مقدمه
امرزوه مشهد اگرچه باعث رفاه راحتي انسانها شده است،ليكن معضلات خاصي را نيز به دنبال داشته است،هرچه جمعيت انسان در شهرها اضافه شود،به همان نسبت مشكلات شهري نيز افزون كه خواهد شد ، مشكلات كه نهايتا سلامت جسماني و رواني افراد را به طور مستقيم درمعرض خطر كرد مي دهد ، زيرا افزايش جمعيت از يك طرف باعث افزايش ترافيك ، افزايش حجم زباله توليدي و افزايش كارگاههاي صنعتي مي كردواز طرف ديگر از بين رفتن جنگلها ، درختان و فضاي سبز و بطور كلي عرصه هاي طبيعي را به دنبال خود خواهد كرد .

مسائل دسته اول باعث ايجاد انواع و اقسام آلودگيها نظير آلودگي هوا،آب ، خاك وصوت مي شود و مسائل و بام به تخريب محيط زيست خواهد انجاميد.از اين روست كه تك تك افراد ساكن در شهرها وظيفه قانوني و استاني دارند . كه براي حل نمودن معضلات زيست محيطي و بهتر ساختن محيط مشهد تلاش و كوشش نمايند .

بر اساس اصل پنجاه قانون اساس جمهوري اسلامي ايران …. حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و سنگهاي بعدي بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشد داشته باشند ، وظيفه عمومي تلقي مي گردد …..
با توجه به اين وظيفه مهم در اين مجموعه سعي شده است با پرداختن به مقوله فضاي سبز فرصتي را براي دوست داران فراهم آورده تا به ياري حق شاهد سرسبزي نقاطي از ن باشيم كه بر هر دليل امكان فعاليت بايسته و چشمگير آنها وجود نداشته است .

بخش I : آشنائي با فضاي سبز
تعريف فضاي سبز
براي دست يافتن به توصيف دقيقي درباره فضاي سبز بايد ابتدا به تبيين مفهوم بپردازيم .
فضا مي تواند آنقدر تاريك و وسيع بنظر برسد كه احساس وجود بعد سوم را در ما از بين ببرد و يا چنان به چيزهايي داخل خود كيفيت دهد كه آنرا سه بعدي بناميم .نمونه يك فضاي دو بعدي ((صفحه )) و نمونه يك فضاي سه بعدي يك ((جعبه)) است .اشياء داخل داراي كيفيت خاصي هستند به عبارتي قابل درك هستند .

اگر فضاي مورد نظر سبز باشد در حالت دو بعدي به ((سطح سبز )) معروف است ودرصورتيكه سه بعدي باشد به عنوان ((فضاي سبز )) دسته بندي مي گردد .سطوح سبز زمينهاي هستند كه داراي پوشش هاي گياهي كوتاه نظير چمن و گياهان پوشش هستند و معمولا بازده اكولوژيكي آنها ناچيز است .
فضاهاي سبز زمينهايي هستند كه با پوششهاي گياهي بلند نسبتا بلند مثل انواع درختان پوشيده شده اند .
جنگلها و باغات از اين نوعند اين فضاها توسط درختان داراي بعد و حجم شده و داراي بازده اكولوژيكي بسيار بالايي هستند .از اين نظر به سطوح سبز ((فضاي منفي )) و به فضاهاي سبز ((فضاهاي مثبت )) گفته مي شود .

دو بعدي سطح سطح سبز فضاي منفي (بازده اكولوژيكي پايين )
سه بعدي فضا فضاي سبز فضاي مثبت (بازده اكولوژيكي بالا )
كاربري زمين از نظر پوشش گياهي

كليه اراضي كه در محدوده شهرها يا خارج از شهرها قرار دارد به دو دسته سطوح سبز و فضاهاي سبز طبقه بندي مي شود .
سطوح سبز بدو دسته شهرها و غير مستقيم مي شوند . سطوح سبزي را كه داراي كاركردهاي شهري هستند سطوح سبز شهري مي ناميم مثل زمينهاي بازي ورزشي چمن كاري شده آليزها و لچكي هاي كوچك (شامل رمپ ها ، لوپ ها و رفورنها )كه با انواع گياهان پوشش پوشيده شده اند سبز غير شهري نيز خارج از محدوده شهرها هستند مانند واقع حاشيه شهرها .

قبضا هيچ كدام از اين سطوح عمل غبارگيري ، كاهش آلودگيهاي با كاهش درجه حرارت و … را در مقايسه با يك جنگل داشته باشد .
فضاهاي سبز را نيز مي توان به دو دسته شهري و غير شهري تقسيم نموده فضاهاي سبز غيرشهري فضاهايي هستند كه كاركرد شهري ندارند . اين فضاها يا طبيعي هستندمثل جنگلهاي طبيعي حاشيه شهرها يا مصنوعي و دست سازنده مثل باغات و جنگلهاي مصنوعي .البته بعلت توسعه هاي شهري ممكن است بعضي ازاين فضاها درباغهاي شهري قرار گيرند ليكن از آنجاييكه كاركرد آنها خاص مراكز شهري نسبت در دسته بندي فضاهاي سبز غير شهري قرار مي گيرند .

فضاهاي سبز شهري خود به چهار دسته طبقه بندي مي شوند :
۱-فضاهاي سبز عمومي:اين دسته از فضاهاي سبز فضاهاي سبز شهري هستندكه كاركرد اجتماعي بسيار بالايي دارند . اين فضاها براي استفاده عموم مردم در تمام سطوح و افشار طراحي و تجهيز كرده اند. نيمكتها ، عمودهاي روشنائي ،آبخوريها ،سرويسهاي بهداشتي ، معابر و … از مولفه هاي فضاهاي سبز عمومي به شمار مي روند .از اين فضاهاي سبز معمولا به عنوان ((پارك )) و اخيرا به عنوان ((بوستان )) نام برده مي شود .
فضاي سبز عمومي = فضاي سبز اجتماعي

۲- فضاهاي سبز نيمه عمومي : فضاهاي سبزي كه داراي بازده اكولوژيكي هستند درحاليكه استفاده كنندگان ازآنها،نسبت به فضاهاي سبز عمومي محدود ترند.محوطه هاي بيمارستانها،پارگانها،ادارات دولتي،هتلها، مارخانجات و … جزء اين دسته اند كه بازده اجتماعي زيادي ندارند .
۳- فضاهاي سبز خياباني : درحقيقت نوعي از فضاهاي سبز شهري هستند كه بطور معمولي درختكاري حاشيه اي خيابانها را تشكيل مي دهند كه در حقيقت كه حامل پياده رو و سواره واقع مي كردند . فضاهاي نسبتا كوچك ميادين ، لچكي ها و آيليزها ، رهپهاو لويها و … نيز جزء اين دسته اند .

۴- فضاهاي سبز خصوصي : در اصل شامل فضاهاي سبز منازل ، ويلدها و باغات خصوصي واقع در شهرها است كه در افزايش توان اكولوژيكي شهرها بسيارحائزاهميتند ولي درعين حال فاقد بازده اجتماعي هستند،چون استفاده كنندگان اين اماكن اعضارا در حد يك يا چند خانواده اند .
تعريف فضاي سبز

حال كه با مفهوم انواع سطوح و فضاها آشنا شديم لازم است به تعريف دقيقي از فضاي سبز بپردازيم .
تعريف عاميانه : درحقيقت ساختن يك بخشي از طبيعت شهري را فضاي سبز مي گويند .
تعريف آكادميك: بكارگيري اجزاء زنده شامل گياه ، پرنده ، ماهي و … و اجزاء و غير زنده شامل سازه هاي معماري ، آب و … با دست ورندي سه عامل رنگ ، شكل و سايت بطويكه ما را به يكي از اهداف كه ممكن است زيبائي يا حل يك معضل زيست محيطي باشد برساند .
گياهان آب

پرندگان اجزاء غير زنده سازه هاي معماري شامل :
ماهيها چوب
ساير جانوران سنگ
بتن
فلز
خاك

نقش فضاي سبز واقعيت آن در زندگي شهري انسانها :
اهميت دادن به نقش فضاي سبز در زندگي انسانها و ايجاد علاقه بيشتر به درخت و كل چمن ضرورتي است كه مانع بروز نابودي شهرها بر اثر آلودگي هوا و محيط زيست انساني مي كرد ، بدين منظور به شناخت نقش هاي فضاي سبز به شرح ذيل مي پردازيم .
۱- جذب پرتوهاي خورشيد : دو بخش از پرتوهاي خورشيد به بدن انسان و جانوران ديگر تاثيرات زيادي دارند . بخش اول پرتوهاي مادون مركز با طول موج بلند اثر گرما بازائي داشته و موجب سوزان بودن در عين حال به ميزان زيادي توسط شاخ و برگ گياهان وبطور كل فضاي سبز جذب مي كردند.بخش دوم پرتوهاي ماوراء بنفش است كه به ميزان كمتري جذب مي شوند

.احساس آرامشي را كه انسان درسايه و بويژه سايه يك درخت احساس مي كند يك درخت احساس مي كند تا حد زيادي مربوط به جذب اين جانداران در برابر آفتاب سوزان به خوبي روشن مي شود .
A
اسامي گونه هاي مقاوم و خوب درختان در برابر آلودگي هوا عبارتند از :
۱- درخت عرعر با نام علمي Ailan thus allissina
2- درخت ابريشم شب با نام علمي Albizzia a yulibrissin
3- درخت داغداخان با نام علمي Celis avstrulis
4- درخت ژينگوبا نام علمي Cin go
5- درخت ممكنولپاي سفيد با نام علمي Magnolia grandifrova
6- درخت توست با نام علمي Morus . alba

۲- جذب گردو غبار هوا :
درختان به سبب پراكندگي شاخ و برگ خود بر تمام سطوح ، همچون يك گردگير بزرگ عمل مي كنند . طي برسيهاي بعمل آمده يك هكتار فضاي سبز كه حدودا ۲۰۰ اصله درخت درآن كاشته شده باشد تا ۶۸ تن گردو غبار هوا را در هر بارندگي در خود جذب نموده است . كه اين در صورتيكه است كه جذب اين حجم ازآلودگيهاي محيط هزينه بسيار بالايي را شامل مي شود در صورتيكه درختان و بطور فضاي سبز وجود نداشته باشد .

۳- توليد : اكسيژن هوا نقش اساسي را در فرايند تنفسي و سوخت و ساز درانسانها بعهده دارد.درمحيطهاي شهري كه كمبود اكسيژن بسيار مشهود است مقدارزيادي ازآنان درطبيعت ازطريق فضاي سبز توليدمي گردد. كمبود اكسيژن عمدتا ازطريق تنفس انسانها ، كاركرد موتورهاي اقتراقي اتومبيلها و صنعت و … ايجاد مي گردد . بر اساس مطالعات بعمل آمده تنها را چمني كوتاه نشده (با ارتفاع بالايي ) مي تواند به اندازه نياز يك انسان در يك سال اكسيژن توليد كند . عمده اين اكسيژن از طريق فرآيند فتوسنتز توليد مي گردد .

۴- توليد نيتوسنيد : نيتوسنيد دوايي است كه از بسياري گياهان ترشح مي شود و براي بسياري از باكتريها و قارچهاي تك سلولي و برخي حشرات ريز اثر كشندگي دارد ، در حين حال اين مواد بر روي انسان اثر فرح بخشي دارد . دليل اين امر را دانشمندان چنين اعلام نموده اند كه مغز انسان داراي دو نيمكره است نيمكره راست در تنظيم احساسات غريزي و طبيعي انسان مانند احساس حجت ، خواب و … نقش دارد .

در حاليكه كه نيمكره چپ كار به تنظم كشيدن كار هاي مكانيكي انسان ، نيز تنظيم دقت و سر وقت حاضر شدن و .. را بعهده دارد. انسان شهر نشيني به دليل درگيري دركارهاي روزمره و شرايط محيط زيست شهري به مراتب كار بيشتري از نيمكره چپ خود مي كشند كه اين امر موجب اختلال بين دو نيمكره مغز درنتيجه عملكرد طبيعي مغز انسان مي گردد . گياهان از طريق رهاسازي نيتوسنيد مي توانند تعادل بين دو نيمكره مغز را به خوبي برقرار ساخته و حالت طبيعي و آرامش بخشي را به انسان ارزاني دارند .از جمله درختان كه نيتوسنيد زيادي توليد مي كنند مي توان به گردو ، كاج ، زاد، فندق ، بلوط، سرو كوهي ، كالپيتوس ، بيد ،افزا ، زبان گنجشك و داغداخان اشاره نمود.
B
جهت كاهش بار آلودگي صوتي و جلوگيري از انتشار آن به كمك فضايس بز ، بايد در انتخاب گونه هاي مناسب نهايت دقت را بعمل آورد . در انتخاب گونه هاي گياهي نكات ذيل بايد مد نظر قرار گيرند :
۱- استفاده از گونه هاي درختاني كه برگ پهن و ضخيم ، همچنين تنومند دارند.
۲- برگها تا حد امكان عمود بر جهت انتشار صوت قرار گيرند .

۳- برگها بعد از خشك شدن روي شاخه بمانند .
۴- حتي المقدور از بين هميشه سبز استفاده شود .
نمونه بارز اين گياهان بلوط سياه ، خرزه ، عشقه ، ماگنوليا و … مي باشند .
۵- تعديل آب و هوا : فضاي سبز گياهان موجود در آن از طريق سه مكانيزم تبخير،تعريف وتعريق باعث كاهش دما وافزايش ميزان رطوبت نسبي ميكروكليها مي شوند .
طوريكه دماي يك هكتار فضاي سبز در مرداد ماه تا ۵/۴ درجه كمتر از فضاي مجاور بدون درخت بوده و در عين حال رطوبت نسبي درون آن تا ۱۱٫/. از محيط اندازه گيري شده است .

بطور كلي فضاهاي سبز ازطريق تعديل آب هواي ميكروكليهاي خود نتيجتا باعث تعديل آب و هواي محيط شهري مي كردند .
۶- كاهش آلودگيهاي صوتي:گرچه امواج صوتي مي توانندكاهش رشد گياهان را به همراه داشته باشند . در عين حال درختان و درختچه ها مي توانند در كاهش آلودگيهاي صوتي موثر باشند . به هر حال كيفيت با كاهش صدا درختان و درختچه هاي مختلف بر حسب اندازه برگ ، تراكم شاخ و برگ ، نوع و بلندي درخت تفاوت دارد.اين جذب بخاطر لايه سلولزي و فضاهاي بين سلولي سلولهاي گياهي است كه اين خصوصيت در سايه جانداران و سازه معماري شهرها موجود نمي باشد .

نقش فضاي سبز و اهميت ان در زندگي شهري انسانها

بخش II : آشنايي با گياهان
گياهان بعنوان بهترين جزء فضاي سبز درطراحيها وبكار گرفته مي شوند اهميت گياهان درحدي است كه اگر آنها را از مجموعه فضاي سبز حذف كنيم عملا مفهوم فضاي سبز از بين خواهد رفت . از اين ارتباط به آشنايي با گياهان و خصوصيات طبيعي آنها مي پردازيم .

انتخاب گياهان بر اساس خصوصيات طبيعي آنها :
خصوصيات طبيعي گياهان كه معمولا انتخاب آنها را براي كاشت در محلي تاثير خود قرار مي دهد عبارتند از :
۱- نور ۲- رطوبت ۳- خاك ۴- رنگ

الف) نور: بطور كلي گياهان از نظر نياز نوري به دسته تقسيم مي كردند . آفتاب دوست ، سايه پسند و آفتاب سايه هر كدام از گياهان در هر دسته اي كه قرار گيرند. به خوبي رشد و نمود مي كنند بنابراين در انتخاب گياهان ، بايستي به موفقيت محل ،ميزان نورمدت تابش و شدت تابش توجه كرد … براي روشن شدن اثر نور در يك سايت شناخت چرخه نوري اهميت بسيار زيادي دارد .

چرخه روشنايي براي گياهان
A مكان آفتابي و گرم
B مكان نيمه سايه
C مكان كاملا سايه

سروكانهاي آفتابي وگرم بيشترگياهان يكساله به دو ساله ازقبيل تاج خروس،تاج خروس برگي ، بگونياي هميشه گلدار ، داوودها ، تاتور ، شب بوي پاكوتاه ، گل كاغذي يكساله ، سيلن ، خورشيدي هميشه بهاره آهار ، انواع شاپسند و … را مي توان پرورش داد .
درمكانهاي آفتاب سايه گياهاني از قبيل گل حنا ، فلوكس ، زنبق دشتي ، پروانش، پيچ تلگراني ، و … رشد و نمو نمي نمايند .

درمكانهاي كاملا سايه از قبيل راهروها ، داخل ساختمانها و با بالكنهاي روبه شمال گياهان آپارتماني ناميده مي شوند با رشد و نمو مي نمايند .در محلهاي باز كه شدت نو بسيار پاييز است گياهاني ، وينگا و سلولي و …. كشت مي كردند.
ب) رطوبت : ميزان رطوبت نسبي و مخصوصا شرايط اقليمي در چگونگي رشد وانتخاب گياهان بسيار موثرند.بعنوان مثال در مناطق غير شهري مانند روستاها ودر كناب رودخانه ها،درياچه ها و..گياهان رطوبت پسند مثل شمعداني ، گلونياو كاشته مي شوند . مناطق شهري كه تراكم ساخت و ساز و وجود بتن وآسفات وسطوح عايق رطوبت درخشكي هوا وميزان تابش خورشيد و بالطبع درجه حرارت محيط موثراست مي توان از گياهان خشكي پسند و مقاوم استفاده نمود.

ج) خاك:عبارتست از مخلوطي ازمواد كاني (معدني ) وآلي كه حاوي موجودات زنده بسياري بوده و منبع اصلي تامين كننده مواد غذايي و آب نيز جهت گياهان است .
موجودات زنده وخاك شامل باكتريها،قارچها،تك سلوليها،جلبكها ، اكستيوسيتها، نماتدها ،كرم ها و حشرات هستند .هرچه به جمعيت موجودات زنده خاك افزوده شود اين خاك از نظر مغيرات مدد و غذائي فني تر است . موجوداتي نظيركرم بدليل افزودن مواد غذائي به خاك از ارزش خاصي برخوردار داراست.
بافت خاك : يكي ازويژگيهاي فيزيكي خاك است .اندازه نسبت درصد مواد تشكيل دهنده خاك بوده وبطور محلي خاكها از نظر بافتي شامل خاكهاي شني (سبك )، لومي (متوسط ) ورسي (سنگين ) طبقه بندي مي كردند . خاكهاي سبك داراي ظرفيت نگهداري آب كمي بوده يا خاكهاي سنگين ظرفيتشان بسيار بالاتر است .بافت خاك معمولا غير قابل تغيير است .

ساختمان خاك :طرز قرار گرفتن ذرات خاك دركنار يكديگر است و انواع مختلفي شامل كردي ،لايه اي ،مكعبي ،استوانه اي ، منشري و… را دربر مي گيرد .معمولا ساختمان خاك در اثر عمليات مكانيكي و … تغيير مي كند كه اين گياهان نيست .
فضاي حاما بين ذرات: به ميزان خلل و خرج بين ذرات خاك گفته مي شود و بطور كلي بستگي به بافت خاك دارد . در خاكهاي رسي خلل خرج )فضاي بين ذرات )بسيار زيادي ولي خاكهاي سبك دارد . خلل و خرج بسيار كمتري هستند. اين ميزان خلل وخرج درميزان ظرفيت نگهداري آب بسيار موثر بودن و همچنين در تهويه خاك و اكسيژن رساني به بافتهاي گياهي (ريشه ها ) باتاثير نيست .

ويژگيهاي شيميايي خاك نيز شامل واكنش خاك ، PH ، ظرفيت تبادل كارستوني ميزان عناصر خاك (عناصر ميكروهماماكرو و t و … مي شود .
د) رنگ : گياهان و گلها زناني جلوه بيشتري دارند كه با رنگ زمينه نوعي تناسب و هماهنگي داشته باشند . اين نكته در انتخاب گياه موثر است .بعنوان مثال براي زمينه هاي سفيد هيچ گاه نبايد گونه گياهي كه رنگ كل آن روشن است انتخاب كرد . در هر حال رنگ اصلي بايد قوي تر از رنگ و بام باشد .
بنابراين با توجه به خصوصيات فردي سليقه و شرايط محيطي ، بين رنگهاي انتخابي و تركيبي بايستي نوعي نظم و هماهنگي پديد آيد . اين هماهنگي زمانه پديد در مي گردد كه هر رنگ در كنار رنگ مكمل خود قرار بگيرد .
بعنوان مثال رنگ زرد يا بنفش آجري يا آبي و قرمز يا سبز هماهنگي جالبي بوجود مي آورند . كه نمونه عيني آن رنگ گلهاي قرمز در كنار و رنگ سبز برگهاي يك گياه است .(قرمز در متن سبز ) .
حال كه با نيازهاي گياهان آشنا شديم انواع زينتي را طبقه بندي كرده و معرفي مي نمائيم .
گياهان زينتي تمامي گياهان كه بعنوان تزيينات كاربرد دارند را شامل مي كردند، اين گياهان بر اساس طول عمر و دودمشان طبقه بندي شده و شامل يكساله ، دو ساله و دائمي هستند .
گاهي دراين تقسيم بندي شرايط وخصوصيات ديگرنظير مقاومت يا حساسيت به سرما ، طول دوره و بالاخره در گياهان دائمي خصوصيات ساقه آنها از نظر علفي يا بودن مورد توجه قرار مي گيرد .
۱- گياهان يكساله : به كليه گياهان كه طول دوره رشديشان (از كاشت بذر تا كل دهي و توليد بذر مجدد ) كمتر از يك سال باشد گياهان يكساله مي گويند .برخي از آنها در پاييز كاسته مي شوند .(گلهاي فصلس رد ) و بعضي ديگر در بهار كاشته مي شوند .(گلهاي فصل گرم ) .

اصول كاشت گياهان يكساله :
طرق مختلف كاشت بذر:بعضي ازبند ونباتات مختلف را مي توان بطور مستقيم در محل كاشت اصلي قرار داد ، در صورتيكه عده زيادي از بذر گياهان زينتي را بايستي ابتدا در قطعه زمين كوچكي موسوم به خزانه قرار داده و سپس در وقت معيني آنها را بصورت منشا ، به محل اصلي خود انتقال داد .
نبودگياهان يكساله فصل سرد مانند بنفشه ، هميشه بهار و … را در اواخر مرداد ماه درمحل كاملا باز خارج ازگلخانه )كشت مي كنندوسپس مهرو آبان نشادهاي توليد شده را بستر اصلي منتقل مي نمايند . گياهان يكساله فصل گرم مانند گل آهار ، جعفري ، اطلسي ، در غير را بايد در انتهاي اسفند ماه تا ابتداي فروردين ماه بعد از رفع سه ماهي بهار ، و خط يخبندان كشت گردد . نشادهاي بعمل آمده دراين خزانه هاي از ابتداي فروردين ماه به محل اصلي مورد نظر انتقال داده مي شوند .
درصورتيكه منظور زودرس كردن اين نشاء باشد از خدماتي قبل آنها را در گلخانه و در جعبه هاي خاصي بذر كاري مي نمايند .
نقل وانتقال نهالهاي بوجود آمده و از كاشت بذ در خزانه براي كاشت در محل اصلي را نشاء كردن مي نامند .براي انجام عمل نشاء كردن بايد چندين نكته مهم را در نظرقرار داد كه عبارتند از :
كشيدن نهالهاي از خزانه ، تهيه وآرايش بوته و نهايتا كاشت در محل اصلي .
براي كشيدن نهالها در ابتدا بايد خزانه را به اندازه كافي آبياري نموده و سپس اقدام به درآوردن نشاءها از زمين نمود .بديهي است در خاكهاي خشك سيستم ريشه گياه ، صدمه مكانيكي جلوگيري بعمل آورد . پس از خارج كردن نشاء ها از خزانه بايد سعي كرد كه در كمترين مدت نهال را به محل اصلي منتقل كرده و كاشت خاك باغچه جهت بخاركاري بايستي خاكي حاصلخيز و عاري از بذر علفهاي هرز باشد . چنين خاكي داراي كود دامي كاملا پوسيده يا خاكبرگ كاملا پوسيده به آن اضافه نمود . درصورتيكه خاك باغچه نامناسب تشخيص داده شود تا عمق حداقل ۲۰ درجه از آنرا خارج كرده و بجاي آن خاك حاصلخيز و مرغوب مي ريزند .درصورتيكه نياز به تعويض خاك نباشد ابتدا بايد بقاياي گياهي باقيمانده از سال قبل را و چنين جمع آوري نمود . سپس مواد آلي به آن اضافه كرد.بيل زدن ، شن كشي ، تسطيح ، جمع آوري كلوخه ها و سواد درشت نيز جمله عمليات تكميلي تپه بستر جهت كاشت گلها مي باشد .
نشاء هاي كه از قبل به محل منتقل شده اند بتوسط ميخ نشاء با رعايت نكات ذيل كاشته مي شوند .
كاشت روي خطوط كاملا موازي انجام گيرد .
فاصله نشاء ها روي خطوط كاملا برابر و يكنواخت باشند .
فاصله خطوط گلكاري نيز بايستي دقيقا به اندازه فاصله كاشت روي خطوط ها در نظر گرفته شود .
گياهان بحالت زيگزاگي كنار هم كاشته شوند .

در اين نوع كاشت اولا رقابت مواد غذايي ، آب و نور به حداقل رسيده و ثانيا با رشد كاملا يكنواخت گياهان ، يك توده گلكاري يكدست و يكنواخت بوجود خواهد آمد .
بطوركلي مي تواند توجيه كرد در بستر كاشت در گلهاي فصلي در برنامه كودي ساليانه به مقدر ۱۵ و ۱۵ پتاسيم استفاده گردد .
در صورت مشاهده علائم كمبود مواد غذائي مي توان از كودهاي كامل علاوه بر عناصر N ، P ، P وK داراي كليه ميكرو مي باشند .اين كود ها را مي توان بصورت محلول پاشي شانه ها و برگها گياهان استفاده نمود .
با توجه به اينكه گياهان فصلي سيستم ريشه ي خيلي عميقي نداشته و تا عمق ۲۰ درجه سطح خاك نفوذ مي كنند ، آبياري بايستي طوري انجام گيرد كه حداقل تا اين عمق از خاك كاملا مرطوب شوند . در خاكهاي سنگين كه ظرفيت نگهداري آب در خاك بسيار بالا است فاصله دو آبياري را بيشتر و درخاكهاي سبك كه آب به راحتي از دسته ريشه گياه خارج مي شود فاصله آبياري ها را بايستي كمتر در نظر گرفت. از جمله سايه عمليات مورد نياز براي نگهداري گلهاي فصلي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود .
سد شكني ، وجين علفهاي هرز ، واكاري ، سرگل بردار و …..

ليست گياهان فصلي (يكساله )پركاربرد در فضاي سبز
۱-۱- كل دكمه اي: گياهي است با نام علمي Gomphrena grlobosa ، يكساله و رنگ گلهاي آن مركز متمايل به بنفش و در برخي گونه ها (G.Auratiaca ) به رنگ زرد متمايل به نارنجي و يا سفيد ، صورت يا ابلق مي باشد .
ازدياد اين گياه توسط بذر انجام مي گيرد معمولا در اواخر فروردين خزانه ا را تهيه نمودن و در اواسط ارديبهشت به بستر اصلي منتقل مي كردند . بطور كلي گياهي است گرما دوست و در آفتاب با آفتاب سايه بخوبي رشد مي كند . بر اساس خصوصيات كل وتنوع رنگ آن براي تزيين نمودن تپه ها ، باندها ، كاشتها ، كاشت در فلودر باكس، و گلدانها مناسب مي باشد . با توجه به اينكه گياه مي تواند تا مدت تقريبا خوب رنگ كل خود را حفظ نمايد براي تهيه دسته گل خشك نيز بكار برده مي شود .
۲-۱- گل حنا : گياهي است با نام I mpatienospp يكساله و برخي اوقات دائمي مي شوند . گلهاي آن كم پر يا پرپر بودن و از اواخر خرداد تا اوائل پاييز داراي گل مي باشند. رنگ گلها سفيد ، صورت ، قرمز و بنفش است . البته در سالهاي اخير رنگهاي متنوعي از اين گياه بدست آورده اند .
واريته پاكوتاه آن در صورتيكه توده اي كشت شوند جلوه بسيار زيبايي خواهند داشت . ازدياد اين گياه بتوسط بذر است.بدين ترتيب كه در اواخر اسفند ماه يا اوائل فروردين ماه در خزانه كاشته و اوائل ارديبهشت به زمين اصلي منتقل مي كنند. همچنين گل حنا را مي توان ازطريق كلمه شاخه تكثير نمود . بطور كل گياهي است كاب محلهاي سايه و نيمه سايه و بعلت توليد ريشه هاي زياد مي توان آنرا چندين بار نشاء يا جابجا كرد .