اهميت رنگهاي گياهي
مسلم است كه رنگ آميزي در ميان مردم فلات ايران سابقة ديرينه دارد، هر چند كه از نقطة آغاز بي خبريم و قادر نيستيم به دقت نخستين جماعتي را كه در اين فلات به كار رنگ آميزي پرداختند مشخص كنيم.

اما مي توان گفت اقوام اوليه در برخورد با گياهاني كه داراي مواد و مايعات رنگين بوده اند توانسته اند وسايل خاصي از لوازم زندگي را رنگ آميزي كنند. به علاوه، با توجه به مدارك باستان شناسي و مردم شناسي در خودآرايي نيز اين رنگها را به كار مي برده اند. اين مردمان تن و روي مردگان خود را نيز با رنگ زينت مي بخشيدند تا آنان را هر چه با شكوهتر به جهان ديگر روانه كنند و اين رسم ديرزماني پيش، تا هزاره سوم ق.م.، در ايران، خاصه در نواحي « سيلك » كاشان، معمول بود.

بديهي است كه رغبت خاص جماعات بدوي به رنگ آميزي لوازم زندگي و همچنين خودآرايي، آنان را به تلاش براي بدست آوردن مواد رنگين برانگيخته است، ولي مشخص نيست چه مدت طول كشيد تا برخورد تصادفي با مادة رنگين گياهي و طبيعي به شناخت رنگها و استفاده مداوم از آنها منتهي شود.

با گذشت زمان و رسيدن به عصر حاضر پاي رنگهاي شيميايي به ايران بازشد و اين تجربه نخستين بار با استفاده از رنگهاي جوهري و گروهي از رنگهاي اسيدي قوي، كه در برابر نور و شستشو دوام زيادي ندارند، به كار گرفته شد و در نتيجه براي همگان اين باور پديد آمد كه كيفيت رنگهاي گياهي از رنگهاي شيميايي بهتر و مناسب تر است، هر چند كه تهية رنگهاي گياهي دشوارتر است.

بنابراين، بسياري از صاحب نظران و دست اندركاران فرش بر اين باورند كه رنگهاي شيميايي داراي ثبات خوبي در برابر نور و شستشو و سايش نيستند، در صورتي كه رنگهاي طبيعي و گياهي از اين ثبات برخوردارند.

كاربرد رنگهاي گياهي در هنرهاي دستي ايران
سيلان وقفه ناپذير رنگ در هنر ايران در ابعاد گوناگوني جلوه گر مي شود. طراوت و شفافيت رنگ و تنوع و غناي رنگ آميزي بيش از هر ويژگي ديگر از مشخصات هنر ايران است.

نساجي و قالي بافي از جمله هنرهايي هستند كه توانگري و تنوع رنگ در هنر ايران به بارزترين نحو و به شيوه هاي گونه گون به نمايش مي گذارند. در اين دو رشته از صنايع دستي روش رنگرزي به طور كلي يكسان است، اما از برخي جنبه ها تفاوتهايي نيز در آن به چشم مي خورد.
ما در اينجا، از لحاظ رنگرزي، الياف را به دو دستة منسوجات و زيراندازها تقسيم مي كنيم. جز در مواردي خاص، معمولاً الياف ظريفتر براي تهية منسوجات بكار مي روند و الياف با تاب بيشتر براي تهية زيداندازهايي كه به شيوه هاي گره بافي، پودماني و پودپيچي توليد مي شوند. براي رنگرزي اليافي كه داراي تاب بيشتر هستند دقت بيشتري لازم است.

الف- منسوجات
منسوجات ايراني شامل نمونه هاي زير است:
زري بافي: بافت پارچه هاي ظريف ابريشمي با استفاده از الياف تابيده شده با طلا و نقره.
مخمل: نوعي پارچه پرزدار ابريشمين.

گلابتون: يكي از انواع مخمل ايراني است كه شهرت جهاني دارد و داراي نقوشي است كه با الياف تابيده شده با طلا و نقره بافته مي شود. كاشان از ديرباز به بافت اين نوع مخمل شهرت داشته است. از انواع ديگر آن نوعي مخمل برجسته است كه به همين نام شناخته مي شود. احتمالاً مخمل برجسته ماية الهام بافت قالي برجسته بوده است.

ترمه: نوعي پارچه ظريف پشمي با نقوش بسيار زيباي رنگين. اين پارچة ظريف گاهي با الياف ابريشم نيز بافته مي شد. در حال حاضر ترمة ماشيني كه با الياف ويسكوز بافته مي شود جاي ترمة دستي قديمي را گرفته است.
دارايي: از پارچه هايي كه به شيوة گره رنگي است و رنگرزي الياف آن به روش سرد انجام مي گيرد.
انواع سوزندوزيهايي كه براي دوختن بر روي پارچه ها از الياف رنگين استفاده مي كنند در همين دسته قرار مي گيرند.

ب- زيراندازها
همچنانكه گفته شد براي تهية زيراندازها از اليافي استفاده مي شود كه داراي تاب بيشتري هستند. انواع زيراندازها عبارتنداز: فرش، گبه، جاجيم، گليم، جوال، خورجين.
برخي از اجناسي كه بيشتر مورد استفاد، عشاير و چادرنشينان است در اين دسته قرار مي گيرند، از جمله: سفره، رختخواب پيچ، روزيني و بافته هايي كه براي تزيين اشيايي مانند نمكدان يا قاشقدان يا چارپاياني چون اسب و شتر به كار مي روند، مانند چنته و جل.

رنگرزي الياف انواع منسوجات و زيراندازها، به استثناي دارايي، اغلب به شيوة گرم انجام مي گيرد. اما به طور كلي هدف آن است كه رنگ در الياف نبافته رسوخ كند و به اصطلاح به « خورد ليف » برود، ولو آنكه در حمام سرد قرار گيرد.

دلايل اقتصادي استفاده از رنگهاي گياهي
استفاده از رنگهاي گياهي نتايج اقتصادي و اجتماعي متعددي در پي خواهد داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:
۱٫ توسعه و احياي زمينهاي باير و كشت گياهاني كه مصارف صنعتي دارند:

پهنة اقليي ايران، كه به عبارتي به سرزمين چهارفصل موسوم است، و گوناگوني طبيعت و آب و هوا زمينه اي را پديد آورده است كه گونه هاي مختلفي از گياهان مي توانند در آن رشد و نمو يابند. پشتوانه دانش استفاده از مواد طبيعي، به عبارت ديگر گنجينه هاي اطلاعات در زمينة مصارف گوناگون دارويي، خوراكي صنعتي گياهان از منابع ارزشمند ديگري است كه مي تواند امكان بهره مندي ما را از نعمتهاي طبيعي اين سرزمين پهناور گسترش دهد.

ولي متأسفانه همچنان كه در فصلهاي گذشته اشاره شد روشهاي غلط و بكارگيري مواد نامرغوب و سودجويي سوداگران عرصه را براي استفاده از مواد طبيعي تنگ كرد. اما با برنامه ريزي صحيح و اتخاذ سياست توسعة پايدار، بر مبناي شناخت عميق امكانات و ظرفيتهاي موجود جامعه، مي توان در درازمدت به احياي زمينهاي باير پرداخت و كاشت گياهان پرارزش صنعتي را، كه اكنون در معرض نابودي قرار گرفته اند، ترويج كرد و گسترش داد.

۲٫ ايجاد اشتغال:
در جامعة ايران به علت رشد جمعيت و فراواني نيروي جوان مي توان، با اتخاذ روشهاي اصولي، از اين نيروي فعال در احياي زمينهاي باير و يا كشت گياهان صنعتي بهره مند شد. توليد و برنامه ريزي به نيروي فعال و كارآمد نيازمند است و سياستگذاران مي توانند با ترويج و تشويق كشت گياهان صنعتي عرصه اي براي اشتغال جوانان فراهم آورند.

۳٫ جلوگيري از آلودگيهاي ناشي از كاربرد مواد شيميايي:
گسترش كشت گياهان صنعتي، علاوه بر مزاياي افزايش فضاي سبز و كاهش آلودگي هوا، در كاستن از مصرف مواد شيميايي آلاينده نيز به نحوي مستقيم مؤثر است و مي تواند به عامل مهمي در حفظ سلامت محيط زيست مبدل شود. از نظر بهداشت فردي نيز كار با مواد طبيعي از بروز بيماريهاي پوستي و تنفسي ناشي از مواد شيميايي پيشگيري مي كند و خطر سرطان زايي را به حداقل مي رساند.

۴٫ صرفه جويي ارزي و ارزش صادراتي:
فرش و ساير دستبافتهاي ايراني، بعد از نفت مهمترين اقلام صادراتي كشور ما را تشكيل مي دهند. از اين رو، گسترش توليد مواد اولية آنها در داخل كشور، با توجه به كيفيت مرغوب رنگهاي طبيعي، از يك سو مي تواند از خروج ارز براي تهية رنگهاي شيميايي تا حدود زيادي بكاهد، و از سوي ديگر بازار جهاني فرش ايراني را دوباره پررونق كند.

استفاده از طرحها و رنگهاي اصيل ايراني عامل مهمي براي حذف رقبايي است كه با تقليد از هنر و صنعت فرش ايران عرصه را بر توليدكنندگان كشور ما تنگ كرده اند.

چند نمونه گياهان رنگزا بدون مازوج
روناس Rubia-tinctorum
گياه علفي، پايا.
گل: گل آذين گرزن، واحد ۵ كاسبرگ سبز، ۵ گلبرگ زرد.

ميوه: آبدار- سياه رنگ، كرك دار، ميوة آن به اندازة خردل است.
برگ: سبز رنگ ساده با لبة صاف؛ اگر برگ را بين دستها مالش دهيم دست به
رنگ قرمز تند مايل به سياه در مي آيد.

مشخصات ريشه: ريشه از نوع راست ساده است. ريشة اين گياه در نواحي شن زار تا عمق يك متري خاك فرو مي رود. در رنگرزي با روناس مهمترين عامل ميزان عمر ريشه است. رنگهاي قرمز شاداب و متمايل به سرخ از ريشه هاي چهار و پنج سالة آن به دست مي آيد و ريشه هاي هفت ساله رنگهاي لاكي و ارغواني و ريشه هاي سه ساله نارنجي تيره پديد مي آورد. جنس روناس نيز در رنگ آن عامل مؤثري است.

از ريشة گونه هايي كه در مناطق سردسيري مي رويند، لاكي پرمايه تري نسبت به گونه هاي مناطق معتدل و گرمسير به دست مي آيد. به همين علت است كه رنگ لاكي به دست آمده از روناس آذربايجان و خراسان كه مناطق سردسيري هستند با رنگهاي بدست آمده از روناس كرمان و فارس، كه مناطق گرمسيري محسوب مي شوند، تفاوت بارزي دارد.
موسم گل: اواخر بهار.

انتشار جغرافيايي: اراك، دماوند، تبريز، ديلمان، آذربايجان، كرمان، مازندران، يزد و بلوچستان.

نيل- شمل Indigofera- tinctoria
بوته اي شكل- دوساله با ساقة چوبي.
گل: گل آذين خوشه اي و به رنگ سفيد- صورتي و ارغواني- هر گل داراي ۵
كاسبرگ.
ميوه: مانند تخم فلفل سبز است.
زمان كاشت: اوايل بهار.
انتشار جغرافيايي: جنوب كشور و بلوچستان.

تاريخ نگاران منشأ اين گياه را هند مي دانند. واژه سانسكريت آن نيلا nila به معني آبي پررنگ است. اين ماده در رنگرزي الياف بسيار با اهميت بود. نيل از هند به كابل و سپس به خراسان مي رسيد و اين ولايت از ديرباز يكي از مراكز مهم صادرات نيل بوده است. در قرن يازدهم ميلادي نواحي فارس و خوزستان به خاطر وجود كارگاههاي نساجي و شرايط آبياري و هواي گرمسيري منطقة مهمي براي پرورش نيل محسوب مي شد.

انگور عسگري Vitis vinifera
گياهي است پيچ رونده با ساقة چوبي.
گل: گل ريز به صورت آويز خوشه اي.
ميوه: خوشه اي به صورت دانه هاي ريز.

برگ: بزرگ و با مصرف خوراكي و رنگدهي.
زمان كاشت: پاييز به روش قلمه زني.
انتشار جغرافيايي: اكثر نقاط ايران.
مشخصات: ثبات رنگي آن چندان رضايت بخش نيست.
خواص: املاح آهن رنگ محلول را زيتوني و زاج سفيد محلول را زرد و مواد قليايي محلول را نارنجي مي كند.

چغندر- چگندر- چندر Beta vulgaris
گياهي است از تيرة اسفناجيان، داراي برگ و ريشه گرد يا مخروطي
برگ: برگهاي آن درشت و پهن است.

ريشه: بيخ آن يا ريشه اش درشت و گرد يا مخروطي شكل است كه تا عمق
۳۰ سانتيمتر يا بيشتر در زمين فرو مي رود.
مشخصات: اين گياه شامل سه نوع است.

۱٫ چغندر رسمي: درشت و شيرين است و پخته آن به مصرف انسان مي رسد و از خام آن براي تغذيه حيوانات استفاده مي شود.
۲٫ چغندر فرنگي: پوست و مغز آن سرخ رنگ است و چندان شيرين نيست و براي پختن بعضي خوراكيها به كار مي رود.
۳٫ چغندر قند: كه آن را چغندر صنعتي نيز مي گويند، شكلي مخروطي دارد و پوست و مغز آن سفيد است و به طور متوسط ۱۴ تا ۱۸ درصد آن از مواد قندي تشكيل شده است و در قند سازي به كار مي رود.
در رنگرزي از ضايعات چغندر استفاده مي شود.

انتشار جغرافيايي: همدان، كرمانشاهان و خراسان.