چاپ برجسته
برجسته کاری
برای خلق نقوش برجسته تنها از پارچه استفاده نمی شود بلکه کاغذ هم برای این منظور بکار می رود. کاغذ مرطوب را می توان با قراردادن زیر فشار برجسته کرد. (همچنین کاغذ را می توان بصورت اشکال سه بعدی درآورد، چنانکه بعداً خواهیم دید.) برای برآمده کردن برجستگی های منسوج از سطح صاف کاغذ، نور نقش مهمی بازی می کند. هنرمندان از این خصوصیت نور استفاده می کنند- چاپ بدون استفاده از رنگ در خلق نقوش برجسته، تنها با بکار گرفتن فن برجسته کردن، چنانکه در کار جوزف آلبرز، ” ساخت خطی برجسته”، دیده می شود قابل حصول است.

اگر یک صفحه بدون جوهر که دارای خطوط و اشکال حکاکی شده است را از یک ماشین پرس سیاه قلم کاری با کاغذ مرطوب بگذرانیم، کاغذ متراکم شده و مناطق برجسته ای تشکیل خواهد داد. با هر فرایند چاپ توگرد- چه گراور، چه سیاه قلم، چه چاپ خشک و یا قلم زنی- و انواعی از تکنیکهای مشابه این کار صورت خواهد گرفت. نگارۀ حکاکی شده بعنوان رنگ کاغذ چاپ خواهد شد. می توان رنگ را روی برجستگی منتقل کرد.

قالب مادۀ صفحۀ چاپ حکاکی شدۀ آلومینیمی برای برجسته کردن کاغذ “کن تیلر” و یک مهندس برنامه ریزی با همکاری با ژوزف آلبرز برای هر خط و ضخامت مناسب کاغذ با استفاده از کامپیوتر نیمرخ های دقیقی می سازند. مهندس برنامه ریز طراحی اولیۀ آلبرز را به یک نوار مایلار دیجیتالی تبدیل می کند. سپس نوار، یک فرز حکاکی اتوماتیک را که سرهای برشی اش بطور خاصی طراحی شده هدایت می کند تا صفحات چاپ را بصورت تصویر آیننه ای طراحی های اصلی جدا کند. سری با کسب اجازه از جمی نی.

ساخت های خطی “ژوزف آلبرز” در کارگاه جمی نی برجسته می شود.

جوهر زدن به صفحۀ حکاکی شده در قسمتهای برجسته.

قراردادن کاغذ آرک ۳۰۰ گرمی مرطوب پشت بند آبرنگ، روی صفحۀ چاپ جوهری.

بررسی “برجسته کاری سفید روی زمینۀ خاکستری” کار آلبرز در زیر دستگاه پرس هوا. حرارت و فشار بطور مداوم نگاره را در تار و پود کاغذ نقش می کنند. نتیجۀ کار خطوط برآمدۀ ظریفی است بر روی یک سطح صاف کاغذی.

“ساخت برجستۀ خطی” کار جوزف آلبرز. برجسته کاری بدون جوهر در جاهای گود. .

” آینه ” کار روی ایختنشتاین. چهاررنگ، سیلک اسکرین عکسی برجسته. “۲۸ “۲۸ با کسب اجازه از جمی نی.

یک ماشین (پرس) برجسته کاری هیدرولیک دیگر.

کولا گراف
کولاگراف هم اساساً یک فرایند چاپ گود است اما بر خلاف حکاکی و سیاه قلم کاری که در آنها قسمتهای مورد نظر حکاکی یا کنده می شوند، صفحۀ کولاگراف شکلی افزایشی است که شبیه یک کولاژ ساخته می شود. در کولاگراف ممکن است از عناصر زیادی استفاده شود، حتی از قطعات صفحات سیاه قلم کاری. در واقع “گلن آلپس” این شکل را در سالهای ۱۹۵۰ با توجه به کیفیتهای شبیه کولاژ چاپ آن، نامگذاری کرد. مقدار زیادی از کارهای صفحه را می توان بصورت دستی انجام داد. این صفحه چاپ را می توان جوهری کرد یا بدون جوهر مانند برجسته کاری از دستگاه پرس گذراند.

با وجود اینکه هنرمندان صفحات مشابهی را بارها تجربه کرده اند، کولاگراف یک وسیلۀ چاپ نسبتاً مدرن است. “پیر روش” در اواخر سالهای ۱۸۰۰، در پاریس تکنیکی را توسعه داد بنام جیپزوگراف که در آن سطح نگارۀ خود را (روی صفحۀ چاپ) با سنگ گچ می ساخت و جیپزوگرافهای دورنگ چاپ می کرد (یکی از اینها “آلک مارینز” بود).

اما کولاژها و مجموعه های نامربوط “براک”, “پیکاسو” “شوایتر” و “گری” در اوایل قرن بیستم الهام دهندۀ واقعی این نوع چاپ بود. پیروان سبک دادائیسم و سورآلیسم هم در متن کارهای خود بصورتی گسترده اشکال کولاژ را تجربه کردند. “پل کلی” هم در سالهای ۱۹۲۰ هنگامی که کرباس، ابریشم، حلب و مواد دیگر را بکار می برد از همین روش استفاده می کرد. و چنانکه قبلاً هم متذکر شدم،

“رولف نش” صفحات فلزی را (در سالهای ۱۹۳۰) اختراع و آنها را نوآوری هایی را می داد که بیست تا سی سال دیگر برای به واقعیت پیوستنشان فرصت لازم بود. “میخائیل پونس دو لئون” با کار کردن با نش در سالهای ۱۹۵۰، تاثیر نش را منعکس کرد و صفحات کولاژ فلزی و ضخیمی که بسیار پیچیده بودند خلق کرد. صفحاتی که نگارۀ آنها بقدری گود بود که او می بایست برای چاپشان از پرس هیدرولیکی که بر هر اینچ مربع ۴۵ کیلو فشار وارد می آورد، استفاده کند.

“گلن آلپس” در واشنگتن، “دین میکر” در ویس کونسین، “جیمز استگ” در لئوزیانا، “ادوارد استاسک” در هاوایی و “کلررومانو” و “جان راس” در نیویورک این تجارب را ادامه دادند و قابلیت کولاگراف را بیشتر کردند و دانشجویان را دربکارگیری این روش ترغیب نمودند و به این روش نو، حوزه ای تکنیکی، شهرت و محبوبیت بخشیدند.

چاپ کولاگراف.
توسط لیدا هیلتون
جوهر، که با کریسکو پخش شده است (برای سیالتر شدن)، روی یک ورق مخلوط می شود.

جوهر با غلتک پخش می شود طوریکه غلتک بتواند رنگ را بصورت یکنواخت بکار گیرد.

غلتک جوهر را روی یک تکه بوریا که با اکریلیک، بتونه و چسب قالبگیری منسوج شده، رسوب می دهد.

یک تکه بوریا برای پخش کردن جوهر و انتقال آنها به درزها و شکافها بکار می رود. سپس با استفاده از پارچۀ نخی جوهر اضافی پاک شده و بیشتر پخش می شود.

در زیر نور با روزنامه صفحه را پاک می کنیم. برای حصول دومین رنگ، این فرایند تکرار می شود.

در زیر پرس، اولین صفحۀ چاپ روی ورقه ای از بلوط قرار داده می شود که قبلاً محل دقیقش مشخص شده است.

کاغذ چاپ مرطوب را روی صفحۀ کولاگراف قرار می دهیم. (کاغذ را با جوهر خشک کن می گیریم)

یک گلیم را روی همه اینها قرار می دهیم و پرس را بکار می اندازیم.

صفحۀ چاپ را خارج می کنیم، اما هنوز قسمتی از کاغذ در زیر غلتک قرار دارد و صفحۀ چاپ کولاگراف دوم را منطبق بر محل های مشخص شده روی کاغذ قرار می دهیم. کاغذ جوهری را روی این صفحه پائین می آوریم و با قرار دادن گلیم در جای خود، قطعه را به زیر پرس می فرستیم.