شهرها به عنوان یکی از بسترهای زیست جامعه انسانی و تبلور فعالیتها و کارکردهای اقتصادی و اجتماعی در گذر زمان پیوسته دارای تغییر و تحول بوده اند، گاه این تغییرات بطنی و کند بوده که توانسته اند تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به تدریج جذب نموده و با آن انطباق یافته اند .

گاهی تغییرات شهرنشینی تند و سریع، و با گذشت زمان و تحولات علمی و فن آوری روند تغییرات آن چنان سریع تغییر یافته که شهر فرصت هضم و پذیرش تحولات عصر خود نداشته و از زمانه عقب می افتد اینجاست که بافتهایی شهری خواهند بود که توانایی پذیرش تغییرات عصر خود را نداشته و انزوای آن به تدریج فعالیتها و حیات خود را از دست می دهد. بافتهایی که از جنبه های کالبدی و عملکردی فرسوده می شوند، بنا به دلایل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به تدریج ساکنین خود را از دست می دهند و توسط اقشار فقیرتر اجتماعی و مهاجرین اشغال می شوند که تعلق به بافت نداشته و از روی اجبار در آن ساکن شده اند این مهم و تنگناهای کالبدی روند فرسایش این گونه بافتها رادر چرخه ای مرتبط تشدید می کند.

یکی از جنبه های حائز اهمیت بررسی در شهرها که هم علت و هم معلول بسیاری از معضلات شهری است بافـت فرسـوده شـهری می با شد. ماهیت ویژه بافت فرسوده، هرگونه بی توجهی به آن را از جهات مختلف بی اعتبار می سازد، زیرا هم از لحـاظ اقتصـادی دارای امکانات بالقوه ای اعم از زیر ساختی و روساختی است، هم از جهت فرهنگی، خاسـتگاه شـهر امـروزی و یادگـاری از فرهنـگ وتاریخ پیشین است، از جهت اجتماعی چه در صورت متروک شدن و چه تراکم کاربری های نامتناسب، بخشـی از جامعـه و ضـامن زندگی انسان ها می باشد، از جهت کالبدی نیز با وجود همه فرسودگی هنوز دارای ارزش های معمـاری و شهرسـازی بـی نظیـری است، به همین دلیل توجه بسیاری از صاحب نظران به مفهوم کیفیت زندگی شهری معطوف شد تا از ایـن طریـق تـلاش هـایی در راستای ارتقای شرایط زندگی و بهبود بخشیدن به بعد کیفی زندگی صورت گیرد (زارعی،.(۱۳۹۲