متـن كامل وصيتنامه سياسى و الهى بنيان گذار جمهورى اسلامى
ايران حضرت آيه الله العظمـى امام خمينى

قـال رسـول الله صلـى الله عليه و آله و سلـم: انـى تـارك فيكــم الثقليـن كتاب الله و عترتى أهل بيتى فانهما لـن يفتـرقا حتـى يردا على الحـوض.
الحمدلله و سبحانك اللهم صل علـى محمـد و آله مظاهـر جمـالك و جلالك و خزان أسـرار كتـابك الذى تجلـــى فيه الأحـدية بجميع أسمائك حتـى المستأثر منها الذى لايعلمه غيرك و اللعن علـى ظالميـهم أصل الشجــرة الخبيثة .

و بعد اين جانب مناسب مى دانم كه شمه كوتاه و قاصر در باب ثقليـن تذكر دهم ، نه از حيث مقامات غيبى و معنوى و عرفانى كه قلـم مثل منـى عاجز است از جسارت در مرتبه اى كه عرفان آن بـر تمام دأره وجـود از ملك تا ملكـوت اعلى و از آنجا تا لاهـوت و آنچه در فهم مـن و تو نايد سنگين و تحمل آن فوق طاقت ، اگر نگويم ممتنع است. و نه از آنچه بر بشريت گذشته است از مهجور بـودن از حقايق مقام والاى ثقل اكبر و ثقل كبير كه از هـر چيز اكبر است جز ثقل اكبـر كه اكبـر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بـرايـــن دو ثقل از دشمنان خـدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براى مثل منـى ميسر نيست با قصـور اطلاع و وقت محدود ، بلكه مناسب ديدم اشاره اى گذرا و بسيـار كـوتـاه از آنچه بـر ايـن دو ثقل گذشته است بنمـايـم.

شايد جمله لـن يفترقا حتـى يردا على الحـوض اشاره باشد براينكه بعد از وجود مقدس رسول الله صلى الله عليه وآله و سلـم هر چه بر يكـى از ايـن دو گذشته است بر ديگرى گذشته است و مهجـوريت هريك مهجوريت ديگرى است تا آنگاه كه ايـن دو مهجـور بر رسـول خدا در حوض وارد شوند. و آيا ايـن حـوض مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است يا چيزى ديگر كه به عقل و عرفان بشـر راهى ندارد و بايد گفت آن ستمى كه از طاغوتيان برايـن دو وديعه رسـول اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم گذشته برامت مسلمان بلكه بـر بشـريت گذشته است كه قلــم از آن عاجز است .

و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين متواتر بين جميع مسلميـن است و كتب اهل سنت از صحاe ششگانه تا كتب ديگـر آنان بـا الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلـم به طـور متـواتـر نقل شـده است و ايـن حـديث شريف حجت قاطع است بـرجميع بشر بـويژه مسلمانان مذاهب مختلف و بايـد همه مسلمانان كه حجت برآنان تمام است جـوابگـوى آن باشنـد و اگـر عذرى بـراى جـاهلان بـى خبـر بـاشـد بـراى علمــاى مذاهب نيست . اكنـون ببينيـم چه گذشته است بـر كتـاب خـدا ايـن وديعه الهى و مـاتـرك پيامبـر اسلام صلـى الله عليه وآله و سلـم. مسـأل إسف انگيزى كه بايـد بـراى آن خـون گـريه كـرد ، پـس از شهادت حضـرت على (ع) شروع شد .

خود خـواهان و طاغوتيان ، قـرآن كريـم را وسيله اى كـردنـد بـراى حكـومتهاى ضد قرآنى و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسـر قرآن را از پيامبـر اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم دريافت كرده بودند و نداى انى تارك فيكـم الثقلان در گوششان بود بـا بهانه هاى مختلف و تـوطئه هاى از پيـش تهيه شـده آنان را عقب زده و با قـرآن ، در حقيقت قـرآن را كه بـراى بشـريت تا ورود به حوض بزرگتريـن دستـور زندگانى مادى و معنوى بـود و هست از صحنه خارج كردند و برحكـومت عدل الهى كه يكـى از آرمانهاى ايـن كتاب مقدس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از ديـن خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردنـد تا كار به جأى رسيـد كه قلـم از شرح آن شرمسار است.

و هر چه ايـن بنيان كج به جلـو آمـد كج ها و انحـرافها افزون شـد تا آنجا كه قـرآن كـريـم را كه بـراى رشـد جهانيـان و نقطه جمع همه مسلمـانـان بلكه عأله بشـرى از مقـام شامخ احـديت به كشف تام محمدى(ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند ، برسانـد و اين وليده علـم الاسمإ را از شر شياطيـن وطاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رسـانـد و حكـومت را به دست اوليإ الله معصـوميـن عليهم صلـوات الاوليـن و الاخـريـن بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشريت است بسپارنـد ،

چنان از صحنه خارج نمـودند كه گـوئى نقشـى براى هـدايت نـدارد و كار به جأى رسيد كه نقـش قرآن به دست حكومتهاى جأر و آخـوندهاى خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اى براى اقامه جور و فساد و تـوجيه ستمگران و معانـدان حق تعالـى شـد و مع الاسف به دست دشمنـان تـوطئه گــر و دوستان جاهل ، قرآن ايـن كتاب سرنوشت ساز ، نقشى جز در گـورستانها و مجالـس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگـى آنان باشد ، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلـى از صحنه خارج شـد ،

كه ديديـم اگر كسـى دم از حكـومت اسلامى برمىآورد و از سياست كه نقـش بزرگ اسلام و رسـول بزرگـوار صلـى الله عليه وآله و سلـم و قـرآن و سنت مشحـون آن است سخــن مى گفت گـوئى بزرگتريـن معصيت را مرتكب شده و كلمه آخـوند سياسى مـوازن با آخـوند بـى ديـن شـده بـود و اكنـون نيز است. و اخيرا قدرتهاى شيطانى بزرگ به وسيله حكـومتهاى منحرف خارج از تعليمات اسلامـى كه خـود را به دروغ به اسلام بسته انـد بـراى محـو قرآن و تثبيت مقاصـد شيطـانـى ابـر قـدرتها ، قـرآن را با خط زيبـا طبع مى كنند و به اطراف مـى فرستند و با ايـن حيله شيطانى قرآن را از صحنه خارج مـى كننـد.

ما همه ديـديـم قرآنـى را كه محمـدرضا خان پهلوى طبع كرد و عده اى را اغفال كرد و بعضى آخـوندهاى بى خبر از مقاصد اسلامى هـم مداح او بـودند و مى بينيـم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادى از ثروتهاى بـى پايان مردم را صرف طبع قرآن كريـم و محال تبليغات مذهب ضـد قرآنـى مـى كند و وهابيت ايـن مذهب سراپا بى اساس و خرافاتى را ترويج مى كند و مردم و ملتهاى غافل را سـوق به سوى ابر قدرتها مى دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريـم براى هدم اسلام و قرآن بهره بردارى مـى كند. ما مفتخريـم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مى خـواهد حقايق قرآنـى كه سراسـر آن از وحـدت بين مسلميـن بلكه بشريت دم مى زند ، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگتريـن نسخه نجات دهنـده بشر از جميع قيـودى كه بـر پاى و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سـوى فنا و نيستى وبردگى و بندگى طاغوتيان مـى كشانـد ، نجات دهـد. و ما مفتخـريـم كه پيرو مذهبـى هستيـم كه رسـول خدا مـوسـس آن به إمر خـداوند تعالـى بـوده و اميرالمـومنين على بـن ابى طالب ايـن بنده رها شده از تمام قيود ، مإمـور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است. ما مفتخريـم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگتريـن دستور زندگى مادى و معنوى و بالاتريـن كتاب رهأى بخـش بشر است و دستورات معنوى و حكـومتـى آن بـالاتـريـن راه نجـات است ، از امام معصـوم ما است.

ما مفتخريم كه أمه معصوميـن از على بـن ابى طالب گرفته تا منجى بشـر حضـرت مهدى صـاحب زمـان عليهم آلاف التحيـات و السلام كه به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امـور است أمه ما هستند. ما مفتخريـم كه ادعيه حيات بخـش كه او را قرآن صاعد مـى خـوانند از أمه معصـوميـن ما است. ما به مناجـات شعبـانيه امامـان و دعاى عرفات حسين بـن على عليهما السلام و صحيفه سجاديه ايـن زبـور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خـداوند تعالـى به زهراى مرضيه است از ما است .

ما مفتخريـم كه باقرالعلـوم بالاتريـن شخصيت تاريخ است و كسى جز خـداى تعالـى و رسـول صلـى الله عليه وآله و أمه معصـوميــــن عليهم السلام ، مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد ، از مااست.
و مـا مفتخـريـم كه مذهب مـا جعفـرى است كه فقه مـا كه دريــاى بـى پـايان است يكـى از آثـار اوست و مـا مفتخـريـم به همه أمه معصـوميـن عليهم صلـوات الله و متعهد به پيـروى آنـانيــم .

ما مفتخريم كه أمه معصوميـن ما صلوات الله و سلامه عليهم درراه تعالى ديـن اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكـى از ابعاد آن است در حبـس و تبعيـد به سر برده و عاقبت در راه برانـدازى حكـومتهاى جأرانه و طاغوتيان زمان خـود شهيد شـدند. و ما امروز مفتخريم كه مـى خـواهيـم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در ايـن راه بزرگ سرنوشت ساز سـر از پـا نشناخته جان و مال و عزيزان خـود را نثـار راه خـدا مى كنند .

ما مفتخـريـم كه بـانـوان و زنان پيـر و جـوان و خـرد و كلان در صحنه هاى فرهنگـى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريـم فعاليت دارند. و آنان كه تـوان جنگ دارند در آمـوزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشـور اسلامـى از واجبـات مهم است شـركت و از محـروميتهأى كه تـوطئه دشمنان و نا آشنأى دوستـان از احكـام اسلام و قـرآن بـر آنها بلكه بـراسلام و مسلمـانـان تحميل نمـودنـد ، شجــــاعانه و متعهدانه خـود را رهانـده و از قيـد خـرافاتـى كه دشمنان بـراى منافع خود به دست نادانان و بعضـى آخـونـدهاى بـى اطلاع از مصالح مسلميـن به وجـود آورده بـودند خارج نموده اند.

و آنان كه تـوان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحـو ارزشمندى كه دل ملت را از شـوق و شعف به لـرزه در مـىآورد و دل دشمنان و جاهلان بـدتـر از دشمنان را از خشـم و غضب مـى لـرزاند اشتغال دارنـد. و ما مكـرر ديديـم كه زنان بزرگوارى زينب گونه عليها سلام الله فرياد مى زنند كه فرزنـدان خـود را از دست داده و در راه خـداى تعالـى و اسلام عزيز از همه چيز خـود گذشته و مفتخرند به ايـن امر و مـى داننـد آنچه به دست آورده انـد بالاتـر از جنات نعيـم است چه رسـد بمتاع نـاچيز دنيـا ،

و ملت مـا بلكه ملتهاى اسلامـى و مستضعفــان جهان مفتخـرنـد به اينكه دشمنان آنان كه دشمنـان خـداى بزرگ و قـرآن كريـم و اسلام عزيزند درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتـى براى مقاصد شـوم جنايتكارانه خـود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خـود دوست و دشمـن را نمـى شناسنـد و در رإس آنان آمريكا ايـن تروريست بالذات دولتـى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هـم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود

كه قلم ها از نوشتـن و زبانها از گفتـن آن شرم دارنـد و خيال ابلهانه اسـرأيل بزرگ ، آنان را به هـر جنـايتـى مـى كشـانـد. و ملتهاى اسلامـى و مستضعفـان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنـى ايـن جنايت پيشه دوره گرد ، و حسـن و حسنـى مبارك هـم آخـور با اسرأيل جنايتكارند و در راه خـدمت به آمريكا و اسـرأيل از هيچ خيانتـى به ملتهاى خـود روى گردان نيستنـد. و ما مفتخريـم كه دشمـن ما صـدام عفلقـى است كه دوست و دشمـن او را به جنايت كارى و نقض حقوق بيـن المللى و حقوق بشـر مـى شناسند و همه مـى داننـد كه خيانتكارى او به ملت مظلـوم عراق و شيخ نشينان خليج ، كمتـر از خيانت به ملت ايـران نباشـد و مـا و ملتهاى مظلـوم دنيـا مفتخـريـم كه رسـانه هـاى گـروهــى و دستگـاههاى تبليغات جهانـى ، ما و همه مظلـومـان جهان را به هـر جنايت و خيانتـى كه ابرقـدرتهاى جنايتكار دستـور مـى دهنـد متهم مـى كننـد .

كـدام افتخار بالاتر و والاتـر از اينكه آمريكا با همه ادعاهـايـش و همه سـاز و بـرگهاى جنگيــش و آن همه دولتهاى سرسپرده اش و به دست داشتـن ثروتهاى بـى پايان ملتهاى مظلـوم عقب افتاده و در دست داشتـن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملت غيور ايران و كشـور حضـرت بقيه الله ارواحنا لمقـدمه الفـدإ آن چنان وامانده و رسـوا شده است كه نمى داند به كه متـوسل شـود و رو به هر كـس مى كند جـواب رد مى شنـود و ايـن نيست جز به مددهاى غيبـى حضرت بارى تعالى جلت عظمته كه ملت ها را بـويژه ملت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نـور اسلام هدايت نمـوده.

مـن اكنـون به ملتهاى شـريف ستمـديـده و به ملت عزيز ايــــران توصيه مى كنـم كه از ايـن راه مستقيـم الهى كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطـى كه خـداوند به آنها نصيب فرموده است محكـم و استـوار و متعهد و پايدار پاىبند بـوده و لحظه اى از شكـر ايـن نعمت غفلت نكـرده و دستهاى ناپـاك عمال ابرقدرتها چه عمال خارجى و چه عمال داخلـى بدتر از خارجـى تزلزلـى در نيت پاك و اراده آهنيـن آنان رخنه نكند و بدانند كه هر چه رسانه هاى گروهى عالم و قدرتهاى شيطانـى غرب و شرق اشتلـم مـى زنند دليل بر قـدرت الهى آنان است و خـداوند بزرگ سزاى آنان را ، هم در ايـن عالم و هـم در عوالـم ديگر خـواهد داد انه ولـى النعم و بيـده ملكـوت كل شـىء و بـا كمـال جـد و عجز از ملتهاى مسلمان مـى خـواهـم كه از أمه اطهار و فـرهنگ سياسـى ،

اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى ايـن بزرگ راه نمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشانـى و نثـار عزيزان پيـروى كننـد. از آن جمله دست از فقه سنتـى كه بيـان گـر مكتب رسـالت و امـامت است و ضامـن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوليه و چه ثانـويه كه هر دو مكتب فقه اسلامى است ، ذره اى منحرف نشـوند و به وسـواس خناسان معاند با حق و مذهب گـوش فرا ندهند و بدانند قدمى انحرافى مقدمه سقـوط مذهب و احكام اسلامـى و حكـومت عدل الهى است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بيانگـر سيـاسـى نمـاز است

هـرگز غفلت نكننـد كه ايـن نمـاز جمعه از بزرگتـريـن عنايات حق تعالـى بـر جمهورى اسلامـى ايـران است و از آن جمله مـراســـم عزادارى أمه اطهار و بـويژه سيدمظلـومان و سـرور شهيـدان حضرت ابـى عبـدالله الحسيـن صلـوات وافر الهى و انبيإ و ملأكه الله و صلحإ بر روح بزرگ حماسـى او بـاد هيچگـاه غفلت نكننـد . و بـداننـد آنچه دستـور أمه عليهم السلام براى بزرگداشت ايـن حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفريـن بـر ستمگـران آل بيت است تمام ، فـرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستـم پيشه در طـول تاريخ الى الابـد. و مـى دانيد كه لعن و نفريـن و فرياد از بيـداد بنـى اميه لعنت الله عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنـم رهسپار شـده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتـن ايـن فرياد ستم شكـن است.

و لازم است در نـوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناى از أمه حق عليهم سلام الله به طـور كوبنده فجايع و ستمگريهاى ستمگران هر عصر و مصر يادآورى شود و در ايـن عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمـريكا و شـوروى و ساير وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود اين خأنيـن به حرم بزرگ الهى لعنت الله و ملأكته و رسله عليهم است به طـور كـوبنده يادآورى و لعن و نفريـن شـود.

و همه بايد بـدانيـم كه آنچه مـوجب وحـدت بين مسلمين است ايـن مراسـم سياسـى است كه حافظ مليت مسلميـن بـويژه شيعيان أمه اثنـى عشـر عليهم صلـوات الله وسلـم . و آنچه لازم است تذكر دهـم آن است كه وصيت سياسى الهى ايـن جانب اختصاص به ملت عظيـم الشإن ايران ندارد بلكه تـوصيه به جميع ملل اسلامى و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مى باشد . از خداوند عز و جل عاجزانه خـواهانـم كه لحظه اى ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنايات غيبى خود به ايـن فرزندان اسلام و رزمنـدگـان عزيز لحظه اى دريغ نفـرمـايـــد .
روح الله الموسوى الخمينى

اهميت انقلاب شكـوهمنـد اسلامـى كه دستآورد ميليــونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز ، ايـن شهيدان زنـده است و مـورد اميـد ميليـونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدرى است كه ارزيابى آن از عهده قلـم و بيان والاتر و بـرتـر است ، اينجانب روح الله مـوسـوى خمينـى كه از كرم عظيـم خداوند متعال با همه خطايا مإيوس نيستـم و زادراه پرخطرم همان دلبستگـى به كرم كريـم مطلق است به عنـوان يك نفر طلبه حقير كه همچـون ديگـر بـرادران ايمـانـى اميـد به ايـن انقلاب و بقـــاء دست آوردهاى آن و به ثمر رسيـدن هر چه بيشتـر آن دارم به عنـوان وصيت به نسل حاضـر و نسل هاى عزيز آينده مطالبـى هرچنـد تكـرارى عرض مى نمايم و از خداوند بخشاينده مى خواهم كه خلوص نيت در ايـن تذكرات عنايت فرمايد :
۱ ـ مـا مـى دانيـم كه ايـن انقلاب بزرگ كه دست جهان خــــواران و ستمگران را از ايران بزرگ كـوتاه كـرد با تإييـدات غيبـى الهى پيروز گرديـد. اگـر نبـود دست تـواناى خـداوند امكان نـداشت يك جمعيت سى وشـش ميليونى با آن تبليغات ضداسلامى و ضد روحانى خصوص در ايـن صدسال اخير و با آن تفرقه افكنيهاى بـى حساب قلـم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانى ها و مجالـس و محافل ضداسلامى و ضـد ملـى به صـورت مليت و آن همه شعرها و بذله گـوئيها و آن همه مراكز عياشـى و فحشإ و قمار و مسكرات و مـواد مخـدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جـوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و تـرقـى ميهن عزيز خـود فعاليت نماينـد به فساد و بـى تفاوتـى در پيشامـدهاى خـأنانه كه به دست شاه فاسـد و پـدر بـى فـرهنگـش و دولتها و مجالـس فرمايشـى كه از طرف سفارتخانه هاى قدرتمندان بر ملت تحميل مـى شـد و از همه بـدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آمـوزشـى كه مقدرات كشـور به دست آنان سپرده مـى شد با به كار گـرفتـن معلمان و استادان غرب زده يا شـرق زده صددرصـد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامـى بلكه ملى صحيح با نام مليت و ملـى گرايى گر چه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لكـن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتـى نمـى تـوانستنـد انجام دهنـد و با ايـن همه و دهها مسأل ديگـر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قـدرت تبليغات به انحراف فكرى كشيـدن بسيارى از آنان ، ممكـن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كننـد و در سرتاسـر كشـور با ايـده واحـد و فـرياد الله اكبـر و فـداكاريهاى حيرت آور و معجزهآسا تمام قـدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خـود مقـدرات كشـور را به دست گيـرد. بنابـرايـن شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامـى ايران از همه انقلابها جداست ، هـم در پيدايـش و هم در كيفيت مبارزه و هـم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه ايـن يك تحفه الهى و هديه غيبى بـوده كه از جانب خداوندمنان برايـن ملت مظلـوم غارت زده عنايت شده است .
۲ ـ اسلام و حكـومت اسلامـى پديده الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزنـدان خـود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تإميـن مـى كند و قدرت آن دارد كه قلـم سرخ بر ستمگريها و چپاول گريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خـود برساند و مكتبـى است كه بر خلاف مكتبهاى غير تـوحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنـوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخـالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولـو بسيـار نـــاچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنـوى نقـش دارد فروگذار ننموده است و مـوانع و مشكلات سـر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و برفع آن كوشيده است. اينك كه به تـوفيق و تإييد خداوند ، جمهورى اسلامى با دست تـواناى ملت متعهد پايه ريزى شده و آنچه در ايـن حكومت اسلامى مطرح است اسلام و احكام مترقى آن است ، بـرملت عظيـم الشـإن ايـران است كه در تحقق محتـواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حـراست آن بكـوشنـد كه حفظ اسلام در رإس تمـــام واجبـات است ، كه انبيـإ عظام از آدم عليه السلام تـا خـاتــــم النبييـن صلى الله عليه وآله و سلـم در راه آن كوشـش و فداكارى جان فرسا نمـوده اند و هيچ مانعى آنان را از ايـن فريضه بزرگ باز نـداشته و همچنيـن پـس از آنان اصحـاب متعهد و أمه اسلام عليهم صلوات الله با كوششهاى تـوان فرسا تا حد نثار خون خـود در حفظ آن كـوشيـده انـد و امروز بر ملت ايران خصـوصا و بـر جميع مسلمانان عمـوما واجب است ايـن امانت الهى را كه در ايـران به طـور رسمـى اعلام شده و در مدتـى كـوتاه نتايج عظيمـى به بار آورده با تمام تـوان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقإ آن و رفع موانع و مشكلات آن كـوشـش نماينـد و اميـد است كه پرتـو نـور آن بـرتمام كشـورهاى اسلامـى تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در ايـن امر حياتى نمايند و دست ابرقدرتهاى عالـم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابـد از سر مظلـومان و ستمـديدگان جهان كـوتاه نمايند . اينجانب كه نفـس هاى آخر عمر را مى كشـم به حسب وظيفه ، شطـرى از آنچه در حفظ و بقإ ايـن وديعه الهى دخالت دارد و شطرى از مـوانع و خطرهايـى كه آن را تهديد مـى كنند براى نسل حاضر و نسل هاى آينده عرض مى كنـم و توفيق و تإييد همگان را از درگـاه پـروردگـار عالميـان خـواهـانــم .
الف ـ بـى تـرديـد رمز بقإ انقلاب اسلامـى همان رمز پيروزى است و رمز پيـروزى را ملت مـى داند و نسل هاى آينـده در تاريخ خـواهنـد خواند كه دو ركـن اصلى آن انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشـوربا وحـدت كلمه براىهمان انگيزه ومقصد. اينجـانب به همه نسل هـاى حـاضـر و آينـده وصيت مـى كنـم كه اگـر بخـواهيـد اسلام و حكـومت الله بـرقـرار باشـد ، و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شـود ايـن انگيزه الهى را كه خـداوند تعالـى در قرآن كريـم برآن سفارش فرمـوده است از دست نـدهيـد و در مقابل ايـن انگيزه كه رمز پيـروزى و بقـإ آن است ، فرامـوشى هدف و تفرقه و اختلاف است. بى جهت نيست كه بـوقهاى تبليغاتى در سراسر جهان و وليده هاى بـومى آنان تمام تـوان خـود را صرف شايعه ها و دروغ هاى تفرقه افكـن نمـوده اند و ميلياردهادلار بـراى آن صـرف مى كننـد. بـى انگيزه نيست سفـرهاى دأمـى مخالفان جمهورى اسلامـى به منطقه و مع الاسف در بيـن آنان از سردمـداران و حكـومتهاى بعض كشـورهاى اسلامـى كه جزبه منـافع شخصـى خـود فكـر نمى كنند و چشـم و گـوش بسته تسليـم آمريكا هستند ديده مى شـود و بعض از روحانـى نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براى ملت ايران و مسلمانان جهان بايـد مطرح باشـد و اهميت آن را در نظر گيـرنـد ، خنثـى كـردن تبليغات تفـرقه افكـن خــانه برانداز است. توصيه اينجانب به مسلميـن و خصوص ايرانيان بـويژه در عصـر حاضر آن است كه در مقابل ايـن تـوطئه ها عكـس العمل نشان داده و به انسجام و وحـدت خـود به هر راه ممكـن افزايـش دهند و كفـار و منـافقـان را مـإيـوس نمـاينـد .
ب ـ از تـوطئه هاى مهمى كه در قرن إخير ، خصوصا در دهه هاى معاصر و بـويژه پـس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشـم مى خـورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مإيوس نمـودن ملتها و خصـوص ملت فـداكار ايران از اسلام است ، گاهـى ناشيانه و با صـراحت به اينكه احكام اسلام كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمى تـواند در عصـر حاضر كشـورها را اداره كنـد يا آنكه اسلام يك ديـن ارتجاعى است و با هر نـوآورى و مظاهـر تمـدن مخالف است و در عصـر حاضـر نمـى شود كشـورها از تمدن جهانـى و مظاهر آن كناره گيرند و امثال ايـن تبليغات ابلهانه و گـاهـى مـوذيـانه و شيطنتآميز به گـونه طـرفـدارى از قـداست اسلام كه اسلام و ديگـر اديان الهى سـروكـار دارنـد با معنـويات و تهذيب نفـوس و تحذير از مقامات دنيايـى و دعوت به تـرك دنيـا و اشتغال به عبـادات و اذكـــار و ادعيه كه انسان را به خداى تعالـى نزديك و از دنيا دور مى كند و حكـومت و سياست و سررشته دارى برخلاف آن مقصـد و مقصـود بزرگ و معنـوى است چه اينها تمـام بـراى تعميـر دنيا است و آن مخـالف مسلك انبيإ عظام است و مع الاسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحـانيــــان و متدينان بى خبر از اسلام تإثير گذاشته كه حتى دخالت در حكـومت و سياست را به مثـابه يك گنـاه و فسق مـى دانستنـد و شـايـد بعضـى بـداننـد و ايـن فـاجعه بزرگـى است كه اسلام مبتلاى به آن بــود. گـروه اول كه بـايـد گفت از حكـومت و قـانـون و سياست يـا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خـود را به بـى اطلاعى مـى زننـد زيرا اجـرإ قـوانيـن بـر معيار قسط و عدل و جلـوگيـرى از ستمگـرى و حكـومت جـأرانه و بسط عدالت فـردى و اجتماعى و منع از فساد و فحشإ و انواع كجرويها و آزادى برمعيار عقل و عدل و استقلال و خـودكفأى و جلـوگيـرى از استعمار و استثمار و استعبـاد و حـدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل براى جلـوگيرى از فساد و تباهـى يك جامعه و سياست و راه بردن جامعه به موازيـن عeل و عدل و انصاف و صدها از ايـن قبيل ، چيزهايى نيست كه با مرور زمان در طـول تاريخ بشر و زندگى اجتماعى كهنه شـود. ايـن دعوى به مثابه آن است كه گفته شود. قـواعد عقلى و رياضـى در قرن حاضر بايد عوض شـود و به جاى آن قـواعد ديگر نشانـده شـود. اگر در صـدر خلقت ، عدالت اجتماعى بايد جارى شود و از ستمگرى و چپاول و قتل بايـد جلـوگيرى شـود ، امروز چـون قرن اتـم است آن روش كهنه شده و ادعاى آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان كه محمدرضا پهلوى مخلـوع مى گفت كه اينان مـى خـواهند با چارپايان در ايـن عصـر سفر كننـد يك اتهام ابلهانه بيـش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمـدن و نـوآوردها ، اختـراعات و ابتكارات و صنعتهاى پيشرفته كه در پيشـرفت و تمـدن بشر دخالت دارد ، هيچگاه اسلام و هيچ مذهب تـوحيـدى با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علـم و صنعت ، مورد تإكيد اسلام و قرآن مجيـد است و اگر مراد از تجـدد و تمـدن به آن معنـى است كه بعض روشنفكران حـرفه اى مـى گـوينـد كه آزادى در تمام منكرات و فحشإ حتى هم جنس بازى و از ايـن قبيل ، تمام اديان آسمانى و دانشمندان و عقلا بـا آن مخـالفنـد گـر چه غرب و شـرق زدگـان به تقليــــد كـوركـورانه آن را تـرويج مـى كننـد. و امـا طـايفه دوم كه نقشه مـوذيانه دارند و اسلام را از حكـومت و سياست جدا مـى دانند بايد به ايـن نادانان گفت كه قـرآن كريـم و سنت رسـول الله صلـى الله عليه وآله آن قـدر كه در حكـومت و سياست احكام دارنـد در سايـر چيزها نـدارنـد بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام ، عبـادى سياسـى است كه غفلت از آنها ايـن مصيبتها را به بـار آورده. پيغمبـــر اسلام(ص) تشكيل حكـومت داد مثل سـايـر حكـومتهاى جهان لكـن بــا انگيزه بسط عدالت اجتمـاعى و خلفـإ اول اسلامـى حكـومتهاى وسيع داشته انـد و حكـومت علـى بـن إبـى طالب عليه السلام نيز بـا همان انگيزه به طور وسيع تر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پـس از آن به تدريج حكومت به اسـم اسلام بوده و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامـى به پيـروى از اسلام و رسـول اكـرم صلــــى الله عليه وآله بسيارند . اينجانب در ايـن وصيت نامه با اشاره مى گذرم ولى اميـد آن دارم كه نـويسنـدگان و جامعه شناسان و تـاريخ نـويسان ، مسلمانان را از ايـن اشتباه بيـرون آورنـد. و آنچه گفته شـده و مى شـود كه انبيإ عليهم السلام به معنـويات كار دارند و حكـومت و سـررشته دارى دنيايـى مطـرود است و انبيإ و اوليإ و بزرگان از آن احتراز مى كردند و ما نيز بايد چنيـن كنيم ، اشتباه تإسفآورى است كه نتايج آن به تباهـى كشيدن ملتهاى اسلامـى و باز كردن راه بـراى استعمارگران خونخـوار است زيرا آنچه مردود است حكـومتهاى شيطـانـى و ديكتـاتـورى و ستمگـرى است كه بـراى سلطه جـويـــى و انگيزه هاى منحـرف و دنيايـى كه از آن تحذير نمـوده انـد جمعآورى ثروت و مال و قدرت طلبـى و طاغوت گرايى است و بالاخره دنيايـى است كه انسان را از حق تعالـى غافل كنـد. و اما حكـومت حق براى نفع مستضعفان و جلوگيرى از ظلـم و جـور و اقامه عدالت اجتماعى همان است كه مثل سليمان بـن داود و پيامبـر عظيـم الشـإن اسلام صلـى الله عليه وآله و إوصيإ بزرگـوارش براى آن كـوشـش مى كردند از بزرگتـريـن واجبات و اقامه آن از والاتـريـن عبادات است ، چنانچه سياست سالـم كه در ايـن حكـومتها بـوده از امور لازمه است. بايد ملت بيدار و هشيار ايران با ديد اسلامـى ايـن تـوطئه ها را خنثـى نمايند و گـويندگان و نـويسندگان متعهد به كمك ملت بـرخيزنـد و دست شياطين تـوطئه گر را قطع نماينـد .