سطح همارایی

بین نظام های پیش همارا و پس همارا تمایز قایل شدیم. به هرحال، یک نظام بازیابی اطلاعات نوین احتمالاً هم ویژگی های پیش همارا و هم قابلیت های پس همارا را در بر دارد. احتمالاً در واژگان مورد استفاده در نمایه سازی نوعی پیش همارایی وجود دارد. مثلاً توصیفگر رشد جمعیت که از یک اصطلاحنامه اخذ شده است، نوعی پیش هارایی را برای اصطلاحات رشد و جمعیت ارائه می دهد. در بعضی از سیستم ها، ممکن است به نمایه ساز اجازه داده شود که فقط از اصطلاحات مشخصی به عنوان تقسیم فرعی استفاده نماید. بنابراین، او ممکن است سرعنوان زیر را تولید کند:

رشد جمعیت / آمارها

عاقبت، کاوشگر می تواند آزادانه و در یک رابطه منطقی، اصطلاحات را با یکدیگر ترکیب کند، مثل، مدارکی که زیر سرعنوان رشد جمعیت / آمارها و نیز زیر توصیفگر آمریکای جنوبی قرار دارند.

بنابراین، نوعی همارایی (در مفاهیم یا اصطلاحاتی که توصیفگرها را ارائه می کنند) در ویژگی های واژگان و نیز ممکن است همارایی بیشتری در هنگام نمایه سازی حاصل آید. این

همارایی را می توان نوعی پیش هارایی قلمداد کرد که رکوردهای ورودی به پایگاه را همارایی میکند. آخرین سطح همارایی آن است که از طریق دستکاری اصطلاحات در هنگام کاوش (یعنی پس همارایی) حاصل می آید.

گرچه در این فصل مثالهایی از انواع مختلف نمایه های پیش همارا ارائه شد، اما مطمئناً همهٔ امکانات و توانایی های آنها مورد بحث قرار نگرفت. در آثار کین (۱۹۷۷a) و کراون (۱۹۸۶) ویژگی های نمایه های پیش همارا مورد بررسی و تحلیل بیشتری قرار گرفته اند. کین (۱۹۷۷b) درباره اعمال راهبرد کاوش در چنین نمایه هایی بحث کرده است.

نمایه های انتهای کتاب

هرچند بسیاری از اصول مورد بحث در این کتاب در انواع نمایه ها کاربرد دارد، اما تاکید عمده بر نمایه سازی منابع موجود در پایگاه های اطلاعات کتاب شناختی است، یعنی نمایه سازی پس همارا در پایگاه های الکترونیکی و نمایه سازی پیش همارا برای اطلاعات کتاب شناختی چایی، برای ارائه دستورالعملی جامع در زمینهٔ نمایه سازی کتابها هیچ تلاشی صورت نگرفته است. آثار دیگری وجود دارند که این موضوع را به خوبی مورد بحث قرار داده اند (مثل، میولوانیا، ۱۹۹۴؛ دستورالعملهایی برای نمایه ها”، ۱۹۹۷). دیوداتو” (۱۹۹۴) نتایج یک بررسی را ارائه داده است که در آن بهره گیران نمایه های کتاب را بر سایر نمایه ها ترجیح

داده اند؛ همچنین نظرات کتا بداران و دانشکده های آموزشی را در این باره مقایسه کرده است. به نظر میرسد که کامل ترین تحقیقات دربارهٔ نمایه های کتاب، تحقیقاتی باشند که بیشاپ” و دیگران (۱۹۹۱) و لیدی و دیگران (۱۹۹۱) آنها را گزارش کرده اند. در این دو تحقیق مرتبط، اولین تحقیق ویژگی های گروه نمونه ای از نمایه ها (ساختار، روش تنظیم، و مواردی ازاین قبیل) را بررسی کرده است درحالی که در تحقیق دومی، سیاست گذاری های ناشران در این خصوص (مثل چه کسی نمایه را تهیه کرده است، نوع نیازمندی ها و غیره) مورد تحقیق قرار گرفته است ؛ این گزارش همچنین اطلاعاتی دربارهٔ ویژگی های نمایه را ارائه کرده و نتایج کلی طرح را ضمیمه نموده است. لیدی و یورگنسن (۱۹۹۳a) یک گروه دانش آموز داوطلب را انتخاب کرده و روش واقعی استفاده انها از نمایه را مورد بررسی قرار داده اند.

 نمایه های پیش همارا در برابر نمایه های پس همارا

نمایه های چاپی که در این فصل مورد بررسی قرار گرفتند ابزارهایی هستند که می توان یک یا تعداد کمی از مدارک درباره یک موضوع را به سرعت در آنها بازیابی کرد. به هرحال، به نظر میرسد که بعضی از نویسندگان در تمجید خصایص نمایه های پیش همارا اغراق می کنند. آنها از بازیابی پس همارا به دلیل ارائه نتایج ضعیف (مثلاً به واینبرگ، ۱۹۹۵ نگاه کنید)، مثل بازیابی فراوان مدارک غیرمرتبط، – گرچه این مشکل در همهٔ روش ها وجود دارد – و ناتوانی بسیاری از بهره گیران در فهم منطق جستجو، انتقاد میکنند. ادعای واینبرگ مبنی بر ناتوانی بسیاری از بهره گیران در فهم منطق جستجو مطمئناً درست است اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که بسیاری از افراد، در فهم و استفاده از حتی سادهترین نمایه های چاپی نیز ناتوانند (مثلاً به لیدی و یورگن، a,b ۱۹۹۳ نگاه کنید). اگر بحث انتخاب باشد، به نظر میرسد که بهره گیران کتابخانه ای شدیداً جستجوی پس همارا در پایگاه های الکترونیکی را بر استفاده از نمایه های چاپی ترجیح میدهند (برای مثال به ماسی – بورزیو، ۱۹۹۰ نگاه کنید)، گرچه ممکن است از کاوشهای خود نتایج ضعیفی نیز به دست آورند (به لنکستر و ساندور”.۱۹۹۷، ص. ۱۲۷-۱۲۱ نگاه کنید.