حمل و نقل

۱-۱-
۱-۲- تعريف سيستم حمل و نقل
سيستم حمل و نقل مجموعه اي از وسايل ، امكانات ، تسهيلات ، مسيرها ، قوانين و مقررات است كه به منظور جابجايي افراد و كالاها بكار گرفته مي شوند .
اجزاء بوجود آورنده سيستم حمل ونقل عبارتند از :
اجزاء ثابت : كه همان شبكه حمل ونقل يا شبكه جاده ها مي باشند .
اجزاء حركت : شامل كليه اتومبيلها و وسايل نقليه مي شود .
اجزائ كنترل : قواعد استفاده از اجزاء ثابت و اجزاء‌ حركت مي باشد و به عبارت ديگر چگونگي كنترل سيستم ها و ايستگاه‌ها و پايانه مي باشد .

۱-۳- تعريف پايانه :
از نظر لغوي پايانه ( ترمينال ) به معناي پايان دهنده يا ختم کننده است. پايانه مسافربري نيز به مفهوم نقطه انتهايي مسافرت است. ولي اصولاً چون نقطه انتهايي يک مسافرت مطمئناً نقطه شروع مسافرت ديگري نيز مي باشد اصطلاحاً پايانه يا ترمينال مسافربري به محلي اطلاق مي گردد که مسافران براي شروع مسافرتهاي بين شهري و سوار شدن به وسيله به آن جا مي روند و هنگام رسيدن به مقصد نيز به پايانه ديگري وارد شده و پس از پياده شدن از وسيله نقليه از آن محل خارج و توسط وسايل نقليه شهري به نقطه مورد نظر خود دسترسي پيدا مي کنند.

به عبارت ديگر پايانه بايد به محلي اطلاق گردد که مفصل ارتباطي بين مسافر با شهر ( توسط وسايل نقليه درون شهري) و خارج شهر و مقاصد سفر ( توسط وسايل نقليه بين شهري ) باشد. بنابراين اين محل يک مجموعه تسهيلاتي را براي مسافر، بار و وسايل نقليه بايد داشته باشد. بنابراين مي توان گفت « پايانه مسافري » نوعي تسهيلات حمل و نقلي در انتهاي خط يا مسير خدمات حمل ونقل عمومي مسافر است كه به منظور توقف وسايل حمل ونقل عمومي مسافر ، پياده و سوار كردن مسافرين و حذف تردد وسايل از معابر شهري جهت كاهش آلودگي محيط زيست در حاشيه شهرها احداث شده و داراي تاسيسات و امكانات براي ارائه خدمات وابسته به حمل ونقل مسافر مي باشد .

۱-۳- پيرامون سفر
آدمي از ديرباز با سفر کردن آشنا بوده و هيچ تاريخي را براي اولين سفر انسان نمي توان در نظر گرفت. بر طبق تعاليم ديني هر انساني قبل از به دنيا آمدن در عالم ازل بوده است که به خواست خدا کالبدي خاکي روح آن جهاني او را اسير مي کند و اين لحظه پيوند، همزمان با همان سفر اول انسانها يعني تولد است و هر آدميزاده اي بي شک پس از تولد با گذشت ايام به زمان سفر دوم خود که رجعت به عالم بالا و تنها گذاشتن و رميدن از اين قفس تنگ خاکي است نزديک مي شود.

پس هر انساني به طور غير ارادي و روحاً در طول زندگي خود با ۲ سفر آشنا خواهد شد: تولد و مرگ. شايد روح آن جهاني انسانهاست که او را به سفر کردن و جستجوي اطراف وا مي دارد و شايد هم حس کنجکاوي و علاقه به ناديده هاست که او را به سفرمي کشاند. اهميت سفر بر کسي پوشيده نيست، با سفر کردن مي توان در زندگي روزمره ايجاد تنوع کرده و خستگي هاي ناشي از تکرار و يکنواختي را از تن بيرون کرد. مضافاً اينکه با کسب تجربه و آموخته هاي فراوان ضمن بهره مندي از خاطرات شيرين لحظاتي از امروز را براي آينده جاويدان نمود. در خصوص سفر گفته اند : (( اگر مايليد کسي را بشناسيد با او سفر کنيد. ))

(( دنيا ديدن به از دنيا خوردن هست )) يا (( بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي، کباب پخته نگردد مگر به گرديدن ))
در پايان اين قسمت بيان يک نکته ضروري است و آن اينکه در سفر بايستي از لحظه هاي بدست آمده به خوبي استفاده کرد. اگر چه کوچک و کم اهميت باشند و اگر حتي سفر ما سفري غير تفريحي باشد، اين مغتنم شمردن زمان مي تواند خود منشاء خاطره انگيزترين لحظات به شمار آيند مثل نوشيدن يک فنجان چاي گرم در هواي سرد باراني در کنار همراهان يا جمع شدن درگرد

آتش و تماشاي شعله هاي زيباي رقصان آن و شنيدن و نقل و ياد خاطرات ، يا مثل دويدن به دنبال کودکان در ساحل شني درياها يا ماسه هاي نرم و سوزان کوير را با پاي برهنه آزمودن يا مثل تماشاي طبيعت اطراف جاده هاي سر سبز شمال يا آسمان نيلگون و پر ستاره کوير يا مثل تماشاي طلوع آفتاب و غروب آن در دشت و شايد هم شنيدن صداي برخورد آب و صخره هاي سنگي يک آبشار و يا تماشاي يک بناي زيباي معماري کهن که يادآور تاريخ و فرهنگ و ملت گذشته هست که به يکبار در ذهن جاي مي گيرد و مي توان آنها را حس کرد. (( سفر مي تواند به زلالي آب و به رواني رود باشد و به مستي شراب که خود را بدان سپاري و براي کسي همچو ميزبانت زندگي کني و دشواريها را ناديده و سهل انگاري و شادکاميها را مغتنم شماري ))

۱-۴- تاريخچه سفر در ايران
فلات ايران از دير باز محل زندگي انسانهاي يکجانشين بوده است سفر پديده اي است مختص يکجانشين، و با کوچ کوچندگن تفاوتي ماهيتي دارد. انسان يکجا نشين براي سفر اقدام به احداث راه و رباط وکاروانسرا و ساخت وسيله نقيله مي کند. اين سرزمين که درميانه شرق و غرب تاريخي قرار گرفته مسير کاروانهاي تجاري بوده و سفر در آن چنان رونق داشت که هيچ ساختماني چنانکه کاروانسرا در سراسر آن وجود دارند اين گستردگي را نيافت و در کنار مسجد و خانه و کاخ و باغ، کاروانسرا يکي از معرفهاي ويژگيهاي معماري نمونه وار آن شد و چونان سفر، کاروان و راه ، کاروانسرا نيز از واژه هاي ادب فارسي بود .

متاسفانه ، در عقب افتادگي تاريخي که اين مدت در چند سده اخير به هر دليل دچار آن شد، نتوانست در توسعه سفر به خودي خود و وسايل و تجهيزات وابسته به آن موفق شد و بالاخره وسايل و تجهيزات وارد شد و با گسستي که از نظر فرهنگي بوجود آمده، دستگاه واحدي که در آن هدف، وسيله و فرهنگ همراه باشند بوجود نيامد.

۱-۴-۱ نگاهي به گذشته
با پيشرفت اوضاع اجتماعي و اقتصادي و ازدياد مسافر و کالا و گسترش شهرها کم کم کاروانسراها براي حمل و نقل و انبار کردن کالاها به کار گرفته شد و محلهاي جديدي به نام گاراژ براي اتوبوسهاي مسافربري ايجاد گرديد و تعداد اين گاراژها که در ابتدا در هر شهر از يک يا دو محل تجاوز نمي کرد با ازدياد جمعيت و مسافر متناسب افزايش يافته به طوريکه شرکتهاي متعددي براي حمل و نقل مسافر بين شهري بوجود آمد که هر کدام گاراژ مخصوص خود را بنا نهادند.

با ورود و توسعه وسايط نقليه موتوري و بخصوص با ورود و به کارگيري اتوبوس براي بکارگيري ارتباطات بين شهري ارايه خدمات براي اين وسيله در گاراژهاي وابسته به بنگاههاي مسافري انجام شد. گاراژهاي مسافربري در نزديکي مرکز شهر و در امتداد خيابانهايي که به جاده هاي ارتباطي شهر با خارج مي رسيد مستقر شدند. با افزايش جمعيت شهرها و تراکم جمعيت و بوجود آمدن مسئله اي به نام ترافيک در شهرها و همزمان با رشد سفرهاي بين شهري که خود ناشي از تغييرات در ساخت اقتصادي کشور بوده تغيير و تحول در نظم ارايه خدمات مسافربري بين شهري مطرح گرديد و نظم جديدي که تمرکز ارايه اين خدمت در يک يا چند نقطه شهر بود پيشنهاد گرديد. اولين پايانه اتوبوس بين شهري کشور در سال ۱۳۵۴ درتبريز به راه افتاد و ترمينال جنوب تهران هم که شروع ساختمان آن از سال ۱۳۵۳ آغاز شده بود، رسماً افتتاح گرديد.

در سالهاي اخير با توسعه صنعت حمل و نقل و گسترش شهرها و افزوده شدن به تعداد اتوبوسهاي مسافربري، گاراژها وضع نا مطلوبي پيدا کردند ضمن اينکه پاسخگوي نياز شهرها و مردم نبودند، رفت و آمد اتوبوسها و ميني بوسهاي متعدد در ساعتهاي پيک تردد در شهرها، ترافيک درون شهري را مختل و محيط زيست را آلوده مي کردند. بالا رفتن فرهنگ اجتماعي مردم و افزوده شدن به نارسايي هاي فوق سبب نارضايي مسافرين از وضعيت گاراژها گرديده و مسئولين کشوري را بر آن داشت که به منظور رفاه مسافرين و رفع مشکلات فوق، بخصوص در شهرهاي پر جمعيت نسبت به احداث پايانه هاي مسافربري اقدام نمايند.

۱-۴-۲- وسايط نقليه در قديم
در روش هاي قديم مسافرت، چهارپايان مختلف و قاطر و اسب و الاغ و اشتر مورد استفاده قرار مي گرفت از ديگر وسايل نقليه کاروانيان گردونه يا ارابه بود که پوششي از چادر داشته و چهار پاياني آن را به دنبال خود مي کشيدند. اين وسيله تنها در جاده هاي مسطح قابل استفاده بود. در سفرها مردان غالباً از اسبهاي سواري و زنها يا اشخاص سالخورده و ضعيف در کجاوه ها جاي مي گرفتند که با چادرهاي مخصوصي کاملاً بسته بود و پرده هايي داشت که کشيده مي شد.

نوع ديگر وسيله حمل و نقل در ايران تخت روان بود که دو قاطر آن را حمل مي نمودند و چادري در شکل بيضي آنرا مي پوشاند. يک کاروان بزرگ درمسافرتهاي طولاني با دسته هاي چند صد نفري حرکت مي کردند و از آنجهت که به اتفاق جماعت بودند، از شر دزدان و راهزنان بهتر در امان مي ماندند و به ياري يکديگر مي توانستند با مشکلات مقابله کنند و از حيث ناخوشيها و بيماري و خوراک خاطر جمع تر بودند. تشکيل و ترکيب منظم کاروانها در ميان شهر يا محله امکان نداشت زيرا که کوچه تنگ و باريک بود معمولاً خارج شهر براي جمع شدن کاروانيان انتخاب مي شد.

به همين دليل است که کاروانسراهاي خارج شهر غالباً وسيع بوده و گاهي چند کاروانسرا در کنار هم ساخته مي شدند. همراه سفر معمولاً ملتزمان رکاب به راه مي افتادند. بعضي از اعضاي خانواده کاروانيان آنها را تا منزل اول بدرقه مي کردند ( اين عادت هنوز در کشور ما به نوعي معمول است ) . در اواخر دوران قاجار کالسکه هاي صندلي دار ظهور مي کند. بعدها دليجان به کار گرفته مي شود که کالسکه اي هفت نفره بود و به جاي ميني بوس هاي امروزي به کار مي رفت، دور چرخهاي آن از آهن بود. دليجان از درشکه و کالسکه که چرخهايشان زين دار بودند سخت تر و از گاري که فاقد فنر و هر وسيله تکان گير بود راحت تر مي نمود و مثل کالسکه راننده اش بيرون مي نشست. ليکن ديگر در کاروانسراها جايي براي قرارگيري اين وسايل وجود نداشت.

۱-۴-۳- بناهاي سنتي خاص مسافرين
از آثار معماري سنتي نزديک به پايانه امروزي مي توان از کاروانسراها و رباط ها ياد کرد. معماران در گذشته براي پاسخگويي بهتر و همه جانبه به خدمات در خور مسافران و کالا و وسايل حمل و نقل تلاش فراوان نموده اند و در جستجوي يافتن راه حلهايي در مسايل مختلف ساختماني به سر حدات جديد در زمان خود دست يافتند.

منظور از اين بررسي اجمالي معرفي روحيه پوياي معماران گذشته است که چگونه در کنار روشهاي معمول و متداول عمر خويش در قالب ارزشهاي زمان خود دست به تجارب تازه اي مي زدند. تا قبل از قرن ششم کاروانسراها بسيار ساده و ابتدايي است و نکته شايان توجهي وجود ندارد که معرفي گردد.
از قرن ششم به بعد در اطراف يک حياط مرکزي به شکل مربع يا مستطيل اطاقها و ايوانهايي ساخته مي شود و اصطبل ها به صورت دالان هايي وسيع در پشت اطاقها قرار مي گيرند. شکل زير نمونه يک کاروانسرا مربوط به اين دوره و قبل از عهد صفوي را نشان مي دهد. شکل ( ۱-۲ )

۱-۴-۴- تعريف کاروانسرا
کلمه کاروانسرا از کلمه کاروان و سرا مي باشد و معناي آن خانه کاروانيان يا اطراف اطراقگاه کاروانها مي باشد و به مکاني اطلاق مي شود که به طور موقت مورد استفاده، اسکان، اطراق، بارگيري، باراندازي، پناهگاه و … کاروانيان قرار مي گيرد. عملکردهاي متفاوتي که در گذشته کاروانسراها به عهده داشته باعث گرديده نامهاي متفاوتي برين گونه بناها در فرهنگ لغات جا مي گيرد: کاربات، رباط، ساباط، خانواين ( inn ) که در واقع داراي عملکرد وظايف مشابهي مانند کاروانسراها بوده ولي از جهت ويژگيهاي معماري متفاوت مي باشند. شکل ( ۱-۱ ) بخشهاي مختلف کاروانسرا

شايد بتوان يکي از کاملترين تعاريف کاروانسرا را تعريف ذيل دانست (( به يک سري از بناهاي تاريخي که در ادوار گوناگون، در اشکال و پلان مختلف به مصالح ساختماني متنوع و به دلايل اقتصادي ، تجاري ، امنيتي ، نظامي ، مذهبي ، سياسي و جغرافيايي ، جهت اقامت ، رفاه و تردد کاروانيان احداث شده اند کاروانسرا اطلاق مي گردد.

۱-۴-۵- انواع كاروانسرا
اين بناها عموماً داراي حياط مربع يا مستطيل کامل يا با گوشه هاي پخ مي باشند بعضي دو ايواني و بيشتر چهار ايواني هستند. يکي از ايوان ها به ورودي اختصاص دارد، گوشه ها، وسط اضلاع، دو طرف انتهاي هر ضلع دو طرف ايوان ها نقاط مشخصي هستند که دسترسي به عملکرد هاي گوناگون راميسر مي سازند. در کاروانسراهاي مختلف بسته به ميزان کارآيي آن ها اين عناصر تقويت يا نفي مي گردد.

در تمام دوران شکوفايي معماري کاروانسرا انواع متفاوت و جديد ديگري نيز بوجود مي آيد که حفاظت آنها در برابر حملات آسان تر است. ضمناً در داخل حياط هاي اين ريتم که غالباً هشت ضلعي و مدور است امکان تسلط و نظارت کافي بر ورودي هاي فضاهاي گوناگون وجود دارد. اين نمونه ها در زماني ساخته شده اند که معماري کاروانسرا پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته است. در ادامه به نمونه هايي از آنها اشاره مي کنيم.

– کاروانسراهاي مدور
گرچه در حال حاضر تنها دو نمونه از آنها شناخته شده ولي همين دو نمونه نشان دهنده سليقه، ذوق، ابتکار و بالاخره هنر نمايي فوق العاده معماران آن است. کاروانسرا يا رباط زين الدين يکي از همين نمونه ها مي باشد اين بنا در جاده يزد ـ کرمان است که در زمان شاه عباس اول بنا گرديده. بناي آن از خارج مدور، از داخل دوازده ضلعي است ( شکل ۱-۳ ) گذشته از جنبه مذهبي معمار ساختمان احتمالاً براي دفاع در مقابل شن هاي روان کويري رباط زين الدين را بدين گونه ساخته است. شکل ( ۱-۳ ). شکل ( ۱-۴ ) کاروانسراي شيخ عليخان شکل. ( ۱-۵ )

– کاروانسراهاي هشت ضلعي :
اين کاروانسرا بيشتر جنبه نظامي و دفاعي داشته به اين دليل که دفاع از يک بناي هشت ضلعي و يا چند ضلعي و يا مدور به مراتب آسانتر از يک بناي مربع يا مستطيل شکل مي باشد. اين کاروانسراها از داخل و خارج قرينه اند. يک نمونه از اين بناهاي هشت ضلعي کاروانسراي چهار آباد در جاده نطنز- اصفهان مي باشد که مربوط به اوايل عصر صفوي است. ( شکل ۱-۷ ) بناي ديگري که داراي پلان هشت ضلعي است کاروانسراي خان خوره در فاصله آباده و شيراز و مربوط به عصر صفوي است. يک کاروان بزرگ شامل اسب و قاطر و الاغ و شتر بوده است.

در کاروانسراها براي هر يک جاي جداگانه اي در نظر مي گرفتند، زيرا هر کدام خصوصيات متفاوت و احتياج گوناگون داشتند. اسب ها از بوي بد شتر ناراحت مي شوند و قاطرها با الاغ ها مأنوس نيستند. همانطور که از پلانهاي هشت ضلعي کاروانسراها مشاهده مي شود معماران سعي برآن داشتند که حياط اين بناها را نيز به گونه چهار ايواني بسازند. کاروانسراي ( دهبيد ) نيز در جاده شيراز نزديک تخت جمشيد و مربوط به عصر صفوي است که نقشه هشت ضلعي دارد. وجود چهار ايوان در داخل حياط هشت ضلعي مرکزي به امر جهت يابي افراد در داخل حياط کمک مي کند. کاروانسرا يا رباط انجيره که ۳۰ کيلومتري جاده يزد ـ طبس واقع شده داراي پلان هشت ضلعي نامنظم است، اين بنا متعلق به دوره ايلخاني مي باشد ( شکل ۱-۶ )

در شهرهايي که بازرگانان زيادي درتردد بودند کاروانسراهايي طراحي شده که از تداخل مسير عابرين پياده و چهارپايان جلوگيري شود، که در حقيقت نوعي تفکيک عملکردها از يکديگر است يکي از بهترين اين کاروانسراها در شهر کاشان و داراي طرح هشت ضلعي در دو طبقه مي باشد. طبقه بالا خاص مسافرين و طبقه زيرين مخصوص ستوران است و دسترسي به چهارپايان از طريق رامپ مقابل ورودي ميسر است ( شکل ۱-۸ )

– کاروانسرا با پلان ده ضلعي:
شهر کاشان که مورد توجه کاروانيان خصوصاً تجار هندي بوده، از نظر معماري کاروانسرا بسيار غني است کاروانسراي ( شکل ۱-۹ ) واقع در بازار کاشان که داراي ده ضلع است و در سه طبقه بنا گرديده طبقات به صورت پله اي بر روي يکديگر قرار دارند. طبقه زيرين تا نيمه در زمين واقع شده است. شکل ( ۱-۹ )

۱-۵ – شيوه و نوع مسافران
همانگونه که جهانگردان و مسافران داراي گروه هاي گوناگون هستند، شکل و نوع مسافرت هم متفاوت است که آن به شخص مسافر، مقصد و انگيزه براي مسافرت بستگي دارد. مثل مسافرتهاي بين المللي در مقايسه با مسافرتهاي داخلي کشور، بين نواحي درون يک ناحيه، درون مرزي يا برون مرزي
– مسافرتهاي بين المللي و داخل کشور
از ديدگاه سازمان جهاني جهانگردي، مسافرت هاي بين المللي با مسافرت هاي داخلي متفاوت است. و مربوط به زماني مي شود که مسافر از مرز کشور عبور مي کند. هميشه به جهانگردي بين المللي توجه زيادي مي شود ، بخصوص از نظر جنبه هاي اقتصادي آن، زيرا اين شکل از جهانگردي موجب جريان پول و تجارت بين کشورها مي شود . به هر حال اين مسئله روشن است که مسافران بين المللي و مسافران داخلي با يکديگر مرتبط هستند.

با توجه به شرايط محيطي و گردشهاي داخلي ديدگاه مسافران تغيير مي کند و با توجه با اثرات عوامل خارجي مثل رشد نسبي درآمد واقعي ، تفاوت قيمت بين کشورها و سياست بين الملل مسافرت داخلي، جاي خود را به مسافرت خارجي مي دهد. ظرف چند دهه گذشته، در بسياري از کشورهاي غربي مردم براي گذراندن روزهاي تعطيل به خارج از کشور مسافرت مي کنند و اين سبب افزايش سطح زندگي و درآمدهاي اضافي است.

– مسافرت هاي منطقه اي
منطقه ها عبارتند از بخش هاي کوچکي که در يک حوزه بزرگ پراکنده و به يکديگر متصل اند، از طريق شاخصي يا چهارچوب مرجع مشخص شناسايي مي گردند و داراي ويژگيهاي مشخص و ممتازي هستند. در تحقيقات گردشگري جهانگردي سه منطقه شناسايي شده اند : نخست از نظر جغرافيايي مناطق را طبقه بندي مي کنند،

مثلاً (( شمال )) يا (( مغرب )) دوم از نظر مناطق اداري، مثل استان؛ سوم از نظر ماهيت فيزيکي، محلها يا مناطق خاصي را در يک گروه قرار مي دهند، نمونه هاي آن عبارتند از (( ناحيه درياچه )) يا (( حوزه اقيانوس آرام )) . منطقه ها را بر حسب نوع فعاليت هم طبقه بندي مي کنند، مثل (( حوزه روستايي )) يا (( حوزه ساحلي )) مقصود از مسافرت بين منطقه اي مسافرت ها يا رفت و آمدهايي است که بين نواحي يا مناطق انجام مي شود چه آن ها در يک ايالت ، استان يا کشور قرار گرفته باشند چه در سراسر دنيا در منطقه هاي مختلف .

– مسافرت هاي درون مرزي يا برون مرزي
در يک حوزه خاص سه نوع مسافرت انجام مي شود، براي مثال مسافرت هاي درون حوزه اي، مسافرت درون کشوري يا مسافرت در گروهي از کشورها.
– مسافرت هاي درون حوزه اي ؛ يعني افراد ساکن به عنوان ديدار کنند در درون يک حوزه انجام دهند.
– مسافرت هاي درون مرزي : يعني افراد غير ساکن به عنوان ديدار کننده در درون يک حوزه خاص مسافرت مي کنند.
– مسافرت هاي برون مرزي : يعني افراد ساکن براي ديدار از نقاط مختلف حوزه اي غير از حوزه خودشان ، مسافرت کنند.

۱-۶- کليات سيستم حمل و نقل
از ديدگاه علم حمل و نقل، سيستم حمل و نقل مجموعه اي از وسايل، امکانات، تسهيلات ، مسيرها، قوانين و مقررات است که به منظور جابجايي افراد و کالاها به کارگرفته مي شوند.
اتومبيلها، شبکه جاده ها و قواعد استفاده از آنها از معمولترين اجزاء سيستم هاي حمل ونقل مي باشند. با گسترش و رشد شهرها و جاده ها و توسعه سيستمهاي حمل و نقل توسعه زير سيستمهاي گوناگون هم بايستي انجام شود. اين زير سيستمها که پايه و اساس و بيانگر خصوصيات مجموعه کل سيستم در ابعاد مختلف مي باشند در رابطه اي تنگاتنگ با يکديگر و با عوامل ويژگيهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، و جمعيتي جوامع خود هستند.

هماهنگي اين مجموعه با راستا و جهت رشد و توسعه موفقيت سيستم را تضمين مي نمايد، اجزا بوجود آورنده سيستم عبارتند از: وسيله نقليه ، شبكه يا جاده ها، چگونگي کنترل سيستم ها و ايستگاه ها يا پايانه ها.
الف ) وسيله نقليه: با افزايش تحرک انسان، جابجايي هاي وي را سهلتر مي سازد، مالکيت، شکل ، نوع قوه محرکه، ظرفيت، سرعت و گنجايش وسايل نقليه مختلف با يکديگر متفاوت بوده و عملکرد هاي گوناگوني را شامل مي گردند.

ب ) شبکه : مجموعه اي از مسيرهاي خاص است که به منظور تسهيل جا به جايي و حمل و نقل ايجاد شده اند. در طرح شبکه ها عوامل مختلفي نظير حجم و ترافيک و درجه اهميت شبکه، شرايط فيزيکي و جغرافيايي محل و فرم و مشخصات فني دخالت دارند.
ج ) اداره : نگهداري و هدايت سيستم به کمک مجموعه اي از قوانين، ضوابط و امکانات صورت مي گيرد. اين مقررات و تسهيلات با کنترل سيستم از جهات گوناگون همچون هماهنگي با روند رشد جامعه، پاسخگويي به نيازها، امنيت عمومي و هزينه هاي مالي عملکرد مطلوب سيستم را تأمين مي کنند. در حالي که بعضي از اين قوانين باز دارنده مي باشند( مانند محدوديت سرعت ) برخي ديگر ( نظير ماليات سالانه اتومبيل ) بقاي اقتصادي سيستم را ممکن مي سازند.

د )پايانه : نقاطي که چندين مسير شبکه با يکديگر تلاقي نموده و ايستگاه بزرگي را تشکيل دهند ترمينال يا پايانه ناميده مي شود.
به مجموعه خدمات و تسهيلاتي که در طول مسير شبکه قرار دارند و هدف سرويس دهي به استفاده کنندگان از شبکه را دارند، مجموعه هاي خدماتي گويند.

قابليت هر يک از اين اجزاء و رابطه هماهنگ و همگون آنها با هم و با کل سيستم مستقيماً بر ظرفيت مجموعه مؤثر مي باشد. با طراحي منطقي و معقول يک سيستم و با قرار گيري اجزاء فوق در جايگاه مناسب خود ترکيبي کارا بوجود مي آيد. و اگر مديريت و مالکيت واحد بر اجزاء يک سيستم وجود داشته باشد مي توان برنامه ريزي مناسب و مؤثرتري را ارائه نمود و با هم بر کارآيي سيستم افزود.
۱-۷- طبقه بندي شيوه هاي حمل و نقل زميني
شيوه هاي حمل و نقل را مي توان بر اساس نوع مالکيت، طول سفر، وضعيت مسير و حريم به حالت هاي مختلف طبقه بندي نمود.
الف ) از لحاظ مالکيت، شيوه هاي حمل و نقل زميني به سه دسته خصوصي ( اتومبيل شخصي ) ، نيمه عمومي ( کرايه) و عمومي ( اتوبوس ) تقسيم بندي مي گردند و اين دسته بندي از ديدگاه مسافر بوده و خود وسايل نقليه ممکن است به فرد يا جامعه تعلق داشته باشند.

ب ) در يک تقسيم بندي ديگر، فواصل حمل و نقل زميني به دو گروه انتقال کوتاه و انتقال منطقه اي تقسيم مي شوند، معمولاً در شيوه هاي انتقال کوتاه فواصل ايستگاه ها و سرعت وسايل نقليه کم مي باشند. اما در انتقالهاي منطقه اي که طول سفر بيشتر است از وسايل نقليه سريعتر با فواصل بين ايستگاهي بيشتر استفاده مي گردد.
ج ) از نقطه نظر نوع مسير و شبکه تردد، وسايل نقليه به دو دسته جاده اي و ريلي تقسيم مي گردند. در شيوه جاده اي کنترل سرعت و مسير حرکت وسيله نقليه در اختيار راننده آن مي باشد اما در مسيرهاي ريلي راننده فقط به کنترل سرعت خودرو در طول مسير از پيش تعيين شده مي پردازد.

د ) از لحاظ حريم، شيوه هاي حمل و نقل زميني به دو دسته، ترافيک مخلوط با مسير کنترل شده و مسير نيمه کنترل شده طبقه بندي مي شوند. در ترافيک مخلوط کليه وسايل نقليه در يک مسير حرکت مي کنند، اما در شيوه هايي که با مسير کنترل شده هستند برخي وسايل نقليه از بخشي از جاده حذف مي گردند. شيوه هايي که با مسير نيمه کنترل شده هستند اين حريم فقط در برخي قسمتهاي مسير وجود داشته و بقيه نقاط ترافيک به صورت مخلوط خواهد بود.

يک نوع تقسيم بندي ديگر در خصوص نوع مسافرت را مي توان به صورت زير بيان کرد.
سفر داخل به خارج : سفري است که مبدأ آن در داخل يک محدوده ويژه و مقصد آن در خارج از آن محدوده قرار گرفته باشد.
سفر داخل به داخل : سفري است که مبدأ و مقصد آن در داخل يک محدوده ويژه قرار گرفته است.
سفر برون به بيرون : سفري است که مبدأ و مقصد آن در خارج از يک محدوده ويژه قرار گرفته است.
سفر برون به درون : سفري است که مبدأ آن در خارج از يک محدوده ويژه و مقصد آن در داخل آن محدوده قرار گرفته باشد.
۱-۸- تعاريف اصطلاحات سيستم حمل و نقل زميني

۱-۸-۱- سرعت:
سرعت حرکت : عبارتست از سرعت حرکت وسائط نقليه در حد فاصل دو نقطه معين بدون در نظر گرفتن مدت زمان توقف و تأخير در طي سفر
ميانگين زماني سرعت : ميانگين يکايک سرعتهاي نقطه اي وسايل نقليه و يا گروه معيني از وسائط نقليه در نقطه معيني از جاده طي مدت زماني مشخص مي باشند.
سرعت سفر: برابر است با فاصله طي شده تقسيم بر زمان صرف شده در طي کردن فاصله که شامل توقف و يا تأخير نيز مي باشد.
۱-۸-۲-ظرفيت :
ظرفيت گذرگاه : حداکثر تعداد وسايل نقليه اي که در بخشي ازيک خط عبور و يا مسير در مدت زماني معين ( اکثراً در يک ساعت ) عبور مي نمايد.
ظرفيت خام : ظرفيت يک خيابان يا يک منطقه جهت پذيرش وسائط نقليه متوقف و در حال حرکت بدون در نظر گرفتن معيارهاي محيطي از قبيل آلودگي هوا، زيبايي و غيره مي باشد.

ظرفيت مطلق : حداکثر جريان ممکن ترافيک در يک مسير بدون توجه به شرايط جاده ( اقليمي، شرايط فيزيکي)
ظرفيت عملي : حداکثر ظرفيت ساعتي وسائط نقليه است که بدون بوجود آوردن شرايط نامطلوب ( از قبيل تأخير خطرات ناشي از ترافيک و غيره ) از بخشي از گذرگاه عبور مي نمايد..
ظرفيت مؤثر : ظرفيت مؤثر ( حداکثر تعداد وسائط نقليه ) يک خط عبوري يا مسير در يک ميزان سرويس مشخص طي مدت زمان معيني مي باشد.
ظرفيت کل : حداکثر ظرفيت ساعتي که در يک مسير يا خط عبوري در شرايط ايده آل مي باشد.
۱-۸-۳- ترافيك :
حجم ترافيک : به تعداد وسائط نقليه اي که در مدت زماني معين از يک نقطه مشخص و يا بخشي از يک مسير يا راه عبور مي نمايند.
ميانگين روزانه ترافيک سالانه: ميانگين حجم ترافيک روزانه بر اساس حجم ترافيک سالانه مي باشد که برابر است با حجم ترافيک دريک سال تقسيم بر تعداد روزهاي سال .

حجم ساعتي طراحي : حجمي است که جهت طراحي مورد استفاده قرار مي گيرد، اين حجم عموماً برابر است با حجم سي امين ساعت حداکثري که براي سال طرح تخمين زده شده است.
تراکم : تعداد وسائط نقليه اي که يک واحد طولي از خط يا خطوط عبوري يک مسير را در لحظه اي معين اشغال مي نمايد. واحد ويژه ميزان تراکم عبارت است از تعداد وسائط نقليه در هر کيلومتر.
روز اوج ترافيک : روزي از سال است که حجم ترافيک حداکثر مي باشد.

ساعت اوج ترافيک : ساعتي از شبانه روز است که در آن حجم ترافيک به حداکثر مي رسد.
مدت زمان اوج : مدت زماني است که در آن حجم ترافيک به حداکثر مي رسد ( ممکن است از يک ساعت کمتر يا بيشتر باشد .)
منطقه بندي ترافيکي : نوعي تجديد مکاني ( منطقه بندي ) است که بر اساس آن مطالعات مربوط به ترافيک انجام مي شود.
ترکيب ترافيک : تقسيم بندي حجم ترافيک بر اساس ميزان وسائط نقليه از انواع گوناگون ( اتوبوس، کاميون، از قبيل شخصي و غيره ) مي باشد.
ترافيک آينده : ميزان ترافيک پيش بيني شده در زمان معيني که در آينده ميباشد.

۱-۸-۴- طبقه بندي گذرگاهها
آزاد راه : راهي است که معبر رفت و برگشت آن کاملاً از يکديگر مجزا و فاقد تقاطع هم سطح بوده و ورود و خروج از آن منحصراً در نقاط معين و محدود ميسر مي باشد.
بزرگراه : راهي است که ساخت آن طبق نقشه مشخصات مورد قبول براي راه اصلي انجام شده يا از تعريض يک راه اصلي بر اساس مطالعات ساخته شده باشد.
راه اصلي معمولي : راهي است که ساختمان آن طبق نقشه مورد قبول براي راه اصلي معمولي انجام شده باشد. عرض آسفالت ۳۰/۷ و عرض شانه‌هاي آن در هر طرف ۸۵/۱ تا ۲ متر باشد.

راه اصلي عريض : راهي است که مشخصات آن همانند راه اصلي معمولي و فقط عرض شانه هاي آن در هر طرف ، ۸۵/۱ تا ۸۵/۲ يا ۳ متر مي باشد.
راه فرعي درجه يک : راهي است که عرض آن ۸ متر و معمولا درعرض ۵/۶ متر آسفالت مي باشد.
راه فرعي درجه دو : راهي است که با عرض ۵/۶ تا ۷ متر بوده که در صورت آسفالته بودن درعرض ۵/۵ متر آسفالت مي باشد.

۱-۹- جايگاه حمل و نقل زميني کشور در اقتصاد و وضعيت خاص استان خراسان :
جمهوري اسلامي ايران به دليل موقعيت استراتژيک خود به عنوان پل ارتباطي آسيا – اروپا و شمال – جنوب، طي سالهاي اخير اقدامات همه جانبه اي به منظور ايجاد شرايط سهل و ايمن حمل و نقل کالا و مسافر بين کشورهاي آسياي ميانه، قفقاز عضو اکو، اروپا، کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و خاور دور به عمل آورده است. در اين راستا و از آن جا که بيش از ۸۰ درصد جابه جايي کالا و مسافر، بين شهرها در ايران از طريق جاده انجام مي شود حمل و نقل زميني در اقتصاد کشور از جايگاه ويژه اي برخوردار مي باشد. سالانه بالغ بر ۱۵۰ ميليون تن کالا و ۱۵۰ ميليون نفر مسافر در فاصله هاي بيش از يکصد کيلومتر بين شهري توسط:
– ۲۵۰ هزار راننده
– ۱۶۳ هزار دستگاه کاميون و تريلي
– ۲۱ هزار دستگاه اتوبوس و ۴۷ هزار دستگاه ميني بوس

– ۶۵۰ شرکت حمل و نقل بين المللي ، سه هزار شرکت حمل و نقل داخلي کالا و ۱۸۲۰ شرکت حمل و نقل مسافر جابجا مي شوند که در بخش حمل و نقل بين المللي در سال ۱۳۷۴ تعداد ۱۸۸۹۲۶ کاميون تناژي، معادل ۳۷۷۸۵۲۰ تن کالا را در مرزهاي جاده اي کشور جابجا نموده اند.
استان خراسان به عنوان بزرگترين استان کشور، پس از فروپاشي شوروي سابق و گسترش روابط اقتصادي با جمهوري هاي تازه استقلال يافته چه در امر واردات و چه در عبور کالاهاي ترانزيت ، نقش بسيار مهمي پيدا کرده است ميزان کالاي ترانزيت از خراسان در سال ۱۳۷۳، ۲۱۶۸ تن بوده است که در سال ۱۳۷۴ به ۴۲۷۶۰۲ تن بوده است که پيش بيني مي شود با تداوم اين روند ميزان ترانزيت کالا تا پايان سال جاري ۵/۱ برابر سال ۱۳۷۴ باشد.

مقايسه ۴۲۷۰۰۰ تن کالاي ترانزيت عبوري از استان خراسان در سال ۱۳۷۴ با کل رقم ترانزيت در سال مزبور از مرزهاي جاده اي جمهوري اسلامي ايران که ۱۱۰۶۰۰۰ تن مي باشد، نشان مي دهد که در مدت دو سال استان خراسان با رشد غير منتظره اي، حدود ۴۰ درصد کالاي ترانزيتي کل کشور را به سوي خود جذب نموده است.

۱-۱۰- پايانه مسافربري ( محل آشتي انسان و ماشين )
با گسترش شهرنشيني و دستاوردهاي دنياي صنعتي جديد بسياري از مسائل و ارزشهاي اجتماعي دستخوش دگرگوني شده اند و عمدتاً اشکال نويني يافته اند تا جوابگوي ويژگيهاي دنياي صنعتي و سريع باشند. ورود ماشين به زندگي جديد انسانها باعث تغيير مقياس در فضاهاي معماري و در عين حال بوجود آمدن پديده ها و مسائل جديد در شکل فضاهاي انساني شده است.

فضاي جديد معماري نظير فرودگاه، ترمينالها و ايستگاههاي مترو به عنوان واسطه هايي بين انسان، انسان استفاده گر و ماشين محسوب مي گردند، در واقع کلان فضاهايي هستند که با مقياس و فضاهاي قديمي انسان کاملاً غريب اند.
با اين تفکر هرگز کاروانسراها عملکرد ترمينالها را نداشته و هرگز در هيچ يک از شيوه هاي معماري کهن پديده اي نظير ترمينال وجود نداشته نبايد حرکت انسان کند قديم را با دنياي ماشيني جديد مقايسه کنيم و براي حل مشکلات اين انسان در رابطه با کلان فضاهايي از اين دست بايد انسان و ماشين را بشناسيم و اين دو را در محلي با هم آشتي دهيم .

در شناخت انسان همين بس که خداوند او را (( اشرف مخلوقات )) ناميده و (( خليفه خود در روي زمين )) پس براي تحقق چنين هدفي تمامي امکانات و قابليتهاي لازم را در نهاد او به امانت گذاشته است تا با روح بلند و آن جهاني خويش احساس کند و احساسش را که در فطرتش در امان است با نيروي عقل خود در آميزد و به اين طريق بر دشواريها و مصائب زندگي اش فائق آمده آنها را در بهترين نحو از ميان بردارد.

ماشين نيز که مخلوق دست انسان است با همين درک از نيازها قدم به عرصه وجود گذاشت ولي اين اسب وحشي لگامي مي خواهد و چابکسوار و ميدانگاهي که اين مرکب راهوار بتواند به خدمت گرفته شود نه اينکه انسان خود بنده ماشين گردد. براي آرام کردن اين مرکب وحشي همين بس که جايگاه خود و او را درعالم خلقت بشناسيم و بدانيم که انسان از عالم احساس و عاطفه و خون و گرماست و ماشين از دنياي سخت و سرد و اين دو جايگاه با هم يکي نمي شوند.

ولي طبق شرايطي يکي مي تواند از ديگري بهره ببرد و چه خوبست که اين فايده برنده انسان باشد. پس براي تحقق چنين هدفي و براي انجام چنين مقصودي براي مسافرتهاي طولاني خارج شهري محلي لازم است تا انسان بر ماشين غلبه نمايد و بتواند از اين پديده مفيد نهايت فايده را ببرد و بي شک اين محل ، ترمينال پايانه است که ميعادگاه حضوري مسافريني است که براي سفر خويش يک خودروي بزرگ جمعي ( اتوبوس ) را بر مي گزينند.

در فرهنگ حمل و نقل واژه ترمينال کاربرد وسيعي دارد که بر حسب مورد ممکن است يک ترمينال اتوبوس شهري يا بين شهري، فرودگاه، راه آهن، بندرگاه و بارانداز شهري را در بر گيرد و گاه ترکيبي از آن ها باشد. ترمينال اتوبوس بين شهري جايي است که وسيله نقليه درون شهري با اتوبوس هاي بين شهري و يا بالعکس تعويض خواهد شد.

حمل و نقل با اتوبوس به خاطر پيشرفتهاي تکنولوژيکي اتومبيل ها و گسترش شبکه بزرگراهها رشد و گسترش يافته است. منشا پيدايش اتوبوس استفاده از بعضي اتومبيل هاي منحصر يا خاص بود که توسط افراد خاص استفاده مي شد اين منشاها ناچيز و سرويس ها به طور کلي غير قابل اعتماد بودند. هر چند شبکه هاي بزرگراهي گسترش بيشتري يافت و تجهيزات اتوبوس با سرويس مناسبتري در اختيار قرار گرفت اما هيچگاه اين دو عامل نتوانستند به درستي به هم پيوند بخورند تا بتوان مسافت هاي دورتري را سرويس داد. در آمريکا حمل و نقل با اتوبوس عمدتاً توسط سيستم مدرن بزرگراههاي تندرو و گسترش راحتي و توانايي اتوبوسهاي تندرو معني پيدا کرد. در بيشتر دهه هاي گذشته سرويس دهي هاي اتوبوس سبب پيدايش بعضي انواع ترمينالها گشت.

۱-۱۱- ضرورت مکانيابي براي احداث پايانه ها
از نقطه نظر مهندسي حمل و نقل و ترافيک محل مناسب ترمينال مکاني است که دسترسي به آن توسط کليه سيستم هاي حمل و نقل به ويژه حمل و نقل عمومي به سهولت و با هزينه کم انجام پذيرد. مناسبترين محل در صورتيکه شهر سازي و شبکه هاي ارتباطي شهر اجازه بدهد مرکز شهر مي باشد. در کشورهاي پيشرفته به دليل اينکه طراحي و برنامه ريزي توسعه شهرها از ابتدا مد نظر قرار گرفته شده است و در زمان مناسب اقدام به احداث پايانه نموده اند. اين پايانه ها اکثراً در نقاط مرکزي شهرها ايجاد شده و رفت و آمد به آنها به راحتي انجام مي گيرد.

اغلب پايانه هاي اتوبوس ايستگاههاي راه آهن و مترو در مجاورت و يا نزديک به هم بنا گرديده و ارتباط سريع و راحت با فرودگاه ها نيز برقرار مي باشد. غالباً مشاهده مي شود که در نقاط مختلف شهر پايانه هايي احداث گرديده که همگي با هم و با ايستگاههاي راه آهن و مترو و فرودگاهها توسط بزرگراه ها ارتباط مستقيم دارند.

يعني مسافر با هر وسيله اي که به شهر وارد شود و يا بخواهد از آن خارج شود و در هر نقطه شهر که باشد به آساني به اين پايانه و ايستگاههاي مختلف دسترسي داشته و مي تواند از وسايل نقليه درون شهري يا بيرون شهري به راحتي استفاده نمايد. در ايران چون برنامه هاي شهرسازي و طرح هاي جامع شهري مدت زيادي نيست که مورد توجه قرار گرفته و اکثر شهرها قبل از اين طرح ريزيها رشد نموده و بافتي متراکم پيدا کرده اند لذا امکان احداث پايانه يا ايستگاه ارتباطي مسافري با حجم مسافران امروز در مراکز و يا حتي در محدوده اصلي شهر ها بسيار کم مي باشد.

ايجاد پايانه در چنين مکانهايي که از مرکزيت برخوردارباشد، در حال حاضر با مشکلات فراواني روبروست. زيرا با فضاي نسبتاً زيادي که احتياج دارد و ارتباطي که بايد با شهر برقرار کند احداث آن مستلزم تخريب صدها واحد مسکوني در مناطق مرکزي و پر جمعيت شهرها خواهد بود که به لحاظ اقتصادي و اجتماعي توجيه نمي گردد.

در طرح هاي جامع که توسط مهندسين مشاور براي شهرهاي مختلف تهيه گرديده مناطق در کنار شهرها و در مسير جاده ها، کمربندي و کنار گذر ارتباطي براي اين منظور پيش بيني گرديده که اکثراً با توجه به امکانات موجود محلهاي مناسبي مي باشند.

۱-۱۲- زمينه هاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي طرح پايانه ها
همراه با رشد روز افزون شهرها، مسائل ساده در جريان زندگي انسانها که به طور معمول اتفاق مي افتد تدريجاً به صورت پيچيده اي در مي آيد که نهايتاً امکان حل و فصل آن مسئله بسيار مشکل مي گردد، از آن جمله مسافرت بين شهري با اتوبوس است که گسترش شهر و افزايش طول و فاصله ها، تراکم رفت و آمدها، عدم هماهنگي در موقعيت هاي مکاني و خدمات مؤسسات مربوطه و وجوداختلاف و تبعيض بين گاراژهاي بزرگ و کوچک و پراکندگي آنها و بالاخره اختلاف در نرخ بليط ها و از آن قبيل : باعث سرگرداني مسافر در تهيه بليط، جاماندن از اتوبوس، حوادث و تصادف و تراکم هاي ترافيکي، آلودگي محيط زيست، تأخير در ساعت حرکت ها و در زمان مسافرت و غيره مي گردد.

احداث ترمينال در رابطه با حل مسائل بالا خود از نظر فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و بالاخره عملکردي موجد مسائل جديدي است که بايستي به آن توجه نمود و روشهاي آموزشي گوناگون را جهت مراجعه کنندگان شهري و روستايي که در استفاده از ترمينال رفتارهاي مختلف از نظر فرهنگي و اجتماعي از خودنشان مي دهند به کار گرفت.
آموزش مسئله مهمي است که ضرورت آن در امور اجتماعي محسوس است. اين احساس در حد اعلاي خود در ترمينالها با عنايت به رفتارهاي گوناگون مراجعين و فرهنگهاي مختلف شهري و روستايي و نقاط دور و نزديک متجلي شده و ضرورت انجام آن بيشتر تاييد مي گردد.