در واقع ، انواع گسترده اي از مفهوم تمرکز زدایی در عملکردهاي آموزشی وجود داردنوعاً.تصمیمهاي آموزشی در سطوح گوناگون ملی، ایالتی، منطقه اي، محلی، مدرسهاي، خانوادگی و فردي اتخاذ میشوند. اما به طور کلی، براي ارزیابی میزان غیر متمرکز بودن نظام آموزشی یک کشور باید به توزیع قدرت تصمیمگیري در خصوص کارکردهاي متفاوت آموزشی به شرح زیر توجه کرد:

-۱ رئیس اداره را چه کسی انتخاب میکند و قدرت تصمیمگیري او چقدر است؟

-۲ استخدام معلمان، سازماندهی آنها و میزان حقوقشان چگونه است؟

-۳ میزان استقلال مالی که به نظام آموزشی محلی قدرت پشتیبانی میدهد، چه قدر است؟ با توجه به تعدد نیازهاي امروز و تنوع تقاضا، چالش بزرگ پیش روي مراکز برنامهریزي درسی عبارت است از:

جست و جوي راه و روش هاي تمرکززدایی و تفویض بخشی از اختیارات در حیطه فرایند برنامه ریزي درسی درعمل به معلمان و سازمانهاي محلی و منطقهاي. برخی زمینه هاي چالش در سطح خرد ( استانی و محلی ) نیز به قرار زیر است :

  • شناخت مسایل.
  • یافتن راه حلهاي مناسب مسایل.
  • سهیم شدن در تعیین هدفها و انتظارات .
  • برعهده گرفتن سهمی مهم از مسوولیت تحقق هدفها.

در زیر، برخی موارد مثبت و منفی نظام برنامه ریزي درسی غیر متمرکز بر شمرده می شود:

نقاط مثبت :

  • جلب مشارکت متخصصان محلی.
  • کمک به تأمین نیازهاي منطقه اي.
  • انجام سریع تر امور اجرایی.
  • مقابله آسان تر با مشکلات پیش رو.
  • فرصت بیشتر براي بروزخلاقیتها.
  • ارج نهادن به تفاوتهاي فرهنگی و اجتماعی.
  • و …

نقاط منفی :

  • از آنجا که عدم تمرکز به میزان زیادي به اتکاي منابع، امکانات و شرایط محیطی صورت میگیرد، چنانچه بدون توجه به امکانات و شرایط لازم براي اعطاي اختیار
  • مسئولیت، عمل تفویض صورت گیرد، فاصله میان مناطق محروم و برخوردار روز به روز بیشتر خواهد شد.
  • تأمین نیروي انسانی و نیز منابع ابزاري مورد نیاز در محل ، در حد کفایت ، اغلب با مشکل مواجه است.
  • به دلیل نبود یا کمبود تجربههاي خود مدیریتی۱،فرایند موفقیت طولانی می شود.
  • در کل، تمایل به غاز تغییر، بدون محرك هاي بیرونی (خارج از سازمانهاي آموزشی)، به ندرت دیده می شود.
  • کنترل کیفیت در نظام غیر متمرکز دشوارتر است.