سياهک ذرت CORN SMUT
سياهک ذرت يکي از گسترده ترين و شايع ترين بيماري هاي ذرت در مناطق ذيرکشت اين محصول مي باشد. تنها گياه ديگري که به اين بيماري مبتلا مي شود شبيه ذرت بوده و تئوسينت (Teosinte) نام دارد. هنگاميکه اين پارازيت وارد و در محلي مستقر شود با توليد اسپورهاي بادوام و بيشمار براي هميشه در آنجا باقي خواهد ماند.

اهميت اقتصادي: متوسط خسارات ناشي از سياهک ذرت به ندرت از ۲% تجاوز مي نمايد. اين بيماري عموماً در نواحي گرم و نسبتاً خشک خسارت زيادتري مي رساند. محل گالها روي گياه و زمان توسعه آن در ميزان خسارت بيماري روي محصول تأثير مي گذارد.
علائم بيماري: گالهاي سياهک روي هر قسمت از گياه که بافتهاي جنيني يا روياني embryonic tissues ظاهر گردد بوجود مي آيد. اين گالها ممکن است روي ساقه، برگ، جوانه هاي جانبي، خوشه و گل آذين نر، ايجاد گردند. قطر گالها ممکن است به ۱۰ سانتيمتر يا حتي بيشتر برسد. گالها معمولاً در ابتدا متمايل به سبز بوده و سپس به رنگ خاکستري روشن تا سفيد درمي آيند.

با شروع رسيدن گالها تليوسپورها تشکيل و بافت داخلي گال رفته رفته تيره تر مي شود. غشاء خارجي سفيدرنگ گال تا رسيدن تليوسپورها سالم مانده، و سرانجام با پاره شدن اين غشاء توسط توده سياهک که از تليوسپورهاي سياه رنگ تشکيل شده آزاد مي گردد.
گالهاي ساقه ممکن است سبب کاهش محصول و اغلب انحناء و خميدگي ساقه گردند. گالهاي روي برگ اغلب در امتداد رگبرگ اصلي تشکيل شده و پيچيدگي برگها را موجب مي گردند. در آلودگي خوشه و سنبله بافتهاي دانه و گل نر به ترتيب به وسيله گال جايگزين مي شوند.

با تشکيل گالها در بالاي خوشه ها مقدار محصول به طور قابل ملاحظه اي تقليل مي يابد. گالهاي بزرگ معمولاً کاهش محصول بيشتري را موجب مي شوند. آلودگي گياهچه هرچند به ندرت صورت مي گيرد، اغلب کوتولگي و مرگ گياه را باعث مي گردد.
عامل بيماري: Ustilago maydis (DC.) Cda. .

اين قارچ متعلق به رده بازيديوميست زير رده هتروبازيديوميست و خانواده يوستيلاجي ناسه (Ustilaginaceae) است. قارچ عمدتاً به صورت بين سلولي و ديکاريوتيک (هر سلول داراي دو هسته جدا از هم) است. تليوسپورها (کلاميدسپورها) نيز ديکاريوتيک بوده و کروي يا بيضي شکل، برنگ سياه با تعداد زيادي زوائد خارمانند هستند. تليوسپورها داخل ديواره رشته هاي هيف در درون گالها تشکيل مي شوند. با جوانه زدن تليوسپورها، بازيديوم (پروميسليوم) بوجود مي آيد. بازيديوم، داراي ديواره عرضي بوده وروي آن “بازيديوسپور” شفاف و بيضي شکلي تشکيل مي شود. بازيديوسپورها با روشي شبيه به مخمرها به طور فراوان جوانه مي زنند.

تليوسپورهاي اين قارچ در توده هاي اسپوري بزرگي تشکيل مي شوند. قبل از جوانه زدن تليوسپورها، دو هسته داخل آنها با هم ترکيب شده و به دنبال آن بلافاصله تقسيم با کاهش کرموزومي (ميوز) انجام گرفته، و در نتيجه ۴ بازيديوسپور يک هسته اي در طرفين بازيديوم بوجود مي آيد. بازيديوسپورها ممکن است به طور مکرر جوانه زده و بازيديوسپورهاي ثانوي را توليد نمايند.
بازيديوسپورها، يا بازيديوسپورهاي ثانوي، ممکن است با هم جفت شده و ميسليوم ثانويه را که ديکاريوتيک و قدرت بيماري زائي دارد توليد نمايند. بازيديوسپورها همچنين ممکن است توليد هيف هاي منوکاريوتيک (يک هسته اي) نازکي، بنام ميسليوم اوليه بنمايد که قادر است مستقيماً به داخل سلول هاي اپيدرم نفوذ نمايد.

ميسليوم اوليه معمولاً فقط قادر به رشد محدودي در گياه بوده مگر اينکه بين رشته هاي هيف نژادهاي سازگار تماس و سپس ترکيب صورت گيرد. با جفت شدن ميسليوم هاي اوليه، ميسليوم ثانويه به وجود مي آيد که ديکاريوتيک و بيماري زا بوده و بزرگتر از ميسليوم اوليه مي باشد.
سيکل بيماري: منبع اصلي ماده مولد آلودگي اوليه بازيديوسپورهائي است که روي بقاياي گياهي و يا در خاک توليد شده و همراه با باد و آب پراکنده مي شود. سازگاري قارچ به زندگي ساپروفيتي و تکثير آن روي بقاياي گياهي و مواد آلي زمينه مساعدي را براي توليد ماده مولد آلودگي فراهم مي سازد. درصد کمي از ماده مولد آلودگي اوليه نيز از تليوسپورهايي است که در سطح بذور آلوده قرار دارند.

رشته هاي ديکاريوتيک ميسليوم هاي ثانويه به صورت بين سلولي گياه را مورد حمله قرار مي دهند. سلول هاي اطراف اين رشته ها و همچنين سلول هايي که در فاصله اي از آنها قرار دارند تحريک شده با ايجاد هيپرتروفي و هيپرپلاسي در آنها گال بوجود مي آيد. هرچند گياهچه ها ممکن است به طور سيستميک آلوده شوند ولي در گياهان مسن تر آلودگي موضعي خواهد بود. رشته هاي ميسليوم در گالها به صورت بين سلولي باقي مانده ولي درست قبل از تشکيل اسپور به سلول هايي که در آنها هيپوتروفي و هيپرپلاسي بوجود آمده، حمله مي نمايند.

سلول هاي ميزبان با حمله ي قارچ، فروريخته و مي ميرند و محتويات داخل آنها به مصرف رشد و توسعه قارچ مي رسد. بيشتر سلول هاي ديکاريوتيک رشته هاي هف تبديل به توده هاي سياه و پودرمانند تليوسپورهاي ديکاريوتيک مي شوند. با پاره شدن غشاء نازک روي گالها تليوسپورها آزاد شده و همراه با جريان باد پراکنده مي گردند.
تليوسپورها در بقاياي آلوده گياهي و خاک زمستان گذراني مي نمايند. استفاده از ماشين هيا برداشت ذرت عملاً موجب افزايش مقدار ماده مولد آلودگي روي بذرها مي شود.

جوانه زدن تليوسپور توليد بازيديوسپورها تحت شرايط مناسب روي بقاياي گياهي و مواد آلي داخل خاک صورت مي گيرد. تليوسپورها قادرند شرايط نامناسب را تحمل نمايند. تأخير در جوانه زدن بخشي از جمعيت اسپورها موجب طولاني شدن دوره فراواني ماده مولد آلودگي مي شود. بافتهاي جنيني تمام قسمت هاي هوائي نسبت به آلودگي حساسند.
کنترل: استفاده از هيبريدهاي نسبتاً مقاوم تنها راه مناسب براي کنترل سياهک ذرت است. هيچ واريته و يا هيبريدي کاملاً مصون از بيماري نيست. هرچند عمليات بهداشتي و استفاده از تناوب زراعي انتظار مي رود که وسيله اي جهت کنترل بيماري باشد،

ولي اغلب در نواحي وسيع زير کشت ذرت به علت پراکنده شدن بازيديوسپورها، همراه با جريان باد تا فواصل زياد عملاً اين راه ها نقش مهمي را در کنترل بيماري ندارند.
سياهکهاي آشکار گندم و جو LOOSE SMUTS OF WHEAT AND BARLEY
سياهکهاي آشکار گندم و جو خيلي به هم نزديک بوده و از نظر سيکل بيماري و نحوه کنترل متشابه مي باشند، ولي عامل بيماري در هر محصول نمي تواند محصول ديگر را مورد حمله قرار دهد.

هر دو بيماري در مناطق غله خيز که آب و هوا به هنگام تشکيل گل و خوشه خنک و مرطوب باشد شيوع و گسترش دارند. گياهان سياهک زده چون دانه اي توليد نمي کنند، لذا موجب کاهش محصول مي گردند.
علائم بيماري: سنبله هاي گل در گياهان سياهک زده زودتر از گياهان سالم ظاهر مي شوند. در گياه آلوده اندام هاي گل تماماً از بين رفته و تبديل به توده سياهک مي گردند.

اين توده ها در ابتدا به وسيله غشاء ظريفي پوشيده شده که با پاره شدن آن توده پودري سياه رنگ که از اجتماع تليوسپورهاي (کلاميدسپور) ديکاريوتيک تشکيل يافته نمايان مي گردد اين عمل همزمان با به گل رفتن گياهان سالم است. بعد از آزاد شدن و پراکندگي تليوسپورها به وسيله باد فقط محور مرکزي خوشه باقي مي ماند که بلندتر از خوشه هاي گياهان سالم اطراف ديده مي شوند. بذوري که از گلهاي آلوده به وجود مي آيند ظاهرا طبيعي بوده و نمي توان آنها را از بذور سالم در ظاهر تشخيص داد.