زلزله

يكي از مخاطرات طبيعي مي باشد كه امروزه به طور چشمگيري موردتوجه جوامع وملل قرار گرفته است . و در زمره ي آنها كشورهايي كه در مناطق نزديكتري به كانونهاي زمين لرزه اي قرار دارند در خطر بيشتري هستند ، از جمله كشور عزيزمان ايران .
تاريخچه زلزله اي ايران به خوبي نشان مي دهد كه هيچ نقطه اي از ايران را نمي توان در مقابل زلزله مصون فرض كرد وقوع زلزله هايي مانند رودبار ،منجيل ،زرند، وبم ما را به واكنش بيشتري وا مي دارد كه به طور جدي وعلمي بايد در مقابل اين معضل عظيم به مبارزه برخيزيم حال اينكه : ۱- وضع زلزله در ايران چگونه است ؟۲- چه اقداماتي بايد در مقابل آن انجام دهيم ؟

موضوعاتي است كه در اين تحقيق معطوف نظر ماست . و ما بعنوان افرادي از اين جامعه مي كوشيم تا در حد توان هم بر معلومات خود بيفزاييم وهم دوستان خود را با زلزله بيشتر آشنا كنيم واز روشهاي پيشگيري صدمات زلزله بيشتر اطلاعات كسب نماييم .

به اميد آنكه در پايان اين تحقيق موفق بوده ووظيفه اجتماعي خود را در اين مورد به خوبي انجام داده باشيم .

دوران زلزله خيزي در ايران ( پنج دوره ) :
به طور كلي دوره هاي مختلف زلزله خيزي در ايران را به ۵ دوره مختلف تقسيم مي كنند كه شامل : ۱- دوره فرمانروايي خلفا (۶۲۲تا ۱۲۵۸م) :
اين دوره را مي توان به گونه اي دقيق تر دوره اوليه اسلامي ناميد كه از نخستين سال عصر اسلامي تا چپاول بغداد توسط مغولان در سال ۱۲۵۸ را دربر ميگيرد . ويژگي بر جسته اين دوره دراز كه به آن يك پارچگي مي بخشد اين واقعيت است كه ايران وعراق بخشي از يك امپراطوري يگانه بوده اند ، گو اينكه دراواخر اين دوره يگانگي، پنداري بيش نبود

. ازآنجا كه عراق مركز اين امپراطوري بود ،نزديك به همه اطلاعات ما درباره زمين لرزه از منابع عربي و عمدتاً از رويداد نگاريهاي تاريخي به دست آمده است . آن چه از آثار فارسي بومي باقيمانده بسيار اندك است وسهم چنداني در داده ها ي ما ندارد . تقريباص همه لرزه هاي ثبت شده ايران درمنطقه اي رويداده كه شاهراه اصلي خراسان از آن مي گذشته است ،مهمترين وپر رفت و آمد ترين شاهراه بود ،راه كاروان رويي كه فراورده ها را از چين وهند مي آورد ، از دالان طبيعي ميان كوه پايه هاي البرز وكناره كوير مركزي مي گذشت آنگاه به سوي جنوب باختري مي گشت تا از زاگرس بگذرد وبه دره دجله و فرات سرازير شود .
فعاليت لرزه اي در اين دوران محدود به رويدادهايي است كه به خراسان وري وگرگان آسيب رساندند.

۲- دوره مغولان وتركمانان (۱۲۵۸ تا ۱۵۹۸ م ) :
اين دوره از يك سوبا چپاول بغداد توسط مغولان و از سوي ديگر با انتقال پايتخت صفويان از قزوين به اصفهان ، كه سر آغاز روزگار تازه اي شد ، تعريف مي شود.
دليل اين بخش بندي تفاوت آشكار آن با دوره پيش از خود ،يعني دوره فرمانروايي خلفا است .
بنيادي ترين دگرگوني آن بود كه جوابي گسترده اي ميان جهان عرب ،كه در مصر ممالك وسوريه متمركز بود ، و ولايتهاي خاوري پيشين امپراطوري اسلامي پديد آمد .

امور ايران به طور جداگانه به عنوان تابعي از اوضاع داخلي و زير تأخير عواملي بيروني مهمي از سوي خاور سر چشمه گرفت وپيش مي رفت ،باز تاب اين وضعيت در اين واقعيت به چشم مي خورد كه آثار فارسي به عنوان منابع عمده اطلاعات جايگزين آثار عربي مي شود . اين تغيير بسيار مهم است زيرا شيوه اي كه منابع فارسي به پديده هاي طبيعي مي پردازند شيوه اصلي منتظمي است يكي از ويژگيهاي نمايان اين دوره سرودن اشعاري درباره زمين لرزه است ،كه بر افزون بيان احساسات گوناگون بر انگيخته از فاجعه ،غالباً داراي اطلاعات سودمند مانندتاريخ دقيق رويداد ،يا كارهاي بازسازي پس از رويداد مي باشد .

۳- سده هاي هفدهم وهجدهم ميلادي :
دوره اي كه انتقال پايتخت به اصفهان توسط شاه عباس سر آغاز آن بود شاهد ثبات وشكوفايي افزون تر ي در قلمرو صفويان بود ، كه در نتيجه فرمانروايي شاه عباس پديد آمده بود و درجه تمركز قدرت حكومت از آن چه كه در طي سده ها وجود داشت بيشتر شده بود . در ۱۷۲۲ ميلادي اين آرامش نسبي به يكباره دراثر يورش افغان ها به ايران آشفت و سده اي كه به دنبال آن آمد و دوران نادر شاه رانيز در برداشت ،فرو پاشي ثبات سياسي از جمعيت تهي شدن مناطق روستايي وبدتر شدن زندگي اقتصادي منطقه راشاهد بود. پايتخت نادر شاه مشهد بود و پس از مرگ او در ۱۷۴۷سال ميلادي ايران به مناطق نفوذ جداگانه اي تقسيم شد

.جانشينان اوافشاريان ، وبر آمدن افغانستان مستقل ،بيشترين تأثير را در خاور وشمال خاور كشور داشت در حالي كه پيش از گذشت يك دهه از هرج ومرج نظم تا اندازه ي زيادي در جنوب وباختر ايران به وسيله كريمخان زند كه مركز فرمانروايي اش شيراز بود ،مستقرشد،
پس از مرگ او در سال ۱۷۷۹ ميلادي نبردي دراز و دامنه دار براي تصاحب قدرت ميان جانشينان او و قاجار درگرفت .

قاجار ها كه پايگاهشان در استانهاي خزر بود سرانجام پيروز شدند و در سال ۱۷۹۴ ميلادي حكومت رابدست گرفتندو تهران پايتخت جديد شد . در چنين زمينه سياسي بود كه اوج شكوفايي وسپس تنزل تدريجي موقعيت ايران در عرصه بازرگاني بين المللي وبين قاره اي جريان داشت ؛ جاده هاي زميني كه از كشور مي گذشت به آهستگي جاي خود را به راههاي اقيانوسي كه بوسيله هلندي ها وانگليسي ها در اوايل سده هفدهم گسترده شد مي داد .

در دانسته هاي ما درباره ي تاريخ زمين لرزه اي ايران در دوره پيش از ۱۶۰۰ ميلادي سهم مسافران آن روزگار اندك بوده است . اشاره هاي گذرا به مناطق زمين لرزه خيز وگزارشهاي ارزشمند گه گاهي لرزه اي ويژه را مي توان از ميان توصيف امور و اوضاع واحوال منطقه اي يافت كه، به رغم اين دوره رخ داده است والبته نسبت به دوران قبلي زلزله هاي كمتري رخ داده است كه خيلي چشمگير نبوده به جز چند زلزله كه در گيلان و نواحي خزر و به خصوص شيراز قديم .

۴- دوران قاجاريه (۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ ) :
با آغاز سده نوزده بهبود مستقيم وآشكاري در حجم وكيفيت داده هاي لرزه اي پديد مي آيد وهر چه فاصله بازمان حاضر كمتر مي شود اين داده ها نيز كامل تر مي شود . اين امر عمدتاً به دليل در دسترس قرار گرفتن منابع اطلاعاتي افزون تري است كه عبارتند از گزارشهاي مطبوعات فارسي ومكالمات ديپلماتيك انگليسي ها كه در زير تا حد امكان به هر يك از آنها خواهيم پرداخت با اين همه ،انواع اسنادي كه پيش از اين باز شناخته شدند همچنان اطلاعات سودمند بسياري فراهم مي آورند

.
زمين لرزه هاي ثبت شده در دوره هاي مختلف را مي توان الگوهاي نماياني تشخيص داد .بين سال هاي ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۳ ميلادي هيجده زمين لرزه از ۲۴ زمين لرزه اي كه در ايران گزارش شده ، درخاور دامغان يعني در خراسان ويا در ايران خاوري روي داده است .
اما در سال هاي ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۵ ميلادي تنها ۵ زمين لرزه از ۲۴ رويداد ي كه ذكر شده در اين ناحيه روي داده است و گرايش ناهمگن لرزه ها بيشتر به سوي بخشهاي شمال باختري وشمال مركزي كشور متوجه بوده است .

۵- دوره اخير ( از ۱۹۲۵ م تا امروزه ) :
پس از سال ۱۹۲۵ ميلادي دستيابي به اطلاعات مستند ،باگذشت زمان بهبود بيشتري مي يابد و ارزش خود را براي اصلاح محل رو مركز زمين لرزه هايي كه به كمك دستگاه تعيين شده است ،به ويژه تاحدود ۱۹۵۰ ميلادي ،همچنان نگاه مي دارد ، هنوز شمار زيادي از لرزه هاي شناخته شده نه درمطبوعات ثبت مي شود ونه در مكالمات ديپلماتيك اما اين گفته به طور كلي تنها درباره رويدادهاي كوچك درست است .
از سوي ديگر بسياري از زمين لرزه هاي مبهم نيز به گونه اي موفقيت آميز باز شناخته شده است . تا حدود سال ۱۹۴۰ ميلادي به گونه اي تقريباً منظم از پرونده هاي اسناد استفاده كرده اند همچنين براي جستجوي اطلاعات درباره برخي رويدادهاي كاوش در روزنامه ها ، به ويژه ايران واطلاعات كه نخستين شماره آن در يازده ژانويه ۱۹۲۶ در آمد، شده است .

كه اين دسته از كتابهاي ملي موجود است .در مواردي همسان به مطبوعاتي محلي نيز تا زمان حاضر مراجعه شده است . اكنون داده هاي مستند براي تقريباً هر جاي كشور وحتي در مورد لرزه هايي بسيار كم اهميت در دسترس است وديگر به دنبال كردن بررسي ها يمان در اين منابع ادبي نيازي نيست . فهرست هاي لرزه اي منطقه اي وجهاني متعددي منتشر شده است . و از سال ۱۹۳۰ ميلادي تا كنون بيش از ۲۰ فهرست كه اطلاعات بسيار سودمندي را درباره زلزله به ما مي دهد در آمده است .

اندك شماري از اين فهرست ها تازه ودقيق هستند ومنابع خود را ذكر كرده اند وبرخي نيز كهنه شده واطلاعات دست دومي را دراختيار دارند و همچنين بي دقتي هاي بسياري را در بر دارند .برخي بيش از حد ساده شده وگمراه كننده هستند وخطاهاي بزرگي را در بر دارند و برخي لرزه ها رابارها در تاريخ ذكر كرده اند كه گاهي تفكيك واصلاح آنها دشوار است .
تنها در طول چندسال اخير است كه تهيه فهرست زمين لرزه هاي تاريخي و دوره اخير به گونه اي شيوه دار وقابل اطمينان تري انجام مي گردد كه مانيز در اين باره در همين حد بسنده مي كنيم .

پيش بيني زلزله
امروزه زلزله شناسان در خيلي از كشورهاي دنيا بدنبال روش هاي مطمئني هستند كه آنان راقادر به پيش بيني موقعيت ،زمان و قدرت زمين لرزه بنمايد . درصورتي كه برق ومنابع گاز راقطع نمائيم كوره هاي كوچك را خاموش وفرآيندهاي مختلف شيميايي ،منفجره با آتشگير را به موقع متوقف نموده ومردم را از ساختمان هاتخليه كنيم .همچنين در صورت معلوم بودن و پرويدهاي برگشت زلزله ها،طراحان قادر خواهند بود تصميم گيري كنند كه براي ضرر زلزله ساختمانها و ساير سازه ها واقعاً به چه چيزي نياز است ،و بدين وسيله به طور قابل ملاحظه اي هزينه اقدامات ضرر زلزله را كم كرده واز مقاوم نمودن بعضي سازه ها محكم خودداري كنند . با اين حال ساده انديشي خواهد بود فكر كنيم كه محقق اينكه مسئله پيش بيني به طور موفقيت آميز انجام گرفت،

زلزله نموده گروه اصلي سازه ها از بين خواهد رفت در حقيقت ،تخليه گروه كثير مردم و فوايدايمني كردن اماكن مخصوصا در شهر ها وشهرك ها ،به طور وضوح در جاي خودكاملا مسئله است . علاوه بر اين نگاه داشتن مردم در زير چادر براي مدت دراز مدت در جاهاي با آب و هواي گرم قابل قبول مي باشد و در حالت از بين رفتن كامل شهر همجوار كه درصورت طرح نشدن ساختمان ها براي تحمل با زلزله حتمي است ، به اشكال مي توان به آن به عنوان راه حل نگاه كرد ،

تجربه نشان مي دهد كه تلفات ناشي از آتش سوزي ها وخسارت سنگيني به ساختمان ها وخطوط تداركات ،درمناطقي كه سازه هايشان فاقد ايمني لازم مي باشد به مراتب سنگين تر از هزينه مقاوم نمودن در مقابل زلزله مي باشد . بهترين مثال ها عبارت از زمين لرزه هايي است كه در دوم فوريه سال ۱۹۶۰ در مراكش ، در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۳ در يوگسالوي و در آوريل مه سال ۱۹۷۶ در اتحاد شوروي رخ دادند و در آنجا در موقع بنا ، از صدمه احتمالي وارده از زلزله ها چشم پوشي گرديده و در نتيجه خسارت وارده به سازمان هاي غير مقاوم در برابر زلزله كلي بود .

اصولا به وسيله رصد واندازه گيري انباشت كرنشي كه درشت ها قبل از شكست ناگهاني و از اين رو قبل از زلزله به وجود مي آيد ،مي توان زمان ومكان وقوع زلزله و شدت آن را پيش بيني كرد . در خيلي از مواقع ملاحظه شده است كه اين روند به همراه تغييراتي در ميدان هاي مغناطيسي ،نقاط مرجع ،وسايز عوامل مي باشد كه در صورت اندازه گيري قبلي ،مي تواند نشانگر تجاوز كرنش سگ از حالت بحراني در آن محل باشد .
مدتي قبل از زلزله ( آن طوري كه به وسيله زلزله شناس هاي شوروي در اواخر سال هاي ۱۹۵۰ كشف شد .) سرعت هاي نسبي كه با آن ها امواج S,P به ايستگاههاي زلزله نگاري مي رسند . ابتدا كم شده و بعداً افزايش مي يابند .

مطالعات در زمينه اين پديد ه نشان داده اند كه تغييرات سرعت بوسيله افزايش تنش و بدنبال آن ترك خوردگي ريز و درشت ، به وقوع مي پيوندند. در فاصله زماني ما بين لحظه اي كه اختلاف در سرعت امواج s,p شروع افزايش مي كند ولحظه اي كه در آن زلزله اتفاق مي افتد در حدود ۰% مدت زماني است كه طي آن تغيرات سرع مشاهده مي شود .I.ersesov, savarensky از اتحاد شوروي در طي گزارشش به كنفرانس يونسكو در سال ۱۹۷۶ اشاره نمودند كه مسئله پيش بيني زلزله مي تواند به طور موفقت آميزي به چندين روش حل شود .يكي از مطمئن ترين روش ها عبارت از شيب تغييرات فشار حفره اي در چاهها واندازه گيري تغيير شكل هاي پوسته به وسيله تغيير طول لنچ هاو شيب لنچ ها ، با استفاده از روش هاي شكل شناسي زمين و زمين پيما يشي مي باشد .

اين روش بوسيله رصدها انجام شده در ژاپن در سال۱۹۴۴ ،كه در آن موقع چند ساعت قبل از زلزله Niigata دستگاههاي حساس تغيير طول نسبي عمودي ،كرنش هاي كشش غير عادي در حدود ۱۰-۵ در فاصله به طول ۱۰ KM ثبت كردند به نحوي اثبات مي شود . روش ديگر مطالعه بيشتر شدن زلزله اي كوچك است كه مدتي قبل از زلزله اي بزرگ اغلب ممكن است تغييرات قابل ملاحظه اي بكنند . ممكن است سرعت هاي امواج ‍P وS مصنوعي ناشي از انفجار صوتي كه اين امواج در سر راه خود ايستگاههاي لرزه نگاري از كانون زلزله بگذرند ،در آن فاصله زماني به طور مشابهي تغيير بكنند . در طيف ارتعاش نيز ممكن است تغييراتي رخ بدهد .

روش كاملاً مطمئن عبارت از مطالعه تغييرات در ميدان هاي الكتريكي ومغناطيسي در مناطق زلزله مي باشد.
در ژاپن ،نقشه برداري مغناطيسي زمين از سال ۱۹۱۲ م. اجرا مي شود . در طي زلزله ۲۱ دسامبر ۱۹۴۶ Nankaido تغييرات مشخصي در ميدان مغناطيسي زمين مشاهده شد . مطالعه پشت در آمدهخ ها ي زمين شناسي ، راه امير بخشي در پيش بيني زلزله مي باشد . اين روش كه توسط متخصصاني از تاشكند پيدا شده است ، بر اين حقيقت استوار است كه آناليز وپوتيك گازهاي بي اثر و ساير مواد شيمايي داخل چاهها قبل از زمين لرزه هاي بزرگ، تغيير قابل ملاحظه اي مي نمايند . اعتبار اين روش در طي زلزله ۱۹۶۶ تاشكند به اثبات مي رسد

.امروزه براي تحقق كاربرد آن سعي بيشتري انجام مي شود. بر طبق نتايج تحليل آماري انجام شده توسط S.Fedotov ،اتفاقات زلزله اي حادث در يك ناحيه در چرخه زلزله خيزي زماني معين قرار مي گيرند . با به كار گيري اين روش زلزله شناس هاي روسي قادر شده اند براي منطقه Kurid-kamchutka براي ۳۰ سال آينده پيش بيني زلزله اي پيدا كنند – خوب عمل نمودن اين پيش بيني هم اكنون بوسيله چهار زلزله بزرگ با بزرگي بيش از ۵/۷ ريشتر به اثبات رسيده است .اخيراً تعداد زيادي زلزله داخل وخارج اتحاد شوري اتفاق افتاده است كه پيش بيني هاي مختلف را تأييد مي كنند . با وجود اين ، علي رغم نتايج اطمينان كني از اين نوع ، متدهاي فوق الذكر هنوز تا آن جا كه به اعتبار ،اطمينان ، و كاربردشان مربوط مي شود ، نياز به دلايل بيشتري دارند ،بدين دليل ،هنوز نمي توانيم از راه حلي كم وبيش آماده براي مسئله پيش بيني زلزله صحبت كنيم ، با اين حال ،حتي امروزه مي توانيم كاملاً با اطمينان ادعا كنيم كه تحقيقات گسترده اي كه در اين زمينه خيلي از ممالك روي زمين انجام مي گيرد به زودي تكميل خواهندشد .

منشأ علل زمين لرزه ها :
I.. Mushketiv يكي از بيناينگذاران زلزله شناسي در روسيه ، در سال ۱۸۸۸ نوشت : ( زلزله هميشه بلائي براي نوع بشر بوده و ياد آور وحشت زيادي مي باشد ، و به اين ملت است كه بشر هميشه مستعد پذيرفتن آن هابه عنوان تنبيه آسماني براي گناهانش بوده است ، يا آن را به نوعي افسونگري شيطان ، ياهوس هيولالي زير زميني نسبت داده است ، با وجود اين درساليان قديم ، مردمان روشنفكر سعي كردند طبيعت زلزله ها را با مربوط كردن آن ها به ساير پديده ها محيط اطراف توضيح دهند .

اگر چه راهي كه آن ها ارائه مي دادند به دور از واقعيت بود ، ولي درك اين واقعيت كه دستگاه حاكم بهشت وجهنم در اين مورد مسئوليتي ندارد ( عليرغم اعتقاد عمومي كه تا قرن نوزدهم پا بر جا بود ) كار بزرگ برجسته اي بود – جالب توجه است كه يكي از اولين كساني كه زلزله رامرتبط به پروسه هاي داخل زمين دانست، دانشمند بزرگ روسي (۱۷۶۵-۱۷۱۱) M.Comonsov بود وي در كتاب هايش به نام هاي ( سقمي در مورد پيدايش فلزات دراثر تكان هاي زمين ) (۱۷۵۷)و« در باره لايه هاي زمين » (۱۷۶۳) Lomonosov مفاهيمي راارائه نمود كه تا بدين روز صحت دارند

.علاوه بر اينها ، او رابطه بين زمين لرزه ها و كوهزايي رامحرز ساخت ، فرايندي كه نتيجه فعاليت هاي بي پايان اعماق داخل زمين است .كاملاً مناسب ،درك طبيعت زلزله ها هميشه به طور تنگاتنگي به مطالعات ساختمان داخل زمين مربوط شده است . تاچندي بيش ،عملاً وسائل آزمايشي براي مطالعه پروسه هاي آن ،كسب اطلاعات تجربي مهمي گرديده است كه اين اطلاعات زلزله شناس ها را قادر مي سازد بعضي مفاهيم اصلي مربوط به ساختمان زمين را فرموله نمايند . با اين همه ،حتي امروز، اعتبار دانش وعلم در محدوده فرضيات كم وبيش اثبات شده قرار دارد .

بالاتر از همه اين امر را مي توان بدين حقيقت نسبت داد كه هر چند شيوه هاي حفاري امروز پيشرفته بوده وزمان كمي مي برند ، با اين حال به كارشناسان امكان برداشتي نمونه هايي از عمقي بيشتر از ۱۵ كيلومتر از داخل جسم زمين را نمي دهند . باتوجه به اينكه فاصله مابين سطح تا مركز كره زمين در حدود ۶۳۷۰ كيلومتر مي باشد ،روشن مي شود كه تقريبا جسم زمين ناشناخته مانده است .

مسئله را مي توان به طور كم وبيش رضايت بخشي به وسايل توسل به ساير روش ها ،و بالاتر ا زهمه روش ها ي ژنوفيريكي ( زمين فيز يكي ) بررسي كرد .ولي متأسفانه مادامي كه تفسير نتايج موجود اغلب متناقض مي باشند ،هيچكدام از آن ها نمي توانند به سوالات مطروحه جواب قطعي بدهند . يكي از معتبرترين روش هاي ژنوفيزيكي ، نقشه برداري لرزه اي است ، اين روش اساساً عبارت از اندازه گيري سرعت هايي است كه امواج ارتجاعي با آن سرعت ها در لايه هاي مختلف زمين منتشر مي شوند

. خيلي بديح است كه سرعت انتشار امواج ارتجاعي به نوع موج وچگالي وسختي محيط هايي كه در آن ها امواج منتشر مي شوند . بستگي دارد .بنا براين مي توان با ايجاد وامواج ارتجاعي در داخل زمين ( مثلاً) به وسيله انفجار )( و اندازه گيري زمان انتشار امواج بيشتر و ( باز تابش ) بوسيله لرزه نگارهايي كه در فواصل مختلفي از منبع تحريك ها در داخل زمين تعبير شده اند ،ضخامت لايه هاي را كه امواج از آن ها عبور كرده اند ، ارزيابي كرد (امواج باز تابش در فصل مشترك لايه هايي كه چگالي هاي متفاوتي دارند ،پديد مي آيند .)

علاوه بر نقشه برداري لرزه اي ،ژنوفيزيك روش هاي ديگري را نيز كه مشتمل بر سنجي ومغناطيس سنجي مي شوند، در دسترس دارد كه به طور مشابه در اكتشاف داخل زمين مفيد بوده و اغلب به همراه نقشه برداري لر زه اي ، براي تكميل وكنترل يكديگر بكار گرفته مي شوند . در ساير روش هاي ژئوفيزيك فوقا الذكر است كه محققين قادر شده اند ثابت كنند كه زمين يك جسم چند لايه مي باشد در حقيقت ، آن ها دريافته اند كه زمين از يك رشته پوسته هائي كه از نظر كاني شناسي ،چگالي ،خواص ارتجاعي ، حرارت ، وفشار با يكديگر متفاوت هستند ،تشكيل مي شود .

بررسي سطح زمين نشان داده است كه زمين در حال حركت مي باشد ، به طوريكه بعضي قسمت هاي پوسته فرورفته وبعضي بالا مي آيند .همچنين كشف شده است كه پوسته حركت افقي مي نمايند. تمام اين روند ها معمولاً به نام Diastriphism ( تحولات زمين ) يا حركاتي تكئونيكي خوانده مي شوند ( از لغت يوناني تكتويس به معني سازنده ) تا سال C0Eliede Beaumont . 1852 مطرح مي كرد كه زمين سرد شده و در نتيجه منقبض مي شود . با اين همه ،فريضه انقباض با پايان قرن نوزدهم به اين دليل قادر به توضيح نبوده خيلي از پديده ها ( بخصوص ، چرا به جاي اينكه حركات تكنونيك در سر تا سر كره زمين رخ بدهند ،بطور موضعي ومحلي اتفاق مي افتند )، تا اندازه زيادي فراموش گرديد.

M.Usow ,V Obruchev از كشوراتحاد جماهير شوروي و W.Bacher از ايالات متحده آمريكا چيزي را كه هم اكنون تحت عنوان فرضيه ضرباني ناميده مي شوند. مطرح كردند كه بر طبق آن زمين دايماً به نوبت منبسط ومنقبض مي شود . بر طبق نظريه ضرباني ،انقباض موجب حركت پوسته اي مخصوصاً در نواحي چين خوردگي شده ، درصورتي كه انبساط موجب شكستگي پوسته اي مي شود .در سال ۱۹۲۲ ( چند سال قبل از آنكه فريضه انقباض بوجود آيد ) مطرح شد كه در داخل زمين جريان هاي همرفتي ( كتوكسيوني ) رخ مي دهند .

برطبق اين نظريه ،حركات تكتونيك بواسطه جرم ها تحت تفريق گرانشي ( ثقلي) مواد با دانسته هاي مختلف كه خود دراثر اختلاف در درجه حرارت بوجود مي آيد ، توليد مي شود . به عبارت ساده مطرح گرديد . كه همرفتي در گوشه حرارت رابه كار مكانيكي جابجايي قاره ها وكوهزائي تبديل مي كند، مدت ها قبل ملاحظه شود كه سواحل شرقي آمريكاي شمالي وجنوبي وسواحل غربي اروپا وآفريقا از نظر شكل به طور فوق العاده اي شبيه هم بوده ومانند دو قطعه نر وماده با همديگر جفت وجور مي شوند .

بنا براين ، مطرح گرديد كه درحدود ۲۰۰ ميليون سال قبل آن ها يك خوشه ابر قاره وسعي به نام Pangea را تشكيل مي دادند كه توسط تنها يك اقيانوس نام درياي Tithys احاطه مي شده و اينكه بعداً ( درحدود ۱۳۵ ميليون سال قبل ) Pangea به چند قسمت تقسيم گرديده وخوشه قاره هاي شمالي به نام Lavrasia و خوشه قاره هاي جنوبي به نام Gindwanaland راتشكيل دادند .Gonduanaland,Laurasia حركت كرده از همديگر فاصله گرفتند وفاصله بين آن دو اقيانوس پر شد . وجالب توجه است كه جابجايي قاره اي بطور آهسته ، حتي امروز نيز ادامه دارد

.هر گسلي را نمي توان در روي سطح زمين رد يابي كرد . عده اي از گسل ها براي مدت زمان خيلي درازي ممكن است غير فعال باقي بمانند . همچنين ،ممكن است گسل هايي وجود داشته باشد كه در اعماق داخل پوسته وگوشه بالائي قرار گرفته وهرگز تا سطح زمين بالانيايند و در نتيجه هنوز براي دانشمندان ناشناخته باشند .

عليرغم كاربرد مشهور تئوري امروزي تكتونيك صفحه اي ،هنوز براي اثبات علل ها جابجائي صفحات كارهاي زيادي بايد انجام شود . در اين رابطه ،منصفانه خواهد بود كه بپذيريم گروهي از دانشمندان در احتمال وجود صفحه وجابجايي قاره اي قابل ملاحظه شك كرده و از تئوري ديگري دفاع مي نمايند كه در آن موقعيت قاره ها ثابت فرض مي شود . در طرف مقابل ، آن ها نيز قبول دارند كه پيوستگي پوسته زمين به وسيله آنچه كه كمربندهاي ناو زميني ( ژنوسينگينال ) ناميده مي شوند بانواحي فرو زميني نشان ، گودالها وگسلها كه در يا در امتداد آن ها سنگ ها به تدريج تغيير شكل مي دهند ،به هم مي خورد .

وجود شبكه جهاني كمربندهايي اخيراً به وسيله مشاهده از خارج كره زمين ،تأييد شده است .

احتمال خطرزلزله :
در صورتيكه سازه اي يا فنداسيون آن مي تواند شرايط از پيش تعيين شده معيني بدون از دست دادن بيش از اندازه ظرفيب بار بري ، پايداري ،خواص حياتي ديگر وظيفه خود را انجام دهد گفته مي شودكه سازه يا فنداسيون آن به حد كافي قابل اطمينان مي باشد . كميت هايي كه توانايي مقاومت سازه در برابر بارها ، تأثيرات جوي ، يا حمله به وسيله محيط هاي خورنده رامشخص مي سازند، خيلي شبيه خود اين فاكتورها ، آماري نمي باشند ،اگر چه درتحليل مهندسي ممكن است به عنوان آماري تلقي شوند .

چون اين كميت ها تابع فاكتورهاي تصادفي زيادي مي باشند ،بنا براين تخمين كمي آنها هميشه متضمن عنصر احتمالي معيني باشد كه مقايسي از انحراف هاي احتمالي از مقادير پذيرفته شده طرح را مي دهد . بار ، باد، و ساير بارهاي زنده ، مثالهايي از بارهايي هستند كه ممكن است بعنوان كميتهاي تصادفي يا تابعهاي تصادفي از زمان ومختصات فضايي در نظر گرفته شود.

K/P توضيح خسارت P
05/4 خسارت جزئي ( ترك هاي نازك در گچ بري ها ) ۱
۱۵/۴ خسارت قابل ملاحظه‌( ترك هاي ديواري و در گچ بري ها ) ۲
۰/۵ شكست ( ترك هاي بزرگ در ديوارها و ريزش جزئي ) ۳
۵/۶ فرو ريختگي كامل ( خرد شدن ديوارها وسقف هاي طبقات ) ۴

مختصري در باره طبيع ومشخصات زلزله ها :
مطاله زلزله هاو ساختمان داخلي زمين ،زلزله شناسي ( لرزه شناسي ) خوانده مي شود . واژه لرزه شناسي كه از لغت يوناني (Seimsmos) به معني زلزله گرفته شده است. براي اولين مرتبه در حدود سال ۱۸۸۹ توسط ROBENT.MALLET دانشمند و مهندس ايرلندي به كار برده شده و در روسيه به وسيله A.OLOVE (1889-1840 ) وB.Ghlitsyn وساير دانشمندان بر جسته كمك بزرگي به اين علم شد .قسمتي از زمين شناسي كه به مطالعه پديده هاي زلزله در رابطه باساختمان سازي مقاوم در برابر زلزله مي پردازد ،تحت عنوان زلزله شناسي سازه اي ناميده مي شود علاوه بر اينها ،زلزله شناسي ساختماني به موقعيت نواحي از نظر زلزله و پيش بيني مشخصه حركت زمين مربوط مي شود .

آشنايي با چند مورد از زلزله اي رخ داده در ايران :
از زلزله رودبار : زلزله ۳۱ خرداد ۶۹ در استان گيلان و زنجان در ساعت ۳۰ دقيقه بامداد به وقت ايران وساعت ۲۱ به وقت گرينويچ در رود بار وتوابع آن درشمال غرب زنجان وتوابع آن به مروده ي شعاي ۱۰۰ كيلومتري خسارتهاي مالي و جانبي به دنبال داشت ، اين زلزله ۳۷۰۰۰ نفر كشته و ۱۰۰ هزار واحد ساختماني تخريب شده و ۴۰۰۰۰۰ بي خانمان بر جا گذاشت . اين منطقه ازتوان لرزه جنوبي بالايي برخوردار است ومطابق نقشه ي خطر زمين لرزه ي ايران در معرض تخريب متوسط VII قرار دارد و در ۱۰۰۰ سال اخير ۱۶ زلزله با بزرگي بيش از ۵ اتفاق افتاده و به طور كلي تا ۹ روز پس از وقوع زلزله ۱۷ پس لرزه با بزرگي بيش از ۴ و ۳۵ مورد تا ۴ ماه پس از آن با بزرگي بيش از ۴ ثبت و گزارش شده است.

تأثيرات ناحيه اي : اين زمين لرزه در تهران موجب وحشت شده و ۵ كرماين تخمين زده شد . در خانمان موجب ريزش تعدادي از ساختمانها و وارد آمدن خسارتهاي مالي شد و در سراب موجب ريزش كوره ي آجري و چندين ديوار گرديد .قزوين وتوابع آن به شدت لرزيدن وموجب شكسته شدن برخي شيشه هاي منازل وتخريب بعضي از واحدهاي مسكوني شد

وچند مجروح به جاي گذاشت .ولي در توابع وروستاهاي كوئين –محور قزوين –رشت – وروستاهاي رودبار است شدت بيشتري داشت در اولين ساعتها ي پس از زمين لر زه تلفات و روستاي اخير الموت ۵۰ كشته ومجروح ودر كوهين وحومه ي قاقازان ۱۶۰ كشت گزارش شده – در استان زنجان ،روستاي آب برو ده شير كه زمين لرزه درآنها شدت بيشتري داشته كاملا تخريب وكشته مجروح بسياري به جاي گذاشته است .

روستاي طالقان دچار خسارت مالي فراواني شده واحشام زيادي به هلاكت رسيدند وتعداد زيادي از منازل مسكوني در ايران گرديده در استان گيلان ، شهرهاي رشت ،رودبار ،لاهيجان ،منجيل بيشترين خسارتها را ديدند به بسياري از منازل مسكوني ،تجاري ،دولتي ، راه ها و پل ها آسيب شديد وارد شد – منبع بزرگ تأمين آب شرب رشت – انزلي وتعداد ي ساختمان و آپارتمان ۷-۸ طبقه ويران شد وكشته و مجروح بسياري بر جاي گذاشت .

سازه هاي مسير منطقه :
كارخانه سيمان ۲۰۰۰ تني خزر در اين مورد ها آسيب نديدند و فقط خرابي در كف سازي آسياب سيمان حدود ۵ سانتي متر وترك خوردگي كف سازي دراين محدوده است كه ناشي از نشت پرشدگي زير كف سازي است .
سد سفيد رود : اين سه از نوع تنبي پايه دار است وداراي ۲۳ پايه ودو قسمت جانبي در محل اتصال به دامنه اي جانبي مي باشد و براي حداكثر شتاب زلزله ي ۲۵% طرح وبراي ۴/۰ نيز كنترل شده است واين زلزله با شتاب ماكزيمم ۷۵/۰ آسيب هايي بر آن وارد گرديده است .
نبردگاه ۳۶۰ گاواتي :حرارتي لوشان : اين نيروگاه كه داراي ۲ واحد ۱۲۰ گاواتي بخاري ديگ واحد ۱۲۰ گاواتي گازي است دچار خرابي هاي سازه اي ،مكانيكي والكتريكي شده است .

۲- فتح آباد قير – فارص ۰ ( زلزله ۱۴ بهمن ۱۳۶۳ )
در ساعت ۲۲ دقيقه بامداد روز ۱۴ بهمن ماه ۶۳ ( ساعت ۲۰ و ۵۲ دقيقه گرينويچ روز ۲ فوريه ۱۹۸۵ ) زلزله اي با بزرگي ۶/۵ ريشتر در شهر ك جديد الاحداث فتح آباد ۰ ۸ كيلومتري جنوب شرقي بخش قير – فيروز آباد فارس ) رخ داد كه باعث مرگ ۵ نفر مجروح شدن حدود ۸۰ نفر گرديد . در اثر اين زلزله تعداد زيادي از ساختمان هاي اين شهرك خسارت ديد وتعدادي به كلي تخريب شد .زلزله پس از يك پيش لرزه قوي به فاصله ۳۰ ثانيه رخ داد كه موجب شد مردم هراسان به خارج ساختمان ها فرار كنند .شعاع منطقه اي كه خسارت ديده شد ، محدود واز ۳ كيلومتر تجاوز نمي كند كه شهرك فتح آباد و درونه آن قرار دارد .