بیماری پارکینسون

 

مقایسه روشهای درمانی بیماری پارکینسون در طب جدید و طب سنتی و بررسی دو بیمار

تعریف و مشخصات بیماری:

پارکینسونیسم بیماری است که در تمام نژادها رخ می دهد ، شیوع آن با افزایش سن بیشتر می شود و هر دو جنس تقریبا به یک میزان مبتلا می شوند. علائم این بیماری شامل ۴ علامت اصلی است:

  • لرزه ۲- هیپوکنیزی ۳- رژیدیته ۴- اختلال راه رفتن و قامت

جز موارد نادری که اتیولوژی ارثی دارد یا به دنبال مصرف داروها یا بعضی سموم می باشد در بقیه موارد علت این بیماری ایدیوپاتیک است.

پاتولوژی:

از بین رفتن سلولهای پیگمانته در ماده سیاه و دیگر مراکز ساقه مغز، از بین رفتن سلولهای گلوبوس پالیروس و پوتان در هسته های قاعده ای، ساقه مغز و نخاع و گانگلیون های سمپاتیک.

از نظر نوروشیمیایی مهم ترین عامل شناخته شده کاهش دوپامین در سیستم ترشح کننده دوپامین نگیرواستریاتال می باشد.

یافته های بالینی:

الف: لرزه: معمولا لرزه پارکینسونیسم ۴-۶ هرتز و مشخصا در حالت استراحت بارز تر است و با فشارهای عاطفی تشدید شده، غالبا در حین فعالیت ارادی کاهش می یابد.

ب: رژیدیته: با افزایش توان عضلات سبب مقاومت در برابر حرکات غیر فعال می شود.

ج: هیپو کنیزی : ناتوان کننده ترین تظاهر بیماری هیپوکنیزی است که در آن حرکات ارادی آهسته شده و حرکات خودکار مانند نوسان دستها به هنگام راه رفتن کاهش می یابد. همچنین صورت بیمار نسبتا بدون حرکت است.

د: اختلال راه رفتن و قامت: بلند شدن از تخت یا مبل مختل می گردد و بیمار به هنگام ایستادن قامتی خمیده دارد. شروع راه رفتن نیز مشکل است.

داروهای مورد استفاده در طب جدید برای پارکینسون همراه با ذکر عوارض جانبی آنها به طور فهرست وار:

  • آنتی کولینوژک ها:                

عوارض: خشکی دهان – یبوست، احتباس ادرار- اختلال تطابق

  • آما ئتادین:

عوارض: بی قراری، کننوزیون، عدم پاسخ در بسیاری از بیماران- پاسخ کوتاه مدت

  • لوودوپا:

عوارض: تهوع – استفراغ- افت فشار خون- حرکات غیر طبیعی، بی قراری نوسانات در پاسخ به درمان و عود ناتوان کننده پس از چند سال مصرف

  • آگوسینت های دوپامین:

عوارض: مشابه عوارض لوودوپا بعلاوه اثرات روانی مثل هزیان و توهم

۵-سلجیلین:

این دارو در بعضی مطالعات تا حدی پیشرفت بیماری را کنترل می کند، مطالعات کافی در دست نیست.

بررسی متون طب سنتی در رابطه با پارکینسون:

در طب سنتی معادل لغتی این بیماری رعشه می باشد، صاحب خلاصه الحکمه در تعریف رعشه می نویسد: « رعشه علتی است که هرگاه مردم خواهد که حرکتی کند حرکتی دیگر نه به اختیار او با حرکت اختیاری آمیخته می شود، و حرکت اختیاری ناقص آید. و اگر خواهد که عضوی را فرو آراماند ، حرکتی نه به اختیار با سکون اختیاری بیامیزد و رعشه تولید کند»

علت این بیماری از دیدگاه طب سنتی، سستی و ضعت در اثر رطوبت های بلغض و سوء مزاج سرد است و لذا دستوراتی که برای این افراد لازم است، استفاده از داروهای دافع بلغم و ضد رطوبت می باشد . در دستورات قدیمی داروئی از ایارج فیقرا ، ایارج لوغاذیا، تریاق فاروق و معجون بلادر استفاده می کردند.

بررسی بیمار مورد اول :

  • بیمار آقایی حدود ۶۸ سال که از حدود ۳ سال قبل علائم پارکینسون در ایشان بروز کرده و در مراحل اولیه با تشخیص متخصص مغز واعصاب تحت درمان با داروهای سلجیلین و آرتان قرار داشت. در مرحله اول مراجعه به مطب در معاینات عمومی حال ایشان خوب بوده و در معاینات مزاجی، مزاج ایشان علائم بلغمی دیده می شود. در نوبت اول با دستورات داروئی گرم و خشک، شامل حذف همه غذاهای سرد و مرطوب و استفاده از ادویه های گرم تا یک ماه بعد مرخص شد. در نوبت دوم مراجعه با توجه به درخواست زیاد مریض یک نوبت حجامت عام انجام شد که طبیعت خون ایشان نیز علائم بلغوریت مزاج را تایید داشت.
  • لذا با تاکید بیشتر بر دستورات غذایی قبلی مرخص شده و حدود شش ماه بعد مجدد مراجعه کرده، علائم بیماری مختصری پیشرفت کرده بود این بار پزشک معالج مغز و اعصاب پس از حدود ۵/۳ سال مصرف سلجیلین و آرتان ، دز داروها را کمی افزایش داده بود. در این مراجعه دستور به مصرف دم کرده اسطوخدوس روزی یک بار همراه با کمی گل گاو زبان داده شده این بار بیمار یک ماه بعد مراجعه کرد، علائم لرزش و هیپوکنیزی بیمار بهتر شده بود. در این مراجعه توصیه شد که یک بار در روز از دم کرده سنبل الطیب نیز استفاده نماید .
  • مراجعه بعدی دو ماه بعد انجام شد. در این مدت بیمار تقریبا روز در میان از اسطوخدوس، گل گاو زبان و سنبل الطیب استفاده می کرده زمانی که مراجعه کرد ، بسیار راضی از نتیجه درمان بود وی همچنین نزد دکتر مغز و اعصاب رفته بود و ایشان داروهای سلجیلین و آرتان را کاهش دز داده بود. در پیگیریهای بعدی ایشان کماکان از داروها استفاده می کرد و بعد از گذشت حدود ۶ سال از بیماری پارکینسون در وی، نه تنها علائم بیماری پیشرفتی نکرده بود، بلکه پس از شروع کردن اسطو خدوس، گل گاو زبان و سنبل الطیب ، به مراتب بهتر شده بود .