نتیجه

در این فصل، چندین روش مختلف برای پیاده کردن و تحقق بخشیدن به خدمات نمایه سازی / چکیده نویسی در قالب چاپی ارائه شد. اگرچه ممکن است بعضی از افراد یک روش و دیگران روش های دیگر را ترجیح دهند، اما به صرفی این دلیل، هیچ روش واحدی بر دیگر روش ها برتری ندارد.

برای ارائه خدمات آگاهی رسانی جاری، آن دسته از ابزارهایی که از نوعی روش رده بندی استفاده می کنند بر نمایه های الفبایی – اختصاصی – لااقل در جایی که طرح رده بندی بر علایق یک بهره گیر خاص مطابقت دارد – برتری دارند. مثلاً، کسی که می خواهد در زمینهٔ پیشرفت های پاراسیتولوژی اطلاعات روزآمدی داشته باشد احتمالاً باید به چکیده نامهٔ زیست شناسی مراجعه کند که بخشی را به این موضوع اختصاص داده است. این چکیده نامهٔ بر ایندکس مدیکوس – که ارجاعات آن به این موضوع در زیر انواع مختلفی از سرعنوان های موضوعی پراکنده است – برتری دارد. با این همه، برای کسی که علایق آگاهی رسانی جاری بسیار خاصی دارد، استفاده از روش الفبایی- اختصاصی واقعاً راحتتر است. مثلاً برای دریافت اطلاعاتی روزآمد دربارهٔ رنگ دانهٔ شبکیه، استفاده از ایندکس مدیکوس بسیار مفید خواهد بود. البته، برای توجه به این ابزارهای مختلف به عنوان وسایل جستجو و بازیابی، میتوان از همهٔ عوامل کارایی که در این کتاب مورد بحث قرار گرفت استفاده کرد. یعنی، کارايي یک نمایهٔ چاپی به عنوان یک ابزار جستجو، به تعداد نقاط دسترسي فرآهم آمده، جزء نگری واژگان مورد استفاده در نمایه، کیفیت و انسجام نمایه سازی و دامنه ای که در آن ابزار مورد استفاده برای کاوشگر (مثلاً از طریق برقراری ارتباط بین اصطلاحات مرتبط معنایی) کمک مثبتی فرآهم می آورد وابسته است.

از آنجا که نمایه های اکسرپتا مدیکا به نسبت ایندکس مدیکوس نقاط دسترسي موضوعی بیشتری را برای هر مدرک فرآهم می آورند، احتمالاً جامعیت بیشتری را ارائه خواهند داد. از سوی دیگر، از آنجا که ایندکس مدیکوس هر مدرک را فقط زیر مهمترین اصطلاحات نمایه میکند، مانعیت بیشتری را ارائه خواهد کرد. ابزارهایی چاپی که چکیده ها را نیز دربر دارند بر ابزاهایی که فاقد چکیده هستند اولویت دارند، زیرا این ابزارها برای کمک به بهره گیر در تصمیم گیری دربارهٔ اینکه یک مدرک خاص واقعاً مفید است یا خیر، اطلاعات بیشتری را فرآهم میآورند. وجود چکیده به ویژه در مواردی که مدارک به دشواری یافت می شوند یا مدارکی که به زبانی ناآشنا برای کاوشگر ارائه شده اند،

بسیار ارزشمند است. باوجوداین، چکیده ها همیشه ضروری نیستند. مثلاً اغلب، ترکیب عنوانِ یک مدرک با سرعنوان های اصلی موضوعی و تقسیمات فرعی که زیر آنها ارائه شده است – مثل ایندکس مدیکوس – برای نشان دادن ربط بالقوه آن مدرک با نیازهای اطلاعاتی کفایت می کند.

سرانجام، بدیهی است نمایه هایی که فقط به کلمات عنوان وابسته اند امکانات محدودتری را برای بازیابی فرآهم میآورند. به هرحال، این محدودیت نیز مزایای خاص خود را دارد. مثلاً یک جستجوی بسیار تخصصی که به عنوان مثال یک نام را در بر دارد، باید در نمایه کلمات عنوان موفقیت آمیزتر از جستجو در واژگان کنترل شده باشد. بعلاوه، وقتی مدارک براساس کلیدواژه های عنوان جستجو می شوند، احتمال اینکه مدارک بازیابی شده مرتبط باشند بسیار زیاد است.

از آنجا که اغلب کتابداران و سایر متخصصین اطلاع رسانی به سادگی از نمایه های چاپی استفاده می کنند، آنها اغلب تصور می کنند که این مسئله در کل جهان نیز صادق است. درحقیقت، بعضی از بررسی ها نشان دادهاند که عموم مردم ممکن است در استفاده یا فهم حتی “ابتدایی ترین نمایه ها – مثل نمایه هایی که در انتهای کتابها ارائه می شوند – نیز مشکل داشته باشند.

در طول دهه یا دهه های گذشته، تلاشی برای ساده سازی خدمات نمایه سازی و چکیده نویسی انجام شده است که دست کشیدن از رده بندي چهریزه ای در چکیده نامهٔ علوم کتابداری و اطلاع رسانی، و نظام پرسی در نمایه نامهٔ آموزش و پرورش بریتانیا گام هایی در این زمینه بودند. به هرحال، اسان کاری بیشتر، ممکن است باعث نابودی این نمایه ها شود. این حقیقت که بسیاری از کتابداران در پشتیبانی از دسترسی درون خطی یا نگارش های دیسک نوری، اشتراکی نمایه های چاپی را لغو کردهاند باعث شده است که اکنون منابعی چاپی از این نوع زندگی بسیار کوتاهی داشته باشند.