دانشگاه‌هاي‌ مجازي‌- چالش‌ها و ضرورت‌ها
مقدمه
اگر تا ديروز آموزش‌ تنها از معلمان‌ و مربيان‌ سود مي‌برد و كتاب‌ به‌ عنوان‌ اصلي‌ترين‌منبع‌ اطلاعاتي‌ در امر آموزش‌ محسوب‌ مي‌گشت‌. امروزه‌ آموزش‌ با روش‌ها و ابزارها ومحيطهاي‌ جديد ارتباطي‌ روبه‌رو شده‌ است‌. پيشرفت‌هاي‌ اخير در صنعت‌ رايانه‌ واطلاع‌رساني‌; ورود و ظهور شبكه‌هاي‌ اطلاع‌رساني‌ محلي‌، ملي‌، منطقه‌اي‌ و بين‌المللي‌ و به‌ويژه‌ اينترنت‌; چند رسانه‌اي‌ها; فن‌آوري‌هاي‌ ارتباطي‌، ابزارها و روش‌هاي‌ جديد را پيش‌روي‌ طراحان‌، برنامه‌ريزان‌ و مديران‌ و مجريان‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ قرار داده‌ است‌.

نفوذفن‌آوري‌هاي‌ جديد اطلاعاتي‌ به‌ مراكز آموزشي‌ (از مدارس‌ تا دانشگاه‌ها) و حتي‌ منازل‌،روابط ساده‌ معلمي‌ و شاگردي‌ را به‌ طور كلي‌ دگرگون‌ ساخته‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، الگوهاي‌سنتي‌ يادگيري‌ متحول‌ شده‌اند و كاربران‌ با حجم‌ گسترده‌اي‌ از اطلاعات‌ و دانش‌ مواجه‌هستند.

در حال‌ حاضر بسياري‌ از كشورهاي‌ پيشرو در زمينه‌ ارتباط از راه‌ دور، در حال‌ ايجاد وراه‌اندازي‌ دانشگاه‌ها و كلاس‌هاي‌ مجازي‌ يا توسعه‌ نظام‌هاي‌ سنتي‌ خود هستند. ايجاد و اداره‌اين‌ مؤسسات‌ علاوه‌ بر فوايد بسيار آن‌ از قبيل‌ افزايش‌ تعداد دانشجو، حذف‌ بسياري‌ از موانع‌فيزيكي‌ و جغرافيايي‌، دسترسي‌ سريع‌ و مؤثر به‌ منابع‌ اطلاعاتي‌ دنيا، امكان‌ برقراري‌ ارتباطبيشتر و گسترده‌تر بين‌ اساتيد و دانشجويان‌، جذب‌ اساتيد و نيروي‌ انساني‌ زبده‌ و متخصص ‌موردنياز از سراسر دنيا، حذف‌ يا كاهش‌ موانع‌ و محدوديت‌هاي‌ دست‌ و پاگير اداري‌،مشكلات‌ و چالش‌هايي‌ را نيز به‌ همراه‌ خواهد داشت‌. اما آن‌چه‌ مسلم‌ است‌،

دانشگاه‌هاي‌مجازي‌ محل‌ مناسبي‌ براي‌ ظهور و بروز استعدادها، خلاقيت‌ و نوآوري‌ها خواهند بود.فن‌آوري‌ اطلاعات‌ موجب‌ افزايش‌ كارايي‌ فرايند آموزش‌ مي‌گردد و از مهم‌ترين‌دستاوردهاي‌ آن‌ مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد:
ـ افزايش‌ كيفيت‌ يادگيري‌ و آموخته‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌;
ـ سهولت‌ دسترسي‌ به‌ حجم‌ بسيار بالايي‌ از اطلاعات‌ و دانش‌هاي‌ موجود در جهان‌;

ـ دسترسي‌ سريع‌ و به‌ موقع‌ به‌ اطلاعات‌ در زمان‌ بسيار اندك‌;
ـ كاهش‌ برخي‌ هزينه‌هاي‌ آموزشي‌;
ـ بالا بردن‌ كيفيت‌، دقت‌ و صحت‌ مطالب‌ درسي‌ و علمي‌; و
ـ ارتقاي‌ علمي‌ دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌.
در حال‌ حاضر، نظام‌هاي‌ آموزشي‌ دستخوش‌ تغييرات‌ شگرفي‌ شده‌اند. كار تويگ‌ ومايكل‌ ميلوف‌۱ در سال‌ ۱۹۹۸ وضعيت‌ در حال‌ تغيير آموزش‌ را در ايالات‌ متحده‌ موردبررسي‌ قرار دادند كه‌ البته‌ اين‌ بررسي‌ تا حد زيادي‌ با وضع‌ موجود اروپا مشابهت‌ دارد. آن‌هادر مواجه‌ با گرايش‌ها و توسعه‌ فن‌آوري‌ به‌ ديدگاهي‌ از يك‌ زير ساخت‌ آموزش‌ جهاني‌رسيدند كه‌ در آن‌ نقش‌ مدارس‌ و دانشگاه‌ها به‌ نحو مؤثري‌ تغيير خواهد يافت‌. به‌ عبارتي‌، يك‌تغيير بنيادين‌ در نظام‌ آموزش‌ به‌وجود خواهد آمد. تويگ‌ و ميلوف‌، اين‌ گرايش‌ها را ملاحظه‌كردند:
ـ تعداد دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌ در حال‌ افزايش‌ است‌.

ـ گروه‌هاي‌ مختلفي‌ از دانش‌ پژوهان‌ طالب‌ آموزش‌ هستند. از سوي‌ ديگر مشاركت‌ زنان‌،تعداد دانشجويان‌ بزرگ‌سال‌ و اقليت‌هاي‌ مذهبي‌ در حال‌ رشد است‌. از طرفي‌ دانشجويان‌تجارب‌ مختلفي‌ را به‌ همراه‌ دارند.
ـ كار و تحصيل‌ به‌ گونه‌اي‌ فزاينده‌ در هم‌ تنيده‌اند و اين‌ امر منجر به‌ ايجاد تمهيداتي‌ درآموزش‌ جهت‌ انعطاف‌پذيري‌ بيش‌تر شده‌ است‌.
ـ عمومٹ گرايش‌ به‌ آموزش‌ مادام‌العمر است‌.
ـ آموزش‌ مادام‌العمر منجر به‌ تأكيد بر آموختن‌ يا فراگيري‌ آموزش‌ مي‌شود.
ـ به‌ دليل‌ تفاوت‌هاي‌ ميان‌ دانشجويان‌، نياز به‌ تطبيق‌ و تنظيم‌ شيوه‌هاي‌ مختلف‌ آموزش‌ وروش‌هاي‌ آموزشي‌ جايگزين‌ وجود دارد.
ـ در تدوين‌ دوره‌ها بايستي‌ تجارب‌ و پيش‌ زمينه‌هاي‌ مختلف‌ دانشجويان‌ را به‌ حساب‌آورد.
ـ مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌ براي‌ يك‌ مدت‌ طولاني‌ انحصار فراهم‌ ساختن‌ آموزش‌ را دردست‌ داشته‌اند، اما به‌ تدريج‌ شركت‌ها و نهادهاي‌ عمومي‌ نيز از دانشي‌ برخوردار شده‌اند كه‌مي‌توانند براي‌ اهداف‌ آموزشي‌ به‌ كار بروند.

ـ آموزش‌ تحت‌ فشار دايمي‌ بودجه‌ قرار دارد. بنابراين‌، آموزش‌ مؤثرتر و كارآتر موردنياز است‌.
ـ دانشجويان‌ هر چه‌ بيش‌تر شبيه‌ به‌ مصرف‌ كنندگاني‌ رفتار مي‌كنند كه‌ مي‌خواهندانتخاب‌هاي‌ آگاهانه‌اي‌ از چگونگي‌ و محل‌ آموزش‌ خود داشته‌ باشند. اين‌ حاكي‌ از آن‌ است‌كه‌ دانشجويان‌ ديگر به‌ يك‌ مؤسسه‌ متعهد نيستند.
ـ آموزگاران‌ رفتاري‌ از خود نشان‌ مي‌دهند كه‌ نشان‌ دهنده‌ اميد بيش‌تر آن‌ها به‌ شغل‌شان‌نسبت‌ به‌ سابق‌ است‌.
ـ افراد ترك‌ تحصيل‌ كرده‌ بسيار زيادي‌ در نظام‌ آموزشي‌ مجازي‌ وجود دارند.

به‌ نظر اين‌ دو نظريه‌ پرداز، محيطهاي‌ آموزشي‌ آينده‌ به‌ صورت‌ زير خواهد بود:
ـ دانشجو محور;
ـ متعامل‌ و پويا;
ـ برخوردار از قابليت‌ كار گروهي‌ در خصوص‌ مسائل‌ جهان‌ واقعي‌;
ـ قادر ساختن‌ دانشجويان‌ به‌ تعيين‌ روش‌هاي‌ آموزشي‌ موردنظر خودشان‌; و
ـ تأكيد بر كاركردهايي‌ نظير دانش‌ اطلاعات‌ براي‌ حمايت‌ از آموزش‌ مادام‌العمر.(۱(

لزوم‌ استفاده‌ از اطلاعات‌ با توجه‌ به‌ گستردگي‌ و تنوع‌ اطلاعات‌ توليد شده‌ در دنيا و نيزضرورت‌ دستيابي‌ مؤثر به‌ اطلاعات‌ موردنياز، نيازمند كسب‌ مهارت‌ها و دانش‌هاي‌ جديدي‌است‌. امروزه‌ هر فرد تحصيل‌كرده‌ مي‌بايستي‌ داراي‌ مهارت‌هاي‌ لازم‌ جهت‌ كسب‌ اطلاع‌ واطلاع‌يابي‌ باشد. در واقع‌، سواد اطلاعاتي(۲) اساس‌ يادگيري‌ مادام‌العمر است‌ و بين‌ همه‌ رشته‌ها،در همه‌ محيطهاي‌ يادگيري‌ و در كليه‌ سطوح‌ آموزشي‌ امري‌ لازم‌ و مشترك‌ به‌ شمار مي‌آيد.يك‌ فرد با سود اطلاعاتي‌ كسي‌ است‌ كه‌ اين‌ ويژگي‌ها را داشته‌ باشد:
ـ اطلاعات‌ مورد نياز را تشخيص‌ دهد;

ـ دسترسي‌ مؤثر و كارآمد به‌ اطلاعات‌ مورد نياز داشته‌ باشد;
ـ اطلاعات‌ و منابع‌ را ارزيابي‌ كند;
ـ اطلاعات‌ گزينش‌ شده‌ را به‌ مجموعه‌ دانش‌ پايه‌اش‌ اضافه‌ كند; و
ـ موضوع‌هاي‌ اجتماعي‌، قانوني‌ و اقتصادي‌ را كه‌ در پيرامون‌ حوزه‌ استفاده‌ از اطلاعات‌است‌ ، درك‌ و از اطلاعات‌ با رعايت‌ ابعاد اخلاقي‌ و قانوني‌ بهره‌برداري‌ كند.
ـ در واقع‌، مهارت‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌، فرد را قادر مي‌سازد تا از رايانه‌، برنامه‌هاي‌رايانه‌اي‌، نرم‌افزارها، پايگاه‌هاي‌ اطلاعاتي‌ و ساير فن‌آوري‌ها به‌ منظور موفقيت‌ در رشته‌هاي‌مختلف‌ دانشگاهي‌، محيطهاي‌ كاري‌ و اهداف‌ شخصي‌ استفاده‌ كند.(۳(

آينده‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ در آموزش‌
پيش‌بيني‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ كاري‌ دشوار است‌ و يكي‌ از دلايل‌ آن‌ سختي‌ مسئله‌ تأمين‌بودجه‌ است‌. دانش‌آموزان‌ و معلمان‌ بودجه‌ مدارس‌ را تنظيم‌ نمي‌كنند. به‌ قول‌ ساراسون‌(۱۹۹۰( آن‌ها فاقد قدرت‌ هستند. مسئله‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ آموزش‌ و نظام‌ آموزشي‌ به‌راحتي‌تغيير نمي‌كند. آموزش‌ يك‌ نظام‌ پيچيده‌ است‌. پيش‌بيني‌ و پيش‌گويي‌ آن‌ كاري‌ دشوار است‌.از طرفي‌ ديگر، نظام‌هاي‌ آموزشي‌ آينده‌ مي‌بايستي‌ دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌ را براي‌زندگي‌ و فعاليت‌ در دهكده‌ جهاني‌ آماده‌ سازند. نظام‌هاي‌ آموزشي‌ جاري‌ با نيازهاي‌ جامعه‌اطلاعاتي‌ ناسازگارند در واقع‌ اين‌ نيازها از توان‌ و قابليت‌هاي‌ لازم‌ بهره‌مند نيستند.(۴(

فن‌آوري‌ اطلاعات‌ وارد زندگي‌ انسان‌ها شده‌ و در همه‌ جا حضور دارد و مردم‌ سراسر دنيارا به‌ هم‌ مرتبط مي‌سازد. مردم‌ در همه‌ سن‌ و سال‌، مكان‌ جغرافيايي‌، موقعيت و وضعيت‌اجتماعي‌ و سياسي‌ و با هر گونه‌ نياز آموزشي‌ قادر خواهند بود از نظام‌هاي‌ آموزشي‌ اقصي‌نقاط دنيا بهره‌مند گردند. در عين‌ حال‌، اين‌ نظام‌ها گواهينامه‌هاي‌ معتبر در سطح‌ جهاني‌ صادرخواهند كرد.

برخي‌ از پيش‌بيني‌هاي‌ آينده‌ عبارت‌ اند از:
ـ دستيابي‌ گسترده‌ دانش‌آموزان‌ و دانشجويان‌ به‌ توان‌ و امكانات‌ رايانه‌اي‌،
ـ اتصال‌ مدارس‌، مؤسسات‌ و حتي‌ منازل‌ به‌ شبكه‌هاي‌ جهاني‌،
ـ استفاده‌ بيش‌تر از ابرمتن‌ها(۵) در آموزش‌،

ـ هوشمندتر شدن‌ رايانه‌ها،
ـ آموزش‌ در هر زمان‌ و مكان‌،
ـ اتصال‌ به‌ مؤسسات‌ از منازل‌ و ايجاد گروه‌هاي‌ جديد تحت‌ عنوان‌ دانش‌آموزان‌خانگي(۶)،
ـ تغيير در نظام‌ آموزش‌ معلمان‌ و مربيان‌ (آموزش‌ بدون‌ استخدام‌ و ضمن‌ خدمت‌)،
ـ تغيير در محتواي‌ متون‌ درسي‌،
ـ افزايش‌ بهره‌وري‌ و كارآيي‌ نظام‌هاي‌ آموزشي‌،
ـ افزايش‌ كارآيي‌ معلمان‌،
ـ افزايش‌ توان‌ علمي‌ دانش‌ آموختگان‌،

ـ تغيير نقش‌ معلمان‌ و مربيان‌ ،
ـ هماهنگي‌ و يكسان‌سازي‌ امكانات‌ آموزشي‌ براي‌ همه‌ داوطلبان‌ آموزش‌
ـ ايجاد رقابت‌هاي‌ سازنده‌ بين‌ مؤسسات‌ و مراكز آموزشي‌ (جهت‌ بالابردن‌ توان‌ علمي‌ وآموزشي‌ دانش‌ آموختگان‌) (۷(

ابزارهاي‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌
ابزارهاي‌ فن‌آوري‌ اطلاعات‌ عبارت‌اند از: (۸(

آموزش‌ از راه‌ دور
يكي‌ از دستاوردهاي‌ مهم‌ فن‌آوري‌هاي‌ نوين‌ اطلاعات‌ تأثير و كاربرد اينترنت‌ درآموزش‌، آموزش‌هاي‌ مجازي‌ و آموزش‌هاي‌ از راه‌ دور است‌. تعاريف‌ بسياري‌ از آموزش‌از راه‌ دور و شكل‌هاي‌ ارتباطي‌ از راه‌ دور وجود دارد، ولي‌ آن‌چه‌ مسلم‌ است‌ اين‌ نوع‌آموزش‌ها فرصت‌هاي‌ آموزشي‌ براي‌ هر كس‌ در هر كجا و هر زمان‌ مهيا مي‌گردد، در حالي‌كه‌ نظام‌ هاي‌ عادي‌ آموزشي‌ از اين‌ امكان‌ بي‌بهره‌ هستند.

فوايد آموزش‌ از راه‌ دور
فوايد و فرصت‌هايي‌ كه‌ آموزش‌ از راه‌ دور ايجاد مي‌كند، عبارت‌اند از:
ـ آموزش‌ طيف‌ وسيعي‌ از مخاطبان‌;
ـ برآورده‌ كردن‌ نيازهاي‌ دانشجويان‌ و دانش‌آموزاني‌ كه‌ امكان‌ حضور در محل‌ را ندارند;
ـ امكان‌ ارتباط بين‌ دانش‌آموزان‌ و دانشجوياني‌ كه‌ داراي‌ فرهنگ‌ها، عقايد و تجربيات‌مختلفي‌ هستند; و
ـ بهره‌گيري‌ از مربيان‌ و سخنراناني‌ كه‌ در داخل‌ كشور زندگي‌ نمي‌كنند.(۹(

روش‌هاي‌ آموزش‌ و يادگيري‌ از راه‌ دور
امروزه‌ نظام‌هاي‌ نوين‌ زير جايگزين‌ نظام‌هاي‌ سنتي‌ يادگيري‌ و ياددهي‌ (يعني‌ روش‌هاي‌تدريس‌