زير ساخت‌هاي آموزش مجازي

چكيده:
بدون در نظر گرفتن زيرساختهاي آموزش مجازي و اهداف آن، نمي توان به پياده سازي و اثربخشي آن اميدوار بود. لازم است قبل از هر گونه تصميم گيري، اين زير ساختارها را شناسايي و سپس نسبت به پياده سازي آن در راستاي اهداف آموزش مجازي اقدام نمود. شايان ذكر است اهداف آموزش مجازي با آموزش از راه دور اگر چه سنخيت دارد ولي متفاوت مي باشد.
بحث آموزش مجازي در ايران جزو بحثهاي روز است و اكثر صاحب نظران در اين باره اظهار نظر مي كنند. اما در مورد آموزش مجازي اگر بخواهيم اصولي به آن بپردازيم بايد به يك سري نكات كه زير ساختهاي آن هستند توجه كنيم، اين زير ساختها عبارتند از:

۱- زير ساختهاي “مخابراتي” كه هر چند در ايران امكانات مخابراتي مطلوب نيست ولي با ورود تكنولوژيهاي نوين در آينده نزديك اين ضعف برطرف خواهد شد و به احتمال قوي اين بخش جلوتر از ساير بخشهاي آموزش مجازي خواهد بود ولي متاسفانه در حال حاظر اساس كار آموزش مجازي را بر همين نكته يعني تهيه سخت افزار و ايجاد ارتباطات مخابراتي گذاشته اند.
۲- دومين مسئله ” فنون همكاري” و يكي از مهمترين زير ساختها است. اين مبحثي است كه اروپائيها خود حتي بيشتر از مفاد آموزشي روي آن تاكيد دارند. به عنوان مثال فردي كه پشت كامپيوتر نشسته و از طريق اينترنت در رشته اي دكترا گرفته است يعني فردي كه ارتباطات اجتماعي نداشته چگونه ميتواند فردا مدير موسسه يا سازماني شود كه ۳۰ يا ۴۰ نفر كارمند دارد و آن را هدايت و رهبري كند. “فنون همكاري” حتي در بخش مطالعات دسته جمعي و همكاري روي متون در درسها هم مطرح است.

۳- نكته بعدي ” مفاد آموزشي” است. مفاد آموزشي در آموزش مجازي با آموزش سنتي كاملا متفاوت است و با همين مفاد اگر بخواهيم آموزش مجازي راه بيندازيم اشتباه محض خواهد بود. مفهوم آموزش مجازي، تنها تبديل متون درسي سنتي به متون كامپيوتري نيست، در آموزش مجازي ۴۰ يا ۵۰ درصد متن آموزشي از طريق استاد ارائه ميشود و بقيه درس از طريق همكاري و ارتباط دانشجويان تعيين و تدوين ميشود يعني موضوع اصلي را استاد ميگويد و بقيه موارد از طريق ايده ها، كارها، پژوهشها و تحقيقهاي خود دانشجويان تكميل ميشود. بر همين اساس اينجا بار ديگر بحث “فنون همكاري” مطرح ميشود. اگر دانشجويان با يكديگر همكاري نداشته باشند آموزش مجازي موفق نخواهد بود. در حال حاظر يكي از مشكلات ما در دانشگاهها همين است كه كارهاي پژوهشي بسيار كم صورت ميگيرد و موفقيتهايي هم كه صورت گرفته، بيشتر صورت گرفته است. در آموزش مجازي بخش اصلي مبحث مطرح شده در كلاس را دانشجويان تعيين ميكنند به طوري كه به عنوان مثال مباحث صورت گرفته يا تحقيقها و پروژه هاي انجام شده روي يك واحد درسي در ترمهاي بعدي متفاوت است.

به روز آوري اطلاعات
اطلاعات و مباحث انجام شده كاملا به روز و بر اساس ابداعات واكتشافات صورت گرفته است يا پيشرفتهايي كه در آن زمينه به وجود آمده خواهد بود. بدين ترتيب گروههاي تحصيلي با هم متفاوت خواهند بود، به عنوان مثال در درسي مثل كامپيوتر شايد گروهي علا قمند به كار در زمينه نرم افزار، عده اي سخت افزار و عده اي در زمينه “دادهها” باشند. بنابر اين مفاد آموزشي نيز كاملا متفاوت خواهد بود.
هدف آموزش مجازي، تبديل آموزش سنتي به مجازي نيست بلكه آموزشهاي تخصصي با شيوه هاي مدرن است. شعار آموزش مجازي آموزش براي همه كس و براي همه سنين است. ما بايد ببينيم امكان ارائه چه چيزهايي از طريق آموزش سنتي وجود ندارد كه آنها را از طريق آموزش مجازي ارائه كنيم. ما بايد از امكانات در جهت بهبود، نه جايگزين كردن آنها استفاده كنيم.

بعضي از كشورها كه مشكل كمبود دانشجو دارند آموزش مجازي را جايگزين آموزش سنتي كرده اند، چون مقرون به صرفه نخواهد بود براي درسي با دو نفر در يك منطقه كلاس داير كنند و استاد بفرستند، اما در ايران ما مشكل تراكم دانشجو داريم و با اعزام يك استاد پروازي به دورترين نقطه، امكان تشكيل كلاس با ظرفيت كامل هست. پس ما نبايد آموزش مجازي در ايران را از روي آموزش مجازي كشورهاي غربي كپي برداري كنيم، چون هدف ما متفاوت از هدف آنهاست.
هدف آموزش مجازي در ايران بايد روي دروس و رشته هايي متمركز شود كه امكاناتمان كمتر است و يا سيستم آموزش سنتي ما جوابگو نيست.