عوامل روزمرّه در كنترل غريزه جنسي

علاوه بر عواملي كه در كنترل غريزة جنسي و تسكين شهوت بحث شد، از طريق «تغذيه»، «ورزش» و ساير عوامل روزمرّه نيز، مي توان به مبارزه با اين غريزه برخاست.

جواناني كه فعلاً زمينة ازدواج ندارند، بايد از بي كاري دوري گزينند،و به هر وسيله اي كه باشد خود را سرگرم ساخته، و بدانند كه در اين دوران جواني هر چه بخواهند مي توانند پيش رفته و در كارهاي علمي، فكري، اقتصادي، اجتماعي … به مراحل عالي دست يابند، و از سوي ديگر اين نوع اشتغالات آنان را از كشيده شدن به امور جنسي باز مي دارد.

نوع تغذيه و كميّت و كيفيّت آن در تشديد و تسكين شهوت بسيار مؤثر است، بنابراين جوانان آگاه سعي كنند از پرخوري اجتناب نموده، و از غذاهايي كه در اين زمينه مؤثّر است استفاده نمايند.مثلاّ انواع غذاهاي:ليمودار،گوشت ماده،كافور،ادويه،ترشي،قهوه … چنانچه در كتابهاي مختلف گياهي و غذايي و جنسي نوشته شده براي تسكين شهوت مؤثر است.
از همه مهم تر تفريحات سالم،كوهنوردي، مسابقات علمي، ورزش روزمرّه بمقدار لازم، برنامه هاي بسيار سودمند، در تقليل و تسكين غريزة جنسي فوق العاده مفيد مي باشد.
در دين مقدّس اسلام در مورد همة اينها دستورات خاصّي داشته، و خود حضرات معصومين عليهم السّلام، و در رأس آنان رسول خدا(ص) دوستدار ورزشكاران بوده، و در موارد زيادي شخصاً در مسابقات ورزشي، شركت فرموده،و براي برندگان جوائزي را اهداء نموده است.

و بالاخره جوانان غيرمتأهّل بيش از ديگران بايد از صحنه هاي شهوت انگيز دوري گزينند، از تماشاي فيلم هاي خطرناك، سريال هاي زناشوئي، عكس هاي سكسي، شنيدن صداهاي مهيّج دختران و زنان، از حضور در مجالس نامطلوب كلوپ ها و پارتي ها و سينماها، خواندن موضوعات شهوت انگيز، و رفاقت و مصاحبت دوستان بوالهوس خودداري نمايند، و الّا گرفتار دام هاي خطرناك شيطان، و شياطين انسان نما خواهند شد، و ندامت و پشيماني هاي بعدي نتيجه نخواهد داشت.

راههای کنترل غریزه جنسی با توجه به تعالیم اسلام
اكامى جنسى، پى آمدهاى ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غریزه در محدوده اى كه طبیعت انسان بدان نیاز دارد، غلط است، ولى با برداشتن قید و بندهاى اجتماعى، مشكل حل نمى شود، بلكه بر شمار مشكلات افزوده خواهد شد. درباره ى غریزه ى جنسى نیز باید گفت كه برداشتن ضابطه ها، عشق واقعى را مى كُشد و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در این زمینه، هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد. به گفته ى راسل در كتاب زناشویى و اخلاق، عطش روحى در مسایل جنسى غیر از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكین مى یابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى. پس آزادى در مسایل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجامید؛ زیرا هوس، سیرى ناپذیر است. بنابراین، هر چند ممكن است برخى ممنوعیّت هاى جنسى در روابط اجتماعى زن و مرد، عوارض هاى روانى و رفتارى پدید آورد، ولى برداشتن ممنوعیت هاى قانونى و مشروع و دادن آزادى بى حدّ و مرز، پى آمدهاى بسیار خطرناك ترى دارد. براى رسیدن به آرامش روانى و كنترل غریزه های انسان، دو چیز لازم است:

۱٫ باید همه ى غریزه هاى انسان به طور طبیعى، معقول و مطلوب ارضا شود.

۲٫ از تحریك غریزه ها به ویژه غریزه ى جنسى پیش گیرى شود.

باید گفت ازدواج بهترین پاسخ به نیاز روحى، روانى و جسمى جوانان است كه در پرتو آن، دختر و پسر براى ایجاد كانونى گرم و سرشار از عشق و صفا و آرامش تلاش مى كنند و با انس و همدلى، از گرماى وجود یكدیگر لذّت مى برند و غریزه ى جنسى به صورت طبیعى و معقول، بر آورده مى شود. تعبیر از غریزه جنسى و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازى و یا بزرگ نمایى نیست، بلكه حقیقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصیت جوان را به خوبى مى شناسند و یا خود جوانند و یا دست كم دوران جوانى خود را كم و بیش به یاد دارند. حكمت از غریزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و به همین جهت سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نیاز ـ بى آنكه به دیرى یا زودى آن فكر كند ـ به مقبول ترین و كامل ترین صورت خود به نیازمندى خویش پاسخ مثبت مى دهد و پیش از آنكه به عواقب و پى آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غریزه به دنبال آن عقده هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژى انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعى و مشروع ـ بى اضطراب و نگرانى ـ فرو نشانده است و این نخستین توصیه دین در این مورد است.

رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فلیتزوّج …؛اى جمعیت، جوانان هر كس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج كند …». از حضرت صادق(ع) روایت شده است كه فرمودند: «جاء رجل إلى أبى علیه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا، فقال أبى: ما احبّ أنّ لى الدّنیا و ما فیها و انّى بتّ لیلة و لیست لى زوجة. ثم قال: الرّكعتان یصلّیهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبى سبعة دنانیر ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبى: قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لكم؛ مردى به محضر پدرم ـ كه درود خدا بر او باد ـ رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالى كه یك شب را بى همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن دار بجاى آورد بهتر است ازمرد بى همسرى كه شبش را به نماز قیام كند و روزش را با روزه تمام كند. آنگاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكیل خانواده دهید كه براى روزى شما بهتر و مفیدتر است».

اگر براى كسى به هر دلیلى امكان ازدواج نباشد، چنین شخصى تحت هیچ عنوان مجاز نیست روى به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بى همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى شود. و لذا چنین كسى یا باید خود را كنترل كند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد. قرآن كریم مى فرماید و باید آن كسانى كه ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند: (و لستعفف الّذین لا یجدون نكاحا حتی یغنیهم الله من فضله والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا و آتوهم من مال الله الذی آتاکم و لا تکرهوا فتیاتکم علی البغآء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیوة الدنیا و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم؛ و كسانى كه امكانات زناشویى نمى یابند، باید عفت بورزند تا خدا آنها را از كرم خویش بى نیاز گرداند و از مملوكان شما، كسانى كه خواستار مكاتبه [باز خرید] خویش هستند، اگر در آنها خیرى (توانایى) یافتید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از مالى كه خدا به شما داده است به ایشان بدهید، و كنیزان خود را در حالى كه پاكدامنى مى ورزند، براى دستیابى به متاع دنیا، به زنا وادار نكنید، و هر كس آنها را به زور وادار كند، بى تردید خدا، پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده ى مهربان است. «سوره نور، آیه ۳۳ »).

یكی از مباحث مهم و ضروری در تربیت جنسی پیش از ازدواج، شیوه های كنترل و تسلط بر غریزه ی جنسی است؛ كنترل این غریزه به دو صورت ممكن است تحقق پذیرد، ۱ـ كنترل منفى. ۲ـ كنترل مثبت.

كنترل منفى
غالبا وقتى سخن از كنترل غریزه جنسى به میان مى آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى شود و آن این است كه كسى با وجود تحریكات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنین كارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشیده نیست. این كار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصى به كنترل غریزه سفارش مى شود، با چنین برداشتى از آن، و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایى سر باز مى زند.

كنترل مثبت
غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه ها و كارهایى است كه به تحریك این غریزه مى انجامد. این نوع از كنترل، كه در حقیقت جنبه پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى زیان و بلكه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه اى است با سرعت معمولى و قانونى، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، بر خلاف ماشینى كه با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود، سیر مى كند كه چه بسا به كلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد و بى زیان است، زیرا با این حال كنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى كند تا به آن صدمه اى وارد شود و مفید است چون موجب مى شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمایه هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند.

طبق قرآن كریم باید كسانى كه قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه كنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد، ولى با تأمل بیشتر معلوم مى شود كه آیه كریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است.

شیوه های كنترل مثبت :
۱ـ پرهیز از فكر و ترسیم صحنه هاى محرك در ذهن و خیال

عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت(ع) فرمود: «انّ عیسى قال للحواریّین: … انّ موسى امركم ان لا تزنوا و أنا آمركم أن لا تحدّثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا كان كمن أوقد فى بیت مزوّق فأفسد التزاویقَ الدّخان و ان لم یخرق البیت: عیسى به اصحاب خود گفت: … موسى به شما دستور داد كه زنا نكنید و من به شما دستور مى دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینكه زنا كنید زیرا كسى كه خیال زنا كند مانند كسى است كه در خانه اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنین كارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مكدّر كرده و فاسد مى كند».

۲ـ دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحریك آمیز

قرآن كریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آیه اول مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم …؛ به مؤمنان بگو دیدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند» و در آیه بعدى مى فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ …؛ به زنان مؤمن بگو چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههاى خویش را محافظت كنند»( سوره نورآیه ۳۰ ـ ۳۱). جالب این است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فى قلبه؛ نگاه هوس آلود تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند».

۳ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهاى تحریك كننده و مبتذل

در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهى عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً» و قال یسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛ مردى از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرك پرسید. حضرت از آن نهى كرده و این آیه را خواندند: به یقین گوش و چشم و دل هر یك مورد سؤال خواهند بود و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد».

۴ـ اجتناب شدید از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریك آمیز
از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان النّاطق یؤذى عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان كان یؤذى عن الشّیطان فقد عبد الشیطان ؛هر كس به سخن گوینده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شیطان كرده است».