تصور فرماندهي و کنترل در مورد مبارزان بدين صورت است که آنها به نمايش درست ، بلادرنگ و ترکيبي از صحنه نبرد ازجمله توانايي دستور دادن ، پاسخگويي و هماهنگي عمودي و افقي رتبه بندي نياز دارند تا بتوانند ماموريت خود در صحنه نبرد را به انجام برسانند.

فرماندهي نيروهاي مشترک ، فرايندي سخت و رقابتي است .

فرماندهان نيروهاي مشترک ، نه تنها با تصميم گيري در موقعيت هاي پيچيده مواجهند، بلکه بايد اين کار را در محيطي غيرقطعي و در زمان محدود انجام دهند. فرماندهي بايد ماموريت هاي پيچيده و دشوار را اجرا کند. سيستم هاي C4 پشتيباني نيروهاي نظامي ، بايد قابليت تطبيق سريع با درخواست هاي جنگنده ها را داشته باشند تا اطلاعات مهم را دردسترس قرار داده و درجاي مورد نياز ارائه دهند؛ و تضمين کنند که اين اطلاعات به شکل صحيح و در هنگام ضرورت به مقصد خواهند رسيد[۱].

“عمليات مشترک ” واقعي ، کار کردن نيروها با يکديگر به منظور برقراري ارتباط و ايجاد سيستم هاي تعامل پذير مي باشد. وجود تعامل پذيري در عمليات هاي مشترک ، يکي از نيازهاي بسيار ضروري به حساب مي آيد. تعامل پذيري ، اصطلاح جديدي در مباحث نظامي نمي باشد. تعيين اولين زماني که اين کلمه مورد استفاده قرار گرفت مشکل است اما دو عامل که الزام استفاده از اين کلمه را مشخص مي کنند عبارتند از:

 –    يکپارچگي فناوري پيچيده

 –    رشد عمليات هاي مشترک

تعامل پذيري هدف اصلي قابليت عملياتي در چشم انداز مشترک ۲۰۲۰ مي باشد. براي دستيابي به اهداف عملياتي ائتلافي و جنگ مشترک ، نيروهاي مسلح بايد تعامل پذير باشند. البته تعامل پذيري تنها به برقراري ارتباط و به اشتراک گذاري اطلاعات محدود نمي شود و جنبه هاي ديگري را نيز دربر مي گيرد که بسيار مهمتر مي باشند.

براي پياده سازي عمليات مشترک ، پيش از اجرا بايستي اقدامات لازم صورت گيرد تا آمادگي انجام و هدايت عمليات نيروهاي مشترک ايجاد شود. سيستم هاي C4 فرماندهي , براي مشخص کردن نيازمندي هاي تعامل پذيري پيکره بندي و اجرا مي شوند، درحاليکه اولويت بندي نيازمندي ها به منظور پشتيباني از سيستم فرماندهي نظامي ملي (NMCS) خواهد بود. اين سيستم ها ابزارهايي را فراهم مي کنند تا فرماندهان , اطلاعات را ارسال و دريافت کرده ، فرماندهي صورت گرفته و نيروها کنترل شوند.