تعریف منطقه گرایی

آنچه درلغت نامه ها در معناي واژه منطقه آورده شده ، چنین است : ” بخشی از کره زمین که مختصات مخصوص به خود را دارد . “

(لغت نامه دهخدا ) اما در حقیقت این واژه ، تعریف مبهمی دارد و ممکن است به توزیع نژادي و قومی گروه ها ، ترکیب هاي متعارف جغرافیایی و اقلیمی و یا به محدوده هاي سیاسی رجوع کند . با این تعاریف ، این تصور کـه میـان منطقـه و ملـت و بـین منطقـه و مذهب نسبت مستقیمی وجود دارد به ندرت مد نظر قرار می گیرد . ( شایان کامل نیا ، ( ۱۳۸۷

واژه منطقه گرایی از اواخر قرن هجدهم ، به یکی از نظریه هاي اصلی نقد معماري تبدیل گشت . بر طبق این دیدگاه ، معماري بایـد بر اساس فعالیت هاي ناحیه اي ویژه که بر اقلیم ، جغرافیا ، مصالح و سنت هاي فرهنگی بومی بنا شـده انـد ، شـکل گیـرد . قـوانین  منطقه گرایی بر اساس یک مدل اجتماعی ایده آل – که احتمالا ” مدل اصلی ” نامیده می شود ، پایه گذاري شده است . بر اسـاس این مدل ، تمام جوامع داراي یک هسته ، یا جوهره اند که باید شناسایی و نگهداري شوند . یک جنبه از ایـن جـوهره بـه جغرافیـاي محلی ، اقلیم و سنت بر می گردد که شامل به کارگیري و تغییر شکل فرم هاي محلی و مصالح ” طبیعی ” است . چنـین جنبـه اي اغلب در ارتباط با معماري است . منطقه گرایی در اواخر قرن هجدهم ، دقیقا همان زمانی که پدیده هـا در معـرض خطـر و انقـراض بودند ، شکل گرفت . ( ۱۴۷ ، ۲۰۰۷ ، (Colquhoun