بهبود نمایه سازی

در این کتاب، عموماً فرض شده بود که نتیجهٔ نهایی از نمایه سازی یک مدرک خاص، فهرستی ساده از اصطلاحات – که شاید از یک واژگان کنترل شده انتخاب شده باشند – است که مجموعاً محتوای موضوعی مورد بحث را شرح میدهند. همهٔ اصطلاحات موجود در فهرست اغلب برابر فرض میشوند (یعنی نمایه ساز مشخص نمیکند که برخی از واژه ها نسبت به دیگر واژه ها اهمیت بیشتری دارند) و معمولاً بین اصطلاحات هیچ ارتباطات صریح و روشنی وجود ندارد.

اما نمایه سازی می تواند اندکی پیچیده تر از این باشد: میتوان اصطلاحات را ارزش گذاری اصطلاحات کرد (وزن داد) تا بیانگر برداشت نمایه ساز از اهمیت آنها باشد و / یا میتوان نوعی نحو به اصطلاحات افزود تا ارتباط آنها واضح تر شود.

نمایه سازی وزنی

بخش اعظم نمایه سازی موضوعی مستلزم یک تصمیم گیری دووجهی ساده است: یک اصطلاح میتواند هم به یک مدرک اختصاص یابد و هم می تواند اختصاص نیابد. اگرچه این مسئله فرآیند نمایه سازی را تسهیل میکند، اما برای بهره گیر از پایگاه اطلاعاتی مشکلاتی را به وجود میآورد؛ بهره گیر نمی تواند راهبرد کاوشی موفقی را طراحی کند که از طریق آن بتواند مداکی که در آنها یک موضوع باقوت بحث شده را از مدارکی که در أنها موضوع به طور فرعی مورد بحث قرار گرفته را تشخیص دهد.

در نمایه سازی وزنی، نمایه سازان می توانند به هر اصطلاح یک ارزش عددی اختصاص دهند که بیانگر نظر کارشناسی آنان دربارهٔ میزان اهمیت آن اصطلاح در نشان دادنِ محتواي موضوعی یک مدرک خاص است. معمولاً، هرچه محتوای موضوعی اصلی تر باشد، یا موضوع با جزئیات بیشتری بحث شده باشد، وزن یا ارزش آن بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، مقیاسی عددی را درنظر بگیرید که پنج امتیازی است و بالاترین رتبه آن عدد پنج است. اگر این مقیاس را بر مدرک نمایش داده شده در شکل ۳ (فصل ۲) اعمال کنیم، باید به اصطلاحات افکار عمومی، تحقیقات تلفن، گرایشات و خاورمیانه وزن (یا امتیاز) ۵، ایالات متحده آمریکا ۴، اسرائیل و مصر ۳ و … نسبت دهیم. مسلماً این فرآیند ذهنی است و نمایه سازان مختلف وزن های متفاوتی را اختصاصی خواهند داد.