البته در این نوع ترجمه هم، تسلّط به دو زبان «مبدأ» و «مقصد» لازم است، تا این ابرقراری ارتباط کلامی به سهولت و مهارت انجام گیرد. ولی عوامل یادشده

۱ – فرصت برای معادل یابی دقیق

۲- فرصت برای اصلاح و تجدید نظر

۳- ضروری نبودن حافظه و انتقال سریع) از نقاط مثبت و قوت ترجمهٔ کتبی محسوب می شود و به لحاظی آن را آسانتر از ترجمهٔ زنده و شفاهی میسازد.

شرایط و نیازهای ترجمه

گفته اند که: «ترجمه، پیش از آنکه «علم» باشد، «هنر» است…..» و این سخن حقی است، زیرا تنها توانایی برفهم لغات و جملات متن، کافی نیست و مترجمی نیاز به مهارت، ذوق و هنری بیش از این دارد. ترجمه، اگر فنی و عالمانه و خوب انجام گیرد، کمتر از «تألیف» و «تصنیف» نیست. ویژگی های ترجمهٔ خوب، گاهی یک اثر را زنده می کند و ترجمهٔ بد، کتابی را از اعتبار و ارزش میاندازد. آنچه در ترجمه مورد نیاز است، فهرست وار اینهاست:

۱- تسلط مترجم به زبان مادری مترجم، باید پیش از ترجمه، نویسنده باشد؛ یعنی در نوشتن سلیس و صحیح و خوب، در زبان خودش، گیری نداشته باشد و در حد کافی به لغات، اصطلاحات، قواعد دستوری و جهات ادبی و بدیعی زبان خویش، مسلّط باشد تا در نگارش، دچار زحمت نشود.

۲- تسلط به زبان متن مورد ترجمه گام نخست ترجمه، آن است که مترجم، متن مورد نظر را بفهمد. از آنجا که در متن، لغات و اصطلاحات و معانی حقیقی و مجازی و استعاری وجود دارد و از قواعد جمله سازی خاضی خود پیروی میکند، اگر مترجم به آن زبان تسلط نداشته باشد، در ترجمه دچار اشکال میشود، چون ساختار کلام در زبانهای مختلف یکسان نیست.