹۸۳ تدریس فلسفه در دانشگاه فرانکفورت

—تکوین روند شخصیت در متن شرایط سیاسی- اجتماعی جامعه آلمان و ظهور و سقوط نازیسم. 

اسلاید ۴ :

 دانشجو وسياست

 نظريه وعمل

 جنبش اعتراض واصلاحات دانشگاهي

 در منطق علوم اجتماعي

 شناخت وعلايق انساني

 كنش ارتباطي

 بحران مشروعيت دهه

 جهاني شدن واينده دموكراسي

 هرمونتيك فلسفي

 به سوي جامعه عقلاني

 تكنولوژي وعلم به مثابه ايدئولوژي

 كار شناخت وپيشرفت

 تحليل فلسفي_سياسي

اسلاید ۵ :

اندیشه های هابرماس

—نظریات هابرماس متاثر از تفکر انتقادی مارکس و تحت تاثیر مستقیم آدورنو و هورکهایمر

—متاثر از تفکر ایده آلیستی هگل و کانت، از طریق وبر

—نزدیک کردن و ارزیابی این دو رویکرد فکری متفاوت در سطح نظری و در مصادیق عینی (مفاهیمی چون کنش انتقادی، وضعیت آرمانی گفتار و کنش ارتباطی)

—اهمیت نظریه انتقادی در دهۀ ۱۹۷۰ در آثار هابرماس با شکلی تازه

—ارائه مباحثی بدیع در “پدیده عقلانیت”

—دوری جستن از “نظریه انتقادی” کلاسیک و ابداع نظریه انتقادی جدید

—ترویج و تبیین نظریات جدید در فلسفه و علوم اجتماعی (ارتباط بین نظریه انتقادی و دیگر مکاتب فلسفی و نظریات اجتماعی)

اسلاید ۶ :

—مضمون اصلی آثار: مشارکت در تدوین سیمایی واضح از یک “جامعه جهانی بهتر” و توانایی انسان در تغییر حیات اجتماعی خودش و ساختن یک زندگی مطلوب (شکل گیری فکری  در شرایط و اوضاع بحران های سیاسی- اجتماعی)

—بینش انتقادی: نقد کل نظامهای موجود در جهان و مربوط به جهان و نقد نظریه ها و وضعیت (کمونیسم، سرمایه داری، کارکردگرایی، اثبات گرایی، ساخت گرایی و پست مدرنیسم و …)

—روش: عدم پذیرش روش اثباتی(پوزیتیویسم)، توجه به روش هرمنوتیک (فهم و درک انسان ها و جهانی انسانی)

—شناسایی اهداف رهاسازی با دانش و شناخت چگونگی ارتباط و تفسیر مردم

—دانش معتبر؟  او معتقد است دانش معتبر تنها در صورتى امکان‏پذیر است که “علم” به عنوان یکى از دستاوردهاى “خرد” جایگاه مناسب و تبعى خود را بپذیرد.

—نجات میراث عقل گرایی(دفاع از روشنگری)-  (هدف او)

اسلاید ۷ :

—انتقاد از نسبت میان علم و فلسفه در مدرنیته و معرفت شناسی جدید (نزدیک کردن فلسفه و جامعه شناسی)

—او در این راستا علم گرایى را نقد مى‏کند و علم را به مثابه شاخه‏اى از دانش‏هاى ممکن مى‏پذیرد؛ به عبارت دیگر، یکى دانستن دانش و علم را نقد مى‏کند.

—طبیعی تلقی کردن واکنش اجتماعی: یکی دانستن وضع موجود با وضع مطلوب: محافظه کارانه و نقد آرمان شهر

اسلاید ۸ :

نقدهایی از جامعه مدرن

—ویژگی های اصلی: عقلانیت ابزاری، شی وارگی، آگاهی کاذب و از دست رفتن معنا و آزادی

—عدم توانایی در هماهنگی بین پیشرفتهای علمی و فنی با نیازهای اخلاقی و علایق رهایی بخش انسان

—تزلزل هویت جسمی، بیگانگی، کنارگذاشتن ارزشها، علایق و عقلانیت ارتباطی

—تبدیل شدن انسان به اشیاء بی روح، حکومت متخصصان فنی بر اجتماع و تمامی عرصه های اجتماعی

—نادیده گرفته شدن ارزشهای انسانی و اخلاقی 

اسلاید ۹ :

نقد پوزیتیویسم

—منتقد جدی کاربرد روشهای علوم طبیعی و تجربی در حیطه علوم انسانی و اجتماعی

—عامل اصلی به بیراهه رفتن روشنگری و نا تمام ماندن پروژه مدرنیته

— پوزیتیویسم رویکردی نامناسب و گمراه کننده دارد که به درک درستی از حیات اجتماعی منجر نمی گردد.

—پوزیتیویسم با پرداختن به آنچه که وجود دارد، نظم اجتماعی موجود و مستقر را تایید کرده و  مانع هرگونه تغییر و تحول اساسی می گردد و در نهایت به انفعال و بی توجهی سیاسی می انجامد.

—پوزیتیویسم عامل بسیار مهمی در ایجاد و حمایت از شکل جدیدی از سلطه یعنی سلطه ”فن سالارانه“ به شمار می رفته و رابطه تنگاتنگی با آن دارد.

—علوم اثباتی بازتاب شی وارگی و از موانع عمده رهایی اجتماعی

—تضعیف نگرش تفاهم، ارتباط عقلانی و بین الاذهانی

—پوزیتیویسم بین امر واقع و ارزش یا هنجار تمایز مطلقی برقرار ساخته و آنها را از هم جدا دانسته و از این رو دانش را از علایق انسانی منفک می سازد. (نقد دوئالیسم هگلی)

 

اسلاید ۱۰ :

مبانی معرفت شناسی:

—علایق و ارزشها نقش اصلی در فرایند شناخت، از طریق پیوند شناخت با منافع و علایق انسانی.

—سه نوع علاقه انسانی متمایز از هم برای فعالیت انسان در زمینه شناخت

—علاقه تکنیکی یا فنی: علاقمندی انسان برای تسلط بر نیروهای طبیعی و کنترل و بهره گیری از آنها ،ایجاد ابزارهای جدیدتر و پیشرفته تر برای تسلط بر طبیعت

—علاقه عملی یا ارتباطی: تمایل انسان به مفاهمه و ارتباط و تبادل بین ذهنی، عقلانیت ارتباطی که در اثر روابط بین الاذهانی به شناخت کلیت اجتماعی و جایگاه انسان در آن موقعیت کلی و تاریخی منجر شود.

—نیاز انسان به زبان و شکل گیری ذهنیت و هویتش در قالب زبان

—ایجاد شناخت از طریق زبان و آگاهی از شرایط حاکم به زمانه و خویشتن و امکان ارتباط بین ذهن ها با زبان

—بهره مندی از دانش هرمنوتیک تاریخی

—هدف هرمنوتیک دستیابی به فهم متقابل ریشه دار در کنش اجتماعی و تحقق این کنش در متن معانی و انگیزه ها و اهداف و اعتقادات مشترک بین الاذهانی.

—علایق رهایی بخش: هادی علوم انتقادی و نقد ایدئولوژی و هرگونه تلاش نظام مند برای بازاندیشی و تامل