اکثر صاحبنظران معتقدند در مقاله های کوتاه بهتر است این زیرعنوان ها (سرفصلهای قسمتهای مقاله) ذکر نشود. در اینجا به خاطر توضیح و توجه خوانندگان این عنوان ها در ابتدای هر قسمت آورده شده است.

موضوعاتی را که برایشان بی نهایت لطیف و زیبا و دوست داشتنی و جالب بوده است منعکس نمایند. ولی وقتی که آن را برای دوستانشان خوانده اند یا به معلم و مریی خود نشان داده اند. برخلاف انتظارشان و با آنکه خود از دوباره خواندن آن غرقی در لذت و نشئه می شده اند به هیچ وجه جلب توجه نکرده و احیاناً مورد تمسخر واستهزاء دوستان نیز قرار گرفته و عاقبت بعد از چندین بار آزمایش و شکست برای همیشه از نوشتن سرخورده و دلسرد شده اند. در حالی که شاید امکان داشت نویسنده های خویی نیز در میانشان پیدا شوند. علت چه بوده است؟

دکتر مهدی فروغ در مقدمه ی ترجمه ی کتاب فن نمایشنامه نویسی نوشته ی لاجوس اگری مینویسد: ادعای کسانی که بنای هرنوشتهٔ ادبی و هنری را منوط به. داشتن غریزه ی تنها میدانند و متاسفانه تعداد آنها در کشور ما زیاد است مردود است…. باید توجه داشت که بدون اطلاع کامل از رموز و اصول نویسندگی و احاطهٔ کافی به مسائل اجتماعی و روانی هیچ فرد با ذوقی نابغه نخواهد شد. برای نویسنده شدن بدون شک باید زیاد مطالعه کرد و موشکاف بود باید مقایسه کرد و نتیجه گرفت، باید تجربه داشت و هر شخصی و هرچیز و هر کاری را با نظر باریک بین و با دقت زیاد بر مبنای اصولی معین زیر ذره بین قرار داد و نکات جالب و چشمگیر را در نظر گرفت و از این تجربیات در هنگام نوشتن استفاده کرد.

اگر آثار نویسندگان بزرگ و موفق دنیا را در نظر بگیریم بدون شک همهٔ آنها قهرمانانی را پروردهاند. با شخصیتهای واقعی و اثرگذار روی خواننده. اگر در کتابی قهرمانی شکست می خورد به راحتی می توان علت شکست او را در اخلاقی و رفتارش یا در سیر درست حوادث جستجو کرد. و اگر موفق میشود حتماً چنان شخصیتی باید موفق شود.