عنوان تحقیق :

دولتهای الکترونیک

و نانوتکنولوژی

 

زیر نظر استاد ارجمند :

جناب آقای عابدی

 

گردآورنده :

عفت حشمتی

رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور کاشمر
چكيده
دولت الكترونيك يكي از پديده هاي مهم حاصل از به كارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات است كه پياده سازي آن تحولي بس عميق در نحوه زندگي، اداره و رهبري كشورها داشته و تركيبي از فناوري اطلاعات و شبكه اطلاع رساني وب است كه هدف آن، ارائه مستقيم خدمات به شهروندان، كاركنان دولت، بخشهاي تجاري و ساير بخشهاي دولت است.
اين مقاله كه با هدف شناخت و بررسي مدلهاي پياده سازي دولت الكترونيك نگاشته شده به تشريح و معرفي عمده ترين مدلهاي استقرار دولت الكترونيك مي پردازد و در آن مدلهايي همچون مدل سازمان ملل، مدل لاينه – لي موردبحث و بررسي قرار مي گيرند. اين مدلها اگرچه ازنظر تعداد مراحل استقرار با يكديگر متفاوت به نظر مي رسند ولي ماهيتاً وجوه مشتركي نيز دارند كه باعث گرديده تا همگي آنها در پياده سازي دولت الكترونيك موردتوجه قرار گيرند.


مقدمه
فرايند توسعه و پياده سازي دولت الكترونيك يك فرايند پويا و جامع است. (۱) نكته اي كه دراينجا بايد به آن اشاره كرد آن است كه باتوجه به اينكه شرايط كشورهاي گوناگون جهان تا حدودي با يكديگر متفاوتند و هريك از آنها از پياده سازي دولت الكترونيك مقاصــد ويژه اي را دنبال مي كنند، بنابراين، نمي توان يك روش يكتا را براي همه آنها تجويز كرد. (۲) بنابراين، فرايند توسعه دولت الكترونيك بايد برپايه شناخت و تحليل درست از شرايط محيطي انجام گيرد. به عبارت ديگر، فرايند الكترونيك كردن دولت داراي ماهيتي استراتژيك است. (۳)
به همين دليل، در شروع پياده سازي دولت الكترونيك ضمن توجه به هريك از مراحل استقرار وچالشهاي آن، پاسخ به برخي از پرسشها ضروري است.


در اين زمينه تحقيقي از سوي گروه استراتژي بين المللي شوراي پاسيفيك صورت گرفته و نتايج آن توسط پنج شـــركت بزرگ طراحي استراتژي هاي موفقيت آميز پياده سازي دولت الكترونيك ارائه شده است كه بر اساس آن در شروع پياده سازي دولت الكترونيك در هر كشور بايد به ۱۰ سؤال زير پاسخ داد:
۱ – چرا به دنبال الكترونيك كردن دولت هستيم؟
۲ – آيا ما چشم انداز روشن و اولويتهاي مشخصي براي دولت الكترونيك داريم؟
۳ – ما براي چه نوعي ازمدلهاي دولت الكترونيك آمادگي داريم؟


۴ – آيا اراده و تعهد سياسي لازم براي هدايت تلاشهاي مربوط به دولت الكترونيك وجود دارد؟
۵ – آيا بهترين پروژه هاي پياده سازي دولت الكترونيك را انتخاب كرده ايم؟
۶ – چگونه بايد پروژه هاي دولت الكترونيك را طراحي وهدايت كنيم؟
۷
– چگونه بر مقــاومت درون دولتي براي پياده سازي دولت الكترونيك غلبه كنيم؟
۸ – چگونه پيشرفت پروژه هاي پياده سازي دولت الكترونيك را اندازه گيري كنيم؟
۹ – نحوه ارتباط بخش دولتي و خصوصي در پياده سازي دولت الكترونيك چگونه است؟
۱۰ – دولت الكترونيك از چه راههايي و چگونه مي تواند مشاركت شهروندان را در امور عمومي بيشتر و بيشتر كند؟ (۴)


نتايج پژوهشها
در اين مقاله درباره نحوه گسترش دولت الكترونيك كشورهاي مختلف جهان تحقيقاتي به عمل آمده است كه براساس آن مي توان شاهد روندها و كارهاي همانندي ميان آنها بود و به نتايج زير رسيد:
۱ – هر كدام از منابع علمي و پژوهشي، مدل و يا متدولوژي خاص خود را براي تشريح مراحل موردنياز جهت پياده سازي دولت الكترونيك ذكر كرده اند؛


۲ – پياده سازي دولت الكترونيك به مثابه انتقال از يك نوع سيستم حكومتي به نوع ديگري از اداره امــور است، بنابراين، متدولوژي هاي پياده سازي دولت الكترونيك ماهيتي تكاملي دارند و بيشتر شبيه به ساخت يا ايجاد يك سيستم جديد هستند؛
۳ – به نظر مي رسد كه فرايند ايجاد و توسعه دولت الكتــرونيك يك فرايند پيوسته است و به طور معمول در ۴ و يا ۵ گام پيموده مي شود.


با پژوهشهاي متعددي كه درباره روند گسترش دولت الكترونيك در نقاط مختلف جهان و در طول سالهاي گذشته انجام گرديده، مدلهاي عمده زير جهت استقرار
دولت الكترونيك شناسايي شده اند كه در جدول شماره يك به طور خلاصه آمده اند.


مدلهاي پياده سازي دولت الكترونيك
از بين مدلهاي مختلف پياده سازي دولت الكترونيك كه در جدول شماره دو به آنها اشاره شده است، مدلهاي سازمان ملل، لاينه و لي و گــــروه گارتنر به دليل اهميت بيشترشان به طور مشروح معرفي مي شوند.
الف – مدل سازمان ملل: در پژوهشي كه در سال ۲۰۰۲ ميلادي توسط سازمان ملل انجام گرفته، يك مدل پنج مرحله اي براي پياده سازي دولت الكترونيك مشخص شده است. سازمان ملل اين مدل را براي تعيين وضعيت تكامل كشورها ارائه كرده و درعين حال ميزان آمادگي آنها را براي پذيرش فناوري اطلاعات نشان مي دهد.


تاكيد اين مدل كه نگرش كاربردي دارد بر روي كاربران و نيز نوع و تعداد خدمات ارائه شده به آنان متمركز است. شناسايي هركدام از اين گامها با بررسي وضعيت دولت الكترونيك در كشورهاي عضو سازمان ملل و چگونگي توسعه آن در جهان صورت گرفته است. اين گامها عبارتند از:


گام اول – پيدايش (ظهور): در اين مرحله كشورها ازطريق ايجاد يك وب سايت كوچك در وب حضور مي يابند. ادارات دولتي سايتهاي اينترنتي خود را ايجاد مي كنند. همچنين اطلاعات موجود بر روي اين وب سايت ها شكل غيركافي و ايستا دارند و به ندرت به روز مي شوند و اطلاعات لازم براي نشان دادن نحـــوه دسترسي به خدمات به كاربران داده نمي شود. اطلاعات به طور معمول به شكل محصولات، خدمات، آدرسها و ارتباط با ساير وب سايتها است و در نهايت به شكل پاسخ دادن به سوالهاي معمول قابل دسترسي است.
گام دوم – ارتقا (توسعه): اطلاعات موجود بر روي سايتها افزايش مي يابند و سايتهاي اينترنتي پوياتر مي شوند. تعداد صفحات وب افزايش مي يابند.


اطلاعات به شكل پويا ارائه و دفعات به روز شدن آن زياد مي شوند. همچنين درجه تنوع اطلاعات و محتواي آنها بالا مي رود و به شكل كاتالوگ، خبرنامه و موتورهاي جستجو قابل دستيابي هستند.
گام سوم – تعامل: ارائه اطلاعات در اين مرحله برپايه نياز مراجعان سازماندهي مي شود و كاربران مي توانند با پست الكترونيك يا پركردن فرمهاي الكترونيك با سازمان خود ارتباط برقرار كنند. در اين مرحله ارتباط دوسويه رسمي بيشتري ميان مشتريان و سازمان برقرار مي شود.


همچنين بانكهاي اطلاعاتي با موتور جستجو در اختيار كاربران قرار مي گيرد تا امكان تبادل اطلاعات با سازمان خود را بيابند. مشتريان امكان خودي كردن محصولات و خدمـــــات بر خط را خواهند داشت؛ يعني، مي توانند تنها محصولات و اطلاعاتي را ببينند كه موردنيازشان است.


گام چهارم – تراكنش (تبادل): طي اين مرحله، كاربران مي توانند از خدمات به صورت برخط استفاده كنند، جهت دريافت خدمات و اطلاعات و محصولات روي خط مبلغ موردنظر خود را پرداخت كنند و معاملات مالي با امنيتي را به صورت برخط انجام دهند.
ارتباطات در اين مرحله به شكل زنجيره اي است كــــه بين خدمات و محصولات برقرار مي شود تا بالاترين ميزان رضايت كاربران تامين شود. به علاوه بر روي حريم افراد، تاييد صحت ارتباطات، اعتبار تبادلات، يكپارچگي و عدم تكرار تمركز مي شود.


گام پنجم – يكپارچگي (ادغام): در اين مرحله، همه خدمات و اطلاعات دولتي، به سادگي در اينترنت قابل دسترسي هستند. كليه وظايف الكترونيك يكپارچه شده اند و در فضاي الكترونيك خطوط متمايزكننده ادارات برداشته شده اند.

پژوهشهايي كه توسط سازمان ملل انجام گرفته، نشان دهنده اين مطلب است كه در سال ۲۰۰۲ ميلادي، ۳۲ كشور جهان در مرحله پيدايش، ۶۵ كشور در مرحله ارتقا، ۵۵ كشور درمرحله تعامل و ۱۷ كشور در مرحله تراكنش قرار داشته اند و هيچ يك از كشورهاي جهان به مرحله يكپارچگي نرسيده اند. (۶) همچنين كشورهاي فقير و عقب مانده جهان بيشتر در گام نخست گسترش دولت الكترونيك جاي دارند. ايران و برخي از كشورهاي روبه توسعه، كشورهاي آسياي مركزي و برخي از كشورهاي خاورميانه در مرحله ارتقا جاي دارند

.
كشورهاي اروپايي و برخي از كشورهاي عربي مانند امارات متحده، كويت، مصر، مغرب، اردن و عربستان سعودي در مرحله تعامل قرار دارند. پيشگامان دولت الكترونيك درجهان مانند كانادا، انگلستان، سنگاپور، آمريكا و استراليا در مرحله تراكنش هستند و با وجود اينكه هنوز هيچ كشوري به مرحله يكپارچگي دست نيافته است، اما انگلستان و سنگاپور از پيشگامان ورود به اين مرحله هستند.(۶) جدول شماره دو وضعيت هر يك از كشورهاي بررسي شده را ازنظر قرار داشتن درهريك از مراحل فوق نشان مي دهد.


در پايان گفتني است كه آرمان كشورها از استقرار دولت الكترونيك لزوماً پيمودن تدريجي و گام به گام اين مراحل نيست. به طوري كه برخي از كشورها رسيدن به فازهاي تعامل يا تراكنش را به عنوان آرمان خود برگزيده اند. نتايج بيشتري از اين مدل و تحقيقـــات مرتبط با آن در فصل بعدي ازنظر مي گذرد. (۶)


ب – مدل لاينه – لي: اين مدل توسط كارن لاينه، استاد دانشكده مسائل امور شهري و جونگ وولي، استاد دانشكده تجاري دانشگاه نوادا لاس وگاس ارائـــــــه و برپايه يكسري امكان سنجي هاي مديريتي، سازماني و فني و طبق تجربيات ايالات متحده بنا شده است. اين بحث از دولت ايالتي نشأت مي گيرد و نوآوريهاي مدل در دو سطح دولت محلي و مركزي كاربرد دارد. (۵)
طبق نظر اين دومحقق براي ايجاد يك دولت الكترونيك مبتني بر اينترنت و روشهاي ديجيتالي مراحل زير ضروري است. شكل شماره يك اين مراحل را به همراه ابعاد آنها نشان مي دهد.


مرحله اول – فهرست برداري: به دليل درخواست شهروندان، فشار فناوري اطلاعات، بالارفتن دانش فني كاركنان و درخواست صاحبان سهام وجود وب سايت دولتي ضروري است. با ايجاد اين سايت شهروندان مي توانند از نحوه ارائه خدمات و نحوه خدمات بعداز آن با دريافت اطلاعاتي از سايتها و روشهاي دولتي آگاهي يابند. با شعار شهروندان به عنوان مشتري، مقدار اطلاعات قابل ارائه بايد افزايش يابد و با ايجاد يك سايت فهرست، امكان اتصال و استفاده براي ساير سايت ها نيز فراهم شود. (۵)


به طور معمول در سايت فهرست، موضوعها براساس وظايف يا عنوانهاي وزارتخــانه ها و موسسات دولتي طبقه بندي مي شوند. در ضمن براي به روز نگه داشتن سايتهاي دولتي، با توجه به تغييرات متفاوتي كه در روشها و مقررات انجام مي گيرد، به طور سريع بايد در اطلاعات وب سايت ها اصلاحات لازم به عمل آيد. همچنين مسئوليت هركــدام از موسسات دولتي در هماهنگي، برنامه ريزي و حفظ وب سايت مشخص شود. البته ممكن است يك موسسه مركزي مسئوليت وب سايتهاي دولتي را برعهده بگيرد. در اين مرحله هيچگونه تغييري به لحاظ
الكترونيك اتفاق نمي افتد بلكه تنها به پركردن يكسري فرمها محدود مي گردد. (۱۱)

 

در پايان بايد گفت كه ايده خدمات قابل دسترس براي همگان مستلزم روشهاي برخط و غيرالكترونيك است زيرا همگان ممكن است به امكانات اينترنتي دسترسي نداشته باشند. (۵)


مرحله دوم – تراكنش: در اين مرحله شهروندان روز به روز خواستار گسترش انجام كارهايشان به صورت الكترونيك هستند. بنابراين، كارگزاران، مديران دولتي و شهروندان با بودن كانالهاي ارتباطي مقدماتي برخط، به دنبال افزودن بر اين كانال هاي ارائه خدمات هستند.

اين نوع ارتباطات اميد به بهبود كارايي را براي طرفين افزايش مي دهد. شهروندان به تدريج از مزاياي دولت الكتــــــرونيك همچون خدمت رساني در همــــــه اوقات روز، صرفه جويي در وقت به دليل عدم مراجعه حضــــــوري و مواجه شدن با مشكلات رفت و آمد، ايستادن در نوبت و عدم پاسخگويي در اداره ها آگاهي مي يابند. اين خود باعث گسترش استفاده از دولت الكترونيك مي شود. ثبت فعاليتهاي وسايط نقليه يا پركردن فرمهاي مالياتي سرآغاز چنين خدمات تراكنش محور هستند.(۱۲)


در ايـــن مـــــرحله، روشهاي ارتباطي به گونه اي تنظيم مي شوند كه روابط دوطرفه باشد. اين توانايي باعث اعطاي نقش فعال تري به شهروندان مي شود زيرا آنها به طور مستقيم مي توانند با مسئولان مربوط تماس برقرار كنند. درنهايت اينكه در اين جامعه پاسخگويي و كيفيت سيستم هاي
ON-LINE با سيستم هاي OFF – LINE مقايسه مي شود و يكپارچگي آنها مدنظر قرار مي گيرد.


مرحله سوم – ادغام عمودي: هدف از اين مرحلــــــه، اصلاح سيستم و روشهاي خدمات رساني است. اين ضرورت به اين خاطر است كه بعد از راه اندازي سيستم هاي ارتباطي جديد، انتظارات شهروندان افزايش پيدا مي كند.


طي اين مرحله اغلب سازمانهاي دولتي، بانكهاي اطلاعاتي خاصي دارند و طراحي و فرايندهاي مشابه ندارند. لذا ادغام عمودي آنها ضروري است. به همين منظور
بعضي از وظايف مشابه ابتدا همسان مي شوند و اين كار ازطريق يك بانك اطلاعاتي متمركز انجام مي گيرد و يا اينكه ازطريق كانال خاصي با هم ارتباط پيدا مي كنند. (۵)


به عنوان نمونه اي از فعاليتهاي اين مرحله يك سيستم ثبت مجوز رانندگي در يك ايالت آمريكا را درنظر بگيريد. اين سيستم ممكن است به يك پايگاه داده ملي كه دربرگيرنده رانندگان وسايط نقليه سنگين عبوري است، متصل شود. از آنجا كه سيستم ها به طور عمودي ادغام شده اند، به محض اينكه يك شهروند براي يك مجوز كاري در دولت فرمي را پر مي كند، اين اطلاعات به سيستم مجوز كار ايالتي، دولت مركزي و شماره تشخيص كارمند وارد و ثبت مي شود.


مرحله چهارم – ادغام افقي: از آنجا كه شهروندان داراي نيازهاي مختلفي از قبيل آمـــوزش، بهداشت، غدا، مسكن و… هستند، مي توانند از كمكهاي اطلاعاتي و خدمات دولتي اين مرحله به بهترين نحو ممكن استفاده كنند. از ديــــــدگاه آنان خدمات قابل ارائه مي توانند ازطريق سيلوهاي مختلف و يا به صورت يكپارچه فراهم شوند.


سازمانهاي مختلف با حوزه هاي وظيفه اي متفاوت نيز مي توانند با همديگر همكاري كرده و در اطلاعات يكديگر هم سهيم شوند. به طوري كه اطلاعات مشترك ازطريق يك موسسه منتشر شود و همه وظايف موسسه ها را برعهده گيرد.
ازنظر فني ادغام بانك هاي اطلاعاتي نامتجانس و رفع مشكلات تعارض آنها مستلزم وظايف متعدد و رفع هرگونه مانع براي دسترسي به آنهاست. از اين طريق سازمانها قادر خواهند بود كه از اصل صرفه جويي در مقياس استفاده كنند و هزينه ها را كاهش دهند. به شرطي كه شهروندان اين ادغام را به عنوان خوشه چيني از
اطلاعات يك جامعه محصور شده و يا اطلاعات منحصـــر به فرد تلقي نكنند. (۱۳) (۵).
اهداف كلي و جزئي اين طرح

اهداف دولت الكترونيك توسعه دهندگان دولت الكترونيك در سرتاسر جهان پنج هدف عمده را كه در دولت الكترونيك دنبال مي شود شناسايي كرده ان،د دولت الكترونيك وسيله اي براي به انجام رساندن اين اهداف مي باشد. در زير اين اهداف شرح داده شده اند توجه داشته باشيد كه اين اهداف براساس اهميت ليست نشده اند و هر دولتي باتوجه به اولويت هاي خود بايد آنها را عملي سازد.

ايجاد محيط تجاري بهتر: واضح است كه تكنولوژي يك تسريع كننده مطمئن در افزايش بهره وري و رشد اقتصادي مي باشد استفاده از ICT در دولت و ايجاد زيربناي دولت الكترونيك به ايجاد يك محيط تجاري شكوفا و مدرن (مخصوصا براي شركت هاي كوچك و متوسط) از طريق ساده و موثر كردن مبادلات و ارتباطات بين دولت و تجارت كمك مي نمايد و با از بين بردن افزونگي در فرايندها و اهميت دادن به ارايه سريع و موثر خدمات دولت الكترونيك شرايطي را به وجود مي آورد كه باعث جذب سرمايه گذاران/ سرمايه گذاري مي گردد.

مشتري هاي بر خط (Online ) نه به Inline)ox ): اين امر از طريق ارايه موثر خدمات عمومي به شهروندان حاصل مي شود كه بايد با پاسخ سريع دولت با كمترين مداخله مقامات دولتي انجام گيرد. تقويت حكومت و توسعه مشاركت عمومي: ترقي دادن شفافيت و جوابگويي در دولت از طريق ازدياد ICT در مديريت و عملكردها، شانس مشاركت فعال تر شهروندان در فرايندهاي سياسي و تصميمات دولت را به صورت موثري بهبود مي بخشد.

بهبود در بازده و بهره وري سازمان هاي دولتي طراحي دوباره فرايندها و رويه هاي سازمان هاي دولتي ( كه از ملزومات دولت الكترونيك است) ارايه خدمات را ساده خواهد ساخت، سودمندي سازمان هاي اداري را خواهد افزود و باعث صرفه جويي در هزينه هاي آنان مي گردد به ويژه دولت الكترونيك مي تواند در موارد زير كمك ساز باشد: كارايي كارمندان دولت را افزايش مي دهد، باتوجه به كاسته شدن از كاغذ بازي هاي موجود و مراجعه مستقيم كمتر به ادارات و سازمان هاي دولتي، كارمندان مي توانند به طور موثرتري به فعاليت هاي خود بپردازند همچنين درآمدهايي كه از طريق ارايه خدمات (مثلا صدور جواز) به شهروندان و شركت ها كسب مي شود افزايش مي يابد

و علت اين افزايش ساده تر شدن فرايندهاي مربوط به ارايه خدمات مي باشد كه باعث جذب كساني مي شود كه قبلا كمتر از اين خدمات (به علت دردسرهايي كه بر سر راه دريافت اين خدمات وجود داشت) استفاده مي كردند. باعث كاهش هزينه ها در ميان مدت و بلند مدت خواهد شد، اگر چه در كوتاه مدت باتوجه به هزينه هاي صرف شده براي راه اندازي دولت الكترونيك و نيز نياز به ارايه خدمات در دو سطح (هم به صورت مرسوم و هم بر مبناي دولت الكترونيك ) تا زماني كه كاربران با سيستم جديد آشنا مي شوند دولت مشكلاتي در پيش خواهد داشت اما در دراز مدت به دليل ارزان تر بودن ارايه خدمات براي دولت، هزينه ها به شدت كاهش خواهد يافت.

عملكردهاي دولت را ساده و موثر خواهد نمود، اكثر فراينده اي دولتي در طي سال ها رشد كرده اند و معمولا شامل مراحل، كارها و فعاليت هاي زيادي مي باشند. ساده سازي عملكرد دولت از طريق ICT مراحل زايد را خواهد زدود و فرايندها را ساده خواهد نمود. به رشد شركت ها و تعاوني هاي محروم كمك خواهد نمود. ICT ارتباط دولت با گروه ها و تعاوني هاي حاشيه اي (كم اهميت) را امكان پذير مي سازد

و به رشد آنها كمك خواهد كرد باتوجه به اينكه خدمات درخواستي اين شركت ها بسيار سريع تر در اختيار آنان قرار مي گيرد و مي توانند شركت فعال تري در فرآيندهاي سياسي داشته باشند، لذا به سرعت توسعه مي يابند. نهايتا هدف دولت الكترونيك افزودن فعل و انفعال بين سه بازيگر عمده در جامعه يعني دولت شهروندان و شركت هاي تجاري به منظور تسريع در رشد فرآيندهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور مي باشد.

مشكلات دولت الكترونيك مانند هر پروژه زيربنايي دولتي، دولت الكترونيك مي تواند طي مراحلي انجام گيرد و هزينه هاي پياده سازي بستگي به فراهم بودن زيرساخت كنوني، توانايي هاي تهيه كننده و كاربر و روش هاي ارايه خدمات ( از طريق اينترنت يا خطوط تلفن و يا با ابزارهايي در مكان هايي مشخص ) خواهد داشت هر چه نوع خدماتي كه دولت مي خواهد ارايه دهد پيچيده تر باشد. هزينه ها بيشتر خواهد بود. پروژه هاي دولت الكترونيك بايد از لحاظ مالي قابل تحمل باشند

بايد در ابتدا از يك مدل درآمدزا و كم هزينه استفاده كرد. پروژه هاي كوچك تر كه داراي درآمدي مشخص بوده و نياز به كمترين سرمايه گذاري اوليه دارند در درازمدت تحمل پذيرتر مي باشند، براي مثال وب سايت ها يكي از آسان ترين و ارزان ترين راه هاي دستيابي به دولت الكترونيك به صورت موثر با كم ترين سرمايه گذاري مي باشند. دولت الكترونيك در هر شرايطي بايد مشي شهروند محوري را هدف خود قرار دهد.

اين به آن معني است كه دولت الكترونيك بايد يك سرويس برخواسته از نياز و تقاضاي كاربر باشد. هرچند شهروندان زيادي از دولت الكترونيك به چند دليل استفاده نمي كنند كه در اين ميان مي توان به ناآشنايي با ICT ، نداشتن دسترسي، كمبود آموزش و نگراني بابت امنيت و محرمانه بودن اطلاعات اشاره كرد در حالي كه دولت الكترونيك ممكن است تحويل خدمات عمومي را ساده سازد و خدمات دولتي جديدي را ارايه دهد. هيچيك از اينها شهروندان را بر نمي انگيزد مگر آنكه در ابتدا دلواپسي هايي را كه در بالا به آنها اشاره شد رفع گردد.

سه فاز دولت الكترونيك دولت ها استراتژي هاي مختلفي براي ساخت دولت الكترونيك دارند و بعضي از آنها سياست هاي جامع بلندمدت اتخاذ نموده اند و بعضي نيز چند ناحيه كليدي را در پروژه هاي اوليه مورد توجه قرار داده اند، در كل كشورهايي كه به عنوان موفق ترين در اين زمينه شناخته شده اند از پروژه هاي كوچك براي ايجاد ساختار دولت الكترونيك خود شروع كرده اند. مي توان مراحل ايجاد دولت الكترونيك را به سه فاز تقسيم كرد؛ اين فازها به همديگر وابسته نيستند و نيازي به كامل شدن يك فاز براي شروع فاز ديگر نيست.

فاز يك: انتشار استفاده از ICT براي بسط دسترسي به اطلاعات دولت دولت ها حجم عظيمي از اطلاعات توليد مي كنند و مقدار زيادي از آن بالقوه براي افراد و شركت هاي تجاري مفيد است. اينترنت و ديگر تكنولوژي هاي پيشرفته ارتباطي مي توانند اين اطلاعات را بسيار سريع و مستقيم به شهروندان برسانند. پياده سازي هاي فاز انتشار دولت الكترونيك بسيار در طراحي محتوياتشان متفاوتند اما كشورهاي در حال توسعه عموما مي توانند فرآيند دولت الكترونيك را انتشار اطلاعات دولتي به صورت آن لاين، مثلا قوانين و قواعد اسناد و فرم ها شروع كنند.

قادر ساختن شهروندان و شركت هاي تجاري در دسترسي به اطلاعات دولتي بدون مراجعه به سازمان هاي دولتي و انتظار در صف هاي طولاني و يا پرداخت رشوه مي تواند پيشرفتي عظيم براي جوامعي باشد كه كاغذ بازي هاي اداري آنان را با مشكل رو به رو ساخته است. سايت هاي انتشار، اطلاعاتي را درباره دولت و اطلاعات تاليف شده توسط دولت را براي عموم منتشر مي كند لذا سايت هاي انتشار به عنوان پيشتاز دولت الكترونيك عمل مي كنند.

فاز ۲: اثر متقابل توسعه مشاركت مردمي در دولت سايت هاي «انتشار» هر اندازه غني در محتويات، تنها قدم اوليه هستند. دولت الكترونيك اين پتانسيل را دارد كه شهروندان را در فرآيندهاي سياسي و حكومت داري، از طريق فعل و انفعال با سياستگذاران، شركت كند. دولت الكترونيك فعل و انفعالي نياز به ارتباطي دو طرفه دارد كه مي تواند از طريق ابزارهايي چون پست الكترونيك و يا فرم هاي بازخورد براي كاربران فراهم آورد. اين فاز از دولت الكترونيك همچنين ممكن است شامل ايجاد Forum هاي شهروند دولت باشد. چنين Forum هايي مي تواند باعث ايجاد انجمن هاي آن لاين گردد كه مردم بتوانند عقايد خود را مبادله كنند،

آگاهي عمومي را افزايش داده و شانسي جديد براي ازسرگيري فعاليت هايي كه به وسيله فاصله محدود شده اند فراهم كند. فاز ۳: داد و ستد دسترس پذير كردن خدمات دولت به صورت آن لاين دولت ها مي توانند با ايجاد وب سايت هايي كه به كاربران اجازه داد و ستد به صورت آنلاين را مي دهد جلوتر بروند؛ همچنانكه بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه از اينترنت جهت ارايه خدمات تجارت الكترونيك استفاده مي كنند

 دولت ها انتظار خواهد رفت كه همين كار را براي خدمات خود انجام بدهند. يك وب سايت «داد و ستد» يك پيوند مستقيم به خدمات دولت كه در هر زماني قابل دسترس مي باشند ايجاد مي كند. در گذشته خدمات دولتي همانند ثبت زمين يا تمديد جواز نيازمند انتظار طولاني مواجه با كاغذبازي هاي عذاب آور و رشوه هاي مربوطه مي شد بدعت هايي همچون كيوسك هاي خدمات شهروندي واقع در مراكز خريد برزيل يا كامپيوترهاي قابل حمل دولتي در هند، دولت الكترونيك را مستقيما براي شهروندان كشورهاي در حال توسعه به ارمغان مي آورد.

مروري بر كتاب «تاملي فلسفي درباره اينترنت» هيوبرت دريفوس گمنامي و واقعيت شبيه سازي شده اينترنت امكان پرهيز از تعهد داشتن را فراهم مي آورد. دريفوس استدلال مي كند كه اينترنت دشمن غايي تعهد بي قيد و شرط در جامعه مدرن غربي است. درست همانطور كه كي يركگارد در زمان خودش مطبوعات را اينچنين مي دانست. هيوبرت دريفوس فيلسوف معاصر آمريكايي و استاد دانشگاه بركلي در زمينه هاي متفاوتي طبع آزمايي كرده است.

از جمله او يكي از منتقدان تاثيرگذار پروژه هوش مصنوعي بوده است، كه محور كتاب مشهور او «آنچه كامپيوترها نمي توانند انجام دهند» (۱۹۷۲) بود. كتابي كه او بعدها دنباله اي هم بر آن نوشت تحت عنوان «آنچه كامپيوترها هنوز نمي توانند انجام دهند» . او در اين كتاب ها و در كتاب ها و مقالات ديگرش از ديدگاهي پديدارشناسانه بر تفاوت بنيادي ميان انسان هاي متجسد و داراي كالبد و ماشين هاي نامتجسد تاكيد كرده است، محور اصلي نقد او اولين مقالات و كتاب هايش در ابتداي دهه ۱۹۷۰ بر پروژه هوش مصنوعي كه در آن زمان در جريان بود، متمركز بود، اين پروژه كه بعدها آن را «هوش مصنوعي خوب سبك قديم» (AIFOG) ناميدند.

در واقع آن سنت افلاطوني و دكارتي را دنبال مي كرد كه توانايي هاي فكري انتزاعي را مهم ترين جنبه هوش انساني به حساب مي آورد. براساس همين عقيده بود كه پژوهشگران AIFOG براي اجراي پروژه هوش مصنوعي شان كامپيوترها را با معرف هاي سمبوليك قواعد و فاكت ها برنامه ريزي كردند به اين اميد كه اين امر نهايتا به كامپيوترها توانايي كنش هوشمندانه اعطا كند. امروزه پس از چند دهه تلاش درستي انتقاد دريفوس از اين پروژه آشكار شده و برنامه تحقيقاتي AIFOG تقريبا رو به زوال مي رود و پژوهشگران اصلي هوش مصنوعي به سوي الگوهايي از ذهن انسان با پيچيدگي بيشتر رو آورده اند.

دريفوس در نقدش بر برنامه پژوهشي AIFOG از اين استدلال نيچه تبعيت مي كند كه توانايي هاي عاطفي و شهودي وجود متجسدها در جهان براي كنش هوشمندانه نقشي بنيادي دارند. دريفوس در كتابش «درباره اينترنت» در واقع به بسط دادن نظر انتقادي اش درباره هوش مصنوعي در مواجهه با پديده اينترنت مي پردازد. پديده اي كه به قول خودش در مقدمه كتاب، صرفا يك ابداع جديد تكنولوژيك نيست، بلكه معرف سنخ جديدي از ابدعات تكنولوژيك است. سنخي كه مي تواند آشكاركننده ماهيت خود تكنولوژي باشد.

به نظر او تا به حال ابداعات تكنولوژيك در ابتدا براي رفع نيازهاي مشخص به وجود آمده و سپس عوارض جانبي غيرقابل انتظاري را آفريده اند. مثلا تلفن ابتدا براي تسهيل ارتباطات در تجارت به وجود آمد، اما امروزه به وسيله متعارف كاملا خانگي و حتي براي پركردن فضاي خصوصي بدل شده است.

اما در مورد اينترنت كه در ابتدا براي به وجود آوردن ارتباط بين دانشمندان به وجود آمد. اين امر كاملا به حاشيه رانده شده و مشخص شده است كه اصولا اينترنت آنقدر فراگير و مرتبا در حال تعبير است كه به جاي آنكه وسيله اي براي آن كشف مي شود و به اين ترتيب به جوهر تكنولوژي يعني اينكه دسترسي هر چيزي امكان پذير شود، نزديك شده است. دريفوس در اينجا به پيروي از هايدگر به اين خطر تكنولوژي مدرن ( و اينترنت به عنوان نمونه اي كامل از آن) اشاره مي كند كه سوژه انساني در خط محو شدن در برابر توليد ابژه هاي تكنولوژيك مدرن است، يا به عبارت ديگر انسان مدرن در خطر بردگي تكنولوژي مدرن است.

كتاب به چهار فصل تقسيم مي شود. دريفوس در فصل اول به «گزافه گويي درباره ابرپيوندها (هايپرلينگ ها)» به شكست هوش مصنوعي در بازيابي اطلاعات داراي مناسبت در اينترنت مي پردازد و نشان مي دهد كه شكل حقيقي و حركت جسم هاي ما نقشي اساسي در به وجود آمدن معنا دارد و فقدان تجسد به فقدان مناسبت مي انجامد. هنگامي كه ما در اينترنت جست و جو مي كنيم، بدن ما در اين جست و جو شركتي ندارد.

جست و جو توسط يك موتور جست و جو صورت مي گيرد كه از قواعد و فاكت هاي معيني پيروي مي كند. يعني وضعيتي شبيه يك انسان مبتدي در مدل كسب مهارتي، كه دريفوس در فصل بعدي آن را مفصلا شرح مي دهد. چنين موتور جست و جويي نمي تواند عناصر مختص موقعيت را مورد ملاحظه قرار دهد و به اين ترتيب عملكردي در سطح پايين مهارت خواهد داشت. مسئله ديگر كه دريفوس در اين فصل به آن مي پردازد اين است كه اينترنت حاوي مقادير هنگفتي از اطلاعات ابرپيوند يافته (هايپرلينك شده) است، بدون آنكه كتابداري وجود داشته باشد كه آنها را طبقه بندي يا انتخاب كند.

سازمان بندي اطلاعات در اينترنت تك سطحي و انعطاف پذير است و امكان اجازه همه لينك هاي ممكن را مي دهد. هرچيزي را حفظ مي كند و همه متن ها را در دسترس قرار مي دهد. چنين خصوصياتي به گفته دريفوس زمينه را براي رشد يافتن گسترش بين متني و جست و جوي بازيگوشانه و غيرمتعهد بدون هدف واضح فراهم مي كند. به اين ترتيب اينترنت «سوژه مدرن با هويت ثابت را كه ميل به داشتن مدلي كامل و قابل اعتماد از جهان دارد» موجب نمي شود، بلكه سوژه پست مدرني متلوني را مي آفريند كه آمادگي گشايش به افق هاي هميشه جديد را دارد.

در فصل دوم كتاب با نام «يادگيري از راه دور چقدر از آموزش دور است؟» دريفوس درباره پديدارشناسي آموزش مهارت ها و نياز به شاگردي كردن مستقيم براي كسب كردن سطوح بالاي مهارت بحث مي كند. او معتقد است كه بدون درگير شدن و حضور، مهارت آموزي ممكن نيست. دريفوس در اين فصل يك مدل كسب مهارت شامل پنج شيوه كاركرد را از مرحله «مبتدي» تا مرحله خبرگي شهودي كه آن را «فرد عملي» مي نامد ارايه مي دهد.

فضاي سيبرنتيكي در اينترنت حوزه تعاملات بدون خطرپذيري است كه در آن تعهدي واقعي وجود ندارد و بنابراين يادگيرندگان امكان رسيدن به مرحله اي بالاتر از «كارداني» را ندارند. به قول دريفوس «اگر حضور از راه دور ]در اينترنت[ نتواند تدريس در كلاس درس و حضور در سالن سخنراني را به نحوي انتقال دهد كه از طريق آن مشاركت جويي شاگردان توسط معلمان متعهد و حضور شاگردان نزد استاداني امكان پذير شود كه سبك عمل آنها به طور روزمره براي اين شاگردان آشكار باشد تا مورد تقليد قرار گيرد، آنگاه يادگيري از راه دور تنها مي تواند كارداني به وجود آورد و تبحر و خرد عملي كاملا دور از دسترس خواهند ماند.»

تاكيد دريفوس بر اهميت حضور جسمي روزمره در نزد استادان براي كسب سطوح مهارتي در حد استادي و خرد عملي است. دريفوس روشن مي كند، حضور جسمي به صورت شاگردي كردن تنها راه به دست آوردن يك سبك است. منظور از «سبك» خصوصيات رويكرد استاد و شيوه مشكل گشايي توسط اوست. به قول دريفوس «يك معلم الهام بخش مانند ويتگنشتاين نسل هاي متعددي از دانشجويان را به جاي مي گذارد كه نه تنها سبك او بلكه حتي اطوار او را تقليد مي كند» . فصل سوم كتاب «حضور از راه دور نامتسجد و متروك شدن امر واقعي»

به توصيف بدن به عنوان منبع حس ما از تسلط بر واقعيت مي پردازد و اينكه چگونه فقدان پيوستگي و هماهنگي پس زمينه اي _ كه خصوصيت حضور از راه دور است – به فقدان درك واقعيت افراد و اشيا مي انجامد. اينترنت نمي تواند دستيابي به تسلط كامل را موجب شود، دريفوس در اين فصل از برداشت مرلوپونتي از «حداكثر تسلط» استفاده مي كند كه مقصود از آن گرايشي جسمي براي به دست آوردن تسلط مطلوب بر جهان است. هنگامي كه ما به چيزي مي نگريم، گرايش داريم. بدون فكر كردن به اين كار بهترين فاصله را براي دريافت شي هم به عنوان يك كل و هم بخش هاي مختلف آن پيدا كنيم، اين حداكثر تسلط يا احاطه گرايش بدن ما، از طريق حركت كردن مداوم، تجربه هاي ما در اين جهان را به صورت تجربياتي از اشياي پايدار سازمان دهد.

دريفوس در پيروي از پديدارشناسي جسم مرلوپونتي اين بحث را مطرح مي كند كه اگر جسمي از حضور ]واقعي[ بايد در حضور از راه دور وجود داشته باشد. ما بايد مداوما امكان به دست آوردن تسلط بر هر چيز را كه در مقابل ما قرار مي گيرد، فراهم كنيم. چنين وضعيتي هنوز در فضاي سيبرنتيكي به وجود نيامده است و احتمالا هرگز به وجود نخواهد آمد. تعامل ميان بدن ها، آنچنان كه مرلوپونتي آن را بيان مي كند، به عبارت ديگر تعامل و روزمره متجسد را نمي توان در فضاي سيبرنتيكي كسب كرد. هر چقدر هم كه اين رابطه با تصاوير سه بعدي،

صداي استريو، كنترل رباتي از راه دور و… غني شده باشد. فصل پاياني كتاب با نام «نيهيليسم در بزرگراه اطلاعاتي: گمنامي در برابر تعهد در عصر حاضر» به طور مشروح توضيح مي دهد كه چگونه معنا نياز به تعهد و تعهد واقعي به خطرپذيري واقعي نياز دارد، در حاليكه اينترنت ما را به اجتناب كردن از خطر تعهد واقعي سوق مي دهد. گمنامي و واقعيت شبيه سازي شده اينترنت امكان پرهيز از تعهد داشتن را فراهم مي آورد. دريفوس استدلال مي كند كه اينترنت دشمن غايي تعهد بي قيد و شرط در جامعه مدرن غربي است. درست همانطور كه كي يركگارد در زمان خويش مطبوعات را اينچنين مي دانست.