جريان حركت افراد با استعداد ، به شكل سنتي آن ، همواره از كشورهاي در حال توسعه به سوي كشورهاي پيشرفته بوده است ، ولي اكنون مهاجرت نخبگان به شكل پيچيده اي در آمده است و همه جهتها را ممكن است در بر گيرد . اين جريانها حاكي است كه پديده « فرار مغزها » در حال تبديل شدن به پديده « مبادله مغزها » است . پژوهشهاي تجربي بريتانيا نشان داده است كه بين سالهاي ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷ حدود ۱۱ هزار پژوهشگر خارجي در نظام آموزش عالي بريتانيا استخدام شده اند كه بيشتر آنان ( ۴۵ درصد ) از اتحاديه اروپا بوده اند ( سلطاني ، ۱۳۸۰ : ۱۰ ) . پيش از دو اتحاد آلمان ، آلمان غربي تكنسينهاي آلمان شرقي را براي بكار انداختن مؤسسات صنعتي اش ، به آساني مي پذيرفت ( فريد ، ۱۳۷۴ : ۳۰۸ ) . يكي از عوامل فرار مغزها به تعبيري ، مسئله اتلاف مغزها است و اتلاف مغزها يعني اينكه متخصصان و افراد تحصيل كرده ، نتوانند در زمينه تخصصي كه دارند ، مشغول كار شوند .

در اين صورت مجبور مي شوند براي يافتن شغل مورد نظر به سرزمين ديگري مهاجرت كنند ، همچنين انگيزه هاي يك دانشمند براي كوچيدن از كشورش ممكن است از آرمانهاي شخصي و علايق علمي او مايه بگيرد . به هر حال اين آرمانها و علايق مي تواند باعث جابجايي بين المللي ميلونها نفر متخصص و دانشمند شود . بريا درك گستر دگي فرار مغزها از كشوري به كشور ديگر به آمار افراد تحصيل كرده و متخصص متوجه مي شود ، به اين صورت كه با تقسيم تعداد مهاجراني كه تحصيلات عالي و تخصص دارند ، بر تعداد افراد متخصص و تحصيل كرده در كشور مادر ، ميزان فرار مغزها بدست مي آيد . بررسيهاي كارينگتون و دتراگياج ، در مورد فرار مغزها از كشورهاي در حال توسعه به ايالات متحده و ديگر كشورهاي عضو « سازمان همكاري و توسعه اقتصادي » ، نشان مي دهد كه فرار مغزها از ايران به سوي ايالات متحده ، در آسيا بالاترين سطح است . پس از ايران بيشتر مغزهايي كه از آسيا به ايالات متحده مي كوچند ، از كره فيليپين و تايوان هستند ، اما فرار مغزها از ديگر كشورهاي خاور ميانه ، در سطح پايين و اندك است . طي سالهاي ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۲ بيش از ۳۰۰ هزار مهندس ، جراح و تكنسين و كارگر ماهر از كشورهاي در حال توسعه در سه كشور آمريكا ، كانادا و انگلستان اقامت يافتند ( مجله اقتصادي ، ۱۳۶۸ : ۴۴ ) .

در سر شماري سال ۱۹۹۰ ايالات متحده مشخص شد كه از مجموع ۷ ميليون نفر مهاجر ساكن ايالات متحده ، حدود ۵/۱ ميليون نفر تحصيلات عالي دارند و اين مهاجران از كشورهاي آسيايي و حوزه اقيانوس آرام به آسيا رفته بودند . از مجموع ۱۲۸ هزار نفر مهاجر آفريقايي مقيم آمريكا در آن سالها نيز حدود ۹۵ هزار نفر داراي تحصيلات عالي بودند . در دهه ۱۹۹۰ كانا از مهاجرت نيروهاي كانادايي به ايالات متحده صدمات بسيار زيادي ديد . اين مهاجران در مقايسه با كل جمعيت ، داراي تحصيلات بهتر و داراي در آمد بيشتري بودند . . در آن سالها ، در حالي كه حركت نيروهاي بسيار ماهر از كانادا به سوي ايالات متحده افزايش يافته بود . از ديگر نقاط جهان نيز نيروهاي ماهر به سوي ايالات متحده مي رفتند ، بويژه در بخش صنايع پيشرفته كانا ، مهاجراني اشتغال يافتند كه تعدادشان بيش از تعداد مهاجراني بود كه از كانادا به ايالات متحده رفته بودند .

شمار فارغ التحصيلان داراي مدرك فوق ليسانس و دكتري كه از ديگر كشورها به كانادا مي آيند برابر با تعداد فارغ التحصيلان در همه مقاطع دانشگاهي است كه از كانادا به ايالات متحده مي روند ، چنان كه در سال ۲۰۰۱ بيش از ۲۲۵ هزار نفر متخصص از كشورهاي جهان به كانادا رفتند ( طايفي ، الف ، ۱۳۸۱ : ۳ ) . بررسيهاي « دي وورتز و لاريا نشان مي دهد كه شمار مديران ، پزشكان ، دانشمندان و پرستاراني كه در سال ۹۴-۱۹۹۳ از كانادا به ايالات متحده مهاجرت كرده اند برابر با ۴۰ درصد كل فارغ التحصيلان اين رشته ها در آن سال بوده است . اين كشور در سالهاي ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۷ از ورود مهاجراني كه تحصيلات عالي داشتند حدود ۴۳ ميليارد دلار سود برد ، اما هزينه هاي جايگزين براي فرار مغزها به ايالات متحده در دوره ۹۶-۱۹۸۹ حدود ۶/۱۲ ميليارد دلار بر آورد شده است .

از كشور هند كه در زمينه نرم افزار و علوم رايانه اي متخصصان بسيار دارد . در دهه ۱۹۶۰ بيش از ۲۵ هزار دانش آموخته در زمينه فن آوريهاي پيشرفته به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرده اند كه اكنون شركتهاي مهم و در آمدهايي چشمگير دارند . همچنين بسياري از متخصصان هندي در ديگر كشورها ، از جمله بحرين ، كويت ، عمان ، قطر و عمارات متحده عربي مشغول به كار هستند ( مركز تحقيقات و بررسيهاي اقتصادي ، ۱۳۷۸: ۱۲). در ميان كشورهاي آفريقايي نيز مصر ، غنا و آفريقاي جنوبي به ترتيب بيشترين سهم را از مهاجران آفريقايي با ايالات متحده دارند مهاجراني كه بيش از ۶۰ درصد آنان داراي تحصيلات دانشگاهي هستند ( همان منبع ) . در اين ميان ۲۶ درصد مهاجران غنايي ، تخصص و تحصيلات عالي دارند .

دولت آفريقاي جنوبي كه با مسئله خروج نيروي انساني اش از كشور مواجه است ، سخت زير فشار افكار عمومي قرار گرفته است تا مهاجران خارجي را اخراج كند از اين رو گويا بر آن است كه فقط به كساني اجازه ورود دهد كه مورد نياز كشور هستند و در واقع آفريقاي جنوبي از مشكل فرار مغزها و كمبود نيروي متخصص ، مانند پزشكان . مهندسان و كارشناسان فن آوري اطلاعات زيانهاي بسياري مي بيند لذا با سياستهاي جديد در صدد است با شكار استعدادها ، متخصصان را تشويق به ورود به اين كشور كند ( حفاجي ، ۱۳۸۰ : ۲۹ ) چنين است كه در نشست وزيران دارايي كشورهاي آفريقايي در لوزاكا گفته شد كه قاره آفريقا سالانه ۲۰ هزار متخصص خود را از دست مي دهد و در برابر دولتهاي اين كشورها ناگزير مي بايست از متخصصان غير آفريقايي براي طراحي و اجراي برنامه هاي توسعه استفاده كنند .