نگاهي به شيوه هاي استعمار در گذشته

اگر تاريخ را ورق بزنيم و گذشته را مورد کندوکاو قرار دهيم حتي از زمان خلقت آدم ابوالبشر درخواهيم يافت هميشه حقي و باطلي وجود داشته و تقابل اين دو اتفاقات زيادي را در گذر زمان رقم زده، زماني که قابيل به خاطر وسوسه هاي شيطان از مسير حق دور شده و در مسير باطل قرار مي گيرد اولين تقابل ميان حق و باطل در کشتن هابيل توسط قابيل رقم مي خورد و اين روند با به وجود آمدن تمدن هاي اوليه ي بشري به اشکال مختلف و به شيوه هايي ديگر متجلي مي گردد. زماني که اولين روستاها و بعد شهرها به وجود آمد و اولين حکومت ها شکل گرفته بودند حکومت هايي که به خاطر جاه طلبي، شهرت و کشورگشايي و گسترده کردن سيطره حکومت خود به ساير ملت ها و حکومت ها هجوم برده و ضمن ريختن خون هاي انسان هاي بيگناه بسياري سيطره حکومت ظالمانه ي خود را گسترش دادند.

امّا اين روند با پيشرفت هايي که در سطوح مختلف اتفاق افتاد شکل و شمايل جديدي به خود گرفت و نحوه ي تسلط يا بهتر بگوئيم استعمار ديگر ملت ها تغيير پيدا کرد به گونه اي که قبل از سال ۱۹۰۰ محوريت استعمار کشاورزي بود. يعني کشورهايي که در زمينه ي کشاروزي پيشرفت هايي داشتند و مي توانستند علاوه بر تأمين نيازها غذايي کشور خود مازاد بر احتياج خود را به ديگر ملتها و کشورها بفروشند آن را زمينه ي مناسبي براي استعمار آنها يافته و از اين طريق احتياج ساير کشورها را مبناي برنامه هاي استعماري خود قرار داده و بدين وسيله در سايه اين احتياج در زمينه هاي مختلف شروع به ارائه و پياده نمودن برنامه هاي استعماري خود مي نمودند امّا از سال ۱۹۰۰ به بعد که انقلاب صنعتي به وقوع پيوست و محدوديت توسعه از کشاورزي به صنعت منتقل گرديد نياز کشورها به احتياجات صنعتي کشورهاي توسعه يافته زمينه را براي استعمار صنعتي فراهم نمود و اين روند تا سالهاي ۱۹۸۰ ادامه يافت

امّا بعد از آن با ظهور فناوريهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي و پيشرفت هاي سريع تکنولوژيکي که زندگي انسان ها را تحت تأثير عميقي قرارداد به گونه اي که امروزه دانشمندان اعتقاد دارند که سه فناوري مهم در حال تحولي عظيم و گسترده در زندگي انسانهاست که شامل (فناوري نانو، فناوري زيست و فناوري اطلاعات و ارتباطات) مي باشد که در اين سال فناوري اطلاعات و ارتباطات را مادر ساير فناوري ها مي دانند و اين امر باعث گرديد که شيوه هاي استعماري کشورهاي استعمارگر با پيشرفتهاي تکنولوژيکي از يک پيچيدگي و تأثيرگذاري خاصي برخوردار گردد و اين نوع شيوه استعماري به مراتب داراي قدرت نفوذ و تأثيرگذاري بسيار بالا بوده چرا که به وسيله آن تماس سطوح مختلف جوامع را مي توان تحت تأثير قرار داد خصوصاً فرهنگ و اعتقادات مذهبي را که تا قبل از آن مي توانست به عنوان يک عامل قوي و قدرتمند در مقابل شيوه هاي استعماري کشورهاي استعمارگر ايستادگي کند و نقشه هاي استعمار را در خيلي از زمينه ها خنثي و نقش بر آب نمايد.

قطعاً امروزه کشورهاي استعماري تمام توان و تلاش خود را معطوف به شيوه هاي نوين و فرانوين استعماري نموده اند که براي روشن تر شدن مطلب به آماري در خصوص کشور آمريکا و توجه اين کشور به بهره گيري از چنين شيوه هايي در رأس کشورهاي استعماري اشاره مي نمايم.
آمريکا در بين سالهاي ۱۹۰۰ تا ۱۹۲۰ حدود ۳۷% نيروي کار خود را در بخش کشاورزي متمرکز نموده بود که اين آمار در بين سال هاي ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ به ۲۶% رسيد و تمرکز آن روي صنعت قرار گرفت امّا جديدترين آمار نشان مي دهد که فقط ۷% نيروي کار آمريکا در بخش هاي فعاليتهاي نيروبر متمرکز گرديده است. منظور از فعاليتهاي نيروبر فعاليتهايي هستند که نيازمند بهره گيري از توان جسمي افراد مي باشد مثل بخش هاي کشاورزي و صنعتي و….. امّا ما مي بينيم امروزه کمترين نيروي کار آمريکا در بخش فعاليتهاي نيروبر متمرکز گرديده و نکته جالب توجه اين است که آمريکا تمامي فعاليتهاي اقتصادي خود را که نيازمند بهره مندي از نيروي کار دارد به کشورهاي آفريقايي و آسيايي منتقل نموده تا هم بتواند از نيروي کار ارزان قيمت آن کشورها استفاده نمايد و هم بتواند زمينه هاي وابستگي آن کشورها را به خود حفظ نمايد و بيشترين سرمايه گذاري خود را روي فعاليتهاي دانش بر متمرکز نموده که بازده و راندمان فعاليتهاي دانش بر در زمينه هاي اقتصادي بسيار بسيار بالاتر از فعاليتهاي نيروبر يعني کشاورزي و صنعت مي باشد و اساس فعاليت هاي دانش بر نيز پيشرفت در تکنولوژي هاي نوين اطلاعاتي، ارتباطي، نانو و… مي باشد. پس با اين توضيح مشخص مي گردد که کشورهاي استعماري و در رأس آنها آمريکا حداکثر بهره را از تکنولوژي هاي نوين هم در جهت دستيابي به راندمان اقتصادي بالا و هم در جهت استعمار ساير ملتها آن هم به شيوه هاي جديد که تمامي جنبه هاي استعماري را مي تواند شامل شود مي برند چرا که آنها مي توانند هم در زمينه سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، اعتقادي، زيستي و… ساير ملت ها را با اين شيوه ها استعمار و استثمار نمايند.

شيوه هاي استعماري فرانو
شايد يکي از مباحث مهمّ اجتماعي در جامعه ي امروز ما بحث تهاجم فرهنگي است و مسئولين فرهنگي، سياسي و اجتماعي کشور ما و در رأس همه ي آنها رهبر کبير و فرزانه انقلاب با ديد عالمانه و همه جانبه خود در زمينه هاي مختلف زنگ خطر را به صدا درآورده و نسبت به هجوم و شبيخون فرهنگي غرب عليه اسلام عزيز و انقلاب اسلامي هشدار داده اند و شايد به جرأت مي توانم بگويم که يکي از مهمترين دغدغه هاي فکري رهبر معظم انقلاب همين مسئله تهاجم و شبيخون فرهنگي است که نمود آن را در سخنان معظم له در ديدارها عمومي و مسئولين با ايشان مي توان ديد. البته مردم علاقمند به آرمانهاي اسلامي و فرهنگ خود نيز، تجلّي تهاجم فرهنگي را در گسترش فرهنگ ابتذال و تکثير نوارها و عکسها و… جستجو مي کنند و به مبارزه با آن نيز برخاسته اند.
امّا لازم است بدانيم که تهاجم فرهنگي و شيوه هاي استعمار فرانو فقط در تکثير نوار و عکس و مجلات مبتذل و… خلاصه نمي شود بلکه شيوه هاي استعماري فراتر از آن چيزي است که شايد در ذهن عامه ي مردم وجود دارد که آن را ما تحت عنوان شيوه هاي استعمار فرانو معرفي مي نمائيم.

هدف گذاري استعمار فرانو
براي اينکه بهتر بتوانيم با شيوه هاي استعمار فرانو آشنا شويم بايد با اهداف استعماري اين شيوه ها آشنا شويم تا بهتر بتوانيم هم شيوه ها را بشناسيم و هم راه هاي مقابله با آن را پيدا کنيم. شايد يک زماني کشورهاي استعماري و در رأس آنها آمريکا به دولت و مردم ما چنگ و دندان تيز کرده خود را نشان مي دادند و قدرت نظامي خود را به رخ ما مي کشيدند امّا تجربه جنگ تحميلي ۸ ساله به آنها نشان داد که ايران اسلامي و ملت مسلمان آن طعمه ي آساني بر آنها نيست که بتوانند به راحتي آن را به چنگ آورده و از آن استفاده نمايند آنها در طول اين هشت سال تجربياتي زيادي به دست آوردند و هزينه هاي زيادي را متحمل گشتند و دريافتند که ديگر شيوه هاي کهنه استعماري آنها نمي تواند بر ايران اثرگذار باشد لذا به دنبال استفاده از شيوه ها و ابزارهاي جديدي براي نيل به اهداف پليد خود بودند و قطعاً هم امروزه به دنبال استفاده از آن بر عليه کشور عزيز ما مي باشند امّا همانطور که آنها به دنبال بهره گيري از شيوه هاي نو بر اساس تجربيات گذشته شان مي باشند دولت و ملت ما هم در طول عمر با برکت و عزت انقلاب خود تجربيات بسيار گرانبها که بدست آمدن آنها هم خيلي راحت و آسان نبوده و حاصل تلاش و مجاهدت مردان خدا و در رأس آنها رهبر کبير انقلاب امام خميني (ره) و هزاران شهيدي که در راه مبارزه با همان چيزهايي که کشورهاي سلطه گر به دنبال آن بوده اند جان عزيز خود را فدا نموده و دشمني را ناکام گذاشته اند و قطعاً کشورهاي سلطه گر بايد بدانند که با شيوه هاي نو و فرانو هم نخواهند توانست به اهداف شوم خود در ايران اسلامي دست يابند. امّا اين بدين معني نيست که ما چون سربلند از جنگ بيرون آمديم و ما نيازي به مقابله نداريم بلکه ما بايد بيش از گذشته خود را توانمند نماييم چرا که شيوه هاي جديد بسيار مخرب تر و بيرحمانه تر و وحشيانه تر بوده امّا شايد ظاهر آن چنين چيزي را نشان ندهد امّا سخن به درازا کشيد در اين قسمت به اهداف اشاره اي دارم گفتم که دشمن براي تمامي برنامه هاي خود هدف گذاري کرد، هزينه کرده، افراد مختلف را به خدمت گرفته تا بتواند موفق شود.

اهداف استعماري در شيوه هاي فرانو
– تخريب و نفي هويت ملّي و بومي فرهنگ خودي
– تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي و گرايش هاي معنوي
– ايجاد گسستگي و شکاف بين گذشته و حال (زمان جنگ و حال)
– طرد الگوها و اسوه هاي خودي و تاريخي و جايگزين نمودن الگوها و اسوه هاي ناخودي
– تخريب ميراث فرهنگي و ملّي
– تطيع و تخريب و از ميان برداشتن اشخاص موثر و انديشه وران و صاحب نظران معتقد به نظام
– گسترش روحيه غرب گرايي و غربزدگي
– گسترش روحيه يأس و نوميدي

– تقويت و حمايت روشنفکران و منورالفکران وابسته
– ترويج فساد و فحشاء و منکرات در بين جوانان
– ايجاد جريان هاي انحرافي و تقويت گروه ها و احزاب و تشکّل هاي وابسته
– ايجاد تفرقه هاي قومي، قبيلگي، زباني، مذهبي
– انتخاب و تقويت تئوريهاي علمي، انديشه وران همسو را اهداف خود
– ايجاد تفرقه و جدايي بين مردم و مسئولين با ابزارهاي جديد و نو
– ناامن نمودن جو تبليغاتي منطقه در جهت ضربه زدن به ايران

– همسو و هم جهت نمودن سران کشورهاي همسايه ايران با اهداف استعماري خود
– ايجاد موانع در راه توسعه ايران در زمينه هاي مختلف، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، علمي، آموزشي و…
– ايجاد فشار بر ايران از طريق نهادهاي بين المللي در اختيار وزير نفوذ ****
– تضعيف و قطع ارتباطات مردم با مکتب و رهبر به عنوان عامل قوام و اقتدار جمهوري اسلامي

و شايد دهها هدف آشکار و نهاني که بنده از آن اطلاعي ندارم ولي آن چه که اهميت دارد اين است که براي مقابله با دشمن بايد ابتدا فکر و هدف دشمن را شناخت و دوم ابزارها و امکانات او را ارزيابي نمود و سوم قدرت مانور و اجراءِ برنامه هايش را مدنظر قرار داد.
ابزارها و امکانات مورد استفاده در شيوه هاي استعماري فرانو
قطعاً دشمن براي دستيابي به اهدافي که ذکر آن گذشت از ابزارهاي مختلفي استفاده خواهد کرد که ذيلاً به آن اشاره مي نمايم.
۱- مطبوعات و رسانه هاي گروهي (خارجي و داخلي)
۲- بنيادها و سازمان هاي به ظاهر اقتصادي که در پشت پرده فعاليت هاي اقتصادي اهداف استعماري را برآورده نمايند چه خارجي و چه داخلي
۳- تکنولوژي و فرهنگ وابسته به آن

۴- هنر و ابزارهاي هنري (سينما، تلويزيون، تئاتر و…)
۵- ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباط نو و جديد (رايانه، شبکه هاي اينترنتي، ماهواره و…)
۶- کتاب ها و ابزارهاي ادبي و علمي (مانند رمان ها، قصه ها، کتاب هاي درسي و دانشگاهي)
۷- مراکز علمي، تحقيقاتي، دانشگاهي و….

۸- ورزشي و ميادين ورزشي
– روشنفکران و غربگرايان خود باخته
– زنان و دختران و محرک هاي جنسي و عاطفي
– گسترش مواد مخدر خصوصاً مواد جديد با نام هاي مختلف و تأثيرات بسيار مخرب و قوي و…

– پس يک نکته مهم و قابل تأمل در بحث استعمار و شيوه هاي استعماري نهفته است که بيش از هر چيز ديگري بايد مورد توجه همه ي مسئولين، دولتمردان و مردم مسلمان ما قرار گيرد اين است که ما در هيچ مقطع از تاريخ عبرت آموز اسلامي نمي توانيم مقطعي را پيدا کنيم که جنگ بين حق و باطل وجود نداشته باشد ويا متوقف شده باشد چرا که دشمنان ما مسلمانان و اسلام به چيزي کمتر از نفي و از بين بردن اسلام راضي نشده و نخواهند شد که اين امر را به وضوح در سطح دنيا شاهد بوده و هستيم و نمونه هاي بارز آن را زماني در بوسني و هرزگوين زماني در افغانستان، زماني در عراق و… و مدت طولاني در فلسطين، و بهتر بگوئيم در بيشتر کشورهاي اسلامي شاهد و ناظريم که هدف گذاري استعمار در تمامي کشورهاي اسلامي فقط و فقط نفي اسلام است که بنده مطمئن هستم که درخت اسلام آنقدر تنومند و محکم و استوار هست که هيچ قدرتي هر چند با بهره مندي از تمامي ابزارها و امکانات نخواهد توانست کوچکترين ضربه اي به آن وارد نمايد و آينده از آن حق و حقيقت خواهد بود و آينده اي روشن براي مسلمين در انتظار خواهد بود. امّا بايد از کيد و نقشه هاي دشمن نيز ساده نگذريم.