ترافیک

مقدمه :
در زندگي روزانه ،هر يك از ما به نحوي با رفت و آمد سئ و كار داريم خواه بصورت يك عابر پياده خواه به صورت راننده و يا استفاده كننده از وسايل نقليه عمومي و خصوصي ،به هر حال حسن اين مساله ، محشور بودن با مساله و مشكلات است ولي بايد دانست كه ميان درك مشكلات وپياده كردن راه حل هاي مناسب ،براي ان ها فا صله قابل ملاحظه اي وجود دارد.
مدت مديدي است كه از هرسو مشكلي به نام ترافيك در شهرهاي بزرگ مطرح است وراه حل هاي عجيب وغريب وزيادي جهت رفع آن ارائه مي شود ولي به زودي متوجه خيالي بودن آن شده وبه راحتي كنار گذاشته مي شود .

پيشرفت هاي عظيم علمي و تفكيك هاي جديد ، پياده كردن راه حل براي مشكلات ترافيك نيازمند اطلاعات ودانش و بينش خاصي است . اين تحقيق در صدد آن است تا نشان دهد چه عواملي در ايجاد ترافيك خيابان كوهسنگي به عنوان يك شرياني درجه ي ۲ موثر است وپس از برداشتن اين مشكلات با توجه به مطالعات كتابخانه اي انجام شده راه حلهايي در چهارچوب اين تحقيق ارائه
مي گردد.

طرح مسئله
۱- چگونگي ايجاد ترافيك با توجه به توسعه ي راهها در شهر ؟
۲- معيارهاي برنامه ريزي در سيستم حمل ونقل چيست ؟
۳- نمونه هاي راهكارها به كارگرفته در جهت مهار ترافيك در كشورهاي مختلف چگونه است ؟
۴- مفهوم معبر چيست؟
۵- ارائه راه حل براي مشكلات ترافيكي محدوده يمورد مطالعه چيست؟
۶- ارائه راه حل براي مشكلات ترافيكي در محدوده هاي مورد مطالعه؟

دكتر منوچهر فرج زاده
دانشگاه تربيت مدرس
هوشنگ سرور
دانشجوي دكتراي جغرافيا و برنامه ريزي شهري دانشگاه تربيت مدرس
شماره مقاله:۵۵۵

مديريت و مكانيابي مراكز آموزشي با استفاده از سيستم اطلا عات جغرافيايي
( مطالعات موردي : فضاي آموزشي مقطع راهنمايي منطقه هفت طهران)

خلاصه
تخصيص فضا به كاربريهاي آموشي يكي از موضوعات مهمي است كه در برنامه ريزيهاي شهري مورد توجه مي باشد. به دليل حساسيت كاربريهاي آموزشي از نظر مسايل مختلف محيطي ، نحوه ي تخصيص كاربريها از اهميت زيادي برخوردار است.

در مقاله ي حاضر با تشكيل پايگاه اطلاعاتي منطقه ي ۷ آموزش وپرورش تهران از متغير هاي تاثيرگذار از جمله جمعيت ; كاربري مطلوب شهري ومكان مدارس موجود ; عامل سازگاري ومطلوبيت اين مكان ها با بهره گيري از تكنيك سيستم اطلاعات جغرافيايي ( ساج ) مورد ارزيابي قرارگرفته است. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه توزيع فضا هاي آموزشي از توزيع موزوني برخوردار نبوده ونيازمند سامان دهي مكان هاي فعلي واحداث ۲۱ مكان جديد آموزشي بادر نظر گرفتن استانداردهاي لازم مي باشد.

واژه هاي كليدي : برنامه ريزي شهري ; فضاهاي آموزشي ; ايران : ساج
مقدمه
كابري هاي متنوع در شهر بخصوص كابري هايي با تقاضاي بيشتر مانند كاربري هاي آموزشي به دلايل زيادي مانند عدم هماهنگي نهادهاي اجرايي شهر ، مشكلات مالي بخش آموزش وپرورش وعدم آشنايي مسوولين با موازين علمي مكان يابي در پاسخ گويي به نيازهاي جمعيت دانش آموزي با مشكلات زيادي مواجه هستند . اين مساله در مناطق شهري بزرگ به دلايل متنوعي مانند تراكم بالاي جمعيتي ، قرارگيري كاربري هاي مزاحم – مراكز نظامي ، صنعتي ، بزرگراه ها وراه هاي عبوري اصلي – باشدت بيشتري مطرح بوده واين مسئله موجب عدم دسترسي بهينه دانش آموزان به فضاهاي آموزشي و همجواري باكاربي هاي نامطلوب ودر نتيجه افت كيفيت تحصيلي مي شود.

به طور كلي هدف از مكان يابي فضاهاي آموزشي به حداكثر رساندن دسترسي ها يا به حداقل رساندن سفرهاي درون شهري براي جمعيت استفاده كننده از اين خدمات مي باشد، بطوري كه هيچ يك از دانش آموزان با توجه به مدارس مورد تقاضاي خود مسافت بيشتري را نداشته باشند.
رسيدن به اين هدف مستلزم توزيع فضايي مناسب اين مراكز در سطح شهر مي باشد.

كاربري هاي خدمات شهري جهت ارائه تهسيلات بهتر براي شهروندان نيازمند يك سري اصول وقواعد علمي مكان يابي مي باشند. اين موازين ، مكان يابي بهينه كاربي ها از لحاظ شعاع دسترسي ، سازگاري همجواري هاي مختلف، سنخيت كاربري ها با يكديگر وآستانه هر كدام از آن هارا مورد تاييد قرار مي دهد. كاربري هاي آموزشي نيز به لحاظ اهميت كاركردشان ، نيازمند رعايت ضوابط ، اصول ومعيار هاي برنامه ريزي كاربري زمين در مكان يابي مراكز آموزشي مي باشند ، ليكن اعمال چنين معيارهايي براي مكان گزيني مراكز آموزشي به ويژه مراكز آموزشي شهرهاي بزرگي نظير تهران نيازمند حجم وسيعي از اطلاعات فضايي ، مكاني وتوصيفي مي باشد كه تلفيق وتجزيه وتحليل آن ها تنها با استفاده از ابزارهاي جديد در شهر سازي وبرنامه ريزي شهري همچون ساج امكان پذيري مي باشد.

امروزه بر عموم متخصصان ومديران شهري مشخص گرديده است كه مديريت واداره امور مختلف شهرها با ابزارهاي سنتي غيرممكن مي باشد. اهميت استفاده از سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي در برنامه ريزي شهري با گسترش بسيار وسيع شهرها وافزايش سرسام آور حجم اطللاعاتي كه بايد براي مديريت شهري پردازش شوند روشن شده است .

استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي در مطالعات شهري ومكان يابي مراكز خدمات در شهر ، اندك زماني است كه اطلاعات در جهان وكشور ما توسط متخصصين متداول شده است ولي در عين حال دامنه فعاليت وكاربري آن خيلي سريع وفشرده در محافل علمي بكار گرفته شده است . در زمينه ي استفاده از سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي و مدل هاي مختلف آن مانند مدل تعيين مناطق حاشيه اي وشبكه در مكانيابي وتعيين موقعيت مكاني مطلوب ، تجارب مختلفي وجود دارد ، از جمله در شهر كپنهاك دانمارك براي تحليل ومكان يابي مراكز آموزشي از مدل شبكه استفاده شده است ] ۱ [ در اين مطالعه ابتدا محل سكونت دانش آموزان ( بلوك مسكوني ) ، محل تحصيل آنها (مدرسه مورد نظر ) وشبكه هاي دسترسي اصليوفرعي در نقشه هاي با مقياس ۵۰۰۰/۱ مشخص گرديده است. همچنين اطلاعات در زمينه ميانگين تعداد ماشين هاي در حال عبور از تقاطع ها ، سرعت متوسط وسايط نقليه ،

حجم ترافيك ، عرض پياده روها، مسير چهارراه ها يا ميادين ، تسهيلات گذرگاه ها مانند چراغ هاي راهنمايي و … جمع آوري گرديده است ، سپس با استفاده از توابع تحليلي سيستم اطلاعات جغرافيايي ( ساج) به تحليل ومكان يابي اين مراكز با توجه به شبكه هاي ارتباطي ومعيارهاي انتخاب شده پرداخته شده و بهترين وكوتاهترين مسيرها از منزل تا مدارس مشخص گرديده است . با توجه به مسيرها وراههاي انتخاب شده مكان هاي بهينه براي ايجاد مدارس در سطح شهرتعيين شده است.

تاريخچه شهر مشهد
مستشرقين ، تاريخ نگاران وپژوهندگان ايراني وخارجي بسياري ، تحولات تاريخ پر فراز ونشيب توسعه ي شهري مشهد – كه مملو از رويدادهاي تامل برانگيز است – را در كتب تاريخي ورسالات پژوهشي ، به ثبت رسانيده اند براي مثال در يكي از همين حوادث تلخ تاريخي در قرن هفتم هجري سناباد توسط لشكريان متجاوز مغول كاملا ” ويران مي شود ولي با همت وپشتكار مردم ، در زماني نه چندان طولاني مجدد بازسازي مي گردد .

همچنين به دنبال ويراني شهر هاي آباد آن زمان – مانند طوس و نيشابور – بر اثر حملات وحشيانه بي وقفه مغولان ، ودر نتيجه مهاجرت مردم اين دو شهر به نوغان وسناباد ، رشد و گسترش هرچه بيشتر شهر مشهد ، شتاب فزاينده تري مي گيرد به طوري كه در قرن هشتم هجري به گفته “حمدالله مستوفي ” ، مشهد به شهري كاملا” بزرگ تبديل شده است .

از طرفي با رسميت يافتن مذهب شيعه در دوران صفويه شهر مشهد با توجه به وجود حرم مطهر امام رضا (ع) به عنوان مركز ثقل فعل وانفعالات جمعيتي ، رونق بازهم بيشتري مي يابد ودر دورانهاي بعدي –افشاريه وزنديه – بي وقفه بر رونق و وسعت آن افزوده مي شود .همچنين درعصر قاجاريه وپهلوي نيز ، بامرمت ونوسازي ابنيه قديمي وايجاد ساختمان هاي جديد وترميم شبكه هاي تردد ، گسترش كالبدي – فضايي شهر مشهد ، البته با كيفيتي جامع تر ، تداوم مي يابد . توسعه وگسترش كيفي وكمي مشهد –به خاطر وجود مركز ثقلي هم چون حرم مطهر امام رضا ( ع) – كه بي وقفه سير صعودي خود را حفظ كرده، با پيروزي انقلاب اسلامي ، شتاب بيشتري مي گيرد .

الگوهاي پيشين توسعه شهري مشهد
در پي كندوكاو وپژوهش در روند تاريخي شكل گيري وانجام تدريجي بافت هاي شهري مشهد در دوران اوليه رشد آن ، ومطالعه تطبيقي آن با ديگر الگوهاي توسعه ي شهري در ممالك اسلامي ، به روشني مي توان انطباق وهم سويي اين الگوي شهري با الگوهاي شهرهاي اسلامي را ملاحظه كرد به طوري كه بافت طبيعي وار ودرهم تنيده ، كه شبكه گذرهاي پرپيچ وخم آن دريك نظام كلي شعاعي ، متمايل به مركز شهر – ومجموعه ي حرم مطهر – قرارگرفته ، به طرز محسوسي قابل رويت واثبات است .

بدين سان رشدوتوسعه ي شهر مشهد تادوران صفويه ، برپايه الگوي تاريخي شكل يابي آن – حول محور بسته ي مركزي – ادامه يافت . اولين مداخلات عصر صفوي نيز بااحداث خياباني شرقي – غربي كه از جوار صحن عتيق ولبه ي حرم مطهر مي گذشت ، تغييري محسوس در گرايش رشد بافت به وجود آورد و حركت آتي رشد شهر مشهد را به آن مشروط ساخت .
تكامل حركت اوليه ، موجب تغيير تدريجي الگوي بافت ، از شعاعي ، به تركيبي از ” شعاعي – خطي ” گرديد كه در كنار ساير عوامل موثر ، گرايش رشد شهر را به سمت غرب ، هدايت وجهت داد۰

هم چنين از سال ۱۳۱۰ ، باازميان رفتن حصار دور شهر و ارگ دولتي ، واحداث خيابان امام خميني ( پهلوي سابق) ، سيماي شهر مشهد دچار تغيير و تحولاتي شد، وچنانكه ملاحظه مي گردد رشد شهر در سال هاي بعدي به طور عمده به سمت غرب و بر مبناي الگوي ” خطي” تداوم يافت ۰ پيداست كه هم اكنون ، شهر مشهد از امتزاج دو الگوي توسعه ي شهري ( مركزي – شعاعي وخطي ) پيروي مي كند ،

به شكلي كه الگوي مركزي – شعاعي در بافت قديم وتاريخي شهر قابل تشخيص است والگوي خطي ، مبين توسه وگسترش بخشهاي جديد مي باشد . اين دوگونگي الگوي توسعه ي كالبدي وحضور همزمان هر دو ، نوعي نظام فضايي دوگانه ، را سبب شده است كه در بافت قديم، توسعه ي كالبدي شهر بر پايهي مركزيت مجموعه حرم مطهر حضرت رضا (ع) قرار گيرد ودر بافت جديد برمبناي سازمان فضايي محوري !
نقشه هاي شماره ي ۱تا۴ رشد شهر را در سال هاي مختلف نشان مي دهند .
نقشه شماره ۳ نشان دهنده توسعه دوگانه بافت شهري مشهد مي باشد.

رشد جمعيت ووسعت شهر
مساحت وجمعيت شهر مشهد در سالهاي گذشته با نرخ بسيار بالايي رشد كرده است . جمعيت شهر طي سه دهه ي گذشته هر ده سال يكبار دو برابر شده ومساحت آن تنها در دهه ي ۶۵-۵۵ ، به سه برابر سال هاي قبل از آن افزايش يافته است .
عوامل ودلايل رشد سريع شهر مشهد در سال هاي اخير ، علاوه بر مركزيت پهناورترين استان كشور ووجود مجموعه ي بي بديل حرم مطهر حضرت رضا (ع ) ، از زاويه ي نگرش به اوضاع نامساعد زندگي در مناطق جنوبي ومياني استان نيز كه بسياري از مهاجرت ها را به سوي مشهد سبب مي گردد ، قابل مطالعه وتامل است .

جمعيت ومساحت شهر در سال ۱۳۷۰
درحال حاضر ، شهر مشهد ، پس از تهران بزرگترين شهر كشور بوده و جمعيت آن در سال ۱۳۷۰ برابر۹/۱ ميليون نفر براورد شده است (۱). مساحت محدوده قانوني شهر برابر ۱۸۵ (۲ ) كيلومتر مربع وسطح اراضي داير آن در حدود ۷۰ درصد محدوده فوق يعني تقريبا” ۱۳۳ كيلومتر مربع مي باشد . به اين ترتيب سرانه كاربري خالص شهري در سال ۱۳۷۰ برابر با ۷۰ متر مربه بوده است .
(۱ ) آمار فوق از خلاصه گزارش طرح جامع مشهد برداشت شده است.
(۲ ) مساحت شهر در برخي گزارش ها ۱۹۶ كيلومترمربع و در برخي ديگر ۲۱۴ كيلومتر مربع ذكر شده است .

عناصر شاخص شهر مشهد
بناها وفضاهاي شهري كه نماد آشنايي براي همگان بوده و تجسم عوامل شناسايي شهر محسوب مي شود عمدتا” در ، بخش هاي قديمي شهرها تمركز يافته اند ، زيرا عامل زمان از اهميت خاصي در شكل گيري اين ويژگي در يك عنصر شهري برخوردار است .
تا اوايل قرن حاضر ، عناصر شاخص شهري مشهد ، مانند كليه شهرهاي سنتي ايران عبارت بودند از:
۱- بازارها به عنوان مراكز اقتصادي شهر .
۲- گذرها، كه نقش شبكه هاي ارتباطي را داشتند.

۳- مراكز مذهبي واجتماعات شهري ، براي براوردن نياز هاي فرهنگي .
۴- ارگ شهر ، كه مركز حكومتي شهر بود .
۵- باروي شهر كه نقش دفاعي وحفاظتي داشت .
۶- وبالاخره ، دوازه ها ، يا ورودي هاي شهر.

در حقيقت ساختار اصلي شهر را نحوه ارتباط ، انسجام و هم پيوندي عوامل فوق تشكيل مي داد به بيان ديگر ، چگونگي ترتيب اين عوامل ونظام كالبدي آن ، به همراه توسعه عامل هاي عمده شهري ، الگوي توسعه آتي شهر را شكل مي دادند .
همچنين ، نوسازي و تغييرات اساسي در بافت شهري مشهد، كه از اوايل قرن حاضر آغاز شد ، با توسعه شهر به سمت غرب وبا افزايش عناصري چون خيابان ، فلكه وبناهاي خدماتي ودولتي ( با نوع معماري خاص ) ، اين نو گستري ، دامنه وسيعتري يافت .

در مشهد مهم ترين اين عناصر عبارتند از : مجموعه بناها و فلكه حضرت – كوهسنگي – بقعه خواجه ربيع – بازار رضا – موزه نادري – پارك ملت – باغ ملك آباد – فرودگاه – راه آهن – ترمينال – ميدان شهدا وفلكه تقي آباد

خصوصيات كالبدي شهر
مباني مطالعات طرح جامع در رابطه با تقسيم بندي بافته كالبدي شهر مشهد ، برپايه تفكيك گروه هاي بافتي است . منطبق با تقسيم بندي در اين بررسي ها ، بافت كنوني شهر باگروه بندي هايي تحت عناوين سنتي ، مياني ، شطرنجي ، آپارتماني و حاشيه اي از يكديگر تفكيك ومشخص شده اند . لازم به ذكر است كه بافت شطرنجي نيز به نوبه خود به سه بخش ديگر تقسيم بندي شده كه اين بخشها با عنوان بافت هاي شطرنجي با تراكم كم ، تراكم متوسط و تراكم زياد قابل مشاهده هستند.

نظام ارتباطات
با توجه به ماهيت و جاذبه مذهبي – فرهنگي شهر مشهد ، هر ساله ميليون ها زائر جهت زيارت بارگاه امام رضا (ع) به مشهد عزيمت مي كنند ، كه اين امر باعث تشديد فعاليت هاي سفري در شهر وبه خصوص اطراف حرم مي گردد . از اين رو دقت ومطالعه در نظام ارتباطات وشبكه هاي عبورومرور در شهر مشهد ، از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

حمل ونقل در شهر مشهد
مسافريني كه قصد سفر به مشهد را دارند ، از طريق خطوط هوايي ، راه آهن ودروازه هاي هشت گانه زميني به شهر وارد مي شوند . ۹۰ درصد كل مسافران با وسايل نقليه زميني ، ۳/۶ درصد باقطار وتنها ۶/۳ درصد با هواپيما سفر مي كنند . ۵۰ درصد از مسافران زميني مشهد با اتوبوس، ۱۲ درصد با ميني بوس و بقيه با وسايل نقليه شخصي و وانت بارها وارد شهر مي شوند . يكي از علل اساسي پايين بودن نسبت سفرهاي انجام شده با هواپيما وقطار اين است كه بيشترمسافران از شهرهاي خراسان و فواصل نزديك به مشهد سفر مي كنند . ( ۱ )

روزانه به طور متوسط ۵۰۰۰۰ وسيله نقليه ( برحسب معادل سواري ) وارد شهر شده واز اين حجم ترافيك ۵۰ درصد از طريق دروازه هاي قوچان ونيشابور به شهر تحميل مي شود . از كل حجم ترافيك وارد شده به شهر ، ۷ درصد آن عبوري و۹۳ درصد مقصدي است . ( ۲ ) بيشتر زائران ومسافران غيرساكن ، به منظور زيارت وسياحت به مشهد سفر مي كنند ودر نتيجه جذب حوزه مركزي شهر مي شوند. در مورد مسافران موقت ، بيشترين تعداد مربوط به كساني است كه به منظور كار واستفاده از خدمات شهري ، از شهر ها وروستاهاي استان خراسان به مشهد سفركرده وپس از انجام كار بدون توقف شبانه درشهر ، آن را ترك مي كنند.

يكي از عوامل ايجاد تعادل وتوازن در شهرهايي كه مشكلات كمتري از نظر ترافيكي دارند ، استفاده از سيستم هاي منسجم حمل ونقل عمومي ، خصوصا” شبكه هاي اتوبوس راني مدرن ، خطوط گسترده مترو وقطارهاي سبك شهري است . شهر مشهد از اين نظر دچار كمبودهاي فراواني بوده وفاقد سيستم حمل ونقل عمومي مناسب وكارا مي باشد . نسبت استفاده از وسايل نقميه عمومي ، به وسايل نقليه شخصي ، در شهر بسيار پايين است .
سيستم حمل ونقل عمومي شهر شامل اتوبوس هاي شركت واحد وتاكسي هاي شهري مي باشد.