ايدز چيست ؟

ايدز (سندروم ناكارايي دستگاه دفاعي بدن) مرحله پاياني بيماري HIV است فرآيند بيماري كه مدت ها قبل از اينكه فرد از نظر فيزيكي بيمار شود شروع مي شود.وقتي كه HIVبطور جدي سيستم ايمني بدن افراد را دچار آسيب مي كند اين طور مطرح مي شود كه فرد داراي ايدز است . در آمريكا شخصي كه به HIV مبتلا شده است به دنبال آغاز تشخيص عفونت ها يا وقتي كه تعداد لنفوسيت (نوعي از گويچه هايسفيد كه از بافت شبكه اي گره هاي لنفي منشا مي گيرند و معمولا بدون دانه بوده و شامل انواع بزرك و كوچك مي باشد ) CD4+ اش كمتر از ۲۰۰ سلول مي باشد يك آزمايش تشخيص ايدز را دريافت مي كند( ميانگين تعدادلنفوسيت CD4+ يك فرد سالم تقريبا ۱۰۰۰ سلول است ) .

اولين بار در ژوئن ۱۹۸۱ ايدز به عنوان يك بيمار ي غير عادي كه باعث مي شود افراد- اصولا مردان همجنس باز جوان- توانايي شان را براي مبارزه با عفونت هاي تهديد اموز معمول و بدون مدت از دست بدهند شناخته شد . GRID (نقص ايمني مربوط به همجنس خواهي) كه در ابتدا ناميده شد بزودي سندروم نقص دستگاه ايمني يا ايدز نام گرفت . افرادي كه به بيشترين وجه در معرض خطر گرفتن اين بيماري بودند مردان دوجنسي يا همجنس خواه، تزريق كنندگان مواد مخدر، دريافت كنندگان تزريق خون و هموفيلي ها بودند.

عاملي كه باعث اين بيماري مي شود يك ويروس است كه در يك زمان توسط يك دكتر آمريكايي به نام روبرت گالو و دكتري فرانسوي به نام لوك مونتاگنير كشف شد . اين ويروس كه توسط هر كدام از اين افراد بطور جداگانه وصف شده بود سرانجام به عنوان گونه هايي از ويروسي مشابه تعيين شد كه بعدا ويروس نارسائي دستگاه ايمني بدن انسان يا HIV ناميده شد . مدت طولاني از كشف اين ويروس نگذشته بود كه يك آزمايش پادتن پيشرفت كرد كه مي توانست وجود اين ويروس را در خون يا مايعات بدن تشخيص دهد . در سال ۱۹۸۵ مجوز اين تست داده شد .

از طريق مطالعه نمونه هاي خوني كه به دلايلي ديگر نگه داشته شده بود نظري اجمالي در مورد آنچه كه اپيدمي HIV در ابتدا براي تشخيص اولين موارد در ژوئن ۱۹۸۱ به نظر مي رسيد داريم . مهم ترين موارد از مطالعات گروه هپاتيت B درسانفرانسيسكو بود . در ۱۹۷۸ انجمن عمومي سلامت ۶۸۰۰ مرد همجنس گرا را در سانفرانسيسكو ثبت نام كرد تا گسترش هپاتيت B و تاثير واكسيناسيون هاي پيشرفته اخير را براي هپاتيتB بررسي كند . بعدا به دنبال پيشرفت آزمايش پادتن HIV نمونه هاي ذخيره شده سرم برا ي آنتي بادي به HIV بررسي شد . نتايج آن قابل توجه بودند .

با نگاهي به گذشته ۳ درصد از آن گروه قبلا تا سال ۱۹۷۸ به HIV مبتلا شده بود . در ۱۹۷۹ گروه مبتلا به HIV تا ۱۲ درصد افزايش يافته است و تا سال ۱۹۸۱ زماني كه اولين موارد بيماري ايدز كشف شد ۳۶ درصد از آن گروه پيش از اين مبتلا شده بودند . تا اوايل دهه نود نزديك به ۸۰ درصد از گروه مورد بررسي به HIV دچار شدند . در حالي كه هنوز تعدادي از آنها علامتي از بيماري نشان نداده بودند تعداد افرادمبتلا به بيماري ايدز رو به افزايش بودند .
HIV چطور تشخيص داده شد ؟

در معمول ترين شيوه شناسايي پادتن HIV يك آنزيم مربوط به تست سنجش ماده جذب كننده (ELISA ) را براي غربال كردن بكار مي برند كه در ادامه ابا آزمايش WESTERN BLOT تاييد مي شود . دقت تست سرم شناسي HIV خيلي بالا است ( بيشتر از ۹۹ درصد حساسيت و اختصاصي) . به دنبال گرفتن نمونه ،گزارش نتايج ممكن است از ۲ روز تا ۲ هفته طول بكشد البته بستگي به كار آزمايشگاه هم دارد . محل هاي عمومي براي ازمايش شامل مراكز بهداشت ، بيمارستان ها ، دكتر هاي خصوصي ، كلينيك هاي برنامه ريزي خانواده يا كلينيك هاي تشخيص انتقال بيماري جنسي ، مقرهاي سيار ، تاسيسات پزشكي دارويي و مكان هايي كه براي تست HIV اختصاص داده شده است مي باشد .

تعدادي آزمايش هاي ديگر هم موجود است
آزمايشي سريع كه د ر خانه قابل دسترسي است تنها آزمايش براي HIV است . كاغذ صافي با نمونه اي از خون كه با نيشتر گرفته شده است
به حالت رمز گذاري شده و بدون نام به يك آزمايشگاه فرستاده مي شود . نمونه هاي خون كه خشك شده اند توسط ELISA مشابه و تست هاي WESTERN BLOT(معيوب بودن خون) بكار برده شده بر روي خون سياهرگي آزمايش مي شوند. حساسيت و اختصاصي بودن اين شيوه ۱۰۰ درصد است . نتايج توسط تلفن عرضه مي شود ( يك پيام ضبط شده براي افراد ي با نتايج منفي و مشاوره اي براي افراد داراي نتايج مثبت ).

سه آزمايش هم وجود دارد كه نتايج را به سرعت تقريبا در مدت ده دقيقه آماده مي كند: SUDS ، Recombigen ، و ژني .ميزان حساسيت اين شيوه صد در صد است و اختصاصي بودن آن ۹۹ درصد است . اين آزمايش ها هم براساس خون هستند .
آزمايش OraSure كه تست ELISA و تست معيوب بودن خون را بكار مي برد تا پادتن هاي در برابر HIV را در سلوي پيدا كند . ميزان حساسيت و اختصاصي بودن آن مشابه سرولوژي استاندارد است .
مباحثه زيادي در مورد نقش تست HIV وجود دارد. اكثر مسائل راجع به اين آزمايش و ارزش آن بجاي موضوعات پزشكي بر حقوق اجتماعي توجه دارند . در ابتدا ي شناخت اين بيماري همه گير حق حريم خصوصي افراد و توجه به مخفي بودن نتايج علاوه بر ترس از تبعيض بر عليه افراد ي كه مبتلا به بيماري شده اند كاربرد اين آزمايش را براي آزمايش عموم افراد محدود كرده بود

.
با اين وجود ارزش پزشكي تشخيص اوليه در ارتباط با بيماري HIV همراه با مزيت بسيار زيادي است . با وجودي كه اين بيماري هنوز هم علاج پذير نيست امااز طريق اقدامات پزشكي قابل درمان است.درمان مناسب، پيشرفت بيماري را به تاخير مي اندازد و از سرايت فرصت طلبانه بيماري جلوگيري مي كند . تشخيص مثبت بودن آزمايش از طريق ازمايش خون به فرد اين فرصت را مي دهد تا بر اساس اولويت ها برنامه ريز كند ( همانطور كه در مورد هر گونه بيماري طولاني مدت و سخت صدق مي كند ) و مهم تر اينكه ا فراد مي توانند از سرايت بيماري به ديگر افراد مانند همسرشان كه او را دوست دارند جلوگيري كند.
آگاهي از بيمار ي كه از طريق تست HIV بدست مي آيد براي پدر ها و مادرها هم مهم است .از طريق درمان …….. . مي توان از انتقال ويروس از يك مادر مبتلا به بيماري ايدز به نوزادش تا ۸۰ درصد جلوگيري كرد .اين مورد آنقدر سودمند بود كه در ژوئن ۱۹۹۶ انجمن پزشكي آمريكا آزمايش HIV را براي همه زنان حامله اجباري كرد

.
چطور بيماري HIV پيشروي مي كند ؟
بعد از اينكه يك فرد مبتلا به بيماري HIV شد در بدن او فرآيندي شروع مي شود كه ويروس بطور آهسته و تدريجي واكنش هاي ايمني بيمار را از بين مي برد . پيشروي وقايع اكنون بخوبي مشخص است و قابل توجه ترين عامل همراهي كننده آن زمان است . وقتي كه زمان مي گذرد بدون اينكه به فكر درمان موثر بيماري باشيد اين ويروس سرانجام باعث مي شود كه فرد در واكنش دفاعي به تعدادي از بيماري هاي مختلف كه قابليت مبارزه با آنها را ندارد مستاصل شده و سر انجام منتهي به مرگ فرد شود.

اين نمودار براي فهم تاثير HIV بر سيستم ايمني و دفاعي از زمان شروع به بعد مهم است همانطور كه در مورد يك فرد مبتلا به HIV در يك دوره ۸۳ ماهه نشان داده شده است . ويروس به آهستگي لنفوسيت هاي CD4+ را نابود مي كند تا زماني كه واقعا چيزي باقي نمي ماند و سرانجام براي بدن غير ممكن مي شود كه حتي در برابر معمول ترين بيماري ها از خود دفاع كند .

زماني كه ويروس به لنفوسيت هاي CD4+ سرايت مي كند قسمتي از ژنوم سلول مي شود و آن را به يك عامل توليد كننده ويروس تبديل مي كند . در بدن ميزبان ويروس روزانه بيليون ها ذره ويروسي توليد مي شود . اگرچه كه در اين فرآيند لنفوسيت هاي آلوده شده به ويروس از بين مي روند اما ويروس آزاد شده وارد سلول هاي آلوده نشده به ويروس مي شود و فرآيند تخريب دوباره آغاز مي شود .

ويروس مي تواند بصورت پنهان در لنفوسيت هاي CD4+ شخص آلوده شده به ويروس باقي بماند و سال هاي زيادي را در بدن ميزبان خود سپري كند. HIV بر ديگر سلول هاي سفيد خون بطور متفاوتي تاثير مي گذارد . اگرچه كه آن به لنفوسيت ها سرايت كرده و آنها را نابود مي كند ياخته هاي درشت خوار و مونوسيت هاي آلوده به ويروس به عنوان مخازن ويروس باقي مي مانند . تخريب مداوم لنفوسيت هاي CD4+ كه اولين گروه سيستم ايمني دفاعي بدن هستند سرانجام فرد را مستعد پذيرش يا در خطر ابتلا به ديگر عفونت ها يي كه مدت طولاني تهديد اميز نيستند مانند ذاتالريه …… يا آلودگي به تك ياخته توكسوپلاسما مي كند.

در اوايل در طب باليني بيماري هاي همه گير اين طور فكر مي شد كه هر چه كه مدت طولاني تري فرد مبتلا به بيماري باشد آن بيماري مسري تر مي باشد . اين تئوري كه واگيري پويا ناميده مي شود امروزه بطور زيادي ثابت شده است .نبودن درمان … براي يك مدت طولاني باعث افزايش تعداد ويروس ازاد در خون همراه با كاهش تعداد لنفوسيت هاي cxd4+ مي شود . اكنون مشخص شده است كه ابتلا به بيماري با افزايش ميزان ويروس در خون ارتباط مستقيم دارد.در نتيجه علاوه بر دانستن وضعيت شخص از نظر HIV دانستن اينكه آن شخص در چه مرحله اي از ابتلا قرار دارد نيز مي تواند در درمان و همچنين كنترل انتقال ويروس ها مفيد باشد.