خلاصه ماسترپلان زراعتی افغانستان

۱٫ نظر عمومی:

مجموعه اجزای مختلف ماستر پلان طوری ترتیب گردیده که ۶ فیصد آهنگ رشد عمومی را در سکتور زراعت فراهم نماید. بدان اساس عواید زراعت طی ۱۲ سال دو برابر خواهد شد. این آهنگ رشد بدلیل رونما شدن افزایش بزرگ در عاید و استخدام بخش غیر زراعت پیشه دهات، کدام تغیر قوی را در توزیع عواید دهات همراه نداشته و یا مقدار بهبودی حقیقی را درآن بوجود خواهد آورد. بدین معنی که مجموع عواید روستا از آن طریق نیز دو برابر میگردد. هرگاه سکتور شهری تمام رشد نفوس دهات را جذب نماید، طی این مدت عواید سرانه اهالی روستا دو چند میگردد. با در نظرداشت وضع کنونی رشد بسیار سریع جمعیت، مطابق معیارهای جهانی رسیدن به این هدف را مشکل مینماید. این ارقام بر استنتاج تخمینی از فصل های جداگانه این پلان متکی بوده و از این لحاظ بدست آمده است تا حدی یک تخمین معقول میباشد.

احتمالأ کمتر از مناصفه مجموع سرمایه گذاری پلان مستقیماً به هدف رشد معطوف میباشد. زیرا سرمایه گذاری های عمده در بازسازی فزیکی زیرساخت ها و انکشاف سرمایه بشری بیرون از این اهداف ماستر پلان قرار میگیرد. معقول خواهد بود گفته شود که مناصفه مبلغ مجموع سرمایه گذاری با اولویت بندی محتاطانه و تخصیص به اجزای در برآورده شدن این رشد ستراتیژی، ضروری خواهد بود.
ناگفته هویداست که سرمایه گذاری های دیگر پلان را نیز نمیتوان فاقد اولویت دانست. بطور مثال سرمایه بزرگی برای احداث جنگلات بکار برده می شود که نه فقط برای زراعت، بلکه برای کشور حایز اهمیت میباشد. چه این تضمین یک رشد زراعت پایداری را بوجود آورده میتواند. بهمین گو نه سرمایه گذاری قابل ملاحظه ای برای ذخایر اضطراری غذا، تخصیصیه های معطوف به مقابله با ناداری و فقر ارائه گردیده که فواید اینها با رشدیکه بوسیله اعداد فوق ارائه شده، کاملاً کم میباشد.

۲٫ پیشینه:
ماستر پلان طی یک فرایند طولانی، مغلق و بسیار فراگیر که جلسات بزرگ و کوچکی را به سطح ملی و ولایات احتوا می نمود، انکشاف داده شده است. کمیته های بزرگی از افغانها و متخصصین خارجی فصل های جداگانه آنرا تهیه نموده اند. آن کمیته ها و دیعه خود را که بازتاب دهنده محصول مساعدت های اساسی خارجی میباشد، درآن طور شایسته بجا گذاشته اند. نیرومندی ماستر پلان وابسته به آن فصل ها میباشد که شرح مبسوط دورنما و نقطه آغاز کار مشرح به تطبیق گذاری پروژه های آماده شده را در بر می گیرند.

این فرایند به عدم تجانس زیاد در ارائه موضوع منجر شده که چاشنی این طعم در متن و این خلاصه عمومی بر جای مانده است. معهذا یک عده اولویت ها درین ضمن تصریح گردیده اند. اینها شامل مصئونیت غذایی، باغداری و مالداری می شوند که از طرف وزارت زراعت، مالداری و مواد غدایی قبلاً نیز مورد تأکید قرار گرفته بودند.
پلان سرمایه گذاری برای یک دوره بعدی پنج ساله مجموعاً به ۱۷۶۸٫۳۲ ملیون دالر بالغ می شود. این مقدار سرمایه گذاری، سرمایه ضروری برای سکتور ثانوی آبیاری را در بر نمی گیرد، زیرا فصل مربوط به آن هنوز توسط گروپی از کارشناسان تحت کار قرار دارد. تخمین های اولیه آنها اینست که سکتور ثانوی آبیاری طی پنجسال در حدود ۶۸۸ ملیون دالر ضرورت خواهد داشت. اما البته در اینجا احتمال یک مقدار تداخل حسابی را نیز نمیتوان از نظر دور داشت. این رقم دست آوردهای سریع را بسوی اهداف مهمی را که درباره آنها توافق عمومی وجود داشت، احتوا مینماید. این پلان همچنان مبالغ هنگفتی برای آن وظایف را در بر می گیرد که از مسئولیت حکومت است (مثل ذخایر مواد غذایی اضطراری) و اخیراً توسط موسسات بین الملل ( از جمله پروگرام غذایی جهان) فراهم میشود.

بناً در صورت ضیقی بودجه اینگونه سرمایه گذاری ها را میتوان بدست تعویق سپرد. به گونه یک مثال دیگر، حجم سرمایه گذاری برای باغداری گرچه بسیار بزرگ معلوم میشود، اما گستردگی آنچه که باید به دست آید و حجم خالص رشد سکتوری آن این فکر را تقویه مینماید که نمی شود از آن انصراف نمود. تصمیم گیری در باره این موضوعات در حیطه صلاحیت تهیه کننده گان ماستر پلان نبود. در موارد دیگر وقتی که مساعی برای کارآغاز میگردد. تفصیل موضوع به تحلیل پروژه گذاشته شده است، بالاخره، انکشاف دادن یک پلان فراگیر برای وزارت زراعت، مالداری و مواد غذائی به خودی خود باید این سند را پیگیری نماید. انکشاف اقلام بودجوی وزارت عمدتأ در فصل های جداگانه جای داده شده است. با وصف این، برای یک پلان فراگیر سرمایه گذاری به وزارت زراعت، و مواد غذائی لازم است تا همه آنها را با هم مدغم و توحید کرده بتواند. در هرحال، بخش زیاد بودجه انکشافی وزارت زراعت و مواد غذائی محتملأ مربوط به پروژه هائی میشود که در انطباق با اولویت های کالائی و وظیفوی تنظیم شده اند، تا به تمایل وزارت.

ماسترپلان، چهارچوب پلان و ستراتیژی ۲۰۰۴ را برای احیاء و انکشاف سکتور زراعت تفویض مینماید. در اقتصاد پرتحرک افغان با موازات توسعه دانش و مهارت ها، خیلی چیزها تغیر کرده است و اینها به دگرگونی های قابل ملاحظه ای در ارتباط به بسیاری موضوعات منجر شده اند. به خصوص آگاهی از نقش وزارت و اولویت های آن به اندازه زیاد تکمیل شده است.

۳- نقش چندین جانبه زراعت:
زراعت بر اقتصاد و جامعه افغانی استیلا دارد. انکشاف اقتصادی فرایندی است که طی آن همچو اقتصاد از غلبه زراعت به غلبه ماشینی ساختن و خدمات تغیر شکل میدهد. اما در افغانستان بنابر طبیعت اساس منابع و اثرات آن بالای مزیت مقایسوی، ماشینی ساختن و خدمات شدیدأ به زراعت متکی خواهد بود. مهمتر از آن، حتی وقتی به موازات رشد اقتصادی اهمیت نسبی زراعت کاهش یابد، حجم مطلق آن وسیعأ افزایش یافته و به نیروی محرکه تغیر اقتصاد و حتی بیشتر از آن به وسیله کاهش فقر و محو کشت تریاک مبدل خواهد شد. ماستر پلان نقشه ای راه را برای تسریع این قوه محرکه و تغیرات بعدی در اقتصاد فراهم میسازد.

۳ -۱ : مصئونیت غذائی:
در کشوری با عاید نازل ، مصئونیت غذائی در مغز توده های مردم و حکومت آن جای مقدم را احراز میکند. زراعت در وهله اول با تولید احتیاجات اساسی غذائی هر خانواده مصئونیت غذائی را تضمین میکند. وقتی انکشاف صورت میگیرد، عاید برای خریداری غذا، هم برای کشور و هم برای خانواده های جداگانه بوجود میآید و این امر زمینه را برای اختصاص یافتن به تولیدیکه با بنیاد منابع طبیعی بهترین سازگاری را نشان بدهد، فراهم میسازد. برای افغانستان، ضروری آنست که محصولات عمده غذائی در ساحات رو به کاهش به شکل تشدیدی تولید شوند، تا ساحات مرتبأ جدید برای تولید محصولات با ارزش تر که اهداف دیگری را پیگیری میکنند، آزاد شوند.

ماسترپلان نیاز های تولیدی را در فصل مربوط به مصئونیت غذائی بیان میکند. در فصل مذکور همچو پالیسی های مربوط به حالت اضطرار که از اقلیم و دیگر موانع در برابر میلان صعودی تولید بوجود میآید، نیز تشریح شده اند. در دراز مدت، ماسترپلان به چنان افزایش زیاد در عواید زراعت و مزد مردمان روستائی و اشتغال آنها نیل دارد که مصئونیت غذائی بوسیله عاید مکفی حتی درسال های دشوار تضمین شده میتواند.
مصئونیت غذائی تنها به مفهوم کالوری مکفی نیست. سؤ تغذی و کمبودی های عناصر مغذی قلیل در افغانستان به خصوص در میان اطفال انتشار وسیع دارد. طوریکه احصائیه های بلندی قد در برابر وزن، واضح میسازد که ۴۵ الی ۵۵ فیصد اطفال پائین سن ۵ سالگی از سؤ تغذی مزمن رنج میبرند. فصل مربوط به مصئونیت غذائی به این موضوع میپردازد. این موضوع نیز در خور توجه است که در ممالک دارای عاید نازل، وقتی تولیدات باغداری توسعه مییابند، اخذ مواد مغذی از مدرک محصولات این تشبث به اندازه زیاد افزایش پیدا میکند. زیرا سبزی ها و میوه های کیفیت نازلتر داشته و برای فروش و صادرات مساعد نیستند به قیمت ارزان قابل دسترسی میگردند. بناء اولویت باغداری دارای اثرات مساعد بالای وضع تغذی نفوس دهات بوده میتواند.

۳-۲ : بدست آوردن اسعار خارجی:
زراعت همیشه در صادرات افغانستان نقش مسلط داشته و در آینده های نزدیک نیز این نقش را حفظ خواهد کرد. این بدلیل آنست که طبیعت خداداد این سرزمین برای تولید میوه جات خشک و مغزباب کیفیت عالی، سازگار میباشد.
بازار این محصولات در حال گسترش است و افغانستان در این مارکیت ها موقف نیرومند تاریخی را دارا است. ماسترپلان در باره سرمایه گذاری عظیم و اعمار موسسات ضروری برای بهره گیری از این امکانات باالقوه شرح مبسوط را احتوا میکند. انتظار میرود که افزایش صادرات میوه خشک و مغزباب به تنهائی طی ده سال آینده به یک ملیارد دالر در سال بالغ شود.

۳-۳ : تقلیل ناداری:
روستا، جایگاه عمده مردمان فقیر است. نصف اهالی دهات با داشتن کمتر از یک دالر عاید روزانه در خط فقر قرار دارند و این علی الرغم سرازیر شدن پول هنگفت از بابت کشت کوکنار میباشد. تهی دستان دهات، آنهائی نیستند که بخش عمده محصولات زراعتی را تولید میکنند. تهی دستان عمدتأ بخش غیرزراعتی اهالی ده میباشند. اما برخلاف زمیندارانی که بخش عمده محصولات زراعتی را تولید میکنند، مطابق به معیارهای محل فقیر دانسته نمی شوند . آنها از بابت کار خود و زمین خود عاید بدست می آورند , د رحالیکه تهی دستان اغلباً تنها متکی به کار خود میباشند .
مردمان زیادی در ده دارای آنقدر ساحه زمینداری کم هستند که نه منبع عاید عمده و نه منبع اشتغال آنها قرار گرفته می تواند . اینگونه اشخاص که معمولاً دهقان تصنیف میشوند، بخشی از نفوس غیر روستائی را تشکیل میدهد . ضروری است تا اشتغال درین بخش غیر زراعت کار به صورت کتلوی افزایش پیدا نماید .

اجناس و خدمات ایکه این بخش غیر زراعتی تولید میکند با آنکه تقریباً بصورت کامل مورد تقاضای بازار های محلی است ولی آنها بدلیل کیفیت و مخارج انتقالات نمی توانند د رلندن , پاریس یا توکیو بفروش رسانده شوند . بناً وقتی آنها رشد میکنند , باید همزمان عاید زراعت نیز آنقدر بالا رفته باشد تا پیشرفت و جذب آنها را تامین کرده بتواند .
در جائیکه عواید زراعت سریعأ رشد میکند، بازار شهرها جای ارزانی اند. وقتی رشد شهری نباشد، آنها جای افسرده و توأم با فقر و بیکاری میباشند. صعود عواید فارم بخش غیر زراعتی ده را به پیش میراند و مساعی برای رشد آن بدون افزایش تقاضا در زراعت یابه ناکامی می انجامد و یا طور ساده سبب انتقال عاید در بین تهی دستان میگردد. بناء ماسترپلان روی فعالیت هائی تأکید دارد که سبب تزئید سریع عاید زراعت میشود و بدینگونه اشتغال و افزایش اندازه دستمزدها را تشویق مینماید. در این ارتباط مساعی برای توسعه سهمگیری در این فعالیت ها موثر بوده و بخش مهم ماسترپلان را میسازد. در حالیکه این فرایندها موثر میباشند، ماسترپلان به جوانب مختلف مصئونیت غذائی برای تهی دستان و پروگرام عملی مستقیم جهت بالابردن عائد تهی دستان و ساحات دارای منابع کم توجه را جلب مینماید.

۳-۶ : بهبود عاید و وضعیت زنان:
وضعیت زنان روستائی با مسئله فقر مناسبت نزدیک دارد. ماسترپلان به انکشاف مالداری تکثیفی که از جانب تولیدی از پیش متعلق به زنان بوده است، اولویت زیاد قائل میگردد. اینجا امکاناتی بوجود میآید تا زنان در بازار یابی محصولات حیوانی، به خصوص محصولات لبنی به کار گرفته شده و بدین ترتیب کنترول بر عواید خود را ببیشتر نمایند. اولویت باغداری نیز امکان تأمین سهم گیری فعال زنان را در تولید و بازاریابی فراهم میسازد. اما مساعی خدمات برای تأمین کار به گرایشات ماضی جهت دورنگهداشتن زنان از سهمگیری و بدین گونه دور نگهداشتن آنان از امکانات باالقوه تکنالوژی برای ازدیاد عاید شان مورد توجه قرارمیگیرد. یقینأ باید عده زیاد زنان منحیث ماموران پروگرام های توسعه، بخصوص در ساحه مالداری و باغداری تربیه شوند.

۳-۵ : بدیل برای کوکنار:
کوکنار به دهقانان سالانه به اندازه ۶۰۰ ملیون دالر عاید فراهم می آورد. زارعان کوکنار از این مبلغ، ۳۰۰ ملیون آنرا به بخش غیرزراعتی بمصرف میرسانند. باغداری چندین ساله ( میوه جات، مغزباب و تاکستان) تقریبأ مناصفه عاید خالص کوکنار را در فی هکتار زمین تولید کرده میتواند. ساحه این محصولات با ارزش میتواند وسیعأ توسعه داده شده و حاصل ساحات موجوده به اندازه زیاد بالابرده شود.
تأکید برای توسعه کریدت برای روستا که در ذیل و در فصل مربوط به کریدت برای روستا تذکر یافته از لحاظ محو نقش تریاک منحیث منبع عمده تمویل برای بقیه فعالیت های زراعتی بسیار مهم میباشد.
پلان عظیم باغداری به صورت خاص و در ترکیب با دیگر اجزای ماسترپلان نه فقط امکانات بالقوه را برای تفویض عاید کوکنار فراهم میسازد، بلکه فراتر از آن رفته، به موضوع کاهش دادن فقر میپردازد.
دهقانان فقط با بزرگ شدن تدریجی درختان و غرس تاکستان احساس ثروتمندی میکنند. اما اهالی غیرزراعتکار دهات دیر تر از مزیت بالارفتن عایدات نقدی مستفید خواهند شد. بناء، ضروری پنداشته میشود تا مخارج بزرگ روی زیرساختارهای کارزا در دهات آغاز شود. اینکار البته شامل بازسازی راههای دهات و سیستم های آبیاری خواهد بود که برای دوام رشد آنها ضروری است.

۳-۴ : در زراعت بخش سکتور خصوصی غلبه دارد:
اکثریت متشبثین بخش خصوصی در افغانستان را مردم زراعت کار تشکیل میدهند. عده آنانیکه دارای زمین های کافی هستند نه فقط برای معیشت خود بلکه برای فروش محصولات شان کار میکنند که نفوس آنها تقریبأ به یک ملیون میرسد. بخش غالب سکتور صنایع مربوط به عوامل تولید زراعتی و معطوف به تولید جهت فراهم آوری خدمات به دهقانان و تشبثات غیرزراعتی مربوط به زراعت میباشد. این متشبثین خصوصی مردم قویأ توافق پذیر هستند.

ماسترپلان، به خدمات عمومی ضروری که بسیج مکمل این امکانات وسیع باالقوه را میسر سازد اولویت داده و آنرا در برابر یارانه ها (سبسایدیها) برای تهیه هرگونه جنس و خدماتیکه در بخش خصوصی تولید شده بتواند، حمایت مینماید. ماسترپلان به قوانین و مقرراتیکه میتواند رشد سکتورخصوصی باالخصوص صادرات را تشویق نماید، توجه میکند. اما، زارعین بخش خصوصی و متشبثین، باالخصوص در افغانستان در این مرحله از بازسازی و انکشاف برای آنکه بتوانند در بازار های بین المللی قابلیت رقابتی داشته باشند، به خدمات جدی حکومت نیاز دارند.بعضی ازین خدمات کاملاً موقتی اند، چه بسیاری توسط کمکهای خارجی و بیرون از موسسات دولتی فراهم گردیده و ازبین میروند . اما بسیاری شان برای مدت طولانی ضروری میباشند .
بنآ ماستر پلان، ایجاد موسسات و سرمایه گذاری های وسیع جهت فراهم آوری خدمات را برای مساعدت به سکتور خصوصی مطالبه می نماید . از آنجائیکه منابع مالی و حتی بیشتر از آن پرسونل ورزیده و دارای قابلیت کاری موسسوی کم یاب اند , ماستر پلان اولویت دادن به این خدمات را معقول میداند .

۴ – اولویت های امتعه وی :
زارعان امتعه های خاصی را تولید و بفروش میرسانند. موسسات بازار یابی هم از نگاه امتعه اختصاصی بوده و هم بسیاری ازسیستم های حمایوی برای امتعه های معین اختصاص دارند. بنآ، ماستر پلان با فصل هائی آغاز میشود که به گروپهای امتعه های دارای اولویت ارتباط میگیرند و امتعه ها ی دارای اولویت را شرح میدهند . از نگاه دورنمای رشد , اهمیت آن تابع وزنه بنیادی و آهنگ رشد میباشد . افغانستان از این نگاه خوشبخت است که در آن گروپ های امتعه با پتانسیال آهنگ رشد بسیارسریع و وزنه بنیادی اولیه بلند را دارا است. از این سبب آهنگ رشد عمومی آن نیز سریع بوده میتواند . غله جات بزرگ ترین وزنه های بنیادی را دارا اند ,آما در کوتاه مدت به سختی میتواند ۴ فیصد رشد نماید. بناء ساحه و رشد آن تدریجاً کاهش خواهد یافت. ( جدول ۱(
جدول (۱) منابع امتعه وی رشد ( به استثنای کوکنار )، سرتاسری برای ۲۰۰۴ ، ( تمام اعداد به فیصد ) ( ارقام تخمین های کلی میباشد . به متن مراجعه شود ) .
شماره دسته امتعه وزن بنیادی آهنگ رشد اشتراک در رشد

منبع : با استفاده از ارقام کنونی سازمان غذا و زراعت، وزارت زراعت و مواد غذائی و ارقام بانک جهانی تنظیم گردیده است .

برخلاف غله جات , باغداری دارای وزن بنیادی کمتر است ( گرچه باز هم د رمقابله با کشور های دیگری با عاید مشابه زیاد میباشد ) , اما بدلیل پتانسیال های صادراتی، دارای امکان رشد بسیار سریع میباشد . در واقع ماستر پلان رشد بیشتر از ۸ فیصد را برای باغداری توقع دارد. بناً، باغداری از نگاه سهم آن در رشد اضافی جای بلند را احراز میکند . مالداری تکثیفی همراه با علوفه تحت ابیاری نیز جایگاه بلند را دارا است , اما ظرفیت کامل آن تا زمانی بتأخیر می افتد که عاید داخلی برای تآ مین تقاضا افزایش پیداکند.

۴- ۱ باغداری
د رافغانستان متجاوز از ۶۰۰ هزار زمیندار به تولید محصولات باغداری مشغول اند . افغانستان قبل از جنگ ۲۰ فیصد کشمش بازار های جهان وقسمت اعظم پسته آنهارا فراهم مینمود . برتری مقایسوی افغانستان در باغداری , بخصوص از نگاه میوه خشک و مغز باب واضح است . باغداری در مقایسه با بخشهای دیگر , در این خلاصه بیشتر مورد بحث قرار داده شده است, زیرا بسیاری از موضوعات مورد بحث پیرامون آن به سکتور های فرعی دیگر نیز صدق میکند.
ماستر پلان تصور بلندی را در توجه به سکتور باغداری دارد. ازنگاه ماستر پلان اختصاصی ساختن برای موفقیت تعین کننده میباشد . بنآ تنهاهفت محصول عمده باغداری را که در افغانستان بهتر رشد مینمایند، مورد نظر قرارمیدهدو افق پلان ده سال را شامل میشود. زیرا برای به حاصل آمدن کامل درختان همین مدت لارم میباشد. طی این مدت به ۶۰۰ ملیون دالر سرمایه گذاری در بخش خصوصی، ۹۰۰ ملیون دالر سرمایه گذاری در بخش عمومی و علاوتأ حدود ۵۰۰ ملیون دالر سرمایه برای کاروبار صادرکننده گان و به مبلغ هنگفت علاوگی نیز جهت تأدیه قرضه به دهقانان ضرورت دیده میشود.
در تلافی این سرمایه گذاری بزرگ صادرات از سطح کنونی که اندکی بیشتر از ۱۰۰ ملیون دالر در سال است به تقریبأ یک ملیارد بالا خواهد رفت. عواید حکومت طی این مدت از ۲۶۴ ملیون دالر تجاوز خواهد نمود و ارزش خالص کنونی عاید خالص انباشته مجموعأ به یک ملیارد دالر بالغ خواهد گردید.
افغانستان از نگاه بازار دارای چندین برتری میباشد. محصولات آن در بازار نزدیک هند دارای مقام درجه اول است. هند در ترکیب نفوس خود دارای ۳۰۰ ملیون افرادی است که همین اکنون مرفه الحال هستند و عواید شان طی هشت سال آینده دوبرابر میشود. عده اشخاص مرفه الحال نیز وسیعأ افزایش خواهند یافت. مارکیت های دیگری نیز وجود دارند. این توانائی باالقوه فوری را تنها صادرات دارد که باغداری را به نیروی محرکه تجارتی ساختن زراعت کشور، تعویض کننده کوکنار و کاهش دهنده ناداری روستا تبدیل نماید.
اگر چه ماسترپلان در عین زمان صراحت میدهد که اینکار بخودی خود صورت نمیگیرد و به سرمایه گذاری عظیمی برای آن ضرورت است. بسیاری از موسسات حیاتی باید سریعأ اعمار شوند تا آنکه پرسونل افغانی به این موقف برسند و بناء به مساعدت های تکنیکی عظیمی ضرورت میباشد.
ماسترپلان یک پروگرام بزرگ ترویج و توسعه را برای گسترش وسایل شناخته شده ای کنونی اصلاح حاصلات و یک پروگرام بزرگ را برای کشت ساحات اضافی (تقریبأ دوبرابرساختن) پیشکش مینماید. این موضوع نیز قابل درک است. بخصوص، بنابر آغاز بطی انکشاف سیستم های کریدت روستا، ویرانی های عظیم ساحات روستائی در اثر دهها سال تخریب و نگرانی طبیعی زارعان در باره سرمایه گذاری درازمدت باید برای دهقانان کمک بلاعوض فراهم آورد. این کار در مالیزیا سبب پیروزی خارق العاده در رشد طوفانی صنایع کوچک روغن ناریال شده و آنرا در تأمین رشد پایدار برای ایجاد صنایع کوچک موفق ساخته است. این کمک های بلاعوض جهت استفاده سرمایه گذاری بوده و به آسانی متوقف شده میتواند. مجموعه این پلان ارائه شده برای آنکه رشد سریع خارق العاده بدست آید، ضروری دانسته میشود. کمک بلاعوض سرمایه گذاری را بسیار سریع کرده و بدین ترتیب آهنگ گسترش و بنأ اعاده آنرا شدیدآ افزایش میبخشد. اعاده اجتماعی همچو کمک های بلاعوض مطابق پیشبینی ها درمورد تسریع یافتن رشد به آسانی قابل محاسبه است.
بخش تشبثات زراعتی، بخصوص برای باغداری معطوف به صادرات خیلی بزرگ میباشد. ماسترپلان یک پروگرام وسیع سرمایه گذاری هم توسط بخش خصوصی و هم توسط سکتور عامه را برای این سکتور به پیش میکشد. یک پروگرام تدارک بسیار وسیع اعتبار برای این تشبثات به پیش کشیده شده که در آن وسایل فراهم آوری این قرضه ها نیز پیشنهاد گردیده است. فصل مربوط به تمویل دهات را نیز نظراندازی کنید. علاوتأ، پلانی نیز برای مساعدت مالی برای به حرکت آوردن شرکت های صادراتی، همانگونه که در باره دهاقین ذکر شد، موجود میباشد. مساعدت تخنیکی وسیع به طور موقت به این سکتور مطالبه شده است که شامل انکشاف دادن انجمن های تجارتی بوده و در نهایت بدون کمک خارجی اداره خواهند شد. فعالیت های این انجمن ها به کلی آزاد بوده وتوسط موسسات دولتی اداره نمیشوند.
گستره ای بزرگ سکتور تشبثات زراعتی و نقش عمده صادرات به مثابه چشمه های تولید اضافی، مساعی زیادی را از طرف وزارت تجارت ایجاب میکند. ماسترپلان این نیاز ها را مطرح ساخته و ضرورت همکاری نزدیک بین وزارت تجارت و وزارت زراعت و مواد غذائی را به مقصد اصلاح کامل روند عرضه، خاطرنشان میکند.
سکتور باغداری تعهد حکومت و دونرها را جهت توسعه سریع و بسیار سودآور عواید فارم بوسیله سرمایه گذاری های بزرگ خصوصی و عامه به آزمایش میگیرد.

۴-۲ : مالداری:
مالداری اساسأ در مجموع از نگاه ایجاد عاید نسبت به باغداری مهمتر میباشد. از آنجائیکه تقاضا به این سکتور بیشتر وابسته به بازار داخلی است، سالهای بیشتری را در برخواهد گرفت تا تقاضای داخلی با آهنگ ثابت رشد شروع نموده و ۶ فیصد آهنگ رشد تولیدات مالداری را امکان پذیر سازد. (جدول ۱). بخش کوچکی از تولیدات مالداری قابل صدور بوده و بناء مقدم بر تقاضای داخلی رشد کرده میتواند. ولی حتی برگرداندن آنها نیز به وضع قبلی مغلق میباشد. معهذا در متوسط المدت، مالداری منبع عمده رشد عواید زراعتی را تشکیل داده و اقتصاد غیرزراعتی روستا را تشویق مینماید. این امر، بنابر امکان باالقوه تعویض شدن حجم بزرگ واردات کنونی حیوانات و محصولات حیوانی بازهم تقویه می یابد.
بنابرین ماسترپلان سهم بزرگی را برای اعمار موسساتی و سرمایه گذاری به سکتور مالداری قایل میشود. ماسترپلان بین انواع تکثیفی و توسعوی تولیدات مالداری تفکیک قایل شده است.

۴-۲-۱ تولید توسعوی یا غیر متراکم مالداری:
تولید توسعوی مالداری در ساحه وسیعی از کشور صورت گرفته و شامل نفوس بزرگ رمه داران کوچی میشود. ماسترپلان تصریح میدارد که پرابلم های مهمی در ارتباط به عاید بین آنهائی که اثرات بزرگی بالای آبریزه دارند، وجود دارد. در حالیکه این به نوبه خود برای زراعت آبی حایز اهمیت حیاتی میباشد . ماستر پلان همچنان توضیح مینماید که مسایل مهمی مربوط به اداره مردمی چراگاه ها و همراه با آن پرابلم تبدیل ساحات بزرگی از آن به زراعت تحت کشت محصولاتی که اهمیت اقتصادی شان قابل سوال است، وجود دارد. نحوه برخورد ها در مقابله به این مشکلات ارائه شده است.
با ید توجه داشت که ظرفیت باالقوه رشد در بخش مالداری چراگاه محدود است. اما این سکتور بدون شک برای رشد سریع ساحات تحت آبیار ی حایز اهمیت زیاد میباشد، از این جهت در ماستر پلان انکشاف آبریزه در اراضی چراگاهی و اداره آبریزه توجه زیادی معطوف شده است .

نقش مهم مالدار ی چراگاه , از طریق فراهم آوری حیوانات برای چاق کردن برای مالداری تکثیفی همراه با اهمیت آن در اداره درست آبریزه قابل توجه است .
درحقوق عنعنوی مربوط به اراضی چراگاه تحولات عمده رونما گردیده است که بالای عاید اهالی دهقان، اداره آبریزه و حفظ منابع طبیعی اثرات مهمی بجا میگذارند. بسیاری دهقانان از بابت عاید شان مواجه به مشکلات عظیم میباشند. در پاسخ به این پرابلم ها، ماسترپلان روی اداره امتعوی ساحات چراگاه و استقرار مجدد حقوق عنعنوی به این اراضی تأکید مینماید. در سطح عمومی، مساعدت اساسی تخنیکی برای کوششهای مثل ادامه خصوصی ساختن خدمات وترنری و برای بهبود سلامتی حیوانات از نگاه اپیدیمی ها ضروری میباشد.

۴-۲-۲ تولیدات تکثیفی یا متراکم مالداری:
تزاید بزرگ در عائد و همچنان در اشتغال در بخش مالداری تکثیفی رخ داده میتواند. این سکتور به مساعی زیادی جهت بهبود وضع تغذیه حیوانات، منجمله افزایش زیاد در ساحه تحت بذر علوفه جات دارای کیفیت عالی و برای انکشاف دستگاه های خصوصی تولید خوراکه حیوانی جهت فروش به خانواده های نادار نیازمند میباشد. در فصل مربوط به باغداری از مرغوبیت کشت رشقه، شبدر مصری و دیگر دومشیمه ای ها برای استفاده حیوانی در بین قطارهای درختان جوان تذکار داده شده است.

باید خاطرنشان ساخت که عاید نباتات علوفوی با کیفیت بلند در شرایط تقاضای زیاد و عملیات اصلاح شده کشت چندین برابر نباتات مزروعی عنعنوی بوده میتواند. فصل مربوط به مالداری در این باره که چطور میتوان این امر را برآورده ساخت، شرح میدهد. بناء سکتورهای باغداری و مالداری در میان هم رابطه متمم را دارا اند.
دراینجا امکانات بزرگی برای افزایش عاید و توانمند شدن زنان نیز وجود دارد که سکتور مالداری آنرا فراهم میسازد. زنان همین اکنون نیز بخش عمده نیروی کار و اداره را دراین سکتور تأمین میکنند. آنها به پیمانه های وسیعی بالای بازاریابی این سکتور نیز مسلط هستند. چون این سکتور خیلی وسیع است، لذا اثرات آن بالای زنان خیلی زیاد میباشد.

مالداری تکثیفی همچنان آن بخشی است که میتواند از سیستم قرضه های کوچک سود ببرد. مثلأ به زنان جهت خریداری حیوانات و حتی سرمایه برای کاروبار و درین راستا مساعدت به آنها جهت داشتن کنترول بر بازار. بدین صورت پروگرام های زنان و پروگرام های قروض کوچک، هردو همزمان میتوانند تقویه گردند.
توسعه تشبثات زراعتی نه فقط برای تولید محصولات گوشت و شیر، بلکه همچنین برای تهیه مخلوط خوراکه های حیوانی کیفیت عالی بخش مالداری تکثیفی مهم میباشد. این امر طوریکه در باره باغداری صدق دارد، نیازمند مساعدت اساسی برای بخش خصوصی جهت ایجاد انجمن های تجارتی، کمک به اصلاح قوانین و دسترسی به قرضه ها و انتقال بهترین تجارب از ممالک دیگر از طریق تبادلات کاروبار میباشد. این مساعدت ها جنبه موقت داشته و به ظرفیت سازی حکومت ضرورت ندارد.

در سطح شرکت ها، مساعدت زیاد برای خصوصی سازی و بعدأ فراهم آوری حمایت از تشبثات خصوصی مثل خدمات وترنری که دهقانان و رمه داران به آن پول میدهند، هزینه میشود. این یک انتقال مغلق است که طی آن در بسی ساحات انتقال به خصوصی سازی به سرعت پیش میرود و در ساحات دیگر دربرگیرنده وقت میباشد. نگرانی خاصی بخصوص برای کسب اطمینان از این امر ضروری است که مالداران فقیر در دوره انتقال خدمات وترنری به خصوصی شدن از این خدمات بی بهره نمانند. دستگاه های تهیه خوراکه حیوانی نیز به معلومات در باره ترکیب مناسب مخلوط غذا ضرورت دارند و باید از این نگاه از کمک برخوردار شوند تا از تغیرات متناسب و قابل دسترسی بودن مواد خوراکه مستفید گردند.
برای رعایت جنبه های متعدد خاص سلسله عرضه محصولات حیوانی به لابراتوار ها ضرورت میباشد. بالاخره باید تحقیقات برای انکشاف دادن سیستم های بسیار مؤثر خوراکه های حیوانی و عمل متقابل سیستم های خوراکه حیوانی با سیستم های کشت محصولات، صورت گیرد. گسترش زیاد توسعه نیز لازم است و ماسترپلان شرحی را که چگونه ترویج و توسعه با زارعین ارتباط داده شده و بوسیله یک سلسله عملیات برای پاسخ گوئی به نیازهای آنها تبدیل گردد، ارایه می نماید.

غله جات و مصئونیت غذائی:
ماسترپلان سه جنبه مصئونیت غذائی را که باید تمویل شود، نشان میدهد. در ماسترپلان یک مبلغ بزرگ ۳۶۶ ملیون دالری به جوانب مختلف تولید اقلام عمده غذائی و جوانب مربوط به ازدیاد درآمد زارعین اختصاص یافته است. بخش عمده تقاضای بودجوی تصریح شده ۱۶۷ ملیون دالر برای بازسازی آبیاری معطوف به مصئونیت غذائی بوده و ۴۹ ملیون دالر تنوع غذائی و تغذیه ۴۲ ملیون دالر برای بدیل محصولات تجارتی و پروگرام شبکه حفاظتی و ۳۰ ملیون دالر برای تدارک تخمهای بذری اصلاح شده در نظر گرفته شده است.
اینها البته ارقام بزرگ هستند. اما جزء آبیاری، بخش متواضع از سرمایه گذاری مجموعی برای آبیاری است که باید صورت گیرد. عدد مربوط به تولید محصولات مقادیر زیاد مساعدت کوتاه مدت تخنیکی را شامل میشود، همچنان ظرفیت سازی در وزارت زراعت اجرا شده و رقم مربوط به این کار وقتی استفاده میشود که ظرفیت سازی برای وظایف خاصی مطرح گردد. اعداد تغذی و شبکه حفاظتی بزرگ اند، اما آنها با وضع ناداری کتلوی روستائیان، سؤتغذی و ضایعات کودکان سازگار میباشد.

درحال حاضر غلبه بر غله جات بخصوص گندم و شکننده گی کفایت غذائی در سطح خانواده ها , افزایش حاصل دهی غله جات , بخصوص گندم از اولویت های درجه اول وزارت زراعت و موادغذائی میباشد . این موضوع در ماستر پلان بعد از باغدار ی ومالداری جای داده شده است تا تأکید ماستر پلان برای نیل به آینده مرفه در سکتور دهات و نقش حیاتی ایکه محصولات با ارزش برای رسیدن به آن ایفا میکند، برجسته گردد . اما در کوتاه مدت و میان مدت اولویت مقدم مصئونیت غذائی میباشد .
ماستر پلان میطلبد تا حاصل گندم به دوچند بالابرود، این مقدار هنوز هم خیلی نازلتر از اندازه آن در ممالک پیشرفته با شرایط مشابه تولیدی میباشد .دراین زمینه همین اکنون مساعدت موثر تخنیکی از جانب سیستم تحقیقات بین المللی زراعتی فراهم میباشد و این مساعدت ادامه خواهد داشت . فصل مربوط به تحقیقات، یک پروگرام عمده تحقیق سیستم های کشت وزرع را ترتیب نموده است که گندم جز عمده آنرا تشکیل میدهند.

۵- اولویت های عمومی یا فراگیر:
ماستر پلان روی پنج اولویت فراگیر تآکید زیاد مینماید و آنها اولویت های اند که شامل اولویت های تمام امتعه زراعتی میشوند .اولویت های امتعوی، این اولویت هارا بداخل ساحات فراگیر جائیکه از نگاه تحقیق و ترویج مناسب باشد ,رهنمائی میکند .
دانستن این امر مهم است که قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO), مخارج زیاد حکومت ها را درهر یک ازین ساحات ( همچنین در بخش زیر ساخت های روستائی ) اجازه میدهد و کشور های رقیب مخارج حکومتی بزرگی را برای این ساحات فراهم میسازند تا برای زارعین خویش موقف رقابتی را ایجاد نمایند . افغانستان نیز مجبور به اجرای عین کار است تا به سویه جهان رقابت کرده بتواند. کشور نمیتواند به رقبای خود از لحاظ پیشرفت های تخنیکی که برای رقابت ضروری اند، اتکاء ورزد، اما بوجود آن سسله ای تبادلات اطلاعاتی طبعآ صورت گرفته میتواند .

۵ – ۱ منابع طبیعی :
به پیش راندن افزایش عواید و جانشین سازی برای کوکنار باید به گونه صورت بگیرد که قابل دوام باشد . این مسئله حیاتی است و نسل کنونی نمیتواند به خرچ ومصرف نسل آینده در صددکسب سود برای خودش باشد. بدین دلیل ماستر پلان مخارج زیادی را برای پایه دار و با دوام ساختن منابع طبیعی مطالبه میکند . ماستر پلان بخش منابع طبیعی با دورنمای دوره ده ساله ساخته شده بود تا همه خرابی های گذشته راجبران نماید. این دورنما علی الرغم فوریت داشتن حل این پرابلم ها، با محدودیت های مالی و کادری مواجه بود. این پلان هنوز هم مخارج هنگفتی را در بر میگیرد. مناصفه مخارج مجموعی برای پنج سال اول درنظر گرفته شده است.
تخصیص مجموعی برای دوره پنجساله به ۱۸۰٫۵۲ ملیون دالر بالغ میشود. احداث جنگل بزرگترین قلم مصرف را در این بودجه میسازد که ارزش آن به ۴۵ ملیون دالر میرسد. سایر اجزای بزرگ را بازسازی آبریزه ها به مصرف ۲۶ ملیون دالر و انکشاف قوریه ها به ارزش ۴۰ ملیون دالر و اصلاحا ارضی ۲۸ ملیون دالر تشکیل میدهد.

افغانستان از مصیبت امحای کتلوی جنگلات به شمول جنگلات پسته صدمه دیده است. پلان، منابع بزرگی را برای احداث قوریه ها و برای احیای جنگل در نظر دارد. یک بخش عمده مشکل تخریب منابع طبیعی، ادامه بلاتکلیفی در وضعیت حقوقی استفاده از منابع طبیعی میباشد. ماسترپلان راه مقابله با این مشکل را بیان مینماید.
اداره آبریزه ها یک جزء عمده پلان است. بخش عمده عایدات در حال حاضر و به صورت رو به ازدیاد در آینده متعلق به ساحات تحت آبیاری میباشد. بسیاری از ساحات تحت آبیاری در حال حاضر فقط برای یک فصل آب دارند و حتی در آن هم دسترسی به آب از یکسال تا سال دیگر دچار نوسانات قابل ملاحظه میباشد. مطالعات عمده نشان میدهند که تأمین آب در مجموع برای دوبرابر ساختن ساحات تحت آبیاری کافی است. با وصف این ماسترپلان به دلیل عدم اطمینان از اینکه مسایل مختلف آبیاری متعلق به کدام وزارت میشود، وجوه پولی بازسازی آبیاری و توسعه آن را به استثنای بخشی که برای محصولات عمده غذائی در فصل مربوط به مصئونیت غذائی تذکار یافته، شامل نه ساخته است. ولی نظر به تقاضای مقامات بلند پایه دولتی، وزارت زراعت کمیته از متخصصین را مؤظف ساخته تا پلان آبیاری را آماده سازند. پژوهش های مقدماتی این کمیته مصارف آبیاری را به ۶۸۸ ملیون تخمین زده اند.

ماسترپلان شرح اداره آبریزه، روابط متقابل با اراضی چراگاه و رمه داران کوچی و با جنگلات را فراهم میسازد. پلان پرابلم موسساتی، نیازمندی ها و وجوه پولی سرمایه گذاری برای این سکتور ها را ارائه مینماید.
تخصیصیه های بزرگ برای اداره حیات وحش و حفاظت آن تعین شده اند. با توجه به محدودیت های منابع مالی و کادری، باید در بین تخصیصیه ها برای این سه کتگوری که عبارتند از: اول، زراعت تجارتی کوچک و تشبثات زراعتی که تزاید زیادی را در عواید و جلب اسعار سبب میشود. دوم، پروگرام کلان رفاهی برای روستائیان غیرزارع وسوم، پروگرام های انواع شبکه های حفاظتی در مصئونیت غذائی و سرمایه گذاری برای حفاظت و بازسازی منابع طبیعی. در این سه کتگوری عمده در ماسترپلان مخارجی درنظر گرفته شده ولی برای هر مسئله تخصیصیه های حاشیوی در بین این کتگوری های وسیع فعالیت ها را احتواء نمیکند.

۵-۲ : تحقیقات، ترویج و حفاظه نباتات:
برای نیل به رفاه دهقانان باید به تکنالوژی اصلاح شده دسترسی داشته باشند. این مطلب نسبت به صنایع در رابطه به زراعت صادق تر است، زیرا زمین برای زراعت بسیار محدود میباشد. حاصلات باید بالا برده شوند و برای این مقصد از جمله باید از آفات و امراض حفاظت شوند. لازم است تجسس دوامدار اجراء شود تا طرق ارضای خواهش های در حال تغیر انسانی شناسائی گردند. تحقیق در رابطه به بازاریابی و سیستم های تولیدی ضروری است. فصل های مربوط به اولویت امتعه ها تفصیل اینرا که سیستم های توسعه چگونه با مشکلات و احتیاجات دهقانان شروع به کار نموده و بعدأ چگونه به آن پاسخ میگویند، چگونه آنرا به سیستم تحقیق که آنهم از طریق تجارب بالای مزرعه و روزهای بازدید از مزرعه با دهقانان سروکار داشته باشد، و آنرا انتقال دهد، بیان میکند. بناء، ماسترپلان یک سیستم مکمل پاسخ گوئی به احتیاجات زارعان را تنظیم کرده و شرح میدهد. اما اینکار با استفاده از تکنالوژی معاصر و مرتبأ اصلاح شونده که تزاید مرتب حاصلدهی، رقابتی بودن بین المللی و عواید فارم را تأمین نماید، امکان پذیر میباشد.

تحقیق، ترویج و انجمن های دهقانی همه خود را به اولویت های مرتبط به اولویت های امتعه وی و نیمه اولویت ها که در فصل های قبل شرح گردید، وقف می سازند. این واقعیت که آهنگ عالی رشد زراعت در افغانستان شدیدأ وابسته به صادرات است، بدان معنی میباشد که در درازمدت نمی توان به آوردن تکنالوژی و افزایش حاصلدهی به رقبای تجارتی اتکاء نمود.
برای سالهای متعدد افغانستان با استفاده از تکنالوژی شناخته شده امروزی میتواند رشد نماید و پاره از عقب مانی های توآم با سطح نازل عاید را برطرف ساخت. اما بالاخره کشور خواهد خواست، طور مستقیم تر از نگاه تکنالوژی برای حصول عاید بیشتر و دستمزد های خوب برای روستائیان به رقابت بپردازد. انکشاف دادن به یک پروگرام تحقیق بخصوص در شرایط قلت دانشمندان ورزیده به وقت نیاز دارد. ماسترپلان باوردارد که مساعی در این مورد باید همین حالا شروع گردد. از آنجائیکه تحقیق عصری پرخرج است، تنها عده کمی اقلام و وظایف را میتوان زیر پوشش قرار دهد. فصل های مربوط به باغداری و مصئونیت غذائی اولویت ها را در این زمینه تعین کرده اند. آنها بایستی مورد توافق قرار بگیرند.

تحقیق باید با نوع بسیار تطبیقی آن که از ترویج به سختی قابل تفکیک است، شروع گردد. ما باید پیمودن راه دور و دراز را بالاخره از یک نقطه شروع نمائیم. سکتور خصوصی ممکن است، بعضی ازقابل تطبیق بودن انواع تحقیق را به مرور زمان خود به عهده گیرد و همراه با آن از سکتور عامه بخواهد تا تحقیقات پیشرفته را حمایت نماید.
ماسترپلان میخواهد تا مساعدت تخنیکی مورد حمایت دونرهای بزرگ را در پشتیبانی از سیستم های تحقیق تأمین نماید و این کار طبق اولویت های امتعه وی و وظیفوی، طوریکه قبلأ تذکر یافت درجه بندی شده است. چنانچه تحقیق در حمایت از مصئونیت غذائی ( گندم و سیستم های کشت و کار و کنترول آفات و امراض)، تحقیق در حمایت از اولویت های باغداری و مزید بر آن در آینده تحقیق در حمایت از رشد مالداری، از اولویت ها میباشند.

کار ایکاردا (ICARDA) و سمت (CYMMT) با اشتراک گسترده متخصصین خارجی، اما با تربیه قابل ملاحظه افغانها معیارهای پسندیده را تثبیت مینمایند. همچو یک کوشش در عرصه باغداری یک ضرورت فوری است و در نهایت برای جوانب مختلف تولیدات مالداری نیز ضروری میباشد.
به دلیل فقدان دانشمندان ورزیده در افغانستان و فوریت آغاز نمودن بکار، دانشمندان خارجی میتوانند در ارتباط به کارهای درازمدت نقش مهمی را ایفاء نمایند. مودل قدیمی راکفلر (Rockefeler) در هند نمونه بسیار پیروزمندانه آغاز نمودن فوری به انقلاب سبز بود که تا ظرفیت سازی هندی ها به پیش برده شد. متخصصین خارجی باید فقط مشوره ندهند، بلکه باید تحقیق را اجراء کنند، اما باید اینکار را در همکاری نزدیک با هم مسلکان افغانی به پیش ببرند. این افغانها همچنین باید در ممالک دیگر مجال تریننگ را پیدا نمایند. بدین گونه هم اجرای تحقیقات ضروری و هم در عین زمان ظرفیت سازی ملی تحقق می یابد.
متخصصین خارجی تحقیق باید در کار عملی تحقیق تطبیقی اشخاص مجرب باشند و بدینگونه میتوانند در سمت دهی سیستم توسعه به سوی بهترین کارهای معاصر مساعدت نمایند. این امر از همان بدوی مرحله ظرفیت سازی برای تحقیق نکته مهمی میباشد.

پلان سرمایه گذاری ۲۴٫۳ ملیون دالری برای توسعه ، ۲۲ ملیون دالر را برای تحقیقات و ۱۵٫۲۲ ملیون دالر را برای کنترول آفات و امراض جدا میسازد.

۵-۳ سیستم های تمویل:
زراعت افغانستان از لحاظ تاریخی حتی در مزارع بسیار کوچک بسیار تجارتی میباشد. طوریکه درعایدات آنها فروش محصولات باغداری و مالداری به مقادیر زیاد شامل میباشد . تجارتی ساختن بیشتر آنها ضرورت تمویل را در مقایسه با محصولات عنعنوی غلات بسیاربزرگ میسازد . بهمین ترتیب بخش فرایند سازی برای محصولاتی که دارای ارزش بلند اند خیلی زیادبوده و در عوض نیازمند حجم بزرگ کریدت میباشد , ضرورت کریدت با توجه به نیازمندی برای صادرات هم تشدید مییابد . فقدان کریدت احتمالآ در حال حاضر محدودیت سختی رابرای رشد زراعت در افغانستان تشکیل میدهد . شاید به گونه ای حیرت آور مبالغ هنگفتی وجود داشته باشد که اهالی دهات آنرا پس انداز کرده باشند و ضرورت به ان داشته باشند که بصورت سپرده ها بسیج گردیده و بعدآ برای بخش روستائی وام داده شود.

در حال حاضر پیشرفت های بزرگی در فراهم آوری پوششش سراسری سیستم های قرضه های کوچک صورت گرفته است، اما آنطوریکه بتازگی مسجل گردیده , قرضه های کوچک برای تولیدات زراعتی ازاهمیت ناچیز برخوردار میباشد ولی ازآنها به سرعت میتوان برای تمویل مالداران کوچک و باغداران هنوز هم کوچکتر کارگرفت. قرضه های کوچک اگرچه بنابر مقادیر محدود، محدود بودن اداره و ضرورت بعدی برای کمک های بلاعوض، نرخ متغیر بهره تنها برای دهقانان بسیار کوچک و غیرزراعت پیشه که فقط عشاریه چند فیصد محصول زراعتی را تولید می نمایند. محدود باقی میماند، اما بخاطر ارتباط مستقیم آن به امر کاهش ناداری مهم بوده و بنأ برای تکمیل پوشش سراسری آن ۳۰ ملیون دالر تخصیص داده شده است. (تمام مبالغ ایکه در اینجا و در پائین تذکار یافته، سرمایه برای سیستم کریدت میباشد).

بعضی ها به این مفکوره اند که بانک های تجارتی نقش مهمی را برای زراعت انجام داده میتوانند. ولی در حال حاضر توقع اینست که آنها بزودی قادر به تنظیم قرضه دهی ضروری به تشبثات زراعتی شده نمی توانند، چه در حال حاضر این کار را به پیمانه کافی انجام نمیدهند . اگرچه، شاید چند سال بعد آنها قادر شوند تا به زارعین بزرگ قرضه بدهند ولی تنزل آنها به سطح دهقانان میانه حال تا سالها صورت نخواهد گرفت . معهذا یک تخصیصه متواضعانه ۱,۹ ملیون دالری جهت تشویق مساعی زراعتی آن بانک های تجارتی که توجه زیادی به زراعت مینمایند, جدا ساخته شده است.

معامله داران کود، بخصوص با آن نوع پروگرام تربیتی که IFDC فراهم میکند میتوانند به پیشتازان رقابتی تهیه کریدت به دهقانان در عرصه خریداری کود تبدیل شوند . سیستم تمویل باید راهی را برای فراهم آوری دهها و حتی صدها ملیون دالر در ین بازا ر جستجو نمایند . در حال حاضر دونر ها میخواهند ۱۰ ملیون دالر را برای این مساعی در نظر گیرند، اما به نظر میرسد که جهت توسعه درازمدت آن به صد ملیون دالر ضرورت میباشد .
این مبلغ باز هم دهقانان متوسط را که تقریبآ ۹۰ فیصد حاصلات زراعتی را تولید مینمایند، تحت پوشش قرار نمیدهد. بنأ، قرضه معامله داران کود میتواند ضرورت دهقانان را تا حدی تأمین کند. دهقانان برای یک سیستم کریدت روستائی که جهت خدمت به احتیاجات آنها تنظیم شده باشد، فریاد میزنند. سیستم سیاسی مؤظف است به آن پاسخ بدهد. مسایل مغلق هستند و ایجاب یک تیم مرکب از اشخاص ورزیده وکار کشته را مینماید که از ناکامی ها و کامیابی های موسسات و سیستم های کریدت روستائی د راسیا اطلاعات کافی داشته باشند. اینگونه اشخاص خیلی دانا و مجرب بایستی به این کار مشغول شوند.
ماستر پلان پیشنهاداتی را درباره سیستم کریدت روستائی مطرح میسازد که مبتنی بر انجمن های کریدت دهقانان بوده , از طرف خود دهقانان اداره شده و به آنها تعلق میداشته باشد اما برای شروع کار به کمک تخنیکی ، یک نهاد بالائی که برای انجمن های دهقانی منحیث عمده فروش عمل نموده و منابع هنگفتی را به تشبثات زراعتی تدارک کند، ضرورت دیده میشود تا به اساس آن توزیع برای هرشخص صورت گرفته، مخارج هر واحد تقلیل یابد و نرخ بهره پائین نگاه داشته شود . این فعالیت عمدتآ در خارج از وزارت زراعت قرارمیگیرد. این سیستم با سهمیه ها برای قروض کوچک مطابقت داشته و به آن جهت انتفاع دهقانان متوسط ۱۴۵ملیون دالر تخصیص به قسم سرمایه در نظر گرفته شده است.

سازمان های اجتماعی ودهقانی
یک موضوع عمده در ماستر پلان توانمندی دادن به دهقانان برای بیان نیازمندی های شان، اداره سیستم ها و سهمگیری شان در سطح عالیرتبه خدمات میباشد. ماستر پلان اهمیت موسسات عمومی اهالی دهات را که در حیطه کاری وزارت انکشاف دهات اند درک کرده و آنها را به انواع انجمن هایکه به معاونت وزارت زراعت احتیاج خواهند داشت، توسعه می دهد. ساختار تشکیلاتی جدید وزارت زراعت ومواد غذائی این ضرورت و اهمیت پیوند نزدیک آنها با تحقیق وتوسعه را درک کرده و بناً جهت تاًمین همکاری نزدیک، این سه وظیفه را به عین ریاست یکجا ساخته است . ماستر پلان این ساختار را تصریح کرده و به هر یک از اجزای آن برای قوام موسساتی و معاونت های تخنیکی پیوسته اولویت داده و بودجه زیادی را به این مقصد پیشنهاد نموده است. که تخصیص مجموعی برای دوره پنج سال به ۴۳ ملیون دالر بالغ میگردد.
فصل مربوط به تمویل ضرورت تشکیل سریع انجمن های کریدت دهات برای وزارت زراعت ومواد غذائی و سهمیه سرمایه گزاری جهت انکشاف دادن این توانائی درین وزارت را خاطر نشان میسازد.
این انجمن های زراعتی برای مدتی به کمک های زیادی نه فقط برای سازمان دهی , بلکه همچنین برای فراهم آوری تریننگ حسابداری و امور اداری ضرورت خواهند داشت. نهایتآ آنها اگرچه متکی به خود خواهند بود ولی به مشوره های دوامدار در باره مسایلی مانند اداره و تغیر در افزار های مالی ضرورت دارند.
فصل مربوط به باغداری ضرورت تشکیلات سازمان های دهقانان را برای تضمین کیفیت و حجم کافی و برعلاوه ردیابی مولدین برای براورده ساختن معیار های فزاینده بین المللی و برای آینده افغانستان را تصریح مینماید. وزارت زراعت جهت سازماندهی این انجمن ها به مقیاس بزرگ و بعداً جهت فراهم آوری خدمات مشوره هائی مداوم به آنها، به عین ترتیب ایکه در بسیاری ممالک دارای عایدات بلند عملی شده به انکشاف ظرفیت کاری احتیاج دارد.
اداره آب روی مزرعه درحال حاضر همه جا منحیث یک مسئله حایز اهمیت برای استفاده مؤثراز آب دانسته میشود و برای اینکار وجود انجمن های دهقانی با توانائی کامل منجمله منابع مالی، تعین کننده میباشند. فصل مربوط به منابع طبیعی این ضرورت را تصریح مینماید و یک پروژه روی کار جهت ایجاد انجمن های استفاده کنندگان از آب را شرح میدهد. این مساعی اولیه بایستی به مساعی فراگیرسرتاسری تبدیل گردد. این امر به مساعدت های اساسی تخنیکی محتاج میباشد.

۵-۵ تساوی حقوق زن ومرد :
ماستر پلان به اینکه زنان چگونه کنترول خویش بر زندگی شانرا افزایش داده میتوانند, توجه نموده وروی میکانیزمهائی درداخل اولویت های رشد، فقر زدائی وتعویض کردن کشت کوکنار تآکید میورزد. طوریکه قبلآ بحث گردید, مالداری بزرگترین پتانسیال را دارا است که به زنان در این عرصه مصدر خدمت گردد. باغداری به مطالعات بیشتر ضرورت دارد تا رول زن ها در هر قسمت آن برجسته ترشود. .

۶- ارتقای ظرفیت کاری :
ماستر پلان بار عظیمی را بردوش وزارت زراعت میگذارد. مقیاس این عهده داری و محدود بودن کادر تعلیم دیده به تشخیص جدی اولویت ها نیاز دارد تا دانسته شود که تقبل کدام وظایف مربوط وزارت باشد و برعکس چقدر را میشود به سکتور خصوصی واگذار ساخت . فصل مربوط به باغداری مانند سایر فصل ها این مناسبات و تقسیم وظایف را مشخص میسازد . مناسبات بین وزارت زراعت و سکتور خصوصی واقعآ همزیستی مشترک گونه میباشد. با وصف این، وزارت زراعت برای عملی کردن اولویت ها مطابق اولویت های ماستر پلان بازهم احتیاج به کمک های تخنیکی درازمدت توام باکمک های کوتاه مدت دارد. ماستر پلان تعداد زیادی همچو نیازمندی ها را توضیح داده است .
بسیاری از وظایف وزارت زراعت در فصل های مربوط به عمومیا ت وامتعه باتفصیل ارائه شده است . این فصل ها مساعدت های تخنیکی و همچنین پروژه های مربوط به دونر های بزرگ را به تفصیل شرح داده اند. درآنها بیان شده است که پروژه های ذکر شده دونر هادرچوکات وزارت زراعت، همراه با شرکای شان ازجمله مامورین وزارت زراعت پیش برده میشوند که این بخشی از فراگیری از طریق کارکردن میباشد. وزارت زراعت و مواد غذائی با ماستر پلانیکه در دست است، همه این عناصر متعددرا د ریک پلان جامع برای وزارت با هم یکجا میسازد.
سه دسته از فعالیت ها, پلانگذاری , حمایه سکتورخصوصی و مدیریت , فصل های جداگانه دارند با اینهم بعضی از وظایف تنظیمی علاوتآ در فصل های دیگری شامل میباشند.

۶-۱ پلانگذاری :
ساختارجدید وزارت زراعت اکنون یک ریاست عمومی پلان با شش ریاست تحت آنرا احتوا میکند. این ریاست توانائی آنراتآمین میکند که از پیشرفت مساعی به سویه ملی جهت رشد زراعت و فقر زدائی دهات در تلفیق با پروژه های مختلف دونر ها برای این مساعی ملی اطمینان حاصل شود. این دیپارتمنت محور همآهنگ کننده مساعی دونرها با مساعی ملی و تضمین کننده آنست که اولویت ها به ایجاد توانائی ملی برای اداره فعالیت های انکشافی به مثابه پروگرام ملی منجر گردد.

بصورت فشرده, ریاست پلان با انکشاف و پالایش پلانگذاری د رسکتورها و سکتور ها ی ثانوی سروکار میداشته باشد.
مدیریت پالیسی به تهیه گزارشات از موضوعات خاص که وزارت با آن روبرو است می پردازد. مدیریت انکشاف پروژه ها با تمام ریاست ها جهت انکشاف دادن پروژه های خاص برای تمویل کارمینماید. مدیریت نظارت و ارزیابی, اولین بررسی از مطالعات نظارت وارزیابی را که به تعداد زیادی درین باره، توسط انبوه از انجو ها ودونرها صورت گرفته، انجام داده و مطالعات اثرات ملی از انها و درسهای آنها را برای بهبودی کارکرد ها بوجود میآورد. این مدیریدت علاوتآ از پیشرفت های کار در خود وزارت نظارت بعمل آورده و میزان کامیابی درحصول نتایج متوقعه از انها را ارزیابی مینماید. مدیریت احصائیه کار های روی دست سازمان غذاو زراعت را دریافت داشته و تدریجاً درراستای تحت پوشش قراردادن کامل و منظم احصائیوی پیشرفت ها و تغییرات در سکتور زراعت توسعه می یابد. این کار در مشوره با ساختارهای ملی احصائیه گیری صورت خواهد پذیرفت. شعبه روابط خارجی بر مساعی دونرها برای احاطه بر ساحات دارای اولویت و شناسائی اختلاف آن در انطباق با ریاست پلان نظارت میکند.

هرکدام از وظایف این ریاست نیاز به اقدام عاجل دارد و احتیاجاتی اند که به جز از طریق شعبات وزارت زراعت و مواد غذائی برآورده شده نمی توانند. کارمندان کم هستند و برای پیشبرد این وظایف تجربه ندارد. بنابراین تشریک مساعی متخصصین خارجی توأم با مشاورین تکمیلی برای کوتاه مدت برای چهار مدیریت از جمله شش مدیریت ضروری میباشد. این مساعدت ها برای اجرای امور تعین کننده به کار میروند، اما در همکاری با شرکای افغان که آنها را تدریجأ قادر به اجرای مستقلانه کار خواهد ساخت، صورت میگیرد. پروگرام های تریننگ برای ارتقای کارمندان تصریح شده است. تمام بست های متخصصین خارجی طی سه سال و یا کمتر از آن حذف خواهند شد. ماسترپلان همچنین تسهیلات فزیکی مورد نیاز را مشخص میسازد. این مساعی به بودجه انکشافی ۵ ساله بالغ بر ۸۱ ملیون دالر ضرورت دارد.

۶-۲ : حمایه سکتور خصوصی:
ماسترپلان یک فصل را به مسایل مربوط به پشتیبانی از سکتور خصوصی وقف کرده است. البته همه بخش های وزارت زراعت به ایجاد محیط بهتر برای سرمایه گذاری و رشد سکتور خصوصی وقف میباشد. این فصل، وظایف خاص برای کمک مستقیم به سکتور خصوصی را در برمیگیرد.

۶-۳ فعالیت های ارزش فزائی و تشبثات زراعتی:
صنایع ارزش فزائی (Value – added) در افغانستان عمومأ به سکتور خصوصی متعلق است. اما وزارت زراعت و مواد غذائی، وظیفه دارد تا دهقانان را تشویق نموده و محصولاتی را تولید نمایند که مورد پسند بازار باشد. در این راستا وزارت زراعت همچنان مسئولیت دارد که سیستم های اطلاعات بازار را ایجاد کند تا بتواند به انجمن های دهقانی و صنایع زراعتی معلومات قیم و تقاضای بازار را در اسرع وقت ا طلاع بدهد و کمک کند تا انجمن های صنایع زراعتی تأسیس شوند و از آن حمایت نمایند.
وزارت زراعت و مواد غذائی و وزارت تجارت باید در کار کمک رساندن به انجمن های دهقانی و صنایع زراعتی نقش رهنما را ایفاء نمایند. پلان های مشاغل جهت دسترسی به قرضه ها را آماده کنند و به کمک دونر ها کمک های بلاعوض را به تشبثات پیش قدم فراهم سازند. علاوتأ وزارت زراعت و مواد غذائی باید به سرمایه گذاران بخش زراعت مساعدت ها، مثل واگذاری زمین های دولتی به آنان بگونه تعین جای برای پارک صنعتی، را انجام دهد. همچنان وزارت زراعت و مواد غذائی و وزارت تجارت باید صنایع خصوصی زراعتی را در رسیدن به بازارهای جهانی، از طریق هیئت های تجارتی، تحقیق بازار و تدویر نمایشگاه های بین المللی مساعدت نمایند.

تجربه عده ای محدود تشبثات ارزش فزائی که مورد پشتیبانی قرار گرفته اند و سروی شده اند، واضح میسازد که کمک های بلاعوض اساسی برای دلگرم ساختن سرمایه گذاران ضروری میباشد. زیرا از یکطرف زیرساخت ها خراب هستند و کمبود مدیران مجرب محسوس است که این امر مخارج شروع بکار را برای هر تشبث زیاد میسازد و از طرف دیگر برپا ساختن کاروبار در افغانستان که در آن اتکاء روی منابع غیرمطمئن مواد خام و دیگر عوامل تولیدی صورت میگیرد، با عنصر عام “خطر” مواجه است. این مشکلات متنوع ضرورت تهیه کمک های بلاعوض به متشبثین را جهت یاری رساندن به آنها برای سرمایه گذاری در ساحه کاروبار توجیه میکند، چه در غیر آن، آنها حاضر به قبول خطر نمیباشند. برای آنکه به سکتورخصوصی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری کمک شود، بایست حکومت و دونر ها در این باره که کدام ساحات در کاروبار مورد حمایه قرار بگیرند آگاهی حاصل نمایند. بدین منظور طیفی از مطالعات تشخیص امکانات پیشنهاد شده اند.

این مطالعات شامل تشخیص امکانات، مطالعاتیرا که قبلأ اجرا شده اند، تکمیل می نمایند. بعضی از این مطالعات همین اکنون به جلب سرمایه گذاری و دریافت حمایت از دونرها منجر گردیده اند. میسر بودن قرضه برای استفاده منحیث سرمایه دورانی یک مسئله جداگانه است که در جای دیگر ماسترپلان به آن پرداخته شده است.
ضرورت مجموعی تخمینی بودجه برای فعالیت های ارزش فزائی و تشبثات زراعتی طی پنجسال(۷۴ – ۱۳۷۹)، ۱۸۸٫۳۴ ملیون دالر میباشد که از آن جمله ۳۴٫۴ ملیون دالررا دونرها فراهم میکنند. برای تمویل مطالعات تشخیص امکانات و برای تقویه ریاست سکتور خصوصی وزارت زراعت و مواد غذائی نقش دارد و بقیه مصارف برای توسعه فعالیت های ارزش فزائی قرار پیش بینی عمدتأ از مدرک صندوق کمک های بلاعوض دونرها (تقریبأ ۲۵ فیصد)، پرداخت متشبث (۲۵ فیصد) و قرضه (۵۰ فیصد) تأمین خواهد شد.

۶-۴ انتظام و کنترول کیفیت:
زراعت بطور فزاینده به میکانیزمهای انتظامی برای طیف وسیعی از فعالیت ها ضرورت دارد. بعضی از آنها در وزارت تجارت جای می گیرند. مقررات معطوف به تولیدات و بعضی از آنها که به عرضه وسایل تولید و بازاریابی مربوط اند، به وزارت زراعت تعلق می یابد. اینها باید در یک ریاست واحد قرار داشته باشند. این ریاست به کمک های تخنیکی خارجی ضرورت داشته و ایجاب مخارج بزرگی را برای لابراتوار ها و سامان آلات لابراتواری مینماید. سرمایه گذاری مجموعی در این مورد به ۴۶ ملیون دالر بالغ خواهد شد.

۷- کمبودی ها در تحلیل:
ماسترپلان یک کار در حال پیشرفت است. پروگرام هائیکه بدقت و به صورت مشرح تهیه شده باشند، به مثابه آنچه که در فصل مربوط به باغداری است، نیز بار بار تنظیم و اصلاح میشوند. معهذا سه ساحه بخصوص محتاج توجه جدی میباشد. آنها عمدتأ خارج از حیطه وزارت زراعت و مواد غذائی قرار دارند، اما برای رشد زراعت و فقرزدائی در روستا ها حیاتی میباشند.

سرمایه بشری:
در فراسوی نگاه ماسترپلان همچنان باید به ضرورت بزرگ پرسونل ورزیده برای وزارت زراعت و مواد غذائی توجه شود و آن ضرورت به توسعه پوهنتونها و سمت گیری آنها جهت آماده ساختن محصلان برای کار در سکتور خصوصی، بخصوص تشبثات زراعتی، موسسات کریدتی برای زراعت و همچنین برای خود وزارت زراعت و مواد غذائی میباشد.
در عین زمان پروگرامهای تربیوی مورد ضرورت میباشد. عده زیادی از کارمندان دفتری شعبات باید به نوبت به پروگرام های ماستری به کشورهای نزدیک اعزام شوند. برای فراهم آوری تحصیل دوکتورا برای کادر در حال رشد تحقیق باید به کار آغاز نمود، چه سیستم تحقیقات باید به گونه ای ساخته شود که رقابتی بودن صنایع صادراتی زراعت افغانستان را در بازار های جهانی تأمین نماید. پروگرام های بیشتر آموزشی داخلی جهت تأمین بهبود سریع در توانائی های کاری کارمندان نیز باید روی دست گرفته شود. توجه خاصی باید به اشخاص دارای ذکاوت عالی که در سنین سالهای ۲۰ و ۳۰ عمر شان قرار دارند و تنها ۱۲ سال درس خوانده اند صورت گیرد،چه آنها هنوز در مرحله قرار دارند که میتوانند تعلیم و تربیه اختصاصی را اخذ نمایند. اگر آنها فارغ پوهنتون باشند، طبیعتأ به پروگرام ماستری معرفی می شوند. چه کاری برای استفاده از این استعداد ها میتوان انجام داد؟

۷-۲ زیرساخت فزیکی(زیربناها):
زیرساخت های فزیکی زراعت باید بهر قیمت سریعأ ساخته شود این کار البته بازسازی سیستم راههای دهات را ایجاب مینماید. این کار علاوتأ مشمول انکشاف دادن مراکز تجارتی که رقابتی بودن و کار آمد بودن عملی بازار ها را افزایش خواهد داد، نیز دربرمیگیرد. در حال حاضر تنها یک قسمت کوچک بازسازی آبیاری بدلیل اینکه خدمات این عرصه در عنقریب به وزارت زراعت منتقل میشود و در وزارت زراعت قرار ندارد، شامل ماسترپلان میباشد. متخصصین هنوز هم بالای فصل آبیاری مصروف کار هستند.

۷-۳ : پلان سرمایه گذاری:
در جدول ۲ ، پلان سرمایه گذاری بطور خلاصه گنجانیده شده است. این جدول توحیدی از سرمایه گذاری های مطالبه شده در فصل های جداگانه میباشد. در اینجا قابل دسترس بودن منابع پولی مورد توجه قرار نگرفته، بلکه بیشتر به جمع بندی اولویت ها و بودجه سازی آنها پرداخته شده است. سوالات پیرامون توزیع تخصیص بین موضوعات مختلف فصل ها، مثل توزیع تخصیصه ها بین زراعت و سایر سکتور ها، مربوط به اولویت داشتن بسیار شدید اهداف میشود. ما فقط اینرا خاطر نشان میسازیم که رشد زراعت برای تمام اهداف چقدر حیاتی میباشد و اینرا که این سکتور چقدر بزرگ و گسترده است و چقدر سایر سکتور ها از نگاه وسایل تولید و محصولات به آن بستگی دارند، خاطرنشان مینمایم.

جدول ۲ – احتیاجات پولی را که بر اساس امتعه و وظیفه و نوع مصارف بر ای هر فصل ماسترپلان تصنیف شده، نشان میدهد. تناسب میان بخش ها با اولویت ها در تطابق میباشد. سهم باغداری که تقریبأ ۸۷ فیصد بیشتر از نصف مصئونیت غذائی مدنظر گرفته شده، بدلیل مغلقیت بیشتر مربوط به منفعت آوری و سودمندی از نگاه صرفه جوئی وقت غرس درختان و سرمایه گذاری در سکتور خصوصی میباشد. سهم مالداری به دلیل امتداد وابستگی آن به رشد عقب افتاده تقاضای داخلی کمتر میباشد.

منابع طبیعی بدلیل جدی بودن پرابلم های محیطی و حفاظتی ناشی از سالهای ویرانی، سهم بزرگتری را احتواء میکند. سهم تحقیق با توجه به اینکه آینده زراعت کشور به آن تعلق دارد، هنوز هم متواضعانه است.
سهم مساعدت مالی و تخنیکی در ربع اول آن بدلیل احتیاج بزرگ به تعلیم و تربیه که شامل آن است و نقش متخصصین خارجی در تربیه بالای کار زیاد دیده میشود،اضافه تراست. معهذا علی الرغم مخارج بزرگ مساعدت تخنیکی باید بطور قطع متیقن بود که شخص تخنیکی خارجی در هرحال بعد از خود افغانان را بجا میگذارد که برای سالها برای ساختار موسسه منجمله و بخصوص برای وزارت زراعت و مواد غذائی دوام کار را تضمین نمایند و بعد از رفتن متخصص خارجی امور را به پیش برند.

در حال حاضر مساعی محدودی برای کار در این راستا وجود دارد. باید آنرا از استثنا به نورم تبدیل نمود و مساعی در راستای این خطوط را باید وسیعأ گسترش داد.
مبلغ بزرگ برای تقویه سرمایوی سیستم تمویل دهات ممکن دست کم گرفته شده باشد، اما اگر بسیج پس اندازهای روستائیان بخش عمده سیستم را تشکیل بدهد، آنرا میتوان تقلیل داد. مخارج عظیم بالای سامان آلات احتمالأ با توجه به تخریبات زیادیکه رخ داده، تخمین معقول میباشد. این بدان معنی است که سرمایه گذاری باید دوباره صورت بگیرد و مساعی برای نایل شدن به اعداد معقول لازمی می باشد.
طوریکه در ابتداء پیشنهاد شد، اولویت ها میتوانند در چهارچوب این کوشش دسته بندی شوند، اما در تحلیل نهائی انکشاف سکتور عظیمی چون زراعت بسیار خرچ میخواهد و طوریکه در فصل مربوط به باغداری نشان داده شده عواید بزرگی را هم ببار می آورد.

۷-۴ نتیجه گیری:
ماسترپلان مساعی قبلی پلانگذاری را با سودجوئی از تجارب زیاد که منجر به یکتعداد تعدیلات اساسی میشود ادامه داده و برعلاوه مساعی گذشته را توسعه بخشیده است. این پلان طوری فورمول بندی شده تا کشور را سریعأ به سوی یک رشد سریع، فقرزدائی پرشتاب و جاگزین سازی کوکنار به پیش ببرد. پلان به زراعت که نیروی محرک بخش عمده رشد عمومی و ایستگاه فقر زدائی و غلبه بر کشت کوکنار است، تعلق دارد.
در پلان اولویت های امتعه وی طوری مرتب شده که هدف مصئونیت غذائی رشد عظیم صادرات و تأمین بازار داخلی در حال رشد سریع از نگاه خوراکه های متنوع کیفیت عالی را تأمین می نماید. درپلان، اولویت های فراگیر ضروری برای نیل به اولویت های امتعه وی بیان گردیده است. پلان با درک از محدودیت های منابع مالی و سرمایه بشری مقدم ترین اولویت ها د ر تمام سطوح را درنظر میگیرد. خلاصه، این پلان زراعتی قابلیت رقابتی در بازارهای داخلی و بین المللی را با رهمای کادر پیشتاز تأمین مینماید.

علی الرغم اولویت های زیاد، نیازمندی ها برای مساعدت تخنیکی، اعمار موسساتی، سازماندهی امتعه وی و دهقانی، کریدت و تمویل بسیار عظیم است. اما، اگر با اثر گذاری متوقعه از آن مقایسه گردد، متواضعانه میباشد. ما صمیمانه آرزو داریم، مساعی عظیمی ایکه برای ساختن این پلان بخرچ داده شده، منجمله سهم گیری بزرگ در فرایند هرگام که توسط مراجع داخلی و بین المللی صورت گرفت پلانی را بوجود آورده باشد که شور و اشتیاق ضروری برای اعتلای منابع انسانی، موسساتی و مالی و همچنان پشتیبانی آنهائی را که با قرار گرفتن در متن آنرا به تطبیق میگذارند و به پیروزی مبدل میسازند، برانگیزد. پاداش و تصور همه کسانیکه در ساختن پلان سهم گرفته اند، چنین میباشد.