مفسر فقیه و وارسته آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی در سال ١٢٨٣شمسی در خانواده ای اصیل ومذهبی در تهران متولد شد.پدرش مرحوم حاج محمد تقی و برادرش مرحوم حاج آقارضاشاهپوری از تجار متعهد و مورداطمینان دربین بازاریان بودند.مرحوم حاج آقا رضا به انتخاب مرحوم آیت الله العظمی بروجردی تا آخر عمر در سمت سرپرستی مسجد اعظم قم تلاشی مخلصانه وموفق داشت.

مرحوم میرزا پس از تحصیل دوره ابتدایی اخذ گواهی سیکل از مدرسه ثروت تهران برای فراگیری علوم دینی راهی قم شد.پس از چند سال سکونت در آن شهروگذراندن مقدمات وبخشی از سطوح به نجف اشرف رفت. در توقف دو ساله خود در نجف اشرف از محضر اساتیدی چون آیت الله حاج شیخ مرتضی طالقانی ومرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی آملی بهره های علمی واخلاقی فراوانی برد.

با این که تصمیم داشت در نجف بماند وبه ادامه تحصیل بپردازد از والده مکرمه اش نامه ای دریافت کرد که وی را به مراجعت به تهران فرا میخواند لذاعلی رغم میل باطنی اش از آنجا که به گفته خویش (تحصیل را واجب واطاعت از امر مادر را اوجب میدانست) به تهران برگشت وپس از گذشت سه روز از مراسم ساده ازدواجی که قبلا تدارکش رادیده بودند رهسپار مشهد مقدس شده بود واین حدود سال ١٣١٢ شمسی بود.

در مشهد که اینک در آن رحل اقامت افکنده بود پس از پایان تحصیل سطح در محضر مرحوم آیت ا… شیخ هاشم قزوینی در حوزه درس خارج فقه واصول ومعارف مرحوم آیت ا…غروی اصفهانی حاضر می شود وتا پایان عمر استاد نزدیک ١٠ سال از محضر وی مبانی اصولی مرحوم آیت ا… میرزای نایینی وفقه ومعارف اهل البیت (ع) را فرا می گیرد سالیان ملازمت با مرحوم آیت ا… میرزا مهدی در دوران شکل گیری شخصیت علمی واخلاقی او بود مکتب استاد چنان در او رسوخ کرده بود که تا پایان عمر در تبیین وترویج مبانی وخط مشی اعتقادی او کوشش داشت در کتابها ودرسهای خود همواره به تبیین وتفسیر معارف بر اساس اندیشه ای استاد می پرداخت .

ای گلبن جوان بر دولت بخور که من
در سایه تو بلبل باغ جهان شدم
اول زتحت وفوق وجودم خبرنبود
درمکتب غم توچنین نکته دان شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شد

کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
ازآن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمن ز شر فتنه آخر زمان شدم

مرحوم میرزا پس از نیل به مدارج عالیه علوم متعارف حوزه وکسب کمالات معنوی واخلاقی به تدریس وتالیف پرداخت ودر انتخاب موضوع درس همواره به نیاز جامعه ومصلحت مسلمین وطلاب عنایت داشت سالیانی دراز خارج از فقه واصول درس می گفت ومعارف رابراساس آموخته های مکتب مرحوم میرزای غروی تدریس می کرد وبه درخواست طلاب یکی دودوره به تدریس شرح منظومه سبزواری پرداخت وسپس به تفسیر قرآن همت گماشت ودلیل آن را تنها اقتضای مصلحت می شمرد محل تدریس ایشان غالبا مدرس فوقانی مدرسه میرزا جعفر بود وپس از بسته شدن مدرسه در مسجد حاج ملا حیدر درس می گفت در ایراد مطالب بسیار مراقب بود که احترام بزرگان علمی ودینی کاسته نشود واهانت به آنان را گناهی کبیره می شمرد در نقد آراء دیگران نیز به دلیل پرهیز از تنزل مقام ایشان نام فردی را به میان نمی آورد

واگر نا خواسته برزبانش جاری می شد نخست او را به بزرگی وعظمت علمی می ستود وعلو مقامش را می شناسانید سپس در نهایت تواضع به نقد نظر او می پرداخت چنان که یک بار نام مرحوم صاحب جواهر را بر زبان آورد ابتدا به تمجید مقام او می پرداخت ولختی از خدمات علمی وارزش کتاب بی نظیرش (جواهر الکلام) سخن راند آنگاه نقد خود را ناشی از نفهمیدن سخن وی دانست وبرای درک آن از شاگردان مدد خواست اگر از رای ونظر خود عدول می کرد یا در بحث وگفتگو مجاب می شد با شجاعت وصراحت می فرمود ((من اشتباه کردم ویا غلط گفتم)) 

در تالیف نیز تابع وظیفه دینی ومسئوولیت شرعی واجتماعی بود وتخلف وتاخیر در آن را در صورتی که تکلیف را احساس می کرد جایز نمی شمرد از چاپ هیچ کدام از آثار خود بهره مادی نبرد آنچه در چاپ کتاب هزینه کرده بود دقیقا محاسبه می کرد وقیمت کتاب را براساس آن تعیین می نمود وبرای خود هیچ منظورنمی فرمود نام وعنوان خود را برروی جلد نمی نوشت بلکه به عبارت ((تالیف (ج – زارع ) یا (ج) یا (جواد) واین اواخر (جواد تهرانی) اکتفا می کرد وقتی از ایشان سوال شد نام فامیلی شما که زارع نیست چرا برروی جلد کتابتان نوشته اید :تالیف (ج – زارع ) ؟ فرمود : معنوی لغوی زارع را قصد کردم چه (( الدنیا مزرعة الاخرة )) وما در این دنیا زارع هستیم آری مرحوم میرزا دنیای ناپایدار را در پرتو احادیث – کشتزاری می دید وخویشتن را برزیگری که نیک می کارد تا نیک بدرود .

آثار چاپ شده وی که برخی از آنها بارها به چاپ مجدد رسیده است بدین شرح است:
١- بررسی در پیرامون اسلام
٢- فلسفه بشری واسلامی (در بیان و رد مبانی فلسفه کمونیسم )
٣- بهایی چه می گوید ؟(در رد فرقه ضالة بهائیت )
٤- عارف وصوفی چه می گویند ؟
٥- میزان المطالب (٢-١ ) (شامل مباحث کلامی بر اساس قرآن وعترت
٦- آیین زندگی ودرسهای اخلاق اسلامی

مرحوم میرزا در مسایل اجتماعی و رفع حوایج مومنین ورفع گرفتاریهای برادران دینی سعی بلیغ واهتمام جدی داشت.آنچه را از وی برای حل مشکل ویا گرفتاری میخواستند با گشاده رویی ودر حد توان می پذیرفت ودر انجام آن ذره ای کوتاهی نمی کرد حتی اگر لازم بود توصیه ای بکند ویاتلفنی بزند یا نامه ای بنویسد ابدا دریغ نداشت بدین جهت خانه او همیشه مامن خسته دلان وپناه دردمندان ودرماندگان بود.
تدریس وتالیف واشتغالات علمی او را هرگز از توجه به مسئولیتهای اجتماعی باز نداشت ودر توصیه به شاگردان ودوستان همواره رعایت تقوی وبرآوردن نیازهای مردم رایادآوری میکرد .

مرحوم میرزا که پرورده مکتب انسان ساز اسلام وخود مجسمه ای از اسلام وتشیع بود هیچگاه تنها به یک زمینه از دین ومذهب منحصر نبود او وظیفه وتکلیف الهی خود را هم در فراگیری وتدریس علوم دینی جستجو می کرد وهم در حضور در جامعه وتلاش در رسانئن مفاهیم والا وچند بعدی اسلام به زوایای مختلف اجتماع تا بدین حد که به هنگام جنگ شش روزه اعراب واسرائیل روزی دردرس تفسیر گریست وفرمود ((کاش در صحرای سینا بودم وکفش سربازهای مصری را جفت می کردم )) او که به لزوم دگرگونی در ارکان فرهنگی وسیاسی ایران باورداشت در طول مبارزات اسلامی ملت ایران علیه رژیم ستم شاهی از پیشگامان نهضت بود

اطلاعیه های انقلابی او به همراه سایر آیات عظام در مشهد وحضور مستمر در مراسم راهپیمایی واعتراضات وتحصنها از خاطرات فراموش نشدنی روزهای اوج انقلاب در مشهد است پس از پیروزی انقلاب نیز پیوسته از بارزترین چهره های حامی انقلاب بود وچندین بار برای دیدار حضرت امام خمینی (قدس سره) در فرصتهای مختلف به صورت انفرادی یا با هیاتهایی از علما وروحانیون به قم وتهران رفت ازجمله در سال ١٣٥٨ که امام خمینی (قدس سره) برای مدتی به قم مراجعت کرده بودند مرحوم میرزا به همراه جمعی از علماء مدرسین وطلاب حوزه علمیه مشهد برای دیدار با امام رهسپار قم شدند ودر اتاقی که برای سخنرانی در نظر گرفته شده بود مستقر شدند

مرحوم میرزا در میان علمای حاضر در اتاق با قامت خمیده ایستاده وبه عصای خود تکیه داده بود نظر امام به ایشلن جلب شد ودستور دادند صندلی آوردند واز مرحوم میرزا خواستند که روی صندلی بنشیند ایشان به امام تعارف کردند وبالاخره با اصرار امام مرحوم میرزا روی صندلی نشستند وامام ایستاده مشغول سخنرانی شدند واین خود نمونه ای از توجه خاص امام نسبت به مرحوم میرزا بود تایید ها وپشتیبانیهای مکرر مرحوم میرزا از مواضع نظام جمهوری اسلامی در زمینه های مختلف وبه ویژه حضور چند باره او در جبهه های جنگ در آشکار نمودن حقانیت انقلاب سهم به سزایی داشت انس ومبحت او با جوانان بسیجی چنان تاثیری در آن جوانان می نهاد که عزم آنان را در ادامه نبرد دو چندان می کرد به جوانی بسیجی که اصرار داشت همراه مرحوم میرزا عکس بگیرد فرمود مشروط به اینکه در قیامت از (جواد) شفاعت کنی .

اقدامات ایشان:
اولین خیریه درمانی مشهد به نام درمانگاه بینوایان با اشاره ومساعدت ایشان وجمعی ازدوستان پزشک وی در سال ١٣٣٤ تاسیس وراه اندازی شد وخود هر هفته یک شب در جلسه هیئت مدیره آن شرکت می کرد وبرای آنان درس تفسیر می گفت.
تاسیس نخستین صندوق قرض الحسنه ایران که در سال ١٣٤٢ در مشهد آغاز به کار کرد با تائید ومساعدتن ایشان صورت گرفت این موسسه هم اکنون به صورت مجموعه ای شامل صندوق قرض الحسنه وفروشگاه تعاونی وکتابخانه جهت ارائه خدمات فرهنگی ورفاهی به طلاب وروحانیون حوزه علمیه مشهد ودیگر اقشار مردم فعالیت چشمگیر وموفقی دارد.

روش تفسیری استاد :
عالم جلیل القدر آیت ا… میرزا جواد آقا تهرانی با قرآن کریم پیوندی عمیق داشت ایشان چشم وچراغ اهل معنی بودند استاد یک دورونیم قرآن را در حوزه علمیه مشهد تفسیر کردند ودر درسهای تفسیری خود روشهای ویژه ای داشتند از جمله:

١- فهم روشن از آیات :
استاد پس از تلاوت آیه مورد نظر با بیان شان نزول ومعنای واژه ها وترجمه وتوضیح ارتباط آیه با آیات قبل وبعد هدف اساس وخاصی رادر نظر داشت وآن هدف عبارت بود از اینکه از آیه معنای روشنی در ذهن مخاطب ترسیم گردد که با شنیدن بیانات استاد بتواند مفهوم آن را فهمیده وبفهمند که این آیه در چه موضوعی نازل شده وچه هدفی را در بر دارد

٢- تنظیم مطالب قبل از تدریس :
استاد قبل ازتدریس همه مطالب را یاداشت می کرد خیلی جدی وحساب شده درس را عرضه می داشت در اقوال مفسران واحادیث هیچگاه از حافظه استفاده نمی کرد آنقدر محتاط ودقیق ونکته سنج بود که اعتماد شخص صددرصد به مطالب ایشان جلب می شد
٣- توجه به اقوال مفسران:
به اقوال مفسران توجه داشت وبااحترام بدانها مینگریست به خصوص مفسرانی چون علی بن ابراهیم چون معتقد بود مطالب ایشان از متون رویات برگرفته شد ه است ودر نقل قولها تمامی جوانب احتیاط را رعایت میکرد.
٤-میدان بحث و گفتگو:
درس استاد فضایی آزاد برای بحث وگفتگو،خفض جناح،حسن خلق وسعه صدر بود هر گاه شاگردان مطلبی رامتوجه نمی شدند با اطمینان خاطر از استاد سوال میکردند چون نه تنها استاد ناراحت نمیشدند بلکه خوشحال هم اطاعت میشدند ونیز در برابر اشکالات بی مورد هیچ گاه از خود واکنش نشان نمی دادند ونیز اگر کسی در کلاس مطلب مفید و خوبی ارائه میکرد با کلماتی همچون احسنت وآفرین وی را تشویق میکردند.
٤-تبیین معارف:
تبیین وشناخت معارف در مکتب استاد بر دو پایه اساسی استوار بود:
الف:معارف دینی می بایست از منبع وحی وخاندان عصمت وطهارت سرچشمه میگرفت نه از مکتبها وفلسفه های بشری .
ب:چون دین مطابق فطرت است وفطرت بهترین ونزدیکترین راه شناخت حقایق ومعارف است فطرت از جایگاه والایی در تعالیم استاد برخوردار بود وضمن اینکه ایشان در هنگام ضرورت از برهان واستدلال کمک میگرفت ولی در نهایت باتکیه بر فطرت بود که معارف واعتقادات بررسی میشد.